islamic-sources

    1. صفحه اصلی

    2. کتاب

    3. سلوک علوى

    سلوک علوى

    سلوک علوى

    • سيد حسين اسحاقى
    • --
    • --
    دانلود

      Download

    سلوک علوى
    Rate this post
    توضیحات مشخصات نظر

    راهبردهاى امام على (ع ) در تربیت فرزندان

    پیش گفتار
    بسم الله الرحمن الرحیم
    مقتداى راهمان على علیه السلام است ، همو که واژگان ، تاب بزرگى روحش ‍ را ندارند. با کدامین واژه مى توان به توصیف آفتاب نشست ؟ آن گاه که از روى سینه عبدود برخاست ، اخلاص معنا گرفت . چون به همراه همسر و فرزندانش افطار خود را سه شب پیاپى به مسکین و یتیم و اسیر بخشید، خودخواهى ها رخت بربست و دگر خواهى معنا و مفهومى تازه یافت . آن شب که ضربه شمشیر ابن ملجم بر فرق نازنینش نشست ، واژگان محبت و گذشت در برابرش ، به زانو درآمد. او که عارفان و مجتهدان ، پدر عرفان و پیشواى زاهدان مى نامندش . همو که شجاعان و دلیران ، او را مظهر شجاعت و جوانمردى ، عدل پیشگان و دادخواهان ، او را سرمشق دادگسترى ، حکمرانان و کارگزاران ، حکومتش را نمونه اعلاى حکومت انسانى ، فیلسوفان و اندیشمندان ، او را در قله هاى حکمت و دانایى و مددکاران عالم ، وى را نمونه دستگیرى مى دانند. به راستى ، گفتار و کردار آن پیشواى سترگ مانند آب حیاتى از چشمه سار زلال هستى مى جوشد و در جویبار اجتماع جارى مى شود و روح تعالى مى دمد. درخشش نور حق در جمال على علیه السلام چنان تابناک است که دیده ها را توان تماشاى آن نیست . على علیه السلام اقیانوسى است که کرانه اش سراسر هستى را پوشانیده است . خورشید محبت على علیه السلام روشناى دل هاى عاشقان و نورافشان پرده هاى زمان است .
    اینک که کالبد زمان ، با نام زیباى او جانى تازه یافته ، در دریاى مواج کرامت هایش غور مى کنیم و در واژه هایى از فضل و تربیت برمى چینیم و آن را ره توشه راهمان مى سازیم . آموزه هاى نورانى اش را پاس مى داریم ؛ زیرا پویا،شیوا، انسان ساز و حیات آفرین است . بر عجز و ضعف خویش ‍ معترفیم ؛ چه از اقیانوس بیکران کلامش همان قدر مى دانیم که آن ایستاده بر ساحل دریا از عمق و وسعت و عجایب دریا مى داند، جز هیمنه اى از امواج ، چیزى در گوش نداریم و جز به قدر وسعت دیدمان نمى بینیم . واپسین کلاممان این است : اى على ! اى که زادگاهت بیت الله ، زندگانى ات عبدالله ، وجودت محو ذات الله ، پیکارت فى سبیل الله ، سخنانت نورالله ، سیمایت تجسم صفات الله و سرانجامت فناى فى الله است ! ما را از زلال هدایتت نصیب فرما، دل هایمان را از دریاى کمالاتت سیراب و مشام جانمان را از بوى خوش علوى ، سرمست گردان ، که در هر حال ، پیوندمان با اهل بیت علیه السلام ناگسستنى است .
    در اینجا لازم است از مرکز پژوهش هاى اسلامى صداوسیما که زمینه انجام این تحقیق را فراهم آورده و نیز از همکارى مسئولان محترم بوستان کتاب قم که امکان انتشار این اثر را فراهم آوردند، سپاسگذارى نمایم . امید آن که تلاش ما مقبول طبع بلند شما تربیت یافتگان مکتب اهل بیت علیه السلام قرار گیرد که بى گمان پذیرشتان قبول حضرت حق را در پى خواهد داشت . در هر حال ، پنجره دیدگانمان را به سوى رهنمودهاى سودمندتان مى گشاییم .
    سید حسین اسحاقى
    مقدمه
    تربیت از ابتدایى ترین و اساسى ترین نیازهاى زندگى بشرى است . نه تنها تربیت لازمه جدایى ناپذیر زندگى است ، بلکه انسان ، تنها در پرتو تربیت صحیح مى تواند موجودى هدفمند و اندیشه ورز بوده ، به اهداف و آرمان هاى خود دست یازیده و قله رفیع سعادت را فتح کند. انسان مسلمان ، براى پیمودن راه سعادت و بندگى ، نیازمند الگوهاى مطمئن در عرصه عمل است . تنها معصومین علیه السلام هستند که از گوهر عصمت و مصونیت برخوردار و از خطا و اشتباه به دورند. آنان بهترین و مطمئن ترین الگوهاى تربیتى اند و ارائه دیدگاه هایشان ، ضرورتى انکارناپذیر براى پویندگان عرصه تعلیم و تربیت است . در این میان ، الگوى تربیتى امام على علیه السلام جایگاه ویژه اى دارد. آشنا ساختن فرزندان با علوم اهل بیت علیه السلام ، از جمله عناصر مهم تربیت دینى در فرهنگ شیعى و علوى است . باید بکوشیم تا فرزندانمان را با معارف غنى ، متقن و روشنگر اهل بیت علیه السلام آشنا سازیم و آنان را با تعلیم معارف و محاسن دانش ناب اهل بیت علیه السلام در حریم امن عقیده و عمل قرار دهیم و در برابر هجوم عقاید و اندیشه هاى ناپاک ، سدى مستحکم ایجاد کنیم ؛ همان گونه که حضرت على علیه السلام مى فرمایند: به کودکان خود، آن مقدار از دانش ما را، که به حال آنان مفید است ، تعلیم دهید تا اندیشه مخالفان و مرجئه ، بر آنان غالب نشود. (۱)
    در سیره تربیتى معصومین علیه السلام تربیت ، پیش از تولد آغاز مى شود؛ بدین معنا که پدران و مادران موظفند زمینه هایى را فراهم آورند که فرزندانمان به اعمالى چون نماز که بارزترین و مهم ترین مصداق تربیت دینى است و تلاوت قرآن کریم که سرچشمه معارف الهى است و دعا و همه فضیلت ها و ارزش هاى دینى و اخلاقى دیگر در آنان ملکه شود.
    ضرورت و اهمیت تربیت
    توجه به تربیت ، توجه به حیاتى ترین مقوله انسانى است . همه بسامان ها و نابسامانى ها، صلاح ها و فسادها وسعادت ها و شقاوت ها به نوع تربیت باز مى گردد. تربیت از حیاتى ترین ابعاد زندگى انسان است و در پرتو آن ، انسان به سعادت مطلوب نایل مى شود. بزرگ مربى اسلام حضرت على علیه السلام بارها و بارها در سخنان خود، به بیان این مهم پرداخته و آثار و نتایج مثبت تربیت فرزند و پى آمدهاى منفى بى توجهى به آن را بیان کرده اند. امام على علیه السلام به تربیت فرزند، فراتر از تاءمین نیازهاى جسمى و عاطفى آن نگریسته و آن را عطیه اى الهى شمرده اند که در پرتو تربیت سازنده به کمالات انسانى خواهد رسید. ایشان تربیت و ادب آموزى را میراثى بى مانند تلقى کرده اند. (۲)على علیه السلام ثمره و محصول تربیت را پرورش فرزند ناصالح دانسته اند. ایشان فرزند صالح را نیکوترین یادگار، بلکه مساوى با همه یادگارهاى باقى مانده از والدین معرفى (۳)و از دیگر سو فرزند ناصالح را مایه نابودى شرف و بلند مرتبگى پدران ، و پیشینیان آنان معرفى مى کنند. (۴)فرزند ناصالح نه تنها خویشتن خود را گم مى کند و گوهر بندگى و انسانیت خویش را از دست مى دهد بلکه گاهى ممکن است پدر صالح و شایسته را به انسانى ناصالح تبدیل کند. حضرت على علیه السلام درباره زبیر مى فرمایند: پیوسته زبیر مردى از ما اهل بیت بود تا این که فرزند شوم و ناخلف او، عبدالله بزرگ شد(۵)(و او را از ما جدا کرد) بنابراین ، تربیت ، بستر خوشبختى و بدبختى انسان ها و جوامع مختلف را فراهم مى سازد. انسان به سبب تربیت درست ، متخلق به اخلاق ربانى مى شود و با تربیت نادرست ، از سیر کمال باز مانده و به بیراهه مى رود. البته انسان ها در پذیرش تربیت متفاوتند. حضرت على علیه السلام مى فرمایند: الناس ثلاثه : فعالم ربانى و متعلم على سبیل نجاه و همج رعاع اتباع کل ناعق یمیلون مع کل ریح لم یستضیوا بنور العلم و لم یلجؤ ا الى رکن وثیق ؛(۶)مردم سه دسته اند: دانایى که خداشناس است ؛ آموزنده اى که در راه رستگارى کوشا است و فرومایگانى رونده به چپ و راست ، که در هم آمیزند و پى هر بانگى را گیرند و با هر باد به سویى خیزند، نه از روشنى دانش فروغى یافتند و نه به سوى پناهگاهى استوار شتافتند.
    انسان مى تواند به سبب تربیت ، به کمالات انسانى دست یابد یا به پایین ترین مراتب انسانى تنزل کند و از حقیقت وجودى خویش بى بهره بماند. پرداختن به تربیت ، در حقیقت ، توجه به ضرورى ترین امور انسان و جامعه انسانى است . امیر مؤمنان علیه السلام مى فرمایند: عدم الادب سبب کل شر ؛(۷)فقدان ادب ، سبب هر شر و بدى است .
    پیشوایان معصوم علیه السلام مسئله تربیت و هدایت مردم را در راءس ‍ برنامه هاى خود قرار داده بودند. آنان در سخت ترین شرایط نیز به این مهم عنایت داشتند.نمونه بارز این مسئله ، در پاسخ حضرت على علیه السلام به معترضانى که پس از بازپس گیرى شریعه آب از سپاه معاویه و سپس آزاد گذاشتن آن براى استفاده لشگریان دشمن ، خرده مى گرفتند، مشهود است : اءما قولکم : اءکل ذلک کراهیه الموت ! فوالله ما اءبالى ؛ دخلت الى الموت اءو خرج الموت الى . و اءما قولکم شکا فى اءهل الشام ! فوالله ما دفعت الحرب یوما الا و اءنا اءطمع اءن تلحق بى طائفه فتهتدى بى و تعشو الى ضوئى و ذلک اءحب الى من اءن اءقتلها على ضلالها و ان کانت تبوء باثامها ؛ (۸)
    اما سخن شما که این همه تاءمل و درنگ مرا حمل بر ترس و کشته شدن کرده اید! پس سوگند به خدا هیچ باکى ندارم از داخل شدن در مرگ (کشته شدن در میدان کارزار) یا این که ناگاه مرگ مرا دریابد. اما سخن شما که با مرا شک و تردیدى است . (و فرمان جنگیدن نمى دهم )، پس سوگند به خدا یک روز جنگ کردن را به تاءخیر نینداختم ، مگر آن که مى خواهم گروهى (از آنان )به من ملحق گردیده و هدایت شوند(دست از گمراهى کشیده به راه راست قدم نهند) و با چشم کم نور خود، روشنى راه مرا ببینند و این تاءمل و درنگ در کارزار، نزد من محبوب تر از این است که آن گمراهان را بکشم و اگر چه ایشان دست از ضلالت و گمراهى برندارند سرانجام کشته مى شوند و در روز قیامت با گناهانشان (که مخالفت با امام و پیروى از دشمنان است )باز مى گردند. حضرت على علیه السلام گاهى در میدان هاى جنگ ، علاوه بر تربیت گروهى ، به تربیت فردى نیز مبادرت مى ورزیدند. در این باره نقل شده است که در جنگ جمل ، از بین لشکریان حضرت ، فردى برخاست و عرض کرد: آیا اعتقاد شما بر این است که خدا یکى است ؟ اصحاب امیر مؤمنان علیه السلام از این سؤ ال در آن شرایط حساس تعجب کردند و گفتند: مگر نمى بینى امام در این جبهه با چه مسائلى مواجه است . حضرت على علیه السلام فرمودند: بگذارید جواب سؤ ال خود را بگیرد و درباره خداى خود شناختى کسب کند؛ زیرا او همان را مى خواهد که ما آن را دشمن خود (در جنگ )مى خواهیم ؛ یعنى هدف ما از جنگ ، تربیت و بیدارى مردم است و مبارزه و جنگ ، اصالت ندارد و هدف نیست ، سپس با کمال خون سردى در میدان جنگ ، مسئله توحید و خداشناسى را براى او تشریح کردند تا وى کاملا قانع شد.(۹)

    • سيد حسين اسحاقى
    • --
    • --
    • ---