islamic-sources

    1. صفحه اصلی

    2. کتاب

    3. بر خانه حضرت فاطمه چه گذشت؟

    بر خانه حضرت فاطمه چه گذشت؟

    دانلود

      Download

    بر خانه حضرت فاطمه چه گذشت؟
    Rate this post
    توضیحات مشخصات نظر

    مقدمه

    اشاره

    بسم الله الرحمن الرحیم

     قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم):

     فاطِمَهُ بَضْعَهُ مِنّی فَمَنْ اَغْضَبَها اَغْضَبَنی.

     ۱ ـ صحیح بخاری جلد ۵، باب فضائل صحابه، ص ۳۶، و جلد ۷ کتاب النکاح، ص ۴۷ چاپ مصر.

     ۲ ـ صحیح مسلم جلد ۷، باب فضائل صحابه، ص ۱۴۰ چاپ مصر.

     ۳ ـ سنن ترمذی، جلد ۵، ص ۳۵۹ چاپ مصر.

     ۴ ـ سنن ابن ماجه، جلد ۱، کتاب النکاح، باب ۵۶ چاپ مصر.

     ۵ ـ سنن ابی داوود جلد ۱، کتاب النکاح، ص ۴۷۸، چاپ مصر.

     ۶ ـ مسند احمد، جلد ۴، ص ۵، ص ۳۲۶ چاپ مصر و دهها منبع معتبر دیگر اهل سنت.

     فَهَجَرَتْ اَبابَکر… فَلَمْ تَزَلْ مُهاجِرَهً لَهُ حَتی تَوُفّیَتْ.

     فَغَضَبَتْ فاطِمَهُ رَضیَ اللّهُ عَنْها وَ هَجَرَتْهُ فَلَمْ تُکَلِمْهُ حَتی ماتَتْ

     ۱ـ صحیح بخاری، ج ۴، کتاب فضل الجهاد و السیر، باب الخمس، ص ۹۶ و جلد ۵ باب غزوه خیبر، ص ۱۷۷ و جلد ۸ کتاب الفرائض، ص ۱۸۵ چاپ مصر.

     ۲ ـ صحیح مسلم جلد ۵ کتاب جهاد و السیر، باب قول النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) ما ترکنا فهو صدقه، ص ۱۵۴٫

     ۳ ـ السنن الکبری بیهقی، کتاب قسم الفئ و الغنیمه جلد ۶ ص ۳۰۰ چاپ هند.

     ۴ ـ سنن ترمذی ج ۴، کتاب السیر، باب ۴۴ شماره حدیث ۱۶۰۹ چاپ مصر.

     ۵ ـ مسند احمد ج ۱، ص ۶ و ۹ چاپ مصر و دهها منبع معتبر دیگر اهل سنت.

    حرمت خانه وحی در قرآن و حدیث

    مهر ورزیدن و دوست داشتن پیامبر خدا از اصولی است که قرآن به آن دعوت می کند، و یادآور می شود که علاقه ما به خدا و پیامبر (ص) باید بالاتر از مهر ما نسبت به پدران و فرزندان و برادران و همسران و خویشاوندان باشد [۱]  .

     و در آیه ای دیگر مودت «ذی القربی» را پاداش رسالت تلقی می کند و می فرماید:

     قُلْ لا اَسْئَلکُمْ عَلَیْهِ اَجْرَاً اِلاّ الْمَوَدَهَ فِی الْقُرْبی  [۲]  .

     بگو من پاداشی جز مودت ذی القربی نمی خواهم.

     در لسان قرآن، خانه وحی و خانه های وابسته به آن از همان احترامی برخوردارند که مساجد و خانه های خدا از آن برخوردار می باشند، مساجد در فقه اسلامی، برای خود موضوعی است که احکام خاصی دارند، بیوت پیامبران و باالاخص بیت پیامبر گرامی و بیوت وابسته در برخی از احکام با مساجد یکسانند.

     قرآن در باره خانه های پیامبران چنین می فرماید:

     فی بُیُوت اَذِنَ اللّهُ اَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَااسْمُهُ یُسَبِحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِ وَ الاْصال خانه هایی که خدا به ترفیع و تکریم و بردن نامش در آن، فرمان داده است، و مردان خدا را در آن صبح و عصر تسبیح می گویند.

     مقصود از این بیوت به تصریح پیامبر گرامی (ص) مساجد نیست بلکه خانه های پیامبران است. و فرمان به ترفیع خواه ظاهری باشد خواه معنوی حرمت بیوت پیامبران را فریضه لازم می داند.

     جلالدین سیوطی (۸۴۸ ـ ۹۱۱) در تفسیر خود به سندی از انس بن مالک نقل می کند وقتی که پیامبر خدا آیه «فی بیوت اذن الله» را تلاوت فرمود مردی برخواست و گفت مقصود از «بیوت» که خدا به ترفیع آن فرمان داده است چیست؟

     پیامبر خدا فرمود «بیوت الانبیاء» خانه های پیامبران است، سپس ابوبکر برخواست و در حالی که به خانه علی و فاطمه اشاره می کرد گفت: این خانه از همین بیوت است؟

     پیامبر فرمود: از برترین و بارزترین آنها است.

     تکریم بیوت پیامبران و بالاخص بیوت پیامبر گرامی، به زمان خود اختصاص ندارد بلکه مسلمانان در طول زمان باید در حفاظت و صیانت و مرمت و بازسازی آنها بکوشند، و با گرامی داشتن این آثار، به اصالتها و نشانها بقاء و پایداری بخشند.

     جای تأسف است که امت اسلامی پس از درگذشت پیامبر گرامی این اصل را نادیده گرفته و شئون او را درباره خاندانش و بیت مسکونی فرزندانش رعایت نکردند، و بی حرمتی را نسبت به برخی از بیوت او روا داشتند، و این کار نکوهیده برای یک محقق تاریخ پوشیده نیست، تا آنجا که متعصب ترین نویسنده معاصر «ابوالحسن ندوی» در برخی از آثار خود به این نکته توجه نموده و می گوید: پس از درگذشت پیامبر با فرزندان او رفتار درست انجام نگرفت.

     کتابی که هم اکنون در اختیار پژوهشگران تاریخ قرار می گیرد، به تحلیل گوشه ای از این وقایع پرداخته است. و اسناد بی حرمتی به خانه وحی را از مصادر تاریخی گرد آورده ، و در آن داوری نموده است.

     هر گاه نگارش تاریخ و تحلیل وقایع با رعایت موازین اخلاقی و آداب اسلامی صورت پذیرد ، مایه بینایی امت اسلامی می گردد، آنگاه بر وحدت اسلامی کمک می کند، و از بد بینی گروهی نسبت به گروه دیگر می کاهد، و روشن می شود که حساسیت گروهی نسبت به وقایع صدر اسلام بی دلیل نبوده، و این گروه برای خود دلایل قاطع دارند، دلایلی که در کتابهای خود آنها وارده شده است.

     امید است این اثر علمی و تاریخی که به خامه دانشند محترم جناب آقای حاج سید ابوالحسن حسینی نگارش یافته و به گردآوری مدارک و مصادر این واقعه پرداخته است گامی مؤثر، در عقب زدن پرده ها از چهره حقایق تاریخی باشد.

     «رَزَقَنَا اللّهُ تُوحیدَ الْکَلِمَه، کَما رَزَقَنَا کَلِمَهَ التّوحید»

     قم ـ مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق (ع)

     جعفر سبحانی

     ۲۶/۱/۱۳۷۵ برابر ۲۵ شوال ۱۴۱۶