islamic-sources

    1. صفحه اصلی

    2. کتاب

    3. آیینه جمال

    آیینه جمال

    آیینه-جمال

    • آیت‌الله صافی‌گلپایگانی
    • یک
    • مسجد مقدس جمکران
    دانلود

      Download

    آیینه جمال
    3 (60%) 7 votes
    توضیحات مشخصات نظر

    «آیینه جمال؛ نگرشی بر مکارم اخلاق امام حسین علیه السلام» به تبیین فضائل اخلاقی حضرت سید الشهداء علیه السلام در قالب داستان و حدیث پرداخته است.
    کتاب «آیین جمال؛ نگرشی بر مکارم اخلاق امام حسین علیه السلام» فضائل و مکارم اخلاقی حضرت سید الشهداء علیه السلام را در یازده فصل بر رسیده است.
    مؤلف این کتاب به تبیین فضائل اخلاقی حضرت سید الشهداء علیه السلام در قالب داستان و حدیث پرداخته است.
    «جمال آدمی»، «خورشید اندیشه»، «بر سجاده نیاز»، «باران سخاوت»، «یک آسمان کَرَم»، «پرچم عدالت خواهی»، «به رنگ سادگی»، «بر قله تواضع»، «قهرمان تاریخ»، «روح پرشکوه» و «کوه صبر» عناوین فصل های این کتاب است.
    در بخشی از این کتاب با عنوان مرام نامه حسین علیه السلام می خوانید: «امام حسین علیه السلام در آداب اجتماعی و حسن معاشرت با دور و نزدیک، بلند پایه و بی نظیر بود. خصال آن حضرت سرشار از عفو و گذشت است.
    جمال الدین محمد زرندی حنفی مدنی روایت کرده: امام زین العابدین از پدرش حسین علیهما السلام نقل می کند که فرمود : اگر مردی به من دشنام دهد در این گوش (و به گوش راستش اشاره فرمود) و عذر بیاورد در گوش دیگرم، عذر او را می پذیرم؛ زیرا امیر المؤمنین علیه السلام از جدم پیغمبر صلی الله علیه و آله برای من نقل فرمود:
    لا یرد الحوض من لم یقبل العذر من محق أو مبطل؛
    وارد حوض (کوثر) نمی شود کسی که عذر را نپذیرد، خواه عذرآور حق بگوید یا باطل.
    امام حسین علیه السلام با فرزندان، بانوان، خویشان و اهل بیت خود، در نهایت ادب، محبت، رحمت، مهربانی، انس و مودت بر خورد می کرد.
    ابن قتیبه روایت می کند: مردی خدمت امام حسن علیه السلام آمد و از آن حضرت در خواست چیزی کرد.
    حضرت فرمود: سؤال، شایسته نیست مگر برای وام سنگین یا فقر خوار کننده و یا دیه و تاوانی که ادا نکردن آن سبب رسوایی شود.
    عرض کرد: نیامدم به خدمت شما مگر برای یکی از آنها.
    حضرت فرمان داد صد دینار به او دادند.
    سپس آن مرد خدمت حسین علیه السلام رفت و از آن حضرت نیز سؤال کرد، حسین علیه السلام هم همان سخن برادرش را به او فرمود و همان پاسخ را شنید.
    سپس پرسید: برادرم به تو چقدر داد؟
    عرض کرد: صد دینار.
    حسین علیه السلام نود و نه دینار به او عطا کرد؛ زیرا نخواست با برادرش برابری کرده باشد.
    یاقوت مستعصمی از انس روایت می کند: در خدمت حسین علیه السلام بودم، کنیزکی دست گلی برای آن حضرت آورد. حسین علیه السلام فرمود :
    انت حره لوجه الله تعالی؛ تو برای خدا آزادی.
    گفتم: کنیزکی یک دسته گل برایت آورده و تو او را آزاد می کنی؟
    فرمود: خدای تعالی چنین به ما ادب آموخته است؛ زیرا می فرماید:
    و إذا حییتم بتحیه فحیوا بأحسن منها أو ردوها
    هرگاه کسی شما را ستایش کند، شما نیز باید در مقابل به ستایشی بهتر یا مانند آن پاسخ دهید.
    و نیکو تر ازاین دسته گل، آزاد ساختن او بود.»

    • آیت‌الله صافی‌گلپایگانی
    • یک
    • مسجد مقدس جمکران
    • 1390
    • اول
    • قم