دین و مناسبات دینی قرن هاست ذهن آدمیان را به خود مشغول كرده است. اگر چه این ركن اساسی در جوامع مختلف با نوسان ها و تغییرهای زیاد به حیات خود ادامه داده، ولی هیچ گاه از جنبه های زندگی بشری حذف نشده است. دین بنا بر فراخور زمان حیاتش و نوع جامعه ای كه در آن شكل گرفته با مسائلی چون سیاست، اقتصاد، اجتماع، فرهنگ و هنر رو به رو شده است. در زیر مجموعه هنر رابطه ای عمیق میان دین و نمایش وجود دارد، تا جایی كه بسیاری از محققان، تئاتر را زاییده مراسم و آیین های مذهبی می دانند و حتی معتقدند تئاتر در غرب بعد از ممنوعیت های قرون وسطی بار دیگر از درون كلیسا سر برآورد. در ایران پیش از آن كه نمایش به شیوه غربی رواج یابد، هنرمندان گمنام نمایش توانستند در قالب نمایش های مذهبی به روایت دراماتیك سرگذشت اولیای دین دست یابند. این موضوع نشان از سابقه كهن آیین های نمایشی در دیار ما دارد، زیرا برخی از نمایش ها چون تعزیه از لحاظ اجرایی وامدار آیین های پیش از اسلام بودند.

نمایش های مذهبی در ایران برپایه داستان زندگی خاندان پیامبر اسلام شكل گرفتند. در بین این گونه های نمایشی، نقالی و تعزیه از جایگاه ویژه ای برخوردارند كه درباره چگونگی شكل گیری و فرم های اجرایی آنها بررسی و تحقیقات وسیعی صورت گرفته است، ولی در بین این نوشته ها دو موضوع جلوه كمتری دارند:

۱ بررسی ساختمایه های نمایش های دینی

۲ سیمای پیشوایان دینی به طور مشخص در این نمایش ها. در این فرصت در نظر داریم تا دو موضوع فوق را بامحوریت امام رضا(ع) در نقالی و تعزیه مورد بررسی قرار دهیم.

●سیره امام رضا(ع) در نقالی و دیگر آیین های نمایشی

نقالی: علامه دهخدا در باره واژه نقال می گوید: «اضافه گو، قصه خوان، كسی كه قصه و حكایت بیان می كند، كسی كه در قهوه خانه ها و مجامعی از این قبیل داستان های حماسی و سرگذشت پهلوانان و عیاران را به آهنگی خاص نقل می كند» (دهخدا، جلد ،۱۴ ص ۲۲۶۵۳).

نقالی از جمله نمایش های مستقل است كه پس از اسلام شكل گسترده و نمایشی پیدا كرد. ریشه نقالی به قوالی پیش از اسلام باز می گردد. مهم ترین تفاوت این دو گونه نمایشی مربوط به اجرای آنهاست، قوالی با ساز همراه بود، ولی نقالی بدون ساز و با تكیه بر بازیگری، شرح و بیان نقالی اجرا می شد، نقل ها از لحاظ مضمون به چهار دسته اصلی دسته بندی می شوند:

الف ـ نقالی های تاریخی اسطوره ای و حماسی

ج ـ نقل های پهلوانی

د ـ نقل های غنایی

ه ـ نقل های دینی و مذهبی.

بخش قابل توجهی از نقل های مورد استفاده در نواحی ایران از مضمون دینی و مذهبی برخوردارند. این گروه ازنقل ها به اشكال مختلفی مسائل اعتقادی را مورد توجه قرار داده و به باز پرورش آنها می پردازند.

بعضی از نقل های مذهبی به طور مستقیم برخی از احادیث قرآنی یا روایت دینی و مذهبی را به عنوان جوهر اصلی خود برگزیده اند. نقل سرگذشت حضرت یوسف(ع)، نقل حضرت علی(ع)، نقل موسای پیامبر، نقل در آتش شدن حضرت ابراهیم(ع) و نقل حضرت امام رضا(ع) مهمترین اینگونه نقل هاست كه در نوروز خوانی نیز مورد استفاده قرار می گرفت. برای نمونه در نقل های مربوط به امام رضا(ع) داستان سفر ایشان از مدینه به طوس مورد توجه قرار می گرفت. مهمترین ویژگی این نقل افزودن شاخ و برگ های عامیانه به اصل داستان و آوردن معجزات و كرامات امام رضا(ع) نزد صیاد برای آزاد كردن آهویی است كه بره شیرخواره اش در انتظار اوست.

در این نقل معجزه امام رضا(ع) به عنوان درونمایه اصلی داستان مورد توجه قرار گرفته است. این مجلس نقل بیشتر در خراسان اجرا می شد. نكته جالب توجه در مورد نقل ضامن آهو فرم اجرایی آن است. خراسان از استان هایی است كه علاوه بر شیعیان، اهل سنت نیز در آن سكونت دارند و به همین دلیل دو روایت متفاوت از داستان ضامن آهو وجود دارد، قهرمان این نقل در مناطق اهل سنت پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) است.

دو ویژگی اساسی در نقل ضامن آهو به روایت شیعیان وجود دارد: اول سخن گفتن آهو كه این ویژگی یعنی سخنگویی حیوانات تا حدودی تحت تأثیر مكاتب ادبی و قصه پردازی هندی است و دوم یعنی معجزه حضرت رضا(ع) بیشتر از جوهر و درونمایه اسلامی و شیعه سرچشمه می گیرد.

نقالی دینی شكل های مختلفی از آیین های نمایشی را در بر می گیرد كه بیان زندگی و فضایل امام رضا(ع) در برخی از این آیین ها به عنوان موضوع اصلی مورد توجه است.

این آیین ها عبارتند از:

الف ـ مناقب خوانی سروده های شعر در مدح و منقبت امامان معصوم از سوی گروهی كه مناقب خوان نامیده می شوند، برای مردم كوچه و بازار خوانده می شود.

«مناقب خوان ها شبیه مداحان عمل می كردند با این تفاوت كه كار آنها محدود به اوصاف امامان و ائمه شیعه امام علی(ع) بوده و در این زمینه به نقل حدیث و روایت و داستان های حماسی و مذهبی می پرداختند.» (نصری شرفی، ،۱۳۸۳ جلد ،۳ ص۹۲) به همین دلیل این قبیل اشعار را مبدأ اصلی حماسه نامه های مذهبی می دانند.

در منقبت خوانی های استان خراسان در باره كرامت امام رضا(ع) اشعاری خوانده می شد. این اشعار اگرچه عاری از داستان های حماسی بودند ولی از لحاظ آموزشی و اخلاقی نكات مهمی را در بر داشتند. این اشعار كه با حمد خداوند و نعت پیامبر اسلام و حضرت علی(ع) شروع می شدند به بیان فضایل اخلاقی امام رضا(ع) بدون بیان داستانی از زندگی ایشان می پرداخت.

ب ـ پرده خوانی در این مراسم نقال داستان خود را از روی تصویری كه روی پرده كشیده شده است، شرح می دهید. موضوع تصاویر پرده خوانی دو بخش است: بخش اول داستان های كهن ایران و حماسه های ملی. بخش دوم حماسه های مذهبی و داستان هایی از زندگی امامان معصوم و مصائب شهادت امام حسین(ع) و یارانش. در بین پرده خوانی های مذهبی می توان به پرده سفر امام رضا(ع) و شرح معجزات از جمله شفا دادن كور، ضمانتآهو و داستان نجات زائر غریب اشاره كرد ( نصری شرفی، ،۱۳۸۳ ص ۹۴).

ج ـ چاووش خوانی زمانی كه شخصی قصد زیارت اماكن مقدس را بویژه مرقد امام رضا(ع) می كرد عده ای او را مشایعت كرده و با خواندن اشعاری در مدح و توصیف زیارتگاه آن امام معصوم باعث دلگرم شدن مسافر در برآورده شدن حاجات در این سفر می شدند.

●سیمای امام رضا(ع) در تعزیه خوانی

«تعزیه» در لغت به معنای سوگواری و عزاداری و به پا داشتن یادبود عزیزان از دست رفته است و در اصطلاح به نوعی نمایش مذهبی با آداب و رسوم و سنت های خاص اطلاق می شود كه خلاف معنی آن غم انگیز بودن، شرط حتمی آن نیست و ممكن است گاهی خنده آور و شادی بخش نیز باشد. البته بیشتر این نوع نمایش ها به منظور یادآوری مظلومیت شهیدان دین و مذهب (امامان معصوم) برپا می شود (محجوب، ،۱۳۴۶ ص ۱).

اگرچه برگزاری مجالس تعزیه را مربوط به اواخر دوران صفوی می دانند، ولی نباید این نكته را فراموش كرد كه تعزیه شكل تكامل یافته مراسم و سوگواری های مذهبی است كه از قرون اولیه اسلامی در ایران رواج یافتند كه خود این مراسم نیز ریشه در آیین های قبل از اسلام داشتند. از زمان عضدالدوله دیلمی در قرن چهارم هجری به راه انداختن دسته های عزاداری رواج یافت. برپایی دسته های سوگواری در سوگ سیاوش و قبل از اسلام آغاز شده بود. این دسته ها شعرهایی را در ذكر مصائب شهدای كربلا می خواندند. این اشعار كه گاه به صورت سؤال و جواب خوانده می شد، بعدها در شكل گیری گفت وگوی نمایش های دینی نقش عمده ای داشتند (شهیدی، ،۱۳۸۰ بخش شكل گیری تعزیه).

این مراسم و تظاهرات مذهبی با رسمیت یافتن مذهب شیعه در دوره صفوی شكل و هیبت منظم و سازمان یافته ای پیدا كرد و بتدریج با نوشته شدن حماسه های مذهبی و كتاب هایی در مدح و منقبت خاندان پیامبر(ص) و نیز ظهور پدیده ها و عناصر فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و مراسم دیگر چون روضه خوانی، واقعه گویی، نقالی، مناقب خوانی، حمله خوانی و در اواخر دوره صفویه به شكل و صورت كنونی درآمد. البته تعزیه و تعزیه خوانی در تمام مناطق ایران در یك زمان و به یك شكل رواج نیافت و از نظر كیفیت و شیوه اجرا یكسان نبود كه با توجه به خارج از بحث بودن این موضوع، از كنار آن می گذریم.

تعزیه های به دست آمده با محوریت شخصیت امام رضا(ع) به دو بخش تقسیم می شوند:

۱ تعزیه های مربوط به شهادت امام

۲ تعزیه هایی مربوط به زیارت كنندگان مقبره امام. از هر كدام از این بخش ها دو نسخه اصلی وجود دارد، یك نسخه با نام مجلس شهادت امام رضا(ع) و نسخه دیگر با نام مجلس زوار غریب. این تعزیه ها با توجه به مناسبت های مرتبط با زندگی امام رضا(ع) اجرا می شدند، برای نمونه در جشن ها مجلس زوار غریب و در مراسم سوگواری مربوط به امامان شیعه، مجلس شهادت اجرا می شد. با همه تفاوت ها تمامی تعزیه های مربوط به امام رضا(ع) یك ویژگی مشترك دارند و آن اشاره به كرامات و معجزات امام رضا(ع) است.

●بررسی ساخت مایه های نمایشی تعزیه شهادت امام رضا(ع)

این مجلس كه مهمترین تعزیه درباره شهادت امام رضا(ع) است، در واقع روایتی است از غریبی امام و جفاهای وارد شده به ایشان.

●داستان تعزیه

خط اصلی داستان این مجلس، سفر امام به ایران و شهادت اوست. اما در این بین، داستان های فرعی به جذابیت و كشمكش داستان اصلی كمك می كنند. همان طور كه قبلاً اشاره شد، داستان معجزات امام رضا(ع) از ویژگی های مشترك تمامی مجالس تعزیه مربوط به ایشان است. این قصه ها كه در تعزیه شهادت امام چون شاخ و برگ از داستان اصلی منشعب شده اند، عبارتند از: شفا دادن كور، دیدار با مرد سلمانی و ملاقات او در هنگام مرگ، خشك شدن باغ با نفرین امام و ضمانت آهو و شرمساری صیاد، مكر پیرزن برای ضربه زدن به شخصیت امام و رسوا شدن او با مرگ پسرش.

این داستان ها با وجود ارتباط با یكدیگر، ساختمان و قصه ای مستقل دارند و هر یك دارای آغاز، میانه و پایان هستند. در مجلس شهادت امام رضا(ع) داستان های فرعی در بستر داستان اصلی قرار گرفته اند. به طوری كه هیچ گاه پراكندگی در خط داستانی احساس نمی شود. این تكنیك داستان پردازی به زیبایی توانسته بدون انقطاع ذهنی مخاطب از داستان اصلی، توجه او را به خرده داستان های نمایش نیز جلب كند.

●بن اندیشه (تم) نمایش

دو بن اندیشه در مجلس شهادت امام رضا قابل تشخیص است: فضایل اخلاقی امام و غربت.

هر كدام از این بن اندیشه ها در جای خود بخوبی پیام نمایش را منتقل می كنند. در مورد بن اندیشه یا تم اول می توان گفت كه در اصل هدف آن نشان دادن فضایل و كرامات معصومی است از تبار رسول الله كه در هر لحظه از زندگی خود منشأ خیر و خوبی است. شفا می دهد، می بخشد، هدایت می كند و همراهی می كند. امام در سفری است كه ناخواسته پای در آن نهاده ولی در كنار ذكر مرثیه ها، همواره به فكر گشودن گره از كار مردمان است. این موضوع از جنبه های تعلیمی تعزیه ها و نقل های مذهبی است، زیرا این نمایش ها همواره سعی در آموزش سیره نبوی دارند، هدف آنها تعلیم اخلاق نیكو و صفات پسندیده به مخاطب است و فقط به دنبال بازگویی داستانی از زندگی امامان نیستند. برای نمونه این بخشی از تعزیه به تماشاگر می آموزد كه در هر شرایطی باید به فكر حل مشكلات انسان ها بود.

بن اندیشه یا تم دوم كه جنبه حزن نمایش را نیز برعهده دارد، همواره بر غریبی آل علی(ع) تأكید دارد.

اگر هدف نمایش دینی را علاوه بر آموزش، ذكر مصائب و ظلم های ناروا بر اولیای خدا بدانیم، مجلس شهادت امام رضا(ع) بخوبی از عهده آن برآمده است. البته این یادآوری با اندوه درونی مخاطب كه ناشی از مشكلات روزگار است، جمع شده و او را به اوج جذبه عاطفی و تزكیه می رساند و گاه برای برقراری این ارتباط معنوی در برخی از گفت وگو به داستان كربلا نیز اشاره می كند.

شخصیت های تعزیه اگرچه شخصیت های گوناگونی در مجالس تعزیه حضور دارند، ولی جنبه نمایشی تعزیه از چالش میان دو گروه شخصیتی یعنی اولیا و اشقیا به وجود می آید، اولیا به عنوان نماینده خیر و اشقیا به عنوان مظاهر شر و پلیدی در رویارویی با یكدیگر مخاطب را به شناختی دوباره از خویش دعوت می كنند.

شخصیت های مجلس شهادت امام رضا(ع) را می توان به چند گروه دسته بندی كرد: اولیا، شامل امام رضا، امام محمدتقی، اباصلت، اشقیا شامل مأمون، وزیر، شخصیت های غیرانسانی شامل جبرئیل، عزرائیل، آهو و مردم عادی شامل مرد، كور، سلمانی، باغبان، صیاد، پیرزن، پسر پیرزن.

امام رضا(ع) به عنوان محور نمایش در همه وقایع حضور دارد و دست به كرامات و اعمال فوق بشری می زند، در طول زمان و مكان، حركتی آسمانی دارد، به راحتی از محلی به محل دیگر می رود. این نكته كه از ویژگی های اولیا در مجالس تعزیه است باعث می شود مخاطب احساس نزدیكی بیشتری با امام داشته باشد. او در می یابد كه امام در همه زمان ها و مكان ها توانایی حضور و دستگیری از درماندگان را دارد و همین امر باعث آرامش بیشتر تماشاگر و توسل او به اولیا می شود.

از لحاظ عمل نمایشی شخصیت های این مجلس از دو جنبه قابل بررسی هستند: اول در ظاهر امر اشقیا بر اولیا چیرگی دارند، اختیار عمل به دست آنهاست، آنها سرانجام پیروز می شوند و كامیابی ازآن گروه ظالم است. در نظر اول ونگاه بیرونی اولیا همواره زیر سلطه اشقیا هستند. امام رضا(ع) باید با وجود میل باطنی خود مدینه را به سمت طوس ترك كند و توان جدال با مأمون را ندارد.

دوم در باطن و نگاه درونی كه با اندیشه دینی مخاطب پیوند دارد، شكست امام نوعی پیروزی است. اشقیا سرشتی پست دارند و برتری آنها بر اولیا زاییده عوامل بیرونی است. امام رضا(ع) می تواند با معجزه از طوس خارج شود ولی او راضی به رضای خداست. سرنوشت امام از پیش تعیین شده و این قاعده به راحتی از سوی تماشاگر پذیرفته می شود. شاید مهمترین تفاوت تراژدی با تعزیه در همین جاست، قهرمان تراژدی با خطای تراژیك و بی اطلاعی از حوادث آینده دچار سقوط و مرگ می شود، ولی در تعزیه اولیا با آگاهی از خطر به سوی آن می روند، زیرا این خطر را جزیی از تقدیر خود می دانند. تقدیری كه از سوی پروردگارشان رقم خورده و رضایت به این حكم بالاترین درجه دینداری است.

امام رضا:

من رضایم به رضایی كه رضای تو در اوست
به رضای تو شد آماده غریب الغربا

از طرفی فضای عینی مأمون در سنجش با فضای امام بسته و محدود است. فضای او زمینی است به همین دلیل زمانی كه امام برای عمل به وعده خود از طوس به دماوند می رود تا در هنگام مرگ در كنار مرد سلمانی باشد، مأمون از این سفر ماورایی اظهار تعجب كرده و آن را انكار می كند.

مأمون:

شوم فدای تو ای مهتر صغیر و كبیر
كجا تو رفتی و باز آمدی به روی سریر

كه بود آنكه به لبیك او شدی غایب
كنون بینمت آقا به مسندی صاحب

امام رضا:

غریبی مرده بود اندر دماوند
غریب و بی كس و بی یار و فرزند

زآهی داغ كهنه كرد تازه
برفتم بهر تشییع جنازه

مأمون:

شما را كذب و بهتان پیشه باشد
مدام از راستی اندیشه باشد

كجا طوس و كجا شهر دماوند
از اینگونه سخن ها تا كی و چند

ارتباط میان شخصیت های تعزیه را می توان از جنبه تقابل و روبرویی نیز مورد بررسی قرار داد. این روابط به سه بخش دسته بندی می شود: شخصیت مثبت با شخصیت مثبت، شخصیت منفی با شخصیت منفی و شخصیت مثبت با منفی.

ارتباط میان شخصیت های مثبت در واقع ارتباطی روحانی است. خطابشان به یكدیگر عشق آمیز است.

ارتباط میان شخصیت های منفی ارتباطی جسمی و مادی و برپایه رقابت و آزمندی است و خطابشان به یكدیگر توهین آمیز است.

ارتباط میان شخصیت های مثبت و منفی نابرابر و متضاد است. اگرچه امام به سوی مرگ می رود و قدرت در دست مأمون است، ولی در گفتار مأمون توان رویارویی با امام نیست، زیرا او از مقام امام آگاه است، همانطور كه در همه تعزیه ها اشقیا از مقام اولیا آگاهند.

●تحول شخصیت های تعزیه

همان طور كه گفته شد اولیاو اشقیا شخصیت های ثابت و تغییرناپذیری دارند كه از ابتدا تا انتهای نمایش در خط رفتاری خود حركت می كنند و هیچ گاه برخلاف انتظار مخاطب دست به عملی پیش بینی نشده، نمی زنند، به عبارتی، دچار تحول نمی شوند. ولی شخصیت های عادی تعزیه با توجه به انتخاب خود و جبهه ای كه در آن قرار می گیرند ممكن است خوب یا بد باشند. در مجلس شهادت امام رضا(ع)، صیاد و پیرزن، از این دسته هستند، آنها ابتدا در مقابل امام و سپس در كنار او قرار می گیرند. این دسته از شخصیت ها به دلیل دارا بودن ویژگی های رئالیستی و اجتماعی و طبیعی، نزدیك ترین اشخاص تعزیه به مخاطب هستند، آنها مانند همه انسان ها تغییرپذیرند و با این تغییر تماشاگر را در بازشناخت مسائل درونی و روحی یاری می كنند.

زبان تعزیه زبان تعزیه ها را می توان از سه جنبه مورد بررسی قرار داد:

۱ ویژگی های زبان:

در تعزیه شهادت امام رضا(ع) تمام شخصیت ها شبیه یكدیگر سخن می گویند به عبارتی امام، مرد كور، صیاد، مأمون و … همه از زبان و گفتار ساده ادبی و نیمه ادبی استفاده می كنند. تفاوت زبانی میان افراد بیشتر در آهنگ و موسیقی كلام است. برای نمونه امام رضا(ع) اشعار را با آواز و آهنگ می خواند و مأمون با پرخاش و گاهی دكلمه وار و اندكی آهنگدار سخن می گوید. زبان این تعزیه ساده و روشن است. سادگی نه به معنای به كار نبردن تعبیرات ادبی بلكه به معنای ساده بودن شیوه سخن و بیان.

۲ قالب های گفتار:

با بررسی مجلس شهادت امام رضا(ع) متوجه می شویم كه برخی از شیوه های گفتاری در این تعزیه وجود ندارد. برای نمونه رجزخوانی، مبارزخوانی، مناظره، همخوانی یا همسرایی كه در تعزیه های مربوطه به واقعه عاشورا از شیوه های گفتار محسوب می شود در این نمایش جایی ندارد. البته این موضع به دلیل نوع داستان است. این مجلس بیشتر به مرثیه سرایی و ذكر فضایل می پردازد و عاری از جنبه های حماسی است كه این نكته از مهمترین تفاوت های آن با تعزیه های مربوطه به وقایع كربلا به لحاظ محتوا و گفتار است.

مرثیه و مفاخره در خدمت زبان نمایش است و به بیان مصائب امام كمك می كند.

(مرثیه)

امام رضا:

ای خدا آگهی از حال غریب الغربا
به زوال آمده اقبال غریب الغربا

قرعه در به دری آمده بر نام رضا
هر منجم كه زند فال غریب الغربا

اباصلت:

ای خدا شاه حجازی در خراسان می رود
دیده گریان، سینه سوزان، قلب پرخون می رود

می رود سوی خراسان بر ولیعهدی كنون
من ندانم پس چرا او دیده گریان می رود

(مفاخره)

امام رضا: من مصدر صفات خداوند اكبرم
هستم غریب وبی كس و بی یار و یاورم

در رتبه، پادشاهم و در منزلت امام
دارای دین سلاله موسی ابن جعفرم

۳ قالب شعری:

قالب شعری تعزیه شهادت امام رضا(ع) مثنوی، رباعی و قصیده است، زیرا این قالب های شعری به بهترین شكل می تواند در خدمت داستان باشد. در این تعزیه بحر طویل كاربردی ندارد، زیرا با توجه به حماسی نبودن داستان و نداشتن شیوه های گفتاری چون رجزخوانی و حمله خوانی، قالب های شعری چون مسمط یا بحر طویل نمی تواند كاربرد زیادی در این نسخه داشته باشد و شاعر با علم به این مطلب به زیبایی از شعر سرایی در قالب مثنوی بهره برده است.

نمایش های دینی پس از ورود اسلام بر پایه داستان های زندگی خاندان پیامبر شكل گرفتند. در این نمایش ها همواره دو عامل به عنوان ركن اصلی مورد توجه قرار گرفت،

اول: بیان ویژگی شخصیتی اولیای دین اسلام و

دوم وقایعی كه این شخصیت ها را در برمی گیرد.

در بیان ویژگی شخصیتی امامان شیعه همواره سعی می شد تا آموزه های اخلاقی و اجتماعی در درجه اول اهمیت قرار گیرد و در مورد وقایع می توان گفت همواره شخصیت های مثبت سر تسلیم در برابر تقدیر الهی فرود می آورند.

شاید علاقه مردم ایران به شخصیت های مذهبی به عنوان نخستین عامل رشد این نمایش ها عنوان شود كه در بین این اشخاص امام رضا(ع) به دلیل حضور در ایران از جایگاه والایی برخوردارند و تعزیه به عنوان برجسته ترین نمایش دینی ایران در مجالس متفاوت به بیان داستان زندگی و ویژگی های شخصیتی امام رضا(ع) پرداخت. محور اصلی نقالی ها و تعزیه های مربوط به امام بیان معجزات، كرامات و فضایل ایشان در قالب داستان سفر از مدینه به طوس است.

این مجالس اگر چه با اصول و فنون نمایشنامه نویسی غربی نگاشته نشدند، ولی با تكیه بر ویژگی های نمایش های ایرانی از ساختمایه های اصلی یك نمایش برخوردار بودند كه این موضوع می تواند دلیلی برای خلق آثار نمایشی مكتوب بر پایه مجالس نمایش مذهبی باشد. تمامی عوامل نمایش مجلس شهادت امام رضا(ع) از قبیل داستان، شخصیت، زبان، مكان، لباس، موسیقی و… همگی در قالب یك دسته تكنیك های اجرایی به سمت یك هدف گام برمی دارند و آن رسیدن تماشاگر به آرامش و آموزشی است كه از دیدگاه مذهبی نشأت گرفته است. مخاطب این مجلس به شناختی دوباره از یك واقعه می رسد و در این مسیر جذبه های نمایشی به همراه وابستگی عاطفی به شخصیت امام رضا، او را همراهی می كند.

روزنامه ایران

منبع: http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/theater/c5c1166521874p1.php/نمایش-تقدیر


more post like this