نهج البلاغه به عنوان یکی از مواریث حدیثی شیعه ، مجموعه ای گرانبها از خطبه ها ، نامه ها و کلمات قصار حضرت امیرالمومنین علیه السلام است که در سال های زندگی و به ویژه طی دوران حکومت و خلافت حضرت ایراد شده است . این کتاب در قرن چهارم هجری توسط عالم و دانشمند بزرگ شیعه سید رضی (متوفی ۴۰۶ هـ) تدوین شد و از همان ابتدا مورد توجه قرار گرفت .

نهج البلاغه به عنوان یکی از مواریث حدیثی شیعه ، مجموعه ای گرانبها از خطبه ها ، نامه ها و کلمات قصار حضرت امیرالمومنین علیه السلام است که در سال های زندگی و به ویژه طی دوران حکومت و خلافت حضرت ایراد شده است . این کتاب در قرن چهارم هجری توسط عالم و دانشمند بزرگ شیعه سید رضی (متوفی ۴۰۶ هـ) تدوین شد و از همان ابتدا مورد توجه قرار گرفت . از آنجا که سید رضی از ادبیان و شعرای بزرگ عصر خود بوده است مجموعه ای از سخنان امام علیه السلام را که از نظر فصاحت و بلاغت ممتازتر بود، به تشخیص خود برگزید . نهج البلاغه ای که هم اکنون در دسترس قرار دارد شامل ۲۳۹ خطبه ، ۷۹ نامه و ۴۷۲ کلام ازکلمات قصار امیرالمومنین (ع) می باشد و شرح ها و تفاسیر متعددی بر این کتاب نوشته است .

یکی از مسایلی که در طول سال های پس از تدوین این کتاب ارزشمند همواره شبهات ناصوابی را مطرح کرده است، موضوع ایجاد تشکیک در صحت انتساب این کتاب به حضرت امیر (ع) بوده که خوشبختانه با درایت و هوشمندی علما ودانشمندان و محدثان شیعه این مساله روشن و به شبهات پاسخ داده شده است .

نهج البلاغه برخلاف اغلب کتب روایی شیعه از سند متصل – از مولف کتاب تا معصوم (ع) – برخوردار نیست و سید رضی جز در شانزده مورد ، دیگر از مأخذی یاد نکرده است ولی از نظر علمای شیعه در صحت انتساب کلی این کتاب به علی علیه السلام تردیدی وجود ندارد، زیرا اولاً محتوای اکثر خطبه ها ، رسائل و کلمات قصار نهج البلاغه با تصویری که از علی (ع) در ذهن وجود دارد، مطابقت می کند، ضمن اینکه نسبت به تقوا و وثاقت شخص سید رضی کمال اطمینان وجود دارد و بسیاری از خطبه ها و رسائل نهج البلاغه در منابع قبل از سید رضی آن هم با سند متصل تا علی (ع) قابل شناسایی است . از طرفی تاریخ صحیح و حوادث نیمه نخست قرن اول هجری گواه دیگری بر اصالت بسیاری از مطالب نهج البلاغه است، علاوه بر آن بلاغت و فصاحت بی نظیر نهج البلاغه عامل دیگری در صحت صدور آن از شخص علی (ع) است .

البته موضوع دیگری که در این باره می توان گفت این است که نهج البلاغه مجموعه ای از روایات فقهی در حوزه احکام و تکالیف نیست و مطالب آن به طور مستقیم دخالتی درحلال و حرام الهی ندارد و چنانکه می دانیم در طول تاریخ ، فقها و محدثان در درجه اول اهتمام خود را در یافتن روایات مستند و صحیح درحوزه احکام متمرکز کرده و برعکس در زمینه فضایل و اخلاق و آداب حساسیت کمتری از خود نشان می دادند . در این میان نهج البلاغه نیز که از نظر محتوا مجموعه ای از روایات اخلاقی ، سیاسی و اجتماعی است، با تاثیر از این رویه به گونه ای غیرمستند جمع آوری گردید. نکته مهم دیگر اینکه شخصیت سیدرضی نیز شخصیتی فقهی ، حدیثی و رجالی نیست و به عبارت دیگر این ابعاد تحت الشعاع شخصیت ادبی او قرار دارد، به طوریکه وی را اشعر شعرای عرب نامیده اند. در جمع آوری نهج البلاغه نیز همین مساله او را وادار می کند که تنها به انتخاب مواضع بلیغ سخن امام (ع) بپردازد و منطق او در عدم اشاره به مأخذ روایات احتمالا این بوده است که هیچ سندی گویاتر از الفاظ و معانی ممتاز این کتاب نمی تواند بهتر بر صحت انتساب آن به علی (ع) دلالت نماید.۱

بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز همچون شیعیان، صحت انتساب نهج البلاغه به علی (ع) را پذیرفته اند و حتی برخی از آنها مانند ابن ابی الحدید ، شیخ محمد عبده ، دکتر صبحی صالح با شرح ، تصحیح و … خدمات ارزشمندی را در این باره ارایه داده اند.

در این میان سخنان ابن ابی الحدید معتزلی که در صفحه ۱۲۸ جلد دهم کتاب شرح نهج البلاغه خود درباره سند این کتاب اظهار می دارد، شنیدنی است . وی می گوید:

“بسیاری ادعا می کنند که بخش اعظم خطبه های نهج البلاغه سخنانی است که توسط برخی از فصیحان شیعه همچون سید رضی انشاء شده و به امام علی علیه السلام نسبت داده شد و در حقیقت سخنان علی (ع) نمی باشد! اینان کسانی هستند که چشمانشان در اثر عناد کور گشته و از صراط مستقیم منحرف شده اند و هیچ اطلاع و آشنایی با شیوه های سخن گفتن ندارند و من با مختصر سخنی اشتباه آنان را روشن می نمایم . آنانکه در نهج البلاغه تشکیک می کنند از دو حال خارج نیست یا اینکه می گویند تمام نهج البلاغه ساخته دیگران است یا برخی از آن . صورت اول قطعاً باطل است زیرا صحت اسناد بعضی از آن به علی (ع) به تواتر ثابت شده است و ما به آن یقین داریم و تمام یا اکثر محدثان و تاریخ نویسان غیرشیعه بسیاری از خطبه های نهج البلاغه را نقل کرده اند و نمی توان آنها را به غرض ورزی محکوم کرد. اما در صورت دوم نیز ادعای اینکه بخشی از نهج البلاغه گفته ها و بیانات علی (ع) نیست، این احتمال نیز نادرست است زیرا کسی که با سخنرانی و خطابه مأنوس باشد و ذوق ادبیات عرب داشته و با علم بیان آشنایی داشته باشد ، می تواند میان کلام فصیح و غیر آن و همچنین بین کلام فصیح و افصح تفاوت قائل شود و حتی اگر کتابی به دستش برسد که در آن بیانات جمعی از سخنوران مشهور یا سخنان فقط دو نفر از آنان نوشته شده باشد حتماً میان آن دو سخن فرق گذاشته و شیوه سخن گفتن هر کدام را می شناسد . اگر در نهج البلاغه دقت کنید خواهید دید تمام این کتاب همچون آب زلال واحد و با یک شیوه و یک نفس گفته شده و همانند جسم بسیطی است که ماهیت تمام اجزاء آن یکسان است . نهج البلاغه نظیر قرآن ، اول آن همانند وسطش و وسط آن همچون آخرش و هر بخش از آن در فن فصاحت و شیوه نظم سخنرانی نظیر دیگر بخش ها است و اگر برخی از خطبه های نهج البلاغه ساختگی و فقط قسمتی از آن سخنان علی (ع) بود، هرگز اینگونه یکنواخت نبود.”۲

البته باید گفت که در میان علماء اهل سنت برخی نیز در صحت انتساب نهج البلاغه به علی (ع) به طور کلی یا برخی از قسمت های آن – تشکیک وارد کرده اند که از آن جمله می توان به ابن خلکان در کتاب وفیات الاعیان و ذهبی اشاره نمود که به اظهارات آنان نیز توسط علما و دانشمندان شیعه پاسخ گفته شده است .

از دیگر مسایلی که برخی در آن تشکیک وارد کرده اند وجود مباحثی در نهج البلاغه است که به زعم شک کنندگان با روش و سیره حضرت امیر (ع) و شرایط سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی آن دوره تناقص که البته این شبهه نیز از سوی علما پاسخ گفته شده است . در این خصوص باید گفت که اگر با استفاده از تاریخ صحیح وجود چنین مسایلی در نهج البلاغه به اثبات برسد – که البته به عقیده نگارنده مقاله با شواهد و قرائن موجود بعید است – قهراً تنها آن بخشی از نهج البلاغه که حاوی آن مسائل است زیر سؤوال خواهد رفت نه الزاماً همه آن . منتها هدف اشکال کنندگان دراین قسمت به احتمال زیاد وجود خطب و رسائلی است که در آن سیره خلفای قبل از علی (ع) مورد نقد و اعتراض قرار گرفته است که مهمترین خطبه در این باره خطبه شقشقیه است . اما در بررسی این اشکال باید گفت اگر کسی تصویر روشنی از شخصیت علی (ع) در ذهن داشته باشد، تردید نخواهد کرد که سیره علی (ع) با سیره شیخین و سیره بسیاری از صحابه دیگر در تضاد بوده است . آن حضرت در دوران خلاقت خود مجبور به جنگ با تعدادی از صحابه از جمله طلعه و زبیر شد. بنابراین طبیعی استکه آن حضرت پس از کشته شدن عثمان و رسیدن به منصب خلافت مسلمین به ارزیای و نقد سیره گذشتگان بپردازد و نظر خود را در انتقاد از عملکرد آنان ابراز دارد . از این رو صدور خطبه هایی چون شقشقیه از امام علی (ع) با سیره وی کاملاً سازگار است . برخی از بزرگان اهل سنت از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود، انتساب همین خطبه را به علی (ع) به طور مدلل اثبات کرده اند.۳

به هر حال می توان گفت تشکیک در انتساب نهج البلاغه به حضرت امیر (ع) خود امری مبارک بوده و باعث شده است تا در زمینه شناسایی اسناد و مدارک این کتاب ارزشمند تحقیقات وسیعی صورت گیرد که در نتیجه آن تاکنون برای ۱۴۰ خطبه از ۲۳۹ خطبه و ۶۲ نامه از ۷۹ نامه و ۳۴۰ حکمت از ۴۸۹ حکمت آن ، سند و مأخذی از مصادر شیعه و سنی قبل یا همزمان و یا بعد از تألیف نهج البلاغه به دست آمده است .۴

نویسنده:  حامد علی اکبرزاده
پانوشت:
۱ تاریخ عمومی حدیث، مجید معارف، ص ۲۱۹ و ۲۲۰
۲ شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید،جلد ۱۰،ص ۱۲۸
۳ تاریخ حدیث ، مجید معارف ، ص ۲۲۰
۴ همان ، ص ۲۲۱

مقالات ارسالی به آفتاب

 

منیع: http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7c1228288856_nahjolbalaghe_p1.php/مروارید-هایی-از-دریای-فصاحت


more post like this