islamic-sources

    1. صفحه اصلی

    2. کتاب

    3. در انتظار مصلحی بزرگ 

    در انتظار مصلحی بزرگ 

    در انتظار مصلحی بزرگ 
    Rate this post
    نویسنده: دکتر احمد (رجبعلی) زمانی

    اهمیت انتظار

    از باورهای اساسی و بالنده و زیبای جهان اسلام، اعتقاد به ظهور مصلحی بزرگ از جانب خالق هستی و فیض مطلق است. مصلحی که تلاش های شبانه روزی دیگر مصلحان و مشعل داران هدایت را به ثمر برساند و انسان را که گرفتار کج روی ها و دل خوشی های زودگذر و فریبنده شده است و در هاله ای از اضطراب و حیرت به سر می برد نجات بخشد. به راستی انتظار وجود چنین نجات بخشی، دل های مرده را زنده می کند و مردم را از یأس – که بزرگ ترین مشکل روانی قرن معاصر است – رها می سازد.
    امیر مؤمنان، علی بن ابی طالب (علیه السلام) فرمود:
    انتَظَرُوا الفَرَجَ وَ لا تَیأَسُوا مِن رَوحِ اللهِ فَإِنَّ أَحَبَّ الأَعمَالِ إِلَی اللهِ – عَزَّ وَ جَلَّ – انتِظَارُ الفَرَجِ؛
    شما به فرج و گشایش الهی امیدوار باشید و از کمک های خداوند ناامید نگردید. همانا برترین اعمال در نزد خالق یکتا انتظار فرج است. (۱)
    • مفضل بن عمر گفته است در محضر امام صادق (علیه السلام) بودیم که سخن از انتظار و آمادگی و پذیرش نجات بخش الهی که از فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است به میان آمد. حضرت صادق (علیه السلام) فرمود:
    مَن مَاتَ مُنتَظِراً لِهَذَا الأَمرِ کَانَ کَمَن کَانَ مَعَ القَائِمِ فِی فُسطَاطِهِ، لا بَل کَانَ بِمَنزِلَهِ الضَّارِبِ بَینَ یَدَی رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) بِالسَّیفِ؛
    هر کس در انتظار فرج به سر برد و با آمادگی برای ظهور قائم (آل محمد) از دنیا برود، همانند کسی است که در خیمه فرمان دهی او به سر برده و گوش به فرمان او باشد. – بلکه بالاتر، او همانند کسی است که در راه خدا در رکاب پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) جهت اصلاح جامعه و نشر اسلام با شمشمیر جهاد کند. (۲)
    • عبدالله بن بکیر گفته است که خدمت امام محمد باقر (علیه السلام) راجع به دوازدهمین وصی پیامبر و غیبت طولانی او و چگونگی انتظار، مطالب مختلفی مطرح شد.
    حضرت باقر (علیه السلام) رو به جمع حاضر کرد و فرمود:
    … اعلَمُوا أَنَّ المُنتَظِرَ لِهَذَا الأَمرِ لَهُ مِثلُ أَجرِ الصَّائِمِ القَائِمِ وَ مَن أَدرَکَ قَائِمَنَا فَخَرَجَ مَعَهُ فَقَتَلَ عَدُوَّنَا کَانَ لَهُ مِثلُ أَجرِ عِشرِینَ شَهِیداً وَ مَن قُتِلَ مَعَ قَائِمِنَا کَانَ لَهُ مِثلُ أَجرِ خَمسَهٍ وَ عِشرِینَ شَهِیداً؛
    بدانید همانا کسی که انتظار فرج (و ظهور قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را داشته باشد، برای او پاداش روزه دار و نمازگزار خواهد بود و هر کس توفیق درک فیض ظهورش را پیدا کند و او را همراهی نماید و دشمنان ما را به قتل برساند، برای او پاداش بیست شهید خواهد بود و چنان چه آن شخص در رکاب قائم ما به شهادت برسد به او ثواب ۲۵ شهید داده می شود. (۳)
    پس اندیشه انتظار و انتظار کشیدن به مفهوم سازنده و پویای آن از اهمیت والایی برخوردار است که مقایسه آن با دیگر اعمال، دشوار خواهد بود و همین امر، پیروان امامان معصوم (علیهم السلام) را استوار نگه داشته است به نحوی که هرگز خود را فراموش نکرده و در افکار دیگران هضم نشده اند.

    انتظار در امت های پیشین

    پیامبران گذشته – علیهم صلوات الله – در میان امت های خویش از اصلاح اساسی و اجرای عدالت عامه سخن گفتند و به پیروان خود وعده دادند که مصلح بزرگ خواهد آمد و شما و مردم جهان را از شرک و ضلالت و ستم و مظلومیت نجات می بخشد؛ در حالی که خود در این راستا با تمام وجود کوشیدند و شهدای فراوانی را تقدیم داشتند و گرفتاری های زیادی را در جهت اصلاح جوامع تحمل نمودند، لکن اصلاح اساسی فراگیر و جهان شمول تحقق پیدا نکرد.
    ابراهیم خلیل الرحمان (علیه السلام) بعد از طوفان نوح به ارشاد پرداخت تا آن که بسیاری از افراد پاک مجذوب وی گشتند و سر تسلیم فرود آوردند. او با نمرودیان در افتاد و مشقّت زیادی را تحمل کرد و لکن نمرود – حَمورابی – با انحراف مردم و ساختن بهشت و دوزخ دنیایی و سوق دادن آنان به سوی مادیّت، افکار شیطانی خود را گسترش داد و در نهایت با مانع تراشی او، عدالت عمومی تحقق پیدا نکرد و وعده حضرت ابراهیم (علیه السلام) اجرا نشد و به جای خود باقی ماند.
    حضرت موسی (علیه السلام) با کوشش زیاد، قوم خویش را نجات داد، ولی آنان فریاد برآوردند: (یا مُوسی اجعَل لَنا إلهاً کَما لَهُم آلِهَهٌ)؛ (۴) موسی! برای ما بتی فراهم کن، همان طور که اینان بت پرستی می کنند.
    پس در زمان موسای کلیم (علیه السلام) هم مدینه فاضله الهی تشکیل نگردید و انتظار عدالت عمومی در اعماق وجود انسان ها باقی ماند.
    عیسی مسیح (علیه السلام) تلاش گسترده ای را آغاز کرد. دشمنان او را به صورت ظاهر به دار آویختند تا جلو عدالت خواهی او را بگیرند و به چپاولِ سرمایه های مادّی و معنوی مردم بپردازند. البته این ظاهر داستان غم انگیز حضرت عیسی (علیه السلام) بود و در واقع خداوندی سبحان، عیسی (علیه السلام) را از شر آنان محفوظ داشت و برای روز دیگر که همان وقت ظهور است به آسمان برد. او از آسمان فرود می آید و پشت سر حضرت مهدی (علیه السلام) قرار می گیرد. قرآن می گوید:
    (وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَکِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًا * بَل رَفَعَهُ اللّهُ إِلَیْهِ وَکَانَ اللّهُ عَزِیزًا حَکِیمًا)؛ (۵)
    گفتار دروغ آنان که گفتند: ما مسیح، عیسی بن مریم، رسول خدا را کشتیم در صورتی که او را نه کشتند و نه به دار آویختند، بلکه امر به آنان مشتبه گردید. همانا آنانی که درباره او اظهار نظر می کنند، مسلّم از روی شک و تردید است. آنان آگاهی ندارند؛ فقط از روی ظن خویش چیزی اظهار می کنند. به طور یقین آنان عیسی را نکشتند بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد و پیوسته خداوند بر هر کاری مقتدر است و اعمالش از روی حکمت خواهد بود.
    علامه طباطبایی (رحمه الله) در تفسیر آیه فوق نوشته است: درباره ی این که عیسی بن مریم به هنگام ظهور مهدی (علیه السلام) فرود خواهد آمد و پشت سر او نماز خواهد گزارد، روایات زیادی را راویان اهل سنت و شیعه از پیامبر و ائمه (علیه السلام) نقل کرده اند که یقین آور است و جایی برای تردید باقی نمی گذارد. (۶)
    پس انبیا و امت های پیشین در انتظار مصلحی بزرگ و نجات بخشی جهان شمول بودند تا زحمات پیامبران (علیهم السلام) را به ثمر رساند و آن امری حتمی است. انتظار مصلح بزرگ و ایجاد مدینه فاضله از توقّعات همه ی انسان های پاک دلی بوده است که در طول قرن ها آن را دنبال کرده اند و به آن نرسیده اند. این درخواست پی در پیِ همه ی نسل ها و زمزمه ی فطری زیبای آن ها که انکار ناپذیر است، حاکی از وجود انتظار مصلحی است که بشر تا بدان نرسد و عدالت را در همه ی زوایای جهان ساری و جاری نبیند، از پای نخواهد نشست، بلکه تلاشش را مضاعف و انتظارش را دو چندان خواهد نمود، همان طور که در امت های پیشین چنین بوه است.
    موسی (علیه السلام) با همه ی تلاش های شبانه روزی خود، خطاب به دشمنان عدالت و نیز یاران خویش فرمود:(قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّی مَعَکُم مِّنَ الْمُنتَظِرِینَ)؛ (۷) بگو: پس شما انتظار بکشید که من نیز با شما از منتظرانم.

    انواع انتظار

    « انتظار » چشم داشتن، توقّع و چشم به راه بودن است. (۸) « انتظار فرج »، امید به گشودن گره ها و باز شدن راه ها جهت رسیدن به حکومت گسترده عدل الهی و برخورداری از نعمت های گوناگون خداوندی است.
    انتظار ظهور نجات بخش و تشکیل حکومت عدل جهانی و رسیدن به آزادی های فطری، اتصال به منابع قدرت مادی و غیر مادی از جمله اموری است که آرامش و توان می بخشد و انسان را در برابر مشکلات و سختی ها و گرفتاری ها مقاوم می سازد و از هضم شدن در فرهنگ بیگانگان باز می دارد.
    پس انتظار فرج، انتظار تحقّق فضیلت ها و رسیدن به کمال و تشکیل مدینه فاضله ای است که همه انبیا و اوصیا و اولیای الهی آن را نوید داده اند.
    « انتظار » به دو گونه تفسیر شده است که در ذیل به آن ها می پردازیم:

    ۱٫ انتظار سازنده و پویا

    انتظاری که جامعه و فرد را به تحرّک و سازندگی و تعهدآفرینی وادار کند و امروزش را نسبت به گذشته اش بهتر نماید. این، انتظار مثبت است. در مکتب ارزش مند اسلام، کسی که دو روزش مساوی باشد مغبون شمرده شده و آن کسی که روز بعدش نسبت به روز پیشین بدتر باشد ملعون و مطرود است. پیشوایان معصوم (علیهم السلام) گفته اند:
    وَ مَن کَانَ فِی نَقصٍ فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ؛
    کسی که زندگی اش در حال نقصان و نابودی سرمایه باشد، مرگ برای او اولی و برتر از زندگی است. (۹)
    حال با چنین فرهنگی، افراد و جامعه ای که بخواهد برای گسترش عدل به پا خیزد و آن را جای گزین محرومیت ها و تجاوزها و ستم ها نماید، باید تلاشی خستگی ناپذیر و حرکتی مداوم را دنبال کند و در برابر همه ی ناپاکی ها و کج روی ها بایستد. زشتی ها و منکرات را دفن کند و قیامی خداپسندانه داشته باشد. این انتظار، زمینه اجرای عدالت قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را فراهم می سازد.
    امام هشتم، علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، تحقق انتظار فرج را چنین تبیین فرمود:
    انتِظَارُ الفَرَجِ بِالصَّبرِ وَ حُسنَ الصُّحبَهِ وَ حُسنَ الجِوَارِ وَ بَذلَ المَعرُوفِ وَ کَفِّ الأَذَی وَ بَسطِ الوَجهِ وَ النَّصِیحَهِ وَ الرَّحمَهِ لِلمُؤمِنِین؛
    انتظار فرج (در نزد ما) پایداری و مقاومت (در برابردشمنی ها و کج روی ها و ستم ها)، مصاحبت زیبا و خوش رفتاری با همسایگان و اعطای خوبی ها (به همگان) و جلوگیری و ممانعت از آزار و شکنجه روحی و جسمی دیگران و خوش رویی و پند دادن و نصیحت و مهربانی نسبت به انسان های مؤمن می باشد.
    چنین انتظاری را امام جعفر صادق (علیه السلام) افضل اعمال دانست و بر آن پافشاری کرد و آن را تکلیف الهی دانست و لحظه ای از آن غافل نشد و به دیگران توصیه فرمود.

    ۲٫ انتظار مخرّب

    این نوع انتظار در مقابل انتظار مثبت است که می توان گفت برداشتی سطحی و غیر واقعی از روایات « یَملأَ الأرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَمَا (بَعدَما) مَلِئَت ظُلماً وَ جَوراً » (۱۰) است. گوینده گمان کرده است باید شرارت و زشتی و تبه کاری همه جا را فرا گیرد و نقطه امید و مثبتی در جهان باقی نماند، حتی یک نفر هم دنبال خوبی ها و اصلاح و شایستگی نرود، محاسن و اعمال نیک به صفر برسد، آن گاه حجّت خدا از پرده غیبت به درآید و همه چیز را دگرگون کند که با چنین برداشتی اشاعه فساد و فحشا و روی کرد به تباهی و سیاه بختی فردی و جمعی، کمک به ظهور خواهد کرد و یا لااقل سکوت در برابر همه جنایات و خیانت ها باید انجام گیرد و ترویج شود تا مقصود حاصل گردد.در ره دوست به هر حیله رهی باید کرد * * * طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
    گر مجاور نتوان بود به میخانه « نشاط » * * * سجده از دور به هر صبحگهی باید کرد (۱۱)

    با چنین اندیشه ای، حرکت اصلاحی همه ی مصلحان و آزاداندیشان و انبیا و صلحا زیر سؤال خواهد رفت که نه تنها از آنان تمجید نمی شود بلکه مذموم و مورد سرزنش قرار می گیرند و باید همه ی حدود و مقررات اسلامی و انسانی که به نوعی در شایستگی اخلاق بشری نقش دارد و موجب آرامش و اطمینان و بهداشت روان بشریّت می گردد، تعطیل شود. این گونه برداشت با هیچ یک از موازین الهی و انسانی و با هیچ یک از ادیان آسمانی سازگار نیست. تنها و تنها برخی از مستکبران و کوته نظران سراغ چنین تفسیر قشری می روند و آن را اشاعه می دهند تا به چپاول خویش ادامه دهند و یا چند صباحی را در سکوت و زندگی بدون درگیری و مبارزه به سر برند و حیات حیوانی خود را دنبال نمایند.

    بنیان غیر علمی انتظار مخرّب

    علت عمده تفسیر دوم یعنی انتظار مخرّب از روایات (یَملأَ الأَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَمَا مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً » از آن جهت است که روایات مذکور در بردارنده ی یک تشبیه است. آنان گمان کرده اند در تشبیه باید وجه شبه در مشبّه به تقویت گردد و اثبات شود تا رسالت خویش را انجام دهد که نتیجه نهایی همان است که در مفهوم انتظار مخرّب ارائه گردید و آن همه بار منفی را به دنبال داشت.
    لکن گویندگان این نظریّه باید بدانند که براساس آرای دانشمندان فصاحت و بلاغت در علم بیان، وجه شبه را باید در مشبّه تقویت کرد؛ همانند « حسین مثل شیر است » که اثبات شجاعت در شیر مورد نیاز نیست، بلکه نگاهی گذرا بر درّندگی او کفایت می کند. پس باید تلاش شود تا شجاعت و جسارت در حسین به اثبات برسد که این رسالت تشبیه است. حال برابر صدها حدیث از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومان (علیهم السلام)، باید با ایجاد صلاح و گسترش عدالت و امنیت عمومی و بهداشتی روانی جهانی زمینه ای فراهم شود تا آن ذخیره الهی ظهور کند و آن را تکامل بخشد و زمین را بهشت برین سازد که این معنا و مفهوم انتظار است و احادیث فوق، مُثبِت آن خواهد بود.مصلح بزرگ در کتاب های آسمانی

    ظهور مهدی موعود (علیه السلام) از جمله نعمت های بزرگ الهی است که خداوند بر مردم و مستضعفان جهان منّت گذاشته و اراده کرده است که توسط وجود پرفیض او به آنان سیادت و آقایی دهد و از یوغ ستم و بردگی جهان خواران نجات بخشد. آن خلف صالح و یادگار انبیای الهی که دوازدهمین جانشین پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است، مقتدا و پیشوای صالحان روی زمین خواهد شد و آن جداشدگان از خلق و پیوستگان به حق را وارث زمین می نماید. قرآن می گوید:
    (وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ)؛ (۱۲)
    و ما بعد از تورات در زبور داوود نوشتیم (در کتاب های انبیای گذشته وعده دادیم) که بندگان نیکوکار و شایسته ی من وارث و مالک زمین خواهند شد.
    در کتاب های تفسیری بیان شده است که این وعده الهی در همه کتاب های آسمانی هست و منظور از « صالحین »، قائم آل محمد، مهدی موعود (علیه السلام) و یاران او است. (۱۳)
    علامه مجلسی – رحمه الله علیه – در موسوعه ارزش مند خود چنین توضیح داده است: خداوند سبحان در همه کتاب های آسمانیِ پیامبران، وعده خود را مرقوم داشته و در قرآن نیز وعده خویش را تکرار کرده است و مقصود از « ذکر »، تورات است.
    بعضی دیگر همه ی کتاب هایی را که بر پیامبران نازل گردیده است « زبور » دانسته اند، زیرا واژه « زَبُور » از « زَبَرَ » است که به معنای « کتاب » یا « نامه » و « نوشته » است و نیز به معنای « سخن » هم می باشد که جمع زَبور « زُبُر » است. لکن واژه « الزبور » برای کتاب حضرت داوود (علیه السلام) عَلَم گردیده و شهرت یافته است. (۱۴) در عهد قدیم از آن به « مزامیر داوود » تعبیر شده است که مجموعه نیایش ها، مناجات ها و اندرزهای داوود پیامبر می باشد. قرآن کریم می فرماید:
    (وَآتَیْنَا دَاوُودَ زَبُورًا)؛ (۱۵)
    ما به داوود (پیامبر علیه السلام) کتاب زبور دادیم.
    حال با توجه به نوشتار فوق در کتاب های أوستا، انجیل، تورات و…، ظهور مصلح بزرگ و نجات بخش جهانی مطرح شده است که چند نمونه از آن را در ذیل می آوریم:
    الف) اوستا کتاب زرتشت

    نجات بخشی

    ۱٫ زندگان و آن هایی که بوده اند و خواهند بود، نجاتی خواهند جست که از سوی او می آید. آن که امید می دهد که روان پرهیزگاران در بی مرگی نیرومند بود و آن در وندان در رنج جاودان. این ها را مزدا أهورا به شهریاری (= نیروی) [خویش] آفرید. » (۱۶)
    امید زندگی برتر

    ۲٫ « و این ها (= امشاسپندان) آنان اند که به خواست[شان] گیتی را نو سازند، [گیتی] بی پیری، بدون مرگ، نپوسیدنی و نگندیدنی، جاودان و زنده، سود دهنده، پر خوشبختی، آن گاه که مردگان دوباره برخیزند و فرا رسد زندگان را آسودگی از مرگ، آن گاه [ سوشیانس ] به خواست [خود] جهان را تازه کند. » (۱۷)
    تلاش سوشیانس ها جهت استقرار راستی

    ۳٫ « راهی را که تو به من گفته ای مزدا! که راه اندیشه نیک است بر روی آن دین های (= وجدان های) خوب ساخته شده.
    سوشیانس ها، همراه با أشه پیش می روند به سوی مزدهایی که تو برای آن آفریده های نیک مقرّر کرده ای ای مزدا. » (۱۸)
    ۴٫ « ای مزدا، چه هنگام گاوهای آسمان برای برقراری جهان راستی طلوع خواهند کرد؟ هدف های سوشیانس ها با آموزش های کامل تو هم آهنگ است. به سوی که برای یاری دادن اندیشه نیک باید رفت؟ به سوی من. » (۱۹)

    سیر کمال در عصر ظهور نجات بخش

    « بنیان گذاران جامعه مطلوب به کمک فرهرمزد داده بر همه کس و همه چیز فرمانروایی معنوی دارند و هدف زندگی را در نابودی ناراستی و دروغ و پیروزی نیروهای « هرمزدی » می دانند و کوشش آنان بر تأمین رفاه و آسایش برای پرهیزگاران و رنج جاودان بر گناه کاران مصروف می شود. (۲۰) آنان برای رسیدن به این هدف از سود خویش می گذرند و غالباً از سلاح های معنوی برای پیشبرد خواسته های خود مدد می گیرند. سلاح معنوی آنان در برابر نابکاران و دیوان، راست اندیشی، راست گفتاری و راست کرداری است. برترین صفت « سوشیانس ها » یعنی پیروزگری، مبین این نکته است که آن ها برای ساختن جامعه نو علیه همه مظالم قیام می کنند و همه ی نیروهای منبعث از زور اهریمنی را نابود می کنند. « سوشیانس » کسی است که آزار همه ی دیوان و همه مردمان را دور می کند.
    او ستیزنده ای مقاوم و نستوه است که در جای خود از سلاح مادّی نیز کمک می گیرد و به نبردی آشکار، رو در رو و سرنوشت ساز با بدی و عوامل آن بر می خیزد و دروغ را با گُرز از گیتی بیرون می کند. » (۲۱)

    ب) انجیل (عهد جدید)، کتاب عیسی (علیه السلام) (متی، یوحنّا، لوقا، مرقس)

    نجات بخشی و انتظار

    ۱٫ « پس خود را حفظ کنید. مبادا دل ها از پرخوری و مستی و اندیشه های دنیوی، سنگین گردد و آن روز ناگهان بر شما آید، زیرا مثل دامی بر جمیع سکنه ی تمام روی زمین خواهد آمد. پس در هر وقت دعا کرده و بیدار باشید تا شایسته ی آن شوید که از جمیع این چیزهایی که در زمین به وقوع خواهد پیوست نجات یابید و در حضور پسر انسان بایستید. » (۲۲)
    ۲٫ « او پسری خواهد زایید که نامش را « یَسُوع » « عیسی » می گذارد. آن فرزند، امت خویش را از (پلیدی ها و) گناهانشان رهایی می بخشد. » « زیرا در حقیقت شنیده ایم که او « مسیح » و نجات دهنده عالم است. » (۲۳)
    ۳٫ « هر که تا انتها صبر کند نجات یابد. » (۲۴)
    ۴٫ « زیرا شما را صبر لازم است تا اراده خدای را به جا آورده و وعده او را بیابید، زیرا بعد از اندک زمانی آن آینده خواهد آمد و تأخیر نخواهد داشت. » (۲۵)
    ۵٫ « خدای پدران ما، آن عیسی را برخیزاند که شما به صلیب کشیده و کشتید. او را خداوند بر دست راست خود بالا برده، سرور و نجات دهنده ساخت تا اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بدهد. » (۲۶)
    ۶٫ « و چون فریسیان از او (مسیح) پرسیدند که ملکوت خدا کی می آید. او در جواب ایشان گفت: ملکوت خدا با مراقبت نمی آید و نخواهد گفت در فلان یا فلان جاست… زیرا چون برق که از یک جانب زیر آسمان لامع شده تا جانب دیگر زیر آسمان درخشان می شود، پسر انسان در یوم خود هم چنین خواهد بود. » (۲۷) « لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می آید. » (۲۸)

    علائم پیش از ظهور نجات بخش

    ۱٫ «… و زلزله ها حادث خواهد شد و قحطی ها و اغتشاش ها پدید می آید. این ها ابتدای دردهای زه [سختی ها و مشکلات که تعبیر به درد زایمان شده] می باشد. » (۲۹)
    ۲٫ « ای بچه ها! این ساعت آخر است و چنان که شنیده اید که دجال می آید. الحال هم دجالان بسیار ظاهر شده اند و از این می دانیم که ساعت آخر است… دروغ گو کیست؟ جز آن که مسیح بودن عیسی را انکار کند. آن دجّال است که پدر و پسر را انکار می نماید. » (۳۰)
    ۳٫ « این است روح دجّال که شنیده اید که او می آید و الان هم در جهان است. » (۳۱)
    ۴٫ « زنهار کسی که به هیچ وجه شما را نفریبد، زیرا که تا آن ارتداد اول واقع نشود و آن مرد شریر یعنی فرزند هلاکت ظاهر نگردد آن روز نخواهد آمد. » (۳۲)

    ظهور مجدد عیسی (علیه السلام) و علائم قبل از ظهور

    مسیح، پیروان خویش را بر نکاتی که پیش از ظهور مجددش می باشد آگاه می سازد و دورنمای جهان بی ثبات و آشوب و ناامنی و هرج و مرج را تذکر می دهد:
    ۱٫ « فرا رسیدن جنگ ها و خبرهای مربوط به آن، نشانه ی آغاز ظهور است. »
    « مسیح پیروان را از حمایت مسیحی های دروغین برحذر می دارد و توصیه می کند که به حیله های ناراست فریفته نشوند و از شنیدن اخبار جنگ ترس به خود راه ندهند. »
    ۲٫ « او (= مسیح) برای روز نجات، نشانه آشکاری که بر زبان دانیال نبی رفته است یاد می کند و آن خرابی « اورشلیم » است. » (۳۳)
    ۳٫ « روزی که عیسی (علیه السلام) ظاهر می شود، روزی است که به سبب گناهان فراوان جهان به تباهی کشیده شده است؛ همانند روزی که نوح (علیه السلام) در کشتی نشست و نجات یافت، اما امتِ نافرمانش نابود شدند. هم چنان که در ایّام لوط (علیه السلام) بود که همه ی مردم، فارغ از اندیشه تباهی به کار اشتغال داشتند، اما آتش قهر خدایی گریبانشان را گرفت، ظهور مسیح نیز بر این منوال خواهد بود و بی خبر فرا خواهد رسید. » (۳۴)

    ج) تورات (عهد قدیم)، کتاب موسی (علیه السلام)

    عهد ظهور (امنیّت عمومی)

    ۱٫ « در آن روز به جهت ایشان با حیوانات صحرا و مرغان هوا و حشرات زمین عهد خواهیم بست و کمان و شمشیر و جنگ را از میان خواهم شکست و ایشان را به امنیت خواهیم رسانید و بعد خواب همراه با آرامش خواهند کرد. » (۳۵)
    ۲٫ « و گرگ با برّه سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل کوچک آن ها را خواهند راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه های آن ها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو، کاه خواهد خورد و طفل شیر خواره بر سوراخ ماری بازی خواهد کرد و طفل از شیر بازداشته شده، دست خود را بر خانه ی افعی خواهد گذاشت و در تمامی کوه ی مقدسِ من، ضرر و فسادی نخواهند کرد، زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود. » (۳۶)

    مصلح بزرگ در میان ملل و اقوام

    از زمان های گذشته ملت های گوناگون به نجات بخش و مصلح بزرگ اعتقاد داشتند؛ گرچه خداپرست نبودند در ذیل به چند نمونه از آن ها اشاره می گردد:
    ۱٫ اقوام « مغول » بر این باور بودند که تیمور لنگ یا چنگیزخان قبل از مرگ خود، به یاران خویش وعده داده که دوباره به دنیا باز می گردد و قوم خود را از چنگال چینی ها نجات می دهد.
    ۲٫ مسیحیان احباش معتقدند: « تیودور »، سلطان قدرت مند و نجات بخش آنان ظهور خواهد کرد و آن ها را از بدبختی ها و تیره روزی ها رهایی می بخشد.
    ۳٫ در کتاب قدیم فارسی آمده است: قوم « مجوس » انتظار هوشیدر (أشیدربابی) [که یکی از اجداد زرتشت است] را بر سر دارند و امیدوارند که او در میان آنان ظاهر گردد و دوران ستم گری را به پایان برساند. (۳۷)

    در متن های فارسی میانه چنین مطرح شده است: در این سه هزاره « هوشیدر » و « هوشیدرماه » و « سوشیانس » که جدا جدا در سر هر هزاره از ایشان یکی آید و همه کارهای جهان را باز آراید. و پیمان شکنان و بت پرستان را در کشور بزند (بکُشد). هوشیدر، نخستین موعود، در سر هزاره پنجم بوده، هوشیدرماه در ابتدای هزاره ششم می باشد و سوشیانس، آخرین موعود، در سر هزاره هفتم ظهور می نماید. (۳۸)
    در هر یک از ادیان، مکاتب، ملل و اقوام، از مصلح جهانی با تعبیرهای متناسب با فرهنگ خود نام برده و سخن گفته اند:
    هر یک به زبانی صفت حمد تو گوید * * * بلبل به غزل خوانی و قُمری به ترانه (۳۹)
    همان طور که گفته شد در آیین زرتشت از او به نام « سوشیانت » یا « سوشیانس » یعنی نجات دهنده بزرگ جهان یاد شده است. او در میان یهودیان به نام « ماشیع » (مهدی بزرگ) و در آیین هندی به نام « آواتارا » و در آیین بودائیان به نام « بودای پنجم » و در میان برهمائیان به نام « ویشنو » و در کتاب شاکمونی، از جمله کتاب های هندویان، به نام « فرزند خلایق دو جهان » و در کتاب مقدس دادتک برهمائیان به نام « آخرین وصی ممتاطا (محمد) » و در کتاب پاتیکل به نام « راهنما » (هادی و مهدی) و… نام گرفته که تعبیرهای زیبا و پرمفهومی را به دنبال داشته است.
    اهالی صربستان در انتظار منجی خویش، « مارکوکر الیویچ »، به سر می برند. ساکنان جزایر انگلستان در انتظار « ارتور » و ایرانیان قدیمی در انتظار « گرزا سپه » و اقوام اروپای مرکزی در انتظار « بوخص » و یونیانیان، منتظر « کالویبرگ » و قومیت های اسکاندیناوی در انتظارِ « اودین » و ملت های آمریکای لاتین در انتظار « کوتزلکوتل » و هم چنین چینی ها منتظرِ « گرشنا » می باشند که سالیان سال نسل های مختلف چنین انتظار مقدسی را داشته و دارند. (۴۰)
    گویا انتظار با فطرت و سرشت اینان آمیخته گشته است و در مجموع می توان گفت اعتقاد به ظهور مصلحی بزرگ از امور اساسی همه ی گروه ها و مذاهب و تشکل هایی است که ریشه ی دینی دارند و همین امر باعث شده است که آنان زنده بمانند و با بسیاری از مفاسد مبارزه نمایند. این همان ایده ی مقدسی است که شیعه دوازده امامی با تکیه بر آیات و روایات، آن را مطرح کرده و در بین جوامع ممتاز گشته است. شیعه، امام خوش را زنده می داند. رهبری و ایستادگی او را در برابر همه جهان خواران حتمی و قطعی می داند. حمایت خالق هستی را در آرمان های زیبا و انسان سازش با دلی روشن مطرح می کند، اما در این که آن منتظَر و نجات بخش چه کسی است، ویژگی های شخصی و شخصیتی او چیست، فرزند کدامین صالح و برگزیده خداست، در چه زمانی ظهور می کند و جهان را از چشم انتظاری به در خواهد آورد و این که چه وقت مدینه فاضله افلاطونی و ارسطوئی مدینه فاضله الهی را به وجود خواهد آورد (جامعه ای که قسط و عدل و نورانیّت همه ی زوایایش را فرا گیرد؛ استعدادها شکوفا گردد و زمین، گنجینه های خویش را در اختیارش بگذارد؛ به طوری که فقر ریشه کن شود و آوای توحید و خداپرستی همه جا حاکم گردد)، همه و همه از جمله اموری است که نسبت به آن ها مستندات زیادی وجود دارد و ان شاء الله در جای خود مطرح می گردد تا چهره ی بقیه اللهی یوسف فاطمه (علیها السلام) معرفی شود و عاشقان، معشوق خویش را دریابند و در راه ظهورش همه ی هستی خویش را فدا کنند.

    مصلح بزرگ چه کسی است؟

    سامان بخش و دگرگون کننده ی ساختار جامعه جهت رسیدن به وضع شایسته مطلوب را « مُصلِح » می نامند و نقطه ی مقابل آن را « مُفسد » (افسادگر) می گویند. (۴۱)
    چنان چه اصلاح و دگرگونی و سامان دهی و رساندن به وضع مطلوب، فراگیر باشد به طوری که همه انسان ها را در همه ی زوایای کره زمین شامل شود، اصلاح همگانی و مصلح جهانی خواهد بود. اصلاح جهان توسط مصلح بزرگ، وعده الهی است. قرآن می گوید:
    (وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ)؛ (۴۲)
    ما اراده کردیم بر مستضعفان روی زمین نعمت [فوق العاده] دهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین نماییم.
    براساس روایات بسیار زیاد شیعه و اهل سنت، آن مصلح بزرگ جهانی، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
    براساس یک بررسی کوتاه، نزدیک به شش هزار حدیث راجع به مهدویت وجود دارد و از سوی هفده نفر از دانشمندان اهل سنّت ادعای « تواتر » (۴۳) شده است. علامه شوکانی در خصوص اثبات تواتر احادیث مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، کتابی به نام التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظَر و الدجال و المسیح تألیف نموده است و در همه ی احادیث، مصلح بزرگ را سلاله پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) که مهدی و قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد، معرفی کرده است (۴۴) و ما در این جا به دو روایت معروف و مشهور اکتفا می کنیم:

    ۱٫ ظهور قطعی مصلح بزرگ

    قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
    لَو لَم یَبقَ مِنَ الدَّهرِ إِلاّ یَومٌ وَاحِدٌ لَبَعَثَ اللهُ رَجُلاً مِن أهلِ بَیتِی یَملَأُ الأًرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَمَا مُلِئَت ظَلماً وَ جَوراً؛
    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی بماند، هر آینه خداوند در آن روز مردی از اهل بیت مرا برانگیزد که جهان را پر از عدل و داد کند؛ همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد. (۴۵)
    مضمون و معنای حدیث فوق را صدها روایت دیگر با اختلاف مختصر تأیید می کند که پیام همه ی آن ها، قطعیّت ظهور مصلح بزرگ است.

    ۲٫ مصلح بزرگ، مهدی (علیه السلام) است

    عن عبدالله بن عباس قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
    إِنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أطلَعَ إِلَی الأَرضِ إطاعَهً فَاختَارَنِی مِنهَا فَجَعَلَنِی نَبِیّاً ثُمَّ أَطلَعَ الثَّانِیَهَ فَاختَارَ مِنهَا عَلِیّاً فَجَعَلَهُ إِمَامَاً ثُمَّ أَمَرَنِی أَن أَتَّخِذَهُ أَخاً وَ وَلیّاً وَ وَصِیّاً وَ خَلِیفَهً وَ وَزِیراً، فَعَلِیٌّ مِنِّی وَ أَنَا مِن عَلِیٍّ وَ هُوَ زَوجُ ابنَتِی وَ أَبُو سِبطَیَّ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ.
    أَلا وَ إِنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَعَلَنِی وَ إِیَّاهُم حُجَجاً عَلَی عِبَادِهِ وَ جَعَلَ مِن صُلبِ الحُسَینِ أَئِمَّهً یَقُومُونَ بِأَمرِی وَ یَحفَظُونَ وَصِیِّتِی. التَّاسِعُ مِنهُم قَائِمُ أَهلِ بَیتِی وَ مَهدِیُّ أُمَّتِی. أَشبَهُ النَّاسِ بِی فِی شَمَائِلِهِ وَ أَقوَالِهِ وَ أَفعَالِهِ، یَظهَرُ بَعدَ غیبَهٍ طَوِیلَهٍ وَ حَیرَهٍ مُضِلَّهٍ، فَیُعلِنُ أَمرَ اللهِ وَ یُظهِرُ دِینَ اللهِ – جَلَّ وَ عَزَّ – یُؤیَّدُ بِنَصرِ اللهِ وَ یُنصَرُ بِمَلائِکَهِ اللهِ فَیَملَأُ الأرضَ قِسطاً وَ عدلاً کَمَا مُلِئَت جَوراً وَ ظُلماً؛

    عبدالله بن عباس گفته است پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خداوند تعالی بر زمین نگاهی افکند. از میان مخلوقین خود، مرا انتخاب کرد و پیامبر قرار داد. بار دیگر نگاهی کرد، علی را انتخاب نمود و او را امام و پیشوا نمود. سپس به من فرمان داد تا او را برادر و ولیّ و وصیّ و خلیفه خود قرار دهم. پس علی از من است و من از علی هستم. او شوهر دختر من، فاطمه و پدر دو نوه ام، حسن و حسین است. بدانید خدای تعالی، من و ایشان را حجّت بر بندگان نمود و از فرزندان حسین، امامانی قرار داد که به فرمان من قیام کنند و وصیت مرا نگه دارند و نهمین آن ها، قائم اهل بیتم و مهدی امتم خواهد بود. در شمائل و گفتار و کردار، شبیه ترین مردم به من است. او پس از غیبیتی طولانی و سرگردانی گمراه کننده (در مردم) ظهور می کند و دین خدا را آشکار می سازد و حاکم می گرداند و به یاری خداوند و نُصرت فرشتگانش تأیید می گردد. زمین را از عدل و داد آکنده سازد؛ همان گونه که از ستم و تجاوز پر شده باشد. (۴۶)

    مهاجمان فرهنگی و مهدویت

    قلم به دستان ناآگاه و آگاهی که با نوشته های خویش آب به آسیاب دشمنان اسلام ریخته اند و با تهاجم به مهدویت و معتقدان به آن، نهضت ها و حرکت های اسلامی را نشان گرفته اند و انتظار سازنده ای را که برخاسته از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است، انکار کرده اند و برخی هم آن ایدئولوژی زیبا و پویا را اعتقادی انحرافی دانسته و به یهودیت و مسیحیت تحریف یافته نسبت داده اند و اظهار نظرهای بی اساس خویش را به نام نوآوری مطرح کرده اند، خواسته یا ناخواسته خوراک مسمومی را بین مسلمانان و غیرمسلمانان انتشار داده اند و به حمد الله پاسخ آنان از سوی نویسندگان متعهد داده شده است. اینک به دو نمونه از این گونه اظهار نظرها اشاره می شود.

    انکار و ردّ روایات متواتر

    ابن خلدون در برابر همه دانشمندان اهل سنت که احادیث مربوط به قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را متواتر دانسته اند چنین گفته است:
    در میان تمام مسلمانان در طول قرن ها و اعصار مختلف مشهور بوده و هست که در آخر الزمان مردی از خاندان پیامبر ظهور می کند و دین را تأیید و عدل و داد را آشکار می سازد. مسلمانان از او پیروی می کنند. او بر تمام کشورهای اسلامی تسلط پیدا می کند.این شخص « مهدی » نامیده می شود و ظهور دجّال و حوادث بعدی که از مقدمات مسلّم قیامت است، به دنبال قیام او خواهد بود. عیسی فرود می آید و دجّال را می کُشد یا در قتل دجّال او را یاری می کند و عیسی، پشت سر او نماز می خواند… .
    گروهی از پیشوایان علم حدیث همانند ترمذی، ابوداوود، ابن ماجه، بزّاز، حاکم نیشابوری، طبرانی و ابویَعلی موصلی احادیث مربوط به مهدی (علیه السلام) را در کتاب های خود به نقل از گروهی از صحابه مانند علی (علیه السلام)، ابن عباس، عبدالله بن عمر، طلحه، عبدالله بن مسعود، ابوهریره، أنس، ابوسعید خدری، امّ حبیبه، امّ سلمه، ثوبان، قرّه بن أیاس، علی هلالی و عبدالله بن حارث بن جزء آورده اند.
    چه بسا منکران، در سند این احادیث مناقشه کنند و در میان محدثان معروف است که « جرح بر تعدیل مقدم است ». بنابراین اگر در بعضی از راویان احادیث فوق نقطه ضعفی از قبیل غفلت، فراموشی، ضعف یا انحراف عقیده و… یافتیم اصل حدیث از درجه اعتبار ساقط می گردد. مجموعه احادیثی که پیشوایان حدیث درباره مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قیام او در آخر الزمان نقل کرده اند جز مقدار بسیار کمی، مخدوش است. (۴۷)

    پاسخ به ابن خلدون

    اول: اظهار نظر وی درباره « علم الحدیث » بی پایه است، زیرا او همان طور که تصریح کرده است، وقتی چند حدیث در باب مهدویت، غیر مخدوش باشد همان می تواند مُثبِت اصل وجود مهدی (علیه السلام) و ظهور و قیام آن حضرت باشد که هست و دیگر روایات به اصطلاح مخدوش و مشکوک مؤید باشند.
    دوم: آن چه ایشان مطرح کرده پاسخی برای همه افرادی نیست که ادعای تواتر و یقین آوری روایات مهدویت را دارند؛ همانند ابن ابی الحدید معتزلی که در تاریخ و حدیث از نام آوران اهل سنت است. او در این باب نوشته است:
    و قَد وَقَعَ اتّفاقُ الفِرَقِ مِنَ المُسلِمینَ أجمعینَ علی أنّ الدنیا و التکلیفَ لا یَنقَضی إلّا عَلَیه (المهدی)؛
    همه فرقه ها و گروه ها و مذاهب اسلامی اتفاق نظر دارند که عمر دنیا و تکلیف بشر در برابر اجرای احکام الهی پایان نخواهد پذیرفت، مگر این که مهدی و قائم آن محمد (علیه السلام) ظهور کند. (۴۸)
    دیگر قدمای اهل سنت و صدها نفر از متأخرین در این باب با تفحص کامل ادعای تواتر نموده اند و این همه مطالب مستند با یک احتمال نیش غولی ابن خلدون مخدوش نخواهد شد.
    سوم: ابن خلدون به خاطر این که اشکالش موجب خدشه به احادیث صحیحین (صحیح بخاری و ترمذی) نشود و رجال آن ها مورد طعن قرار نگیرند، بلافاصله ادعای اجماع می کند بر این که احادیث صحیحین مورد قبول است و بدان عمل شده است. سپس به توجیه روایات منقوله صحیحین می پردازد؛ برخی را حمل بر غلوّ و بعضی را به خاطر اختلاف جزئی و لفظی با دیگر احادیث توجیه می کند و آن را مخدوش می داند و رد می کند. حال آن که انسان منصف نمی تواند تواتر معنوی و نیز لفظی این اخبار را نپذیرد همان طور که خود در آغاز اعلان داشته و آن را از بسیاری از منابع نقل کرده است.
    ابن خلدون به تالی فاسد مطالب غیر صحیح و غیر واقعی خود، یا فکر نکرده و یا آن را نپذیرفته و با بی انصافی کامل روایات متواتره درباره ی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را رد کرده است.
    احمد امین مصری منویات بی خردانه خویش را که حاکی از عناد و ضدیّت با أهل بیت عصمت و طهارت است، چنین اظهار می دارد: ریشه فکر مهدویت در نزد شیعه از افکار یهود و مسیحیت گرفته شده است و اصالت ندارد… (۴۹)
    باید به امثال احمد أمین و ابن تیمیه (۵۰) گفت تشیع و اعتقادات راستین اش، ریشه ای بس عمیق دارد که با اعلان شریعت اسلامی از سوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ارتباطش با وحی الهی تکوین و تحقق یافته است و اعتقاد به وجود مهدی (علیه السلام) و قیام پربرکت وی هم از آیات قرآن و تصریح روایات بسیار زیاد نبوی و غیر نبوی الهام گرفته است، لکن توجه به یک مطلب حائز اهمیت است و آن این که امید انسان به آینده ای نورانی و انتظار مصلح بزرگ جهت گسترش عدالت در جهان، امری فطری است که در همه کتاب های آسمانی، اعمّ از تورات و انجیل و زبور به عنوان وعده تخلّف ناپذیر الهی مطرح شده است و آخرین مطلب این که فکر مهدویت اختصاص به تشیّع ندارد، بلکه مورد اتفاق همه مسلمانان است؛ همان گونه که گذشت.

    پی‌نوشت‌ها:

    ۱٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۳، ح ۷٫
    ۲٫ همان، ص ۱۴۶، ح ۶۹و کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۳۳۸٫
    ۳٫ بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۷۳، ح ۲۱، باب ۴۵ و الأصول من الکافی، ج ۲، ص ۲۲۲، ح ۴٫
    ۴٫ أعراف، آیه ۱۳۸٫
    ۵٫ نساء، آیه ۱۵۷ – ۱۵۸٫
    ۶٫ علامه محمد حسین طباطبائی (رحمه الله)، المیزان، ج ۵، ص ۱۴۶٫
    ۷٫ یونس، آیه ۱۰۲٫
    ۸٫ لغت نامه ی دهخدا، واژه ی انتظار.
    ۹٫ من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۸۲، ح ۵۸۳۳؛ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۸۷، ح ۱ و همان، ج ۷۵، ص ۲۷۷، باب ۳٫
    ۱۰٫ قابل توجه این که روایت فوق به صورت تشبیه صریح (با واژه ی « کما » از ادات تشبیه) بیش از ۵۰۰ مرتبه ی آن هم در منابع مختلف ذکر شده است و لکن با کلمه ی « بعد ما » در روایات اندکی [یعنی کمتر از ده مورد] می باشد که غلبه با تشبیه صریح است و آن روایات « بعد ما » یا اشتباه در استنساخ بوده است و یا تشبیه تلویحی است که در هر صورت کل روایات در بردارنده تشبیهی لطیف و ظریف است و تمسک به « بعد ما » برای توجیه انتظار مخرب مفهوم و معنا ندارد.
    ۱۱٫ نشاط اصفهانی، متوفای ۱۱۲۴ هـ.ق ملقب به معتمد الدوله.
    ۱۲٫ أنبیاء، آیه ۱۰۵٫
    ۱۳٫ فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج ۳، ص ۳۵۷ و مجمع البیان، ج ۴، ص ۶۶٫
    ۱۴٫ المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۳۳۱؛ سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر المأثور، ج ۵، ص ۶۸۵ و بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۴۷، ح ۶٫
    ۱۵٫ نساء، آیه ۱۶۳٫
    ۱۶٫ اوستا، یسنا ۴۵، ب ۷٫
    ۱۷٫ یشت، ب ۱۹ زامیاد.
    ۱۸٫ یسنا ۳۴، ب ۱۳٫
    ۱۹٫ یسنا ۴۶، ب ۳٫
    ۲۰٫ اوستا، یشت، بند ۱۴۲ فروردین؛ در یسنا ۴۵ بند ۷ نیز آمده است.
    ۲۱ راشد محصل، نجات بخشی در ادیان، ص ۱۶٫
    ۲۲٫ أنجیل لوقا، أصحاح ۲۱، آیات ۳۴ – ۳۶٫
    ۲۳٫ أنجیل متی، أصحاح ۱، آیه ی ۲۱ (کتاب مقدس، عهد جدید، ص ۴)؛ یوحنا۴، ۴۲٫
    ۲۴٫ أنجیل متی، أصحاح ۲۴، آیه ی ۱۳٫
    ۲۵٫ الرساله الی العبرانیین، أصحاح ۱۰، آیه ۳۵ – ۳۶٫
    ۲۶٫ اعمال رسولان، ۵، ۳۱، به نقل از: نجات بخشی در ادیان، ص ۱۱۴٫
    ۲۷٫ لوقا، ۱۷ – ۲۵٫
    ۲۸٫ متی، ۲۴ – ۴۴٫
    ۲۹٫ مُرقُس، ۸، ۱۳٫
    ۳۰٫ رساله اول یوحنا، ۲، ۱۸، ۲۲، ۲۳٫
    ۳۱٫ رساله اول یوحنا، ۳ – ۴٫
    ۳۲٫ رساله ی دوم پولس به تسالونیکیان ۲ – ۳٫
    ۳۳٫ متی، آیات ۶، ۷، ۱۵٫
    ۳۴٫ لوقا، ۲۷، ۲۸٫
    ۳۵٫ هوشع، أصحاح ۲، آیه ی ۱۹؛ (کتاب مقدس، ص ۱۲۸۸)
    ۳۶٫ اشعیاء، ۷ – ۱۱٫
    ۳۷٫ هاشم معروف الحسنی، سیره الائمه الاثنی عشر، ج ۲، ص ۵۱۸ به نقل از: احمد محمد صبحی، نظریه الامامه عند الشیعه الاثنی عشریّه.
    ۳۸٫ مینوی خرد، پرسش ۱، ب ۹۵، به نقل از: نجات بخشی در ادیان، راشد محصّل، ص ۱۴٫
    ۳۹٫ شیخ بهائی، دیوان اشعار.
    ۴۰٫ ادیان و مهدویت، ص ۳۸ و خورشید مغرب، ص ۶۹٫

    ۴۱٫ مرتضی مطهری، نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر، ص ۶ – ۱۰٫
    ۴۲٫ قصص، آیه ۵٫
    ۴۳٫ احادیث « متواتر » احادیثی است که آن قدر زیاد نقل شود که متن و مضمون و معنای حدیث یقین آور شود. حال چنان چه الفاظ و کلمات باشد تواتر لفظی است و چنان چه معنا و مفهوم مورد اتّفاق باشد، تواتر معنوی نامیده می شود و در صورتی که الفاظ و معانی هر دو مورد اتفاق باشد تواتر لفظی و معنوی خواهد بود.
    ۴۴٫ لطف الله صافی گلپایگانی، نوید أمن و أمان، ص ۹۰ – ۹۱٫
    ۴۵٫ سید بن طاووس، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ج ۱، ص ۱۷۶، ح ۲۷۴؛ کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج ۲، ص ۴۳۷ و ۴۷۶؛ الهندی، کنزالعمّال، ج ۱۴، ص ۲۶۱ – ۲۶۷، باب خروج المهدی و نیز کتاب های دیگر همانند الصواعق المحرقه، اعلام الوری و ینابیع المودّه.
    ۴۶٫ کمال الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۴۸۴، ب ۲۴، ح ۲؛ طبرسی، اعلام الوری، ص ۳۹۷ و اربلی، کشف الغمه، ج ۲، ص ۵۱۰٫
    ۴۷٫ مقدمه ی ابن خلدون، ج ۱، فصل ۵۳، ص ۳۸۸ – ۳۸۹ (۸ جلدی)
    ۴۸٫ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۰ باب ۱۸۳، ص ۹۶٫
    ۴۹٫ ضحی الاسلام، ج ۳ به نقل از سیره الائمه الاثنی عشر، ج ۲، ص ۵۱۹٫
    ۵۰٫ گر چه ابن تیمیه راجع به تشیع، دیدگاه های غیر واقعی دارد، لکن در این باب، روایات مربوط به قیام مهدی (علیه السلام) را پذیرفته است.

    منبع مقاله:
    زمانی، احمد؛ (۱۳۹۳)، اندیشه انتظار (شناخت امام عصر(عج) و چگونگی حکومت جهانی صالحان)، قم: بوستان کتاب، چاپ پنجم

    منبع :راسخون

    http://www.erfan.ir/