نویسنده:گلی زواره، غلامرضا

در بررسی تاریخ شیعیان در لبنان، در این شماره، با گوشه هایی از فراز و نشیب تشیع در لبنان از بدو پیدایش آن در این سرزمین، اقتدار سیاسی و اجتماعی تشیع در قرن سوم و علل شکوفایی آن در لبنان آشنا می شویم:

فراز و نشیب

با مطالعه جوامع مسلمان لبنان این حقیقت روشن می گردد که قدیمی ترین آنان شیعیان هستند . تا زمان نخستین جنگ صلیبی (1096م) به جز نواحی مارونی نشین بطرون، جبیل و مناطق متعلق به دروزی ها یعنی شوف و وادی تیم، تمامی لبنان به یکی از جوامع شیعه تعلق داشت . پراکندگی کنونی متاوله (یکی از فرق شیعه)، تا حد زیادی یادآور تفوق اولیه آنان است (1) . معاویه که برای مدتی دراز در شام حکومت داشت، شیعیان سوریه و لبنان را تحت فشار سختی قرار داد و خلفای بعد از او و نیز بنی عباس ستم هایی جانکاه بر این طایفه روا داشتند، تعدادی از آنان را داخل دیوارها، در میان جرزها و در وسط ستون ها دفن کردند، قتل عام های بزرگ از شیعیان به راه انداختند و از این جهت جوامع شیعه بر نواحی دورافتاده کوهستانی و پناهگاه های ارتفاعات روی آوردند تا در این نقاط از گزند هجوم دشمن، خود را حفظ کنند (2) . فشاری که مملوک های سنی از سال 1291م تا 1516م بر شیعیان اعمال کردند، از سوی ترکان عثمانی ادامه یافت و آنان را از عکار، بیشتر جلگه های ساحلی و کسروان بیرون راند . بنابراین جای شگفتی نیست که این جامعه غالبا در مناطق نامطلوب جلیل علیا و البقاع باقی مانده اند، از آثار تلاش آنان در حرکت به سوی ناحیه ای امن تر طی قرون شانزدهم تا هیجدهم میلادی وجود چند روستای شیعه نشین در سمت شرقی جبل لبنان است .

عامل دیگری که تسلط شیعیان در لبنان را دچار رکود کرد، گسترش عقاید دروزی ها در جوامع در قرون یازدهم و دوازدهم میلادی بود (3) .

آغاز نفوذ تشیع در لبنان

در امر پیدایش شیعیان لبنان عقاید متفاوتی مطرح است . علمای شیعه جبل عامل (جبل بنی عامله) بر این باورند که جامعه شیعی این ناحیه از تمام جوامع دیگر به جز حجاز، کهن تر است . آنان تاسیس این تشکل با برکت را به صحابی رسول اکرم صلی الله علیه و آله، ابوذرغفاری، نسبت می دهند . وجود دو مسجد قدیمی به نام این مرد وارسته در دو دهکده قدیمی جبل عامل به نام های میس الجبل و صرفند را دلیل این امر می شمارند (4) .

اما می دانیم که ابوذر به شام (دمشق) تبعید شده بود، نه به لبنان امروزی . ولی در هر حال مشخص نیست که پس از تبعید ابوذر چه حوادثی در سوریه و لبنان رخ داده است؟

همچنین جای این سؤال باقی است که چرا تشیع از بلاد فلسطین و سوریه رخت بر بست و در لبنان باقی ماند؟ اما واقع امر این است که جبل عامل تشیع خود را پیوسته نگهداری کرد و به رغم فشارها، شکنجه ها و ناگواریهای فراوان و حوادث نگران کننده، آن را حفظ کرد و به عالی ترین وجه از آن حمایت کرد، شیخ حر عاملی که خود دانشمندی از این دیار است و در عصر صفویه می زیسته، می نویسد:

«دانشوران شیعی جبل عامل در حدود یک پنجم همه دانشمندان متاخر شهرهای اسلامی است . همچنین آثار و نوشته های آنان به همین میزان است یا این که سرزمین های آنان کمتر از یک صدم سرزمین های اسلامی است » .

با وجود این که مآخذ و مصادری در دست ما نیست تا بگوئیم قبل از تالیف کتاب امل الآمل که شیخ حر عاملی این مطالب را در آن نوشته چگونه بوده است ولی آثار و اخباری گواهی می دهند تلاش علمی و فرهنگی علمای این سامان در همین حدود است و می توان گفت بعضی از خدماتی که دانشمندان این منطقه کرده اند، جنبه تشیع جهانی داشته و آثار آنان را شیعیان در نقاط سند و مدرک قرار داده و در حوزه های علمی خود به عنوان منبع درسی از آنها استفاده کرده، بر کتابهای مزبور حاشیه و شرح نوشته و بحث های علمی و کاوشهای خویش را بر محور مطالب این آثار متمرکز نموده اند . بر این نکته باید واقعیت دیگری را بیفزائیم و آن این که عده ای از دانشوران شیعه در جبل عامل برای دفاع از مکتب اهل بیت کشته شده اند و دو نفر از آنان افتخار لقب شهید اول و شهید دوم را به خود اختصاص داده اند (5) . شهید ثالث، قاضی نورالله شوشتری که در هندوستان به سال 1019 ه . ق به شهادت رسید، می نویسد:

«تجلی انوار رحمت الهی همیشه شامل اهل جبل عامل بوده و نور محبت خاندان پیامبر از ناحیه ایمان ایشان چون بارقه نور از شاهق طور ظهور می نمود و هیچ روستایی نیست که جمعی از فقها و فضلای امامیه در آنجا نباشند و جمیع اهالی آن جا اعم از خاص و عام، وضیع و شریف در تعلیم مسایل اعتقادی و احکام شرعی بر طبق مذهب اثنی عشری مبالغه تمام به جا می آورند و در تقوا، مروت و قناعت به امیرمؤمنان علیه السلام اقتدا دارند . با وجود استیلای رومیان مسیحی، بر نشر مذهب خود اهتمام وافری بروز داده اند» (6) .

فقیه و محدث بزرگوار شیخ حر عاملی صاحب کتاب وسایل الشیعه می گوید:

«از برخی استادان شنیدم که در زمان شهید اول در یکی از روستاهای جبل عامل هفتاد مجتهد در تشییع جنازه ای شرکت داشتند» (7) .

علامه محمد حسین مظفر می نویسد:

«بذر تشیع در جبل عامل به دست ابوذر کاشته شد و رو به رواج و انتشار گذاشت و چون پیروان زیادی برای خود کسب کرد و مجال و عرصه برای مردم آن در تحصیل علم به گونه ای گسترده فراهم آمد، در فراگیری علوم اهل بیت حتی با هجرت و کوچیدن به ایران و عراق، دامن همت به کمر زدند و در نتیجه از جبل عامل علمایی برخاستند که شیعه از مؤلفات و آثار علمی آنها تا هم اکنون مستفیض و بهره مند است، علمایی که ممالک شیعه نشین از صیت و شهرت آنان سرشار است » (8) .

دکتر فیلیپ حتی – که خود یک مسیحی لبنانی است – می نویسد:

«پرده های ضخیمی زندگی شیعیان را در لبنان فرو پوشانیده است اما از ورای این حجاب ها جنبه درخشانی بر ما هویداست که از معنای ژرفی حکایت دارد و نشان می دهد که این تشکل مذهبی هرگز از علل و اسباب علم دست نشسته، بلکه از قرن شانزدهم میلادی بر آن دست داشته است یعنی از زمانی که شاه اسماعیل مؤسس دولت صفوی در ایران دیانت رسمی ایرانیان را مذهب شیعه قرار داد، متوجه شد که کتاب کافی در این زمینه وجود ندارد از این رو برای جبران این کاستی علمای شیعه را از لبنان و غالبا از جبل عامل به ایران فراخواند» (9) .

اقتدار سیاسی اجتماعی تشیع

شواهد تاریخی مؤید آن است که قرن سوم هجری (نهم میلادی) عراق، ایران، سوریه، شمال افریقا و خصوصا مصر شکوفائی تشیع را تجربه کرده است، دورانی که دول قدرتمند شیعی مذهب آل بویه در عراق و ایران، فاطمی ها در مصر و مراکش، حمدانی ها در موصل و حلب حکومت می کردند . آنگاه که خاندان شیعه حمدانیان در حلب به فرمانروایی رسیدند و متعاقب این ایام که بخش اعظم این سرزمین در امپراتوری فاطمیان ادغام گردید، اکثریت مسلمانان لبنان و سوریه شیعه بوده اند (10) . گزارش سیاحان مسلمان این موضوع را تایید می کند . ناصر خسرو قبادیانی که در سال 439 ه . ق مطابق 1047 م از شهر صور عبور می کرده است می نویسد:

«… و این شهر صور معروف است به توانگری در میان شهرهای ساحل شام و مردمانش بیشتر شیعه اند . و قاضیی آنجا بود، مردی سنی مذهب، پسر ابوعقیل می گفتند (11) » .

ابن جبیر در سفرنامه خود که به سال 580 ه . ق (1184م) نوشته یادآور شده است:

«شیعیان را در این سرزمین (دمشق) اموری است شگفت و به شمار; بیش از سنیانند و در سراسر این دیار با مذاهب گوناگون خود انباشته اند (12) » .

یاقوت حموی در اثر مشهور خود می گوید: ابن بطلان که در سال 440 ه . ق از حلب دیدن کرده، نوشته است:

«فقهای آنجا فتاوی خود را بر اساس مذهب امامی صادر می کرده اند . (والفقهاء یفتون علی مذاهب الامامیه)» (13) .

در برخی کتب تراجم نام عده ای از علمای شیعه حلب در این دوره ذکر شده است (14) . وجود مناطق و روستاهای شیعه نشین چون نبل و الزهرا که اکثریت قریب به اتفاق ساکنانشان شیعه بوده اند، یادگاری ارزشمند از گسترش تشیع در لبنان و سوریه در قرن پنجم هجری می باشد (15) .

از قرن نهم میلادی مطابق قرن سوم هجری به بعد جوامع شیعه بین رود علوی در شمال و ناحیه جلیله که منطقه ای است معروف به جبل عامل، در جنوب، سکونت داشته اند . شیعیان دیگری نیز در بخش شمالی دره بقاع و همچنین در طرابلس و کسروان واقع در لبنان شمالی سکونت اختیار کرده اند . اهالی کسروان صد در صد شیعه بوده اند . شهر طرابلس یکی از پایگاه های مهم تشیع در دوران فرمانروایی فاطمیان و عماریان به شمار می آمده است . بنی عمار از قبیل کتامه در مغرب بودند که به هنگام انتشار مذهب تشیع در مغرب به این آیین گرویدند و از فرماندهان نظامی دولت فاطمی در مصر و شام شدند، فرد برجسته این سلسله امین الدوله ابو محمد حسن بن عمار است که در دوره حاکم بامرالله از متولیان دولت فاطمی بود . نبیره اش ابوطالب عبدالله معروف به امین الدوله قاضی شهر طرابلس در زمان فاطمیان بود که در سال 461 ه . ق (1061م) دولت مستقل بنوعمار را تشکیل داد، پس از او برادرزادگانش حکومت کردند . بنوعمار در تهاجم صلیبی ها به شهر مهم طرابلس سال ها مقاومت کردند اما در اوایل قرن ششم هجری (دوازدهم میلادی) بعد از چندین لشگرکشی از سوی مهاجمان صلیبی و مساعدت مارونی های شمال لبنان، این شهر سقوط کرد .

طرابلس در سال 688 ه . ق (1288م) در عصر مملوکی آزاد گردید . ابوالفتح کراجکی شاگرد شیخ مفید در زمان حکومت بنی عمار منصب قضاوت را برعهده داشت و دو کتاب «نهج البیان » و «عدة البصیر فی حج یوم الغدیر» را برای ابوکاتب عماری و کتاب سوم خود با عنوان «البستان » در فقه را برای ابوطالب عماری تحریر نموده است . با فتح سوریه به دست صلاح الدین ایوبی و فرمانروایی نخستین حکام ایوبی و بعد از ایشان سلطه ممالیک، این اوضاع به ضرر شیعیان تغییر کرد و هدف لشگرکشی های نظامی حاکمان ممالیک که طی سال های 692 ه . ق (1292م) و 700 ه . ق (1300م) در ناحیه کسروان – در لبنان شمالی – کمابیش ناموفق، ولی در سال 705ه . ق (1305م) کاملا پیروزمندانه بود، بیشتر سرکوب گروه های افراطی تر و آشتی ناپذیرتر شیعه یعنی اسماعیلیه و نصیریه (علویان) بود تا انقیاد شیعیان امامی اثنی عشری، زیرا ممالیک از ناحیه این فرقه ها احساس خطر کردند . البته در این سرکوب ها و یورش، شیعیان نیز آماج فشارها و تضییقات گوناگون قرار گرفتند و مرزبندی بین دو مذهب سنی و شیعه آن چنان شدت و حدت یافت که برخی از شیعیان برای همسازی اضطراری با دین ملوک و مذهب فرمانروایان سنی پا بر مذهب خود گذاشتند و از آن اعراض نمودند، با این اوضاع اسف بار دیگر اکثریت مسلمانان سوریه و لبنان شیعه نبودند اما تعداد قابل توجهی از آنان در دمشق حضور داشتند . از این ایام به بعد اهل تشیع در همان مناطقی که امروزه در آنجا ساکن هستند، تمرکز یافتند یعنی نصیری ها در لاذقیه، اسماعیلی ها در دو گروه کوچک، دروزی ها در نیمه جنوبی لبنان و امامی ها در جبل عامل و دره بقاع سنت نیرومند تحصیل معارف شیعی علی رغم همه گرفتاری های هر از چند گاهی، همچنان در شهرها (بازارها) و روستاهای این نواحی استمرار یافت . در برخی نقاط جبل عامل خانواده هایی از علمای شیعه بوده اند که این سنت پسندیده و با برکت را پشت به پشت و از پدر به فرزند منتقل کرده و به تدریج فراگیران علوم دینی شیعه از جاهای دیگر پیرامون ایشان گرد آمده اند . برخی از مهمترین این خانواده ها در شهرهایی بر کناره راه های تجاری که از دمشق می آمده، زندگی می کرده اند . مشغره و جزین که در آن ایام شیعه نشین بوده بر کناره راه اصلی دمشق به صیدا واقع بوده و راهی که به سمت جنوب به جلیل می رفته نیز از حوالی مشغره می گذشته است . کرک نوح که از مهمترین مراکز علوم شیعی به شمار می رفته در جانب شمال دره بقاع، بر حاشیه یکی از دو جاده اصلی دمشق به بعلبک قرار داشته است . سایر مراکز علوم شیعی نظیر نبطیه، جبع، و میس الجبل بر حاشیه راه های کم اهمیت تر قرار داشته و چندان بزرگتر از یک روستا نبوده اند .

علل شکوفایی تشیع

در هر حال شیعیان اگرچه در اقلیت قرار گرفتند و در نقاط دور از دسترس حکمرانان مرکزی سکنی گزیدند، اما استمرار یک سنت نیرومند علمی در تاریخ تشیع لبنان در همین نواحی دور افتاده و محروم بدون حمایت حکام یا شهرهای معروف مشاهده می شود علت این شکوفایی علمی و رویش معرفتی را می توان امور ذیل دانست:

الف: قوت اعتقاد و ایمانی که همواره این ارادتمندان به اهل بیت علیهم السلام بدان ممتاز بوده اند .

ب: دورافتادگی نسبی جبل عامل از مراکز قدرت، سطح معیشت نازل و نیز فقر امکانات مناطق تحت قلمرو شیعیان موجب آن گردیده که حکام شهرهای بزرگ تا زمانی که مردم این سامان منشا تهدید سیاسی نبوده اند خود را برای تصرف یا کنترل نواحی مزبور به دردسر نیاندازند .

ج: در ایامی که کنترل مستقیمی از جانب حکام شهرهای معروف بر این نقاط اعمال نمی شده، مناطق شیعه نشین توسط افراد صاحب نفوذ محلی اداره می شده که برخی از آنان شیعه بوده اند و از این رهگذر می توانسته اند از هم کیشان خود حمایت کنند، یکی از مشهورترین خاندان های شیعی که فرمانروای جبل عامل بوده اند و در قرن هشتم هجری می زیسته اند به خاندان علی الصغیر معروفند (اسلاف خاندان برجسته اسعد کتونی) .

د: دورافتادگی جغرافیایی این ناحیه و حمایت های خانواده های برجسته شیعی آن نه تنها سبب تداوم و استمرار یک سنت شیعی در این ناحیه گردید که هنوز هم پابرجاست، بلکه باعث جلب و جذب شیعیان اثنی عشری از سایر بخش های سوریه به این منطقه گردید چنانکه نخستین عالم شیعی جبل عامل یعنی شمس الدین محمد بن مکی معروف به شهید اول برخلاف علمای بعدی جبل عامل اجازه خود را از مدرسان محلی نگرفته بود، بلکه در محضر علمای جاهای دیگر تحصیل کرده بود .

ه: شیعیان برخلاف اهل سنت گرچه همواره تحت تعقیب و تعذیب بوده اند، در عین حال می توانسته اند علمای سنی مذهب دانش مورد علاقه خود را بیاموزند . شهید اول که از اهالی جزین بود، پس از تحصیل نزد علمای عراق، برای ادامه تحصیل نزد علمای اهل سنت راهی حجاز، بغداد، دمشق، بیت المقدس و جهرون گردید . شمار کسانی را که در این نقاط نامبرده نزد آنان شاگردی کرده تا چهل نفر ذکر کرده اند وی بنابر مشرب اصولی خویش مهمترین اثرش را به توضیح و تبیین روشها و قواعد استنتاج احکام فقهی، بر پایه آنچه از اصول فقه در نزد شیعه و سنی فرا گرفته بود اختصاص داد . وی بسیار به دمشق سفر می کرد و آنجا تدریس می نمود ولی همین امر که او ناگزیر بوده از شدت تقیه کتب شیعی را شبانه به شاگردان خود درس بدهد، حاکی از محدودیت های فعالیت های شیعی در آنجا بوده است . سرانجام به رغم این همه احتیاط و مراقبت به دلیل اتهاماتی که معاندان و بدخواهان بر او وارد کردند و مفتی مالکی دمشق بر آن صحه نهاد، توسط حاکم دمشق زندانی گردید و به شهادت رسید .

زین الدین بن نور الدین علی (966 – 911 ه . ق) در خانواده ای از اهالی جبع دیده به جهان گشود جد اعلاء، پدربزرگ و پدرش همگی از علمای دین بودند، او پس از آموختن مقدمات نزد پدر، تحصیلات خویش را در کرک نوح ادامه داد و از این ناحیه پافراتر نهاد، ابتدا راهی دمشق شد و در آنجا علاوه بر تحصیل فقه به آموختن طب، نجوم و حکمت اشراق پرداخت . سپس به قاهره رفت و نزد شانزده نفر از علمای اهل سنت به دانش اندوزی مبادرت نمود . سرانجام به قصد آن که از حکومت عثمانی حکمی برای تدریس در یک مدرسه سنی بگیرد، به استانبول رفت . در مدرسه نوریه بعلبک به وی اجازه تدریس داده شد و او در این مرکز علمی و دینی فقه چهارمذهب اهل سنت و نیز فقه امامیه را تدریس می نمود . آوازه اش آنچنان بالا گرفت که به گوش سلطان عثمانی رسید و او را بر آن داشت تا برای آن که بتواند درباره مذهب امامیه با یکی از علمای برجسته این مذهب مباحثه کند، نهانی ماموری جهت آوردن وی به استانبول گسیل دارد . مامور اعزامی پس از آنکه به بعلبک رسید دریافت که زین الدین به قصد حج آنجا را ترک کرده و لذا به حجاز رفت و او را با خود به استانبول برد . مامور مزبور به گمان این که نیت سلطان را دریافته قبل از رسیدن این عالم شیعی به استانبول او را به شهادت رسانید و بنابر برخی روایات دیگر در استانبول علمای سنی علیه او توطئه کردند و به وزیر اعظم سلطان عثمانی گفتند آنچه که او می آموزد کفر است بدین ترتیب زین الدین عاملی معروف به شهید ثانی به شهادت می رسد . (اقتباس و ماخوذ از: خطط جبل عامل، ص 134 و ص 78 – 77 – لؤلؤالبحرین، یوسف بحرانی، ص 148 – 143 – ریاض العلماء، میرزا عبدالله افندی اصفهانی، ج 5، ص 191 – 185 – تاریخ جبل عامل، ص 234 – 233 – ساختار اجتماعی لبنان … ، ص 12 – 10 – ناگفته هایی از تاریخ شیعه و شام، عبدالله ناصری طاهری، کیهان فرهنگی، سال سوم، شماره 11، ص 16) .

پی نوشت:

1) خاورمیانه، پیتر پیومنت و دیگران، ص 486 .

2) لبنان، دکتر چمران، ص 28 .

3) خاورمیانه، همان، ص 485 .

4) خطط جبل عامل، سید محسن امین، ص 84 – 83، جبل عامل فی التاریخ، محمد تقی آل الفقیه العاملی، ص 49 .

5) تشیع انقلابی زیر شکنجه ارتجاع، حسن امین، ترجمه دکتر سید جمال موسوی، ص 131 – 129 .

6) مجالس المؤمنین، قاضی نورالله شوشتری، ج اول، ص 77 .

7) امل الامل، شیخ حر عاملی، ج اول، ص 15 .

8) تاریخ شیعه، علامه مظفر، ص 235 .

9) لبنان فی التاریخ، فیلیپ حتی، ص 984 .

10) دمشق در عصر ممالیک، زیاده، ا . نیکلا، ترجمه جلال الدین اعلم، ص 139 .

11) سفرنامه ناصر خسرو، حکیم ناصرین خسرو قبادیان مروزی، به کوشش دکتر نادر وزین پور، ص 19 .

12) سفرنامه ابن جبیر، محمد بن احمد بن جبیر، ترجمه پرویز اتابکی، ص 341 .

13) معجم البلدان، شهاب الدین ابی عبدالله یاقوت بن عبدالله الحموی الرومی البغدادی ج 2، ص 283 .

14) نک: امل الامل، ج دوم، ص 46 و نیز ص 106 – 105 همین مجلد .

15) خطط الشام، ج 5، ص 253 .

منبع:منابع : مجله مکتب اسلام، شماره 7 ( سال 82) |http://www.hawzah.net

more post like this