islamic-sources

    1. صفحه اصلی

    2. کتاب

    3. تقوا مایه اصلاح عمل و جلب مغفرت

    تقوا مایه اصلاح عمل و جلب مغفرت

    تقوا مایه اصلاح عمل و جلب مغفرت
    Rate this post
    نوشته : استاد حسین انصاریان

    یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمالَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ ….: «۱»

    اى اهل ایمان از خدا پروا کنید و گفتارى حق و استوار و پاک و خالص از دروغ بگوئید، تا خدا کردارتان را به اصلاح آورد، و گناهانتان را بیامرزد.

    تقوا و گفتار حق مایه جلب رحمت و لطف و احسان خدا به سوى انسان است، انسان چون به رحمت حق وصل شود، این اتصال سبب مى‏شود که انسان که از هر جهت نیازمند به تربیت است، در دامن مربى و پرورش دهنده‏اى چون حضرت حق قرار گیرد و آن مربى دلسوز این موجود نیازمند به تربیت را مراقبت و مواظبت کند تا به رشد و کمال برسد و در این مسیر از گناهان و تقصیرات گذشته‏اش در گذرد.

    ولایت و دوستى و سرپرستى خدا

    وَ إِنَّ الظَّالِمِینَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِینَ: «۲»

    و بى‏تردید ستمگران دوست و سرپرست یکدیگرند و خدا سرپرست و یار اهل تقواست.

    ولایت حضرت حق ولایتى است که هر کس در حیطه تصرف آن قرار گیرد گره از مشکلاتش باز مى‏شود، و قفل مهماتش گشوده مى‏گردد، و از ظلمات به سوى نور به حرکت مى‏آید، و از فتنه دشمنان در امان مى‏ماند، و در قیامت در حصن حصین امان خدا از عذاب قرار مى‏گیرد.

    شکسته شدن بن‏بست‏ها و روزى بى‏زحمت و فراوان‏

    وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً (۲) وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ: «۳»

    و کسى که در همه امورش به ویژه در امور مالى و خانوادگى و اجتماعى از خدا پروا کند، و تقواى الهى را به کار گیرد براى او راه نجات از مشکلات و شدائد و بن‏بست‏ها را قرار مى‏دهیم و از جائى که گمان نمى‏برد به او روزى فراوان و پیوسته مى‏دهیم.

    تقوا در روایات‏

    از حضرت حق در روایات قدسى آمده است:

    «انما الحسب عندى هو التقوى:» «۴»

    جز این نیست که شرافت و اصالت نزد من فقط تقوا و پرهیزکارى است.

    «خیر الحکمه خشیه الله تعالى، و خیر الغنى و القناعه، و خیر الزاد التقوى:» «۵»

    بهترین دانش استوار بیم از عظمت خداى بزرگ است، و بهترین ثروت قناعت به داده خداست، و بهترین توشه براى دنیا و آخرت تقوا است.

    از پیامبر بزرگوار اسلام در رابطه با تقوا روایات مهمى نقل شده است از جمله:

    «من التقى الله عاش قویا، و سار فى بلاد عدوه آمنا:» «۶»

    کسى که تقوا پیشه سازد نیرومند زندگى مى‏کند، و در حال امنیت در سرزمین‏هاى دشمنش حرکت مى‏کند.

    «ایها الناس ان العربیه لیست باب والد، و انما هو لسان ناطق فمن تکلم به فهو عربى الا انکم و لد آدم و آدم من تراب و اکرمکم عند الله اتقاکم:» «۷»

    اى مردم عربیت پدر فرزند آور نیست، و جز این نیست که زبانى گویاست هر کس با این زبان سخن بگوید عرب است، آگاه باشید همه شما فرزند آدم هستید و آدم از خاک است، و بزرگوارترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.

    عباس عموى پیامبر در گفتگوئى از پیامبر اسلام پرسید: «فما الکمال؟ قال: تقوى الله عزوجل و حسن الخلق:» «۸»

    اى رسول خدا کمال چیست؟ حضرت فرمود: پرواى از خداى عزوجل و اخلاق نیکو.

    «من احب ان یکون اکرم الناس فلیتق الله، و من احب ان یکون اتقى الناس فلیتوکل على الله:» «۹»

    کسى که دوست دارد بزرگوارترین مردم باشد، باید تقواى الهى پیشه کند، و کسى که دوست دارد پرهیزکارترین مردم باشد باید در همه امورش به خدا اعتماد و توکل کند.

    «المتقون ساده، والفقهاء قاده، والجلوس الیهم عباده:» «۱۰»

    پرهیزکاران سروران مردم‏اند، و فقیهام فرمانروایان جامعه‏اند، نشستن نزد اینان عبادت است.

    امیرالمؤمنین (ع) درباره‏ى تقوا روایات بسیار مهمى دارند از جمله:

    «ان لاهل التقوى علامات یعرفون بها: صدق الحدیث، واداء الامانه، و وفاء بالعهد، و قله العجز و البخل، وصله الارحام، ورحمه الضعفاء وقله المؤاتاه للنساء، و بذل المعروف، وحسن الخلق، و سعه الحلم، واتباع العلم فیما یقرب الى الله، طوبى لهم و حسن مآب.» «۱۱»

    بى‏تردید براى اهل تقوا نشانه‏هائى است که با آنها شناخته مى‏شوند:

    راستى گفتار، اداء امانت، وفاى به پیمان، کمى ناتوانى و بخل، صله ارحام، مهربانى با ناتوانان، موافقت اندک با زنان، بذل نیکى، اخلاق خوب، بردبارى‏ گسترده، پیروى از دانش در آنچه که آدمى را به خدا نزدیک مى‏کند، خوشا به حال اینان، و قیامت خوبى براى آنان است.

    «اتقوا الله الذى ان قلتم سمع، وان اضمرتم علم:» «۱۲»

    از خدا پروا کنید خدائى که چون سخن گوئید مى‏شنود، و چون پنهان نمائید مى‏داند.

    «التقى رئیس الاخلاق:» «۱۳»

    تقوا سالار و رئیس اخلاق است.

    «فان تقوى الله دواء داء قلوبکم، و بصر عمى افئدتکم، و شفاء مرض اجسادکم، و صلاح فساد صدورکم، و طهور دنس انفسکم، و جلاء غشاء ابصارکم، و امن فزع جأشکم، و ضیاء سواد ظلمتکم:» «۱۴»

    بى‏تردید تقواى الهى داروى بیمارى دل‏ها، و بینا کننده کور دلى و درمان کننده مرض بدن‏ها، و اصلاح کننده فساد سینه‏ها، و پاک کننده آلودگى جانها، و روشنى بخش پرده دیدگان، و امن کننده ترس و اندوه اضطراب آور، و سپید کننده سیاهى تاریکى وجود شماست.

    «لا کرم اعز من التقوى و سئل (ع) اى عمل افضل؟ قال: التقوى:» «۱۵»

    هیچ کرم و بزرگوارى گرانمایه‏تر از تقوا نیست، و از آن حضرت از بهترین عمل پرسیدند، پاسخ داد: تقوا.

    «لا یقل مع التقوى عمل، و کیف یقل ما یتقبل؟» «۱۶»

    عملى که همراه تقواست اندک نیست، و چگونه چیزى که در پیشگاه حق مورد پذیرش است اندک است.

    حضرت صادق (ع) فرمود:

    «ما نقل الله عزوجل عبداً من ذل المعاصى الى عز التقوى الا اغناه من غیر مال، و اعزه من غیر عشیره، وآنسه من غیر بشر:» «۱۸»

    خداى عزوجل بنده‏اى را از خوارى گناهان به عزت تقوا انتقال نداد مگر آن که او را از طریق غیر ثروت غنى کرد، و بدون عشیره بزرگوارى و عزت داد، و بدون بشر با او انس برقرار کرد.

    از حضرت صادق (ع) از تفسیر تقوا پرسیدند، فرمود:

    «ان لا یفقدک الله حیث امرک، و لا یراک حیث نهاک:» «۱۹»

    وجودت را در محل طاعت و عبادت مفقود نبیند، و تو را در محل گناه مشاهده ننماید.

    از امام ششم (ع) روایت شده است:

    «القیامه عرس المتقین:» «۲۰»

    قیامت بزم شادى پرهیزکاران است.

    ابوبصیر مى‏گوید از حضرت صادق از معناى آیه:

    اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ‏

    پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود:

    «یطاع فلا یعصى، و یذکر فلا ینسى، و یشکر فلا یکفر:» «۲۱»

    از اوامرش اطاعت شود، و از منهیاتش سرپیچى نشود، یادش کنند و فراموشش ننمایند، و به شکر و سپاسش برخیزند، و از کفران نعمتش بپرهیزند.

    فقط تقوا سبب نجات است‏

    ابوحمزه مى‏گوید: خدمت حضرت على‏بن‏الحسین (ع) بودم که مردى به محضر آن حضرت آمد و گفت: اى ابامحمد من گرفتار زنانم، یک روز زنا مى‏کنم و دیگر روز به روزه گرفتن پناه مى‏برم، آیا روزه دارى من کفاره زناى من است؟! امام به او فرمود: چیزى نزد خداى عزوجل محبوب‏تر از این نیست که در فرمان‏هایش اطاعت شود، و در منهیاتش از او سرپیچى نکنند، بنابراین نه زنا کن و نه روزه بگیر، سپس حضرت سجاد (ع) او را به نزدیک خود خواند و دستش را گرفت و به او فرمود: کار اهل دوزخ را انجام مى‏دهى، و امید ورود به بهشت را دارى!! «۲۲»

    پی نوشت ها:

    ______________________________

    (۱)- احزاب ۷۰- ۷۱٫

    (۲)- جاثیه ۱۹٫

    (۳)- طلاق ۲- ۳٫

    (۴)- کلمه الله ۴۴۴ به نقل از سعد السعود سیدبن‏طاووس.

    (۵)- کلمه الله ۴۶۳ به نقل از مسکن الفؤاد شهید.

    (۶)- بحار چاپ بیروت ج ۶۷ ص ۲۸۳٫

    (۷)- بحار ج ۶۷ ص ۲۸۸٫

    (۸)- امالى طوسى ج ۲ ص ۱۱۲٫

    (۹)- معانى الاخبار ۱۹۶٫

    (۱۰)- بحار ج ۷۰ ص ۲۹۰٫

    (۱۱)- بحار ج ۶۷ ص ۲۸۲٫

    (۱۲)- بحار ج ۶۷ ص ۲۸۳٫

    (۱۳)- بحار ج ۶۷ ص ۳۸۴٫

    (۱۴)- بحار ج ۶۷ ص ۲۸۴٫

    (۱۵)- امالى صدوق ۱۹۳٫

    (۱۶)- بحار ج ۶۷ ص ۲۹۲٫

    (۱۸)- کافى ج ۲ ص ۷۶٫

    (۱۹)- بحار ج ۶۷ ص ۲۸۵٫

    (۲۰)- خصال ج ۱ ص ۱۰٫

    (۲۱)- معانى الاخبار ۲۴۰٫

    (۲۲)- کافى ج ۵ ص ۵۴۲٫

    منابع :
    کتاب :
    تفسیر حکیم جلد یک

    http://www.erfan.ir/