محمدمهدی کریمی نیا

مهم ترین مکاتب فقه شیعه، به ترتیب زمانی از این قرار است:
۱٫ مکتب مدینه منوّره: این مکتب از ابتدا تا اواسط قرن دوم هجری (حیات امام صادق(علیه السلام)) ادامه داشت.
۲٫ مکتب کوفه: این مکتب از اواسط قرن دوم تا ربع اول قرن چهارم هجری (غیبت کبرا) ادامه داشت.
۳٫ مکتب قم و ری: از ربع اول قرن چهارم هجری تا نیمه اول قرن پنجم (زمان مرحوم سیدمرتضی و مرحوم شیخ طوسی) ادامه یافت.
۴٫ مکتب بغداد: این مکتب از نیمه اول قرن پنجم تا زمان سقوط بغداد به دست هولاکوخان ادامه داشت.
۵٫ مکتب حلّه: پس از سقوط بغداد و برچیده شدن بساط علم و دانش از این سرزمین، علم و دانش در سرزمین حلّه رشد و نمو یافت و تازمان حیات مرحوم شهیداوّل ومرحوم شهیدثانی ادامه یافت.
۶٫ مکتب جبل عامل
۷٫ مکتب اصفهان
۸٫ مکتب بحرین
۹٫ مکتب کربلا
۱۰٫ مکتب نجف اشرف
۱۱٫ مکتب قم (عصر حاضر)

دوره های تاریخ فقه شیعه

دوره اول. مکتب مدینه منوّره (عصر صحابه و تابعان):
این د وره از زمان تشکیل جامعه اسلامی در مدینه شروع شده و تا زمان امام صادق(علیه السلام)ادامه پیدا کرد. مدینه پایگاه وحی و محل نزول پیام های آسمانی است. طبیعی است در چنین مکانی، اولین مکتب فقه اسلامی شکل گیرد و در این سرزمین، فقهای شیعه، اعم از صحابه و تابعان جمع گشتند. این عده پس از امام امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)عبارتند از: ابن عباس، سلمان فارسی، ابوذر غفاری و ابورافع ابراهیم. تعداد صحابه شیعه کم بود، ولی در میان تابعان عده زیادی از شیعیان وجود داشتند که سنّت نبوی را حفظ کرده و آن را به نسل های آینده انتقال دادند. معلوم نیست به چه علت عمربن خطاب، از تدوین «سنت نبوی» یا سخنان پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)جلوگیری نمود. این ممنوعیت تا زمان خلافت عمربن عبدالعزیز ادامه پیدا کرد و در این مدت سخنان پیامبر اسلام در سینه های مردم حبس شده بود و تنها در برخی موارد، سخنان گهربار آن حضرت میان مردم گفتوگو می شد. با این حال، عده ای از فقهای شیعه، برخی مجموعه های حدیثی را گردآوری کردند. حضرت امیرالمؤمین(علیه السلام) اولین کسی بود که در زمینه فقه و حدیث کتابی را تصنیف کرد که البته عمربن خطاب با او مخالفت می کرد. سیوطی می نویسد: در مورد نوشتن علم و دانش بین صحابه و تابعین اختلاف زیادی وجود داشت. عده ای از آن رویگردان بودند و عده ای دیگر آن را جایز شمرده و به جمع آوری احادیث و علوم اقدام نمودند; مانند علی(علیه السلام) و فرزندش حسن(علیه السلام). امام امیرالمؤمنین کتابی به نام جامعه گردآوری کرد که آن با املاء پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و خط امیرالمؤمنین(علیه السلام) است. اندازه (اوراق) آن هفتاد ذراع است و نام جامعه در روایات متعدد از معصومان(علیهم السلام) ذکر شده است. بنا به نقل ابن شهر آشوب، سلمان فارسی کتابی در زمینه حدیث تدوین کرد. علی بن ابی رافع بنده آزاد شده پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) و از خواص امیرالمؤمنین(علیه السلام)بود. نجاشی درباره او می گوید: او از شیعیان برگزیده و از دوستان امیرالمؤمنین(علیه السلام)و از کاتبان آن حضرت بود. او احادیث فراوانی جمع آوری کرد و کتابی در فقه مانند وضو، نماز و سایر ابواب فقه تدوین کرد. بنابراین، فقهای شیعه و در رأس آنان ائمه(علیهم السلام)یک حرکت فکری را به وجود آوردند که مرکز آن در شهر مدینه بود و در زمان امام صادق(علیه السلام)این حرکت فکری و فرهنگی به اوج خود رسید. در خانه آن حضرت، حلقه های درس تشکیل می شد و عده زیادی از رجال علم و حدیث، از طبقات و گروه های مختلف در آن شرکت داشتند و عده ای از بزرگان و رؤسای مذاهب از او نقل حدیث می کردند، مانند یحیی بن سعید، ابن جریح، مالک، سفیان و ابوحنیفه.
ویژگی های مهم این دوره از این قرار است:
۱٫ کمی تدوین کتب حدیثی و ترس از گردآوری آن، مگر آن چیزی که امام امیرالمؤمنین(علیه السلام) و عده کمی از شیعیان تدوین نموده اند.
۲ در این دوره، اختلاف آشکار و قابل توجهی بین فقه شیعه و فقه سنی مشاهده نمی شود. برای مثال، اختلاف میان فقها در زمینه قیاس، استحسان، رأی، اجتهاد، نماز، وضو و حج وجود ندارد. این اختلاف ها در دوره های بعد به وجود آمدند.
۳٫ در مسائلی که هیچ نص یا دلیل شرعی وجود نداشته باشد، و یا در مواردی که احادیث فقهی با یکدیگر متعارض است، هیچ مقیاس و روشی برای اجتهاد و فتوا اتخاذ نشده است.
دوره دوم. مکتب کوفه :
در اواخر عمر شریف امام صادق(علیه السلام)، مکتب فقه شیعی از مدینه به کوفه منتقل شد و بدینوسیله، حیات فقهی جدیدی در کوفه شکل گرفت. کوفه در آن زمان مرکز علم و تجارت بود و عده زیادی از صحابه، تابعان و فقها به این شهر مهم مهاجرت کردند و مدرسه فقه شیعی در این شهر یکی از مراکز مهم جهان اسلام به شمار می رفت. براقی در کتاب تاریخ الکوفه می نویسد: ۱۴۸ نفر از صحابی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به این شهر مهاجرت کرده و در آنجا ساکن شدند و عدد تابعان و فقها که به این شهر منتقل شدند به هزاران تن می رسد.
در این ایام بود که امام صادق(علیه السلام) در زمان حکومت سفاح به این شهر عزیمت فرمود و برای چند سال در آنجا ساکن شد. در این زمان دوران حکومت امویان به پایان رسیده بود و حکومت عباسی شکل می گرفت. تعارض این دو حکومت با یکدیگر، فرصت خوبی برای امام صادق(علیه السلام) فراهم ساخت تا به دور از مزاحمت های حکومت، به نشر مذهب و فقه شیعه بپردازد. حسن وشاء می گوید: من مسجد کوفه را از نزدیک دیدم که حدود نهصد شیخ در آن می گفتند: «حَدَّثنی جعفر بن محمد(علیه السلام) ». یکی از اصحاب امام صادق(علیه السلام) ابان بن تغلب است که حدود سی هزار حدیث از آن حضرت نقل کرده است و دیگری محمدبن مسلم است که از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام)چهل هزار حدیث نقل کرده است. حافظ ابوعباس کوفی (م ۳۳۳ ق) کتابی درباره رجال تألیف کرده است که در آن نام چهارهزار راوی بیان شده است که همگی از امام صادق(علیه السلام)نقل روایت می کردند. همه این فعالیت های علمی بر محور امام صادق(علیه السلام) بود. از این رو، منصور دوانیقی که از اقبال فقها و مردم بیمناک بود، امام صادق(علیه السلام) را به بغداد فرا خواند.
اهم ویژگی های این دوره:
۱٫ به عکس دوره اول، که تدوین و نوشتن حدیث ممنوع بود، در این دوره به این امر اهمیت خاصی مبذول شد. به نظر می رسد که آغاز نوشتار و تدوین حدیث به زمان امام باقر(علیه السلام)می رسد و در زمان امام صادق(علیه السلام) به اوج خود رسید. علاوه بر اینکه، امام صادق(علیه السلام) شدیداً اصحاب خویش را به ضبط و نوشتن احادیث ترغیب می فرمود. ابوبصیر می گوید: «قال ابوعبداللّه الصادق(علیه السلام): “اُکتُبوا فَاِنَّکُم لا تحفظون اِلاّ بِالِکتابَهِ”»;امام صادق(علیه السلام)فرمودند: (احادیث و علوم را) بنویسید. همانا شما نمی توانید علوم را حفظ کنید، مگر از طریق نگارش و کتابت آن.
۲٫ در این دوره مسائل جدید و مستحدثه فراوانی به وجود آمدند که از قرآن کریم برای آن جوابی نمی یافتند، و آنچه که فقهای اهل سنت از روایات و اخبار در دست داشتند، پاسخ گو نبود و وضعیت جامعه و تبلیغات آن روز به گونه ای نبود که مردم به عِدل قرآن، یعنی اهل البیت(علیهم السلام)، مراجعه کنند. از این رو، فقهای اهل سنت به قیاس، استحسان، رأی و ظن روی آوردند.
۳٫ در این دوره بین نقل راویان اختلاف پیش آمد. روایات بسیاری از ائمه اطهار(علیهم السلام) نقل شدند. گاه در یک موضوع واحد، دو روایت متعارض نقل می شد. از این رو، برخی راویان از ائمه اطهار(علیهم السلام) راهی برای شناخت حدیث درست از نادرست درخواست می کردند. روایاتی که تحت عنوان اخبار علاجیه وجود دارد، برای حل تعارض این گونه اخبار است.
۴٫ مذاهب فقهی متعددی در این دوره به وجود آمدند; از جمله مذهب حنبلی، مالکی، شافعلی، و حنفی. در مقابل آن ها مذهب فقهی اهل بیت(علیهم السلام)قرار داشت که دارای موضعی حکیمانه بود. مذهب اخیر، در اقلیت بود و ائمّه در مواردی برای حفظ موقعیت یا جان خویش از اظهارنظر صریح خودداری می کردند و یا موضع تقیه می گرفتند.
۵٫ در این دوره موازین و ملاک های اجتهاد و استنباط احکام شرعی از سوی ائمه(علیهم السلام) بیان شده است; مانند: استصحاب، برائت، احتیاط، تخییر، قاعده طهارت، قاعده ید، اباحه، حلیت و غیره. در مواردی روایان به مناطق دور سفر می کردند که برای پرسش های مطرح شده نمی توانستند با امام(علیه السلام)در تماس باشند. از این رو، با استفاده قواعد و اصول فقهی به اجتهاد استنباط احکام شرعی پرداختند.
دوره سوم. مکتب قم و ری :
آغاز این دوره از غیبت کبرا (قرن چهارم) شروع و تا نیمه اول قرن پنجم ادامه می یابد. در این دوره، فعالیت های بحث، تدریس و کتابت به دو شهر قم و ری منتقل شد و استادان بزرگ در فقه شیعه به وجود آمدند و تأثیرات بزرگی در فقه امامی ایجاد کردند. قم از زمان ائمه اطهار(علیهم السلام) به عنوان «شهر ولایت» و «عُشِّ آل محمد(صلی الله علیه وآله)»، «حصن شیعه» و یکی از مهم ترین شهرهای شیعه شناخته می شده است و روایات متعددی در تعریف و تمجید از این سرزمین مقدس وارد شده است: ـ «اِنَّ البلایا مَدفوعَهٌ عَن قم و اَهلِها»;۴۰ بلاها از شهر قم و اهل قم دفع شده است.
ـ روی عن امیرالمؤمنین(علیه السلام): «انّه قال: سَلامُ اللّهِ عَلی اهلِ قم، وَ رَحمَهُ اللّهِ علی اهلِ قم، سَقَی اللّهُ بِلادَهُم الغیث، و تنزل علیهم البرکات فیبدل سیئائهم حسنات، هُم اهلُ رکوع و خشوع و سجود، و قیام و صیام، هم الفقهاء العلماء، هم اهل الدین و الولایه و العباده و حُسن العباده»; امیرالمؤمنین(علیه السلام)فرمود: سلام خدا بر اهل قم باد، و رحمت خدا بر اهل قم باد، خداوند بلاد قم را از باران سیراب کند، و برکات برایشان نازل فرماید. پس گناهان ایشان را به حسنات تبدیل سازد. ایشان اهل رکوع، سجود و خشوع و قیام و روزه هستند. آن ها فقیه و عالم هستند. ایشان اهل دین، ولایت، و عبادت نیکوی خداوند هستند. شهر ری نیز سرزمینی آباد بود که مدارس، مکاتب، علما و فقهای زیادی در آن وجود داشت. دلیل انتقال مکاتب فقهی شیعه از عراق به ایران آن بود که فقهای شیعه و علمای دین در سرزمین عراق تحت آزار و اذیت عباسیان قرار داشتند و دو شهر قم و ری مکان امنی برای نشر علوم اهل بیت(علیهم السلام) به شمار می رفتند.
برخی رجال مهم این دوره:
۱٫ علی بن ابراهیم، وی استاد شیخ کلینی در علم حدیث است. دو کتاب معروف او عبارتند از: قرب الاسناد و الشرایع.
۲٫ محمدبن یعقوب کلینی، وی معاصر علی بن حسین بابویه (پدر شیخ صدوق) است. کلینی مؤلف کتاب الکافی است که هفت جلد بوده و روایات بسیاری در ابواب مختلف جمع آوری شده است. کافی از کتاب های مهم حدیث به شمار می رود.
۳٫ ابن قولویه (۲۸۵ـ۳۶۸ هـ. )، وی از اصحاب ثقه و از بزرگان حدیث به شمار می رود.
۴٫ آل ابن بابویه، بیت آل ابن بابویه، یکی از بیوت مهم فقه و حدیث در قم به شمار می رود که رئیس آن علی بن بابویه (پدر شیخ صدوق) است. وی دو فرزند به نام ابوجعفر محمد (مشهور به صدوق) و ابوعبداللّه حسین (برادر صدوق) داشت که هر دو از بزرگان فقه و حدیث به شمار می روند. بنا به نقل علّامه حلّی، مرحوم صدوق دارای سیصد تألیف است و مهم ترین کتاب وی مَن لایحضره الفقیه است که یک دائره المعارف جامع در حدیث به شمار می رود.
ویژگی های مهم دوره سوم:
۱٫ توسعه در تدوین، جمع و تنظیم احادیث; پیشتر و در دوره های سابق، روایات به صورت شخصی و بر اساس سلیقه راویان جمع آوری می شد. در حالی که در دوره سوم تحولی شگرف در این زمینه به وجود آمد و دو کتاب الکافی و من لایحضره الفقیه شاهدی بر این مدعاست.
۲٫ تدوین کتب فقهی جدید; سؤالات و پرسش هایی که از فقها می شد، تحت عنوان: «الرسائل الجوابیه» و مانند آن جمع آوری گردید. در کتاب هایی مانند الذریعه و رجال نجاشی اسامی هزاران نوع از این رسائل آمده است. با این حال، این کتب فقهی به صورت بسیط و ساده بود و فقها سعی می کردند در پاسخ سؤالات مطرح شده، تنها روایات معصومان(علیهم السلام)را بیان کنند و در آن ها فروعات فقهی کثیر و متنوع کمتر دیده می شود. فتاوای مطرح شده در غالب موارد، نصوص و متن روایت بود. برای مثال، می توان از این کتاب ها نام برد: المنع و الهدایه نوشته صدوق، رساله علی بن بابویه قمی به فرزندش صدوق و رساله جعفربن محمدبن قولویه.
دوره چهارم. مکتب بغداد :
در قرن پنجم هجری به چند دلیل مکتب فقهی از قم و ری به بغداد منتقل شد:
۱٫ ضعف دستگاه حکومت عباسی و فشارهایی که قبلا در زمان حکومت منصور، هارون الرشید، متوکل و معتصم مشاهده می شد، فروکش کرد و فقهای شیعه برای نشر فقه و مباحث علمی مجال ظهور و بروز پیدا کردند.
۲٫ ظهور شخصیت های مهم در بغداد، مانند شیخ مفید و سیدمرتضی.
۳٫ توسعه مدرسه های علمیه و ازدیاد این مکان های علمی، به گونه ای که در درس مرحوم شیخ طوسی حدود سیصد مجتهد شیعه شرکت می کردند و تعداد بی شماری از فقهای اهل سنت نیز حضور داشتند.
برخی از علمای مهم این دوره عبارتند از: ۱٫ شیخ مفید ۲٫ سید مرتضی ۳٫ شیخ طوسی.
ویژگی های مهم این دوره:
۱٫ در این مرحله، در اجتهاد و استنباط احکام شرعی، انقلابی پدید آمد و مباحث اصولی از مباحث فقهی تفکیک گشت. برای مثال، سیدمرتضی کتاب اصولی مستقلی را تألیف نمود و شیخ طوسی در فقه، فروعات فقهی زیادی را مطرح ساخت، به گونه ای که روش او در استنباط احکام شرعی، سرمشق فقهای آینده شد. در حالی که در دوره های سابق، کتاب های فقهی بیشتر به صورت بیان احادیث و روایات بود. شیخ طوسی کتاب المبسوط را نوشت. وی در مقدمه کتابش می نویسد: فقهای امامیه تا این زمان به تفریع فروع اقدام نمی کردند و تنها به بیان نصوص و روایاتی که از سوی محدثان و راویان رسیده، اکتفا می کردند.
۲٫ تدوین فقه مقارن; علاوه بر تدوین کتب فقه جدید، فقه مقارن و در مقایسه با فقه اهل سنت نیز تدوین شد. برای این منظور، مرحوم شیخ طوسی کتاب الخلاف و سید مرتضی کتاب الاستبصار و مرحوم شیخ مفید کتاب الاعلام فیما اتفقت الامامیه علیه من الاحکام مما اتفقت العامه علی خلافهم فیه را تألیف نمودند.
۳٫ ظهور بحث اصولی تحت عنوان اجماع.
دوره پنجم. مکتب حلّه :
پس از اینکه بغداد به دست هلاکوخان افتاد، مراکز علمی و فقهی این شهر از بین رفت و این سرزمین، مکان امنی برای دانشمندان و علما محسوب نمی شد. شهر حلّه از آسیب مغول ها در امان ماند و طلاب بغداد به این سرزمین کوچ کردند و تقریباً همان نشاط علمی که در بغداد وجود داشت، در این مکان جدید ایجاد گشت.
برخی فقهای این دوره عبارتند از:
۱٫ محقق حلّی، مهم ترین کتاب های وی عبارت است از: شرایع الاسلام، النافع، المعتبر، نکت النهایه و المعارج. کتاب شرایع الاسلام که در دو جلد تدوین شده، یکی از مهم ترین کتاب های فقهی در هشت صد سال گذشته بوده است و ده ها کتاب به عنوان شرح این کتاب به نگارش درآمده است. برای مثال، کتاب جواهرالکلام در چهل و دو جلد و کتاب الفقه در صد جلد شرح کتاب شرایع الاسلام است.
۲٫ علامه حلّی; کتاب التذکره و المختلف از اوست.
۳٫ فخرالمحققین، وی فرزند علّامه حلّی است. او یکی از کتاب های پدرش به نام الالفین را تکمیل کرد و شرحی نیز بر کتاب دیگر پدرش به نام القواعد نوشت. یکی از مهم ترین شاگردان وی، مرحوم شهید اول است.
۴٫ شهید اول (۷۳۴ـ۷۸۶); وی کتاب های زیادی را تألیف کرد که برخی از آن ها از این قرارند: الذکری، الدروس الشرعیه فی الفقه الامامیه، غایه المراد فی شرح نکت الارشاد، البیان، الباقیات الصالحات، اللمعه الدمشقیه، الالفیه، النفلیه، الاربعون حدیثاً، المزار و القواعد. کتاب اللمعه الدمشقیه توسط شهید ثانی تحت عنوان الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه شرح و تفصیل داده شد. این کتاب (شرح لمعه) به مدت هشت صد سال در حوزه های علمیه مورد تدریس و بحث بوده است.
برخی ویژگی های این دوره:
۱٫ تنظیم ابواب فقهی. شروع این کار در ابتدا توسط مرحوم شیخ طوسی در کتاب المبسوط بود ولی کار او را در تبویب ابواب فقه با مقداری تشویش و ناهماهنگی همراه بود. محقق حلّی در کتاب مهم شرایع الاسلام ترتیب خاصی را رعایت کرد که تا زمان حاضر هم چنان رعایت می شود: باب اول: عبادات، باب دوم: عقود، باب سوم: ایقاعات، باب چهارم: احکام.
۲٫ تدوین کتاب فقه به صورت دایره المعارف. برای مثال، علامه حلّی کتاب تذکره الفقهاء را نوشت که در باب فقه مقارن بوده و وسعت و گستردگی کار او به گونه ای است که پیش از او کتابی به مانند آن تألیف نشده است.
۳٫ کثرت اختلافات فقهی میان فقهای امامیه. دلیل این امر، دوری ایشان از عصر امام(علیه السلام) و اختلاف آن ها در سند و دلالت روایات بوده است. کتاب المختلف نوشته مرحوم علامه حلّی، حاوی اختلافات فقهای امامیه در ابواب مختلف فقهی است. نکته قابل توجه آنکه مرحوم علّامه حلّی، شاخص و میزانی برای بیان طبقات فقهاست. فقهایی که قبل از او می زیسته اند تحت عنوان «قدما» و فقهای بعد از او تحت عنوان «متأخران» شناخته می شوند.

دوره ششم. مکتب جبل عامل :
سرزمین شام از گذشته تاکنون پیوسته مورد توجه شیعیان بوده است، در عین حال، فشارهای زیادی از سوی حکومت اموی و عباسی و غیره به آن ها وارد شده است. مرحوم شهید اول تصمیم گرفت علم و فقاهت را به جبل عامل منتقل سازد و از این رو، «مدرسه جزین» را در جبل عامل ایجاد کرد و پس از آن مدارس علمیه یکی پس از دیگری افزایش یافتند. این فعالیت های علمی، جایگاه خاصی به جبل عامل داد و این شهر را از میان شهرهای مختلف سرزمین شام، ممتاز ساخت. در آن زمان دولت شیعی در ایران به وجود آمده بود و از آنجا که فشار دولت عثمانی هر لحظه نسبت به شیعیان شام بیشتر می شد، عده ای از فقها و علمای این سرزمین به ایران مهاجرت کردند. اینان در اداره مناصب قضا و فتوا و امور دینی حکومت نقش حیاتی ایفا کردند; مانند شیخ بهائی. یکی دیگر از مدارس شیعی در سرزمین شام، «مدرسه جبع» بود. مسئول این مدرسه، شیخ صالح بن مشرف عاملی، جد شهید ثانی بود و علمای بسیاری نیز در توسعه علم و دانش در این شهر نقش داشتند. «کرک نوح» یکی از شهرهای سرزمین شام است که محل دیگری برای حوزه علمیه شیعی محسوب می شود. معروف ترین فقهای این دوره عبارتند از: شهید اول (۷۳۴ـ۷۸۶)، شهید ثانی (۹۱۱ـ۹۶۵)، صاحب معالم (فرزند شهید اوّل)، شیخ بهائی، و سیدمحمد صاحب مدارک.
برخی ویژگی های این دوره:
۱٫ تنقیح احادیث کتب اربعه; بعضی اخبار موجود در کتب اربعه، ضعیف و غیرقابل اعتمادند. صاحب معالم، فرزند شهید اول اولین کسی بود که با نوشتن کتاب منتهی الجمال فی الاحادیث الصحاح و الحسان تلاش شایسته ای در شناسایی اخبار موثق و غیرموثق ارائه داد.
۲٫ تنقیح و تنظیم مبحث اصولی; صاحب معالم با نوشتن کتاب معالم الدین و ملاذالمجتهدین اولین قدم را در راه تنظیم و تبویب اصول فقه برداشت. این کتاب از گذشته تاکنون مورد توجه طلاب حوزه های علمیه بود. کتاب هدایه المسترشدین نوشته شیخ محمدتقی اصفهانی، یکی از کتاب های مهم اصولی در شرح کتاب معالم الدین است. کتاب اخیر مورد توجه مرحوم شیخ انصاری بود. از این رو، در نوشتن کتاب فزائد الاصول تنها به مباحث «قطع، ظن و شک» اکتفا کرد.
۳٫ تدوین فقه; کتاب لمعه و شرح لمعه نوشته شهید اول و شهید ثانی، کتاب فقهی مختصر در استدلال های فقهی است. کتاب فقهی دیگر مدارک الاحکام فی شرح شرائع الاسلام نوشته سیدمحمد موسوی عاملی (متوفای ۱۰۰۹ هـ. ) است.
۴٫ تدوین قواعد فقهی; منظور از «قاعده فقهی»، احکام کلی فقه است که فقیه با استفاده از آن می تواند حکم مصادیق جزئی و فرعی را بیان کند. شهید اول با نوشتن کتاب القواعد و الفوائد اولین کسی است که قواعد فقهی را در دو جلد جمع آوری کرد. این کتاب شامل «۳۳۰ قاعده» و حدود «۱۰۰ فائده» می باشد.

دوره هفتم. مکتب اصفهان :
مکتب جبل عامل، در زمان صفویه به اصفهان منتقل شد و دلیل آن، همان گونه که گذشت، فشارهایی بود که از سوی حکومت عثمانی علیه علما و شیعیان عراق و شام وارد می شد. برای مثال، شهید اول و شهید ثانی به دست عمّال دولت عثمانی به شهادت رسیدند. در آن هنگام دولت صفویه، حکومت قوی و وسیعی را به وجود آورده بود که شامل ایران، عراق، خراسان و هرات می شد. دولت صفویه از علمای جبل عامل برای هجرت به اصفهان دعوت کرد که با پاسخ مثبت آنان روبه رو شد و جمعی از بزرگان و فقهای جبل عامل به ایران مهاجرت کردند. شیخ نورالدین کرکی، معروف به محقق ثانی اولین کسی بود که دعوت دولت صفویه را اجابت کرد و در سایه این دولت توانست به نشر فقه اهل بیت بپردازد. وی در زمان شاه اسماعیل صفوی و فرزندش شاه طهماسب، منصب «شیخ الاسلام» را به عهده داشت. حکومت صفوی، مشروعیت خویش را از او که به عنوان «نایب الامام» شناخته می شد می دانستند. برای مثال، شاه طهماسب به محقق کرکی می گفت: تو به حکومت سزاوارتری، تو نایب امام زمان(علیه السلام)هستی و من یکی از کارگزاران تو بوده و پیوسته اوامر و نواهی تو را اطاعت می کنم. از «محقق ثانی» کتاب های متعددی به یادگار مانده اند که از مهم ترین آن ها می توان به کتاب جامع المقاصد اشاره کرد. برخی فقهای این دوره از این قرارند: محقق کرکی، شیخ بهائی، شیخ حسین بن عبدالصمد پدر شیخ بهائی، شیخ حر عاملی صاحب کتاب وسائل الشیعه، علّامه محمّدتقی مجلسی، علّامه محمّدباقر مجلسی، سید محمّدباقر داماد، صدرالمتألهین، فیض کاشانی، و ملاعبداللّه شوشتری.
بعضی ویژگی های این دوره:
۱٫ فقه داخل اجتماع و حکومت سیاسی شد و فقها نیز مسئولیت اجتماعی و سیاسی پیدا کردند.
۲٫ دائره المعارف های اسلامی و فقهی تدوین شدند; مانند بحارالانوار، وسائل الشیعه، الوافی. بحارالانوار حدود ۱۱۰ جلد است که نه تنها بزرگ ترین بلکه اولین دائره المعارف جهان اسلام است. به عبارت دیگر، پیش از آن، هیچ دائره المعارفی به این وسعت و عظمت نگارش نشده است.

دوره هشتم. مکتب کربلا :
این مکتب پیش از قرن سیزدهم هجری و به موازات «مکتب حلّه»، «مکتب حبل عامل» و «مکتب اصفهان» در کربلا وجود داشت. برخی علمای این دوره عبارتند از: شیخ یوسف صاحب کتاب الحدائق، وحید بهبهانی، سیدمهدی بحرالعلوم، مولی محمدمهدی نراقی صاحب کتاب مستندالشیعه، سیدعلی طباطبائی، صاحب کتاب ریاض المسائل، سیدمهدی مجاهد طباطبائی، شیخ شریف العلماء، و شیخ محمدحسین اصفهانی صاحب کتاب الفصول.

دوره نهم. مکتب نجف اشرف :
حوزه علمیه نجف دارای سابقه هزار ساله است که بنیانگذار آن شیخ طوسی بوده است. از آن رو، که مرقد حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام)در این شهر قرار دارد، این شهر از محبوبیت و اعتبار خاصی نزد شیعیان برخوردار است. در نتیجه، علما و فقهای بسیاری نیز در این شهر ساکن شدند. حوزه نجف در دهه های اخیر به دلیل سیاست های ظالمانه حکومت بعثی با رکود مواجه شده است.

دوره دهم. مکتب قم :
پس از رکود حوزه علمیه نجف اشرف، حوزه علمیه قم جایگاه خاصی پیدا کرد. بنیانگذار حوزه علمیه قم، مرحوم آیت اللّه شیخ عبدالکریم حائری، استاد امام خمینی(قدس سره)است. وی حدود هشتاد سال پیش و در زمان حکومت استبدادی رضاخان، و با تلاش و زحمات فراوان توانست به مکتب فقهی قم رونق ببخشد. پس از وی علمای بسیاری همچون آیت اللّه صدرالدین، آیت اللّه محمدتقی بهجت (صاحب دعای باران) و آیت اللّه بروجردی در توسعه و رونق آن کوشا بودند. پس از این عده، شاگردان مرحوم آیت اللّه حائری در شکوفایی حوزه علمیه قم تلاش های شایسته ای نمودند; مانند: حضرت امام خمینی(قدس سره)، مرحوم آیت اللّه گلپایگانی، مرحوم آیت اللّه نجفی مرعشی، مرحوم آیت اللّه اراکی و غیره. وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ هـ. ش بر رونق حوزه علمیه قم افزود. در این حوزه، حدود سی هزار طلبه ایرانی و قریب پنج هزار طلبه خارجی از حدود صد کشور جهان به فراگیری علوم دینی مشغول هستند. نام قم به عنوان یک مرکز علمی و فقهی شهرت جهانی دارد و شاید به مصداق روایات و اخباری که درباره شهر قم وارد شده است، علم، فقه و دین به تمام جهان صادر شود.

منبع:مجله معرفت، ش۹۳، ص۴۳-۵۹،

http://www.ahl-ul-bayt.org/


more post like this