غدير

غدير

  روز غدير روز غدير، روز نور، روز سرور، روز سرشارى و اكمال ، روز بارورى و اتمام ، روز رهبرى و ولايت است .(1) و غدير، خود بركه نور و عشق است و درياى شور و جوشش ، آن هم در كوير كور و ريگزار مرگ . و غديرى ، تشنه مشتاقى است كه […]

  • على صفايى حائرى
Rate this post
  • آنچه در این کتاب میخوانید

      روز غدير روز غدير، روز نور، روز سرور، روز سرشارى و اكمال ، روز بارورى و اتمام ، روز رهبرى و ولايت است .(1) و غدير، خود بركه نور و عشق است و درياى شور و جوشش ، آن هم در كوير كور و ريگزار مرگ . و غديرى ، تشنه مشتاقى است كه سال ها در كوير گرديده و ريگزارها را به صدا در آورده و مرگ را در كوله بار خود بسته تا به زندگى برسد و به زندگى برساند. و غديرى ، مهاجر تنهايى است كه بالاتر از رفاه مى خواهد و بيشتر از آزادى و عدالت . در اين روز، و در اين غدير گسترده ، اين مهاجر تشنه مى تواند سيراب شود و اين بالاتر و بيشترها را بدست بياورد. از دست پيامبر صلى الله عليه و آله و با جام ولاى على عليه السلام غدير داستان غدير و تاريخ ، از عظمت غدير و ضرورت ولايت و ريشه اى بودن اين مساءله خبر مى دهد. رسول در آن هنگام و در زير آن آفتاب سوزان ، آن همه جمعيت را براى چه نگه مى دارد و چه پيامى براى آنها دارد؟ بايد اين پيام اساسى ترين پيام او باشد و بزرگترين ستون دين او، چون او براى هيچ يك از پايه هاى دين خود، اين گونه دعوت نكرد و اين گونه مردم را گرد نياورد. (2) بايد اين مساءله را تحليل كرد و توضيح داد كه : 1 - ولايت چيست كم 2 - چه زيربناها و پايه هايى دارد؟ 3 - و چه ضرورتى ؟ 4 - هدف اين ولايت و رهبرى چيست ؟ 5 - رسول براى اين ولايت و رهبرى چه گام هايى برداشته ؟ باشد در اين تحليل ، عمق پيام رسول ، كه شيعه را بپاداشت و تاريخ او را به خون كشيد، لمس شود و احساس شود تا آنها كه در راهند، بيشتر بتازند و آنها كه سنگ راهند، به خود آيند، مبادا كه نردبان دزد باشند و صندوق نسوز استعمار، كه مؤمن كودن ، صندوق نسوز كافر زرنگ است

  • جزئیات کتاب
    • على صفايى حائرى
  • نظرات