رساله بديعه

رساله بديعه

مقدمه مولف بهترين‌ ستايش‌ و نيايش‌ از آن‌ خداوندي‌ است‌ كه‌ كاخ‌ عالم‌ وجود را بر اساس‌ اتقان‌ و استحكام‌ برافراشت‌؛ و عالَم‌ مُلك‌ و مَلكوت‌ و خلق‌ و أمر را متين‌ و استوار بيافريد؛ و به‌ هر موجودي‌ از موجودات‌ هر عالم‌، تا برسد به‌ هر ذرّه‌اي‌ از ذرّات‌ اين‌ عالم‌، آنچه‌ طبق‌ مصلحت‌ […]

  • سيّد محمّد حسين‌ حسينيّ طهراني
Rate this post
  • آنچه در این کتاب میخوانید

    مقدمه مولف بهترين‌ ستايش‌ و نيايش‌ از آن‌ خداوندي‌ است‌ كه‌ كاخ‌ عالم‌ وجود را بر اساس‌ اتقان‌ و استحكام‌ برافراشت‌؛ و عالَم‌ مُلك‌ و مَلكوت‌ و خلق‌ و أمر را متين‌ و استوار بيافريد؛ و به‌ هر موجودي‌ از موجودات‌ هر عالم‌، تا برسد به‌ هر ذرّه‌اي‌ از ذرّات‌ اين‌ عالم‌، آنچه‌ طبق‌ مصلحت‌ و حكمت‌ بود عنايت‌ كرد؛ و آن‌ را در پيمودن‌ راه‌ كمال‌ و حركت‌ بسوي‌ هدف‌ و موطن‌ اصلي‌ در تكاپو و حركت‌ آورد.

    و از ميان‌ همه‌ آفريده‌ شدگان‌، انسان‌ را به‌ نِعمت‌ خلافت‌ مُنَعَّمْ و به‌ خِلْعت‌ علم‌ مُخَلَّع‌ فرمود؛ مرد و زن‌ را مجهّز به‌ جهازِ مناسبِ طيّ اين‌ طريق‌ نمود؛ و هر يك‌ را به‌ قوي‌ و استعداد لازم‌ و آلات‌ و اسباب‌ مورد نياز آنان‌ ممهّد ساخت‌. تا هر يك‌ از اين‌ دو صنف‌، تمام‌ استعدادهاي‌ خود را به‌ مقام‌ فعليّت‌ در آورند؛ و به‌ كمال‌ خود نائل‌ آيند. فَتَبَارَكَ اللَهُ أَحْسَنُ الْخَـ'لِقِينَ1 و شايسته‌ترين‌ درود و سلام‌ از آنِ پيامبران‌ و دستگيران‌ راه‌ هدايت‌ بشري‌ است‌؛ كه‌ با كدّ و تَعَب‌ و جدّ و جهد، اين‌ قافله‌ عقب‌ مانده‌، و انسان‌ بسيط‌ و سازج‌ را در تحت‌ تعليم‌ و تربيت‌ الهيّه‌ خود درآورند؛ خاصّه‌ حضرت‌ پيامبر آخر الزّمان‌ مُحَمَّدِ مُصْطَفَي‌ صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله‌ وسلّم‌ كه‌ در اين‌ راه‌، بارش‌ از همه‌ گران‌تر، و تعهّدش‌ بيشتر، و سعه‌اش‌ افزون‌تر بود؛ براي‌ تنزيل‌ قرآن‌ در اين‌ عالم‌، گويا به‌ گفتار مَا أُوذِي‌ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيتُ قَطُّ2 گرديد. و از جانب‌ خداوند به‌ وَ مَا أَرْسَلْنَـ'كَ إِلاَّ رَحْمَه لِلْعَـ'لَمِينَ 3، رحمتِ محضه‌ و خيرِ مطلقه‌ تمامي‌ جهانيان‌ قرار گرفت‌؛ و به‌ خطاب‌: طَـ'هَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْءَانَ لِتَشْقَي‌'4، مخاطب‌ شد. و عالي‌ترين‌ تحيّت‌ و إكرام‌ بر يگانه‌ تربيت‌ شده‌ دسترنج‌ او، باب‌ مدينه‌ علم‌ و شهر دانش‌، و برفرازنده‌ پرچم‌ حمد و لِواي‌ توحيد؛ برادر و خليفه‌، و وصيّ بلافصل‌ و حامل‌ ولايت‌ او: حضرت‌ أميرالمؤمنين‌ عليّ بن‌ أبي‌طالب‌ عليه‌السّلام‌ باد كه‌ براي‌ أداء تبليغِ تأويل‌ قرآن‌ از پاي‌ ننشست‌ تا فرقش‌ در محراب‌ عبادت‌ بشكست‌. و بر يازده‌ اولاد أمجادش‌، خاصّه‌ صاحب‌ مقام‌ ولايت‌ كبري‌'، امام‌ زمان‌ حُجَّه بْن‌ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِي‌ ارواحنا له‌ الفداء، كه‌ پيوسته‌ پاسدار دين‌، و نگهبان‌ شريعت‌ سيّد المرسلين‌ بوده‌ و هستند؛ و از دو سوي‌ مُلك‌ و ملكوت‌، و تكوين‌ و تشريع‌، نفوس‌ ناطقه‌ انسانيّه‌ را در صراط‌ مستقيم‌ بسوي‌ كمال‌ خود رهبري‌ مي‌كنند؛ و با بيانات‌ ساطعه‌ و ارشادات‌ كامله‌ خود، كه‌ بر اساس‌ ميزان‌ حقّ، و حقِّ ميزان‌ است‌، و بر محور عقل‌ استوار، و بر مركز واقعيّت‌ و حقيقت‌ متّكي‌ است‌، آنچه‌ را كه‌ لازمه‌ هدايت‌ و سلامت‌ انسان‌، از امراض‌ روحي‌ و جسمي‌، ظاهري‌ و باطني‌ بوده‌، بيان‌ كرده‌ و چون‌ طبيبِ دوّار به‌ علم‌ خود، دچار هيچگونه‌ خطا و اشتباهي‌ نميگردند.5 فَلِلَهِ دَرُّهُمْ وَ عَلَيْهِ أجْرُهُمْ. باري‌ چون‌ وظيفه‌ هر فرد مسلمان‌ است‌ كه‌ در تشييد مباني‌ و تحكيم‌ اساس‌ حكومت‌ اسلام‌ ساعي‌ و كوشا باشد؛ و بقدر وُسع‌ در تقويت‌ اركان‌ دولت‌ اسلام‌ جدّ و جهد نمايد؛ و در از بين‌ بردن‌ نقاط‌ ضعف‌ نيز هيچگونه‌ دريغ‌ نكند؛ اين‌ حقير از نيمه‌ شوّال‌ تا بيست‌ و دوّم‌ ذوالقعده‌ يكهزار و سيصد و نود و نه‌ هجريّه‌ قمريّه‌ رساله‌اي‌ به‌ نامه‌ رساله‌ بديعه‌ در تفسير آيه‌: الرِّجَالُ قَوَّ ' مُونَ عَلَي‌ النِّسَآءَ بِمَا فَضَّلَ اللَهُ بَعْضُهُمْ عَلَي‌' بَعْضٍ وَ بِمَا أَنْفُقُوا مِن‌ أَمْوَ'لِهِمْ تأليف‌ كردم‌، كه‌ بصورت‌ كتابي‌ استدلالي‌، در موضوع‌ جهاد و حكومت‌ و قضاوت‌ زنان‌ است‌ و بطور استطرادي‌ در آن‌ بحثي‌ نيز از ولايت‌ فقيه‌ بميان‌ آمده‌ است‌. اين‌ نوشته‌ چون‌ بر اساس‌ مطالب‌ فقهيّ اجتهاديّ تحرير شده‌ است‌، و بر طريق‌ اصطلاحات‌ علمي‌ و بحث‌ تامّ و بررسي‌ كامل‌، در جهات‌ تفسيري‌ و روايتي‌ و مسائل‌ عقلي‌ و اجماعي‌ و شهرت‌ و سيره‌ و غيرها تدوين‌ يافته‌، و كاملاً بر سبك‌ و اسلوب‌ كتب‌ استدلاليّه‌ فقهيّه‌ است‌؛ و طبعاً اينگونه‌ كتب‌ علميّه‌ از فقهاء اسلام‌ تا كنون‌ به‌ زبان‌ عربي‌ بوده‌ است‌ و بالاخصّ بايد در مجامع‌ علمي‌ و حوزه‌هاي‌ علميّه‌ مورد بحث‌ طلاّب‌ ارجمند قرار گيرد؛ و نيز به‌ جهات‌ ديگري‌، به‌ زبان‌ عربي‌ نوشته‌ شد و به‌ همان‌ صورت‌ با خطّ خود حقير طبع‌ و منتشر گرديد. بسياري‌ از رجال‌ علم‌، از اخوانِ روحاني‌ و أخِلاَّءِ ايماني‌ اظهار نمودند كه‌: چه‌ خوب‌ بود اين‌ كتاب‌ به‌ زبان‌ فارسي‌ نوشته‌ ميشد؛ و با حذف‌ اصطلاحات‌ علمي‌ و افزون‌ مقداري‌ ديگر از شواهد تاريخي‌ و اجتماعي‌ در دسترس‌ برادران‌ و خواهران‌ عزيز پارسي‌ زبان‌ قرار ميگرفت‌. و بسياري‌ ديگر نيز تأكيد در سرعت‌ بر ترجمه‌ آن‌ بهمان‌ صورت‌ نمودند؛ و ضرورت‌ انتشار آن‌ را براي‌ عموم‌ متذكّر شدند. و چون‌ اين‌ حقير نه‌ حال‌ و حوصله‌ ترجمه‌ آن‌ را داشتم‌، و نه‌ مجال‌ تحرير آنرا ثانياً به‌ زبان‌ فارسي‌، و از طرفي‌ نيز نمي‌خواستم‌ مختصر تغييري‌ در مطالب‌ آن‌ داده‌ شود، لهذا ناشر محترم‌ به‌ صلاحديد خود ترجمه‌ كتاب‌ را به‌ يكي‌ از آقايان‌ واگذار نمود كه‌ بنا به‌ خواست‌ ايشان‌ از ذكر نامشان‌ خودداري‌ ميشود؛ و پس‌ از مدّتي‌ ترجمه‌ آن‌ را ارائه‌ داد. براي‌ تدقيق‌ و بررسي‌ بيشتري‌ در تطبيق‌ ترجمه‌ با متن‌؛ و روان‌تر بودن‌ عباراتي‌ كه‌ در بسياري‌ از جاها بطور تحت‌ اللفظي‌ به‌ پارسي‌ برگردانده‌ شده‌ بود، و كاملاً مفيد معناي‌ متن‌ نبود، اين‌ ترجمه‌ در چهار نوبت‌ ديگر توسّط‌ چهار نفر از اهل‌ فضل‌ و دانش‌ و امين‌ در نقل‌، مورد نظر و بازبيني‌ قرار گرفت‌؛ و تنقيحات‌ و تصحيحاتي‌ به‌ عمل‌ آمد. و در اين‌ اوان‌، آخرين‌ بازبيني‌ شده‌ آنرا نزد حقير آوردند، و با كثرت‌ مشاغل‌و شواغل‌ علمي‌ كه‌ از هر سو متراكم‌ بود؛ خداوند منّان‌ توفيق‌ داد كه‌ يكبار از ابتداء تا انتهاي‌ آنرا مطالعه‌ و پس‌ از مختصر تغييري‌ آن‌ را كامل‌ و آماده‌ براي‌ طبع‌ و مطالعه‌ يافتم‌. از مترجم‌ محترم‌ و نيز از ديگر دوستان‌ اهل‌ فضل‌ و دانش‌ كه‌ در كار ترجمه‌ و تصحيح‌ كتاب‌ متحمّل‌ زحمات‌ شدند و از ذكر نام‌ خود خرسند نيستند كمال‌ تشكّر و امتنان‌ حاصل‌ است‌. كمال‌ شكر و سپاس‌ سزاوار خداوند است‌، كه‌ چنين‌ توفيقي‌ عنايت‌ فرمود، تا اين‌ رساله‌ فرهنگي‌ اسلامي‌ بدين‌ صورت‌ مطلوب‌ در دسترس‌ اهل‌ نظر و مطالعه‌ و دقّت‌ قرار گيرد. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي‌ هَدَانَا لِهَذَا وَ مَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَولاَ أَنْ هَدَانَا اللَهُ.6 مشهد مقدّس‌ رضوي‌، چهارم‌ رجب‌ 1403 هجريّه‌ قمريّه‌ سيّد محمّد حسين‌ حسينيّ طهراني

  • جزئیات کتاب
    • سيّد محمّد حسين‌ حسينيّ طهراني
  • نظرات