click on book to show pdf

دی‍ن‌ و چ‍ش‍م‌ان‍دازه‍ای‌ ن‍و

کتاب حاضر مجموعه اى است از هشت مقاله. چهار مقاله اوّل از آنِ پى.آلستون است و سه مقاله بعد از میلتون یینگر و آخرین مقاله از دکتر محمد لگنهاوسن. این مقالات هر یک از زاویه اى به دین پرداخته اند: نگاه آلستون نگاه یک فیلسوف دین است و لذا در مقالات وى با آن قبیل […]

  • پ‍ی‌ آل‍س‍ت‍ون‌، م‍ی‍ل‍ت‍ون‌ ی‍ی‍ن‍گ‍ر، م‍ح‍م‍د ل‍گ‍ن‍ه‍اوزن‌
  • یک
  • دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
دی‍ن‌ و چ‍ش‍م‌ان‍دازه‍ای‌ ن‍و
4 (80%) 1 vote[s]
دی‍ن‌ و چ‍ش‍م‌ان‍دازه‍ای‌ ن‍و
  • آنچه در این کتاب میخوانید

    کتاب حاضر مجموعه اى است از هشت مقاله. چهار مقاله اوّل از آنِ پى.آلستون است و سه مقاله بعد از میلتون یینگر و آخرین مقاله از دکتر محمد لگنهاوسن. این مقالات هر یک از زاویه اى به دین پرداخته اند: نگاه آلستون نگاه یک فیلسوف دین است و لذا در مقالات وى با آن قبیل مشکلات و مسائل آشنا مى شویم که فلاسفه دین و متکلمان با آن دست به گریبان اند. این مسائل بیشتر صبغه عقلى و انتزاعى دارند. اما نگاه یینگر به دین نگاه یک جامعه شناس دین و روانکاو اجتماعى است. از دو مقاله دین و نیازهاى فردى در مى یابیم که دین فارغ از مسائل پیچیده اى که متکلمان و فیلسوفان دین به آن مشغولند به راه خود مى رود و حتى در غرب که به زعم بسیارى کانون دین ستیزى است دین به جاى آنکه راه زوال پوید هر روزه نشاطى بیشتر مى یابد و حضورش در جوامع قوى تر مى شود. این امر نشانگر آن است که انسان سلسله نیازهایى دارد که جز دین هیچ نهادى پاسخگوى آن نیست و هم از این روست که اغلب مردم بى آن که به معضلات کلامى کارى داشته باشند به دین رو مى کنند و حل مشکلات روحى و دلواپسى هاى خود را از آن مى خواهند. در مقاله دکتر لگنهاو سن نیز به رابطه دین با معرفت شناسى جدید مطرح مى گردد. منظور از ترجمه این مقالات آشنا ساختن دین پژوهان و محققان فارسى زبان با برخى از مسائلى است که در حیطه دین در جریان است; به این قصد که گامى باشد هر چند کوچک در پویایى و بالندگى مسائل کلامى و آشنایى محققان ما با نشاط دینى در غرب معاصر. چون همان گونه که بیان شد هر یک از مقالات از زاویه اى به دین مى پردازد در ذیل به طور فشرده موضوع بحث در هر یک از این مقالات هشت مطرح مى شود: * آیا مى توان براى دین تعریفى جامع و مانع ارائه کرد؟ در مقاله (دین) آلستون مى کوشد پاسخى بیابد براى این سؤال. وى ابتدا به وارسى تعاریف موجود پرداخته و کاستى هاى آن را بر شمرده و نشان مى دهد که هیچ یک از آن ها واجد شرایط لازم و کافى نیست و اشکال عمده این تعاریف یک بعدى بودن آنهاست. اما شاید تعریف کنندگان نخواسته اند تعریفى جامع ارائه دهند و صرفاً در این اندیشه بوده اند که منشأ دین را روشن کنند یا مى خواسته اند بر چیزى انگشت گذارند که از نظر آنان جوهره دین را تشکیل مى دهد؟ این دو وجه نیز آلستون را خرسند نمى کند و او در آخر به این نتیجه مى رسد که شاید ارائه تعریفى جامع ممکن نباشد. از این رو وى مسیرى دیگر در پیش مى گیرد: مشخصه هاى دین ساز را مطرح مى کند و مى گوید به نسبتى که این مشخصه ها در جایى بیشتر وجود داشته باشد با قطعیت بیشترى مى توان واژه دین را در آن مورد به کار بردوى در اواخر مقاله ادیان را به سه طبقه شعائرى نبوى و عرفانى تقسیم مى کند و خصوصیات هر یک را بر مى شمرد. * در بحث (زبان دینى) آلستون به گزاره هاى کلامى مى پردازد. او در ابتدا شرح مى دهد که چرا با وجود کثرت و گونه گونى بیانات دینى موضوع بحث در مباحث مربوط به زبان دین گزاره هاى کلامى است; یعنى سخنانى که با وجود و افعال موجودات فوق طبیعى سروکار دارد. در مباحث مربوط به گزاره هاى کلامى نیز تکیه بر محمول این گزاره هاست و مشکل عمده این است که چگونه کلمات و مفاهیمى که در اصل برگرفته از تجربیات روز مرّه است و مأنوس و متناسب با جهان مادى و متدرج مى تواند قابل اطلاق به موجودات بسیط و عارى از قید زمان باشد. در ادامه مؤلف به تئورى تحقیق پذیرى معنا و چالش آن با گزاره هاى کلامى مى پردازد. اگر ابن تئورى معتبر باشد تنها گزاره هایى معنا دارند و حاکى از واقع خارجى که به حیث تجربى قابل تحقیق باشند. نظر نهایى نویسنده این است که نمى توان گفت گزاره هاى دینى به هیچ وجه قابل تحقیق نیستند. حال بر پایه این فرض که تئورى تحقیق پذیرى معنا معتبر باشد و گزاره هاى دینى تحقیق پذیر و حاکى از واقع خارجى نباشند آیا مى توانند کارکردهایى دیگر داشته باشند؟ در این باره چهار نظریه مطرح است که مولف آن ها را طرح مى کند: تفسیر مبنى بر ابراز احساسات تفسیر نمادین تفسیر شعائرى و تفسیر اسطوره اى. * در قرن بیستم علوم انسانى عمده ترین تأثیر را بر دین داشته اند و برخلاف نجوم فیزیک و زیست شناسى که در قرن هاى قبل با بخشى از آموزه هاى دینى در تزاحم بودند در تئورى هاى جدیدى که از ناحیه علوم انسانى مطرح مى شد تلاش بر این بوده که اساس دین را زیر سؤال برند. یکى از مشهورترین تئورى ها از آنِ فروید است. آلستون در مقاله (تبیین هاى روان شناختى از دین) نظریات فروید را درباره چگونگى پیدایى دین مورد بحث قرار داده و به نقد آن پرداخته است. او نشان مى دهد که تئورى فروید از اتقان کافى برخوردار نیست و شواهد لازم آن را تأیید نمى کند و اگر هم این تئورى معتبر بود نمى توانست از دین سلب اعتبار کند; چرا که متدینان در حمایت از آموزه هاى دینى خود دلایلى عقلى اقامه مى کنند که استحکام دینشان به استحکام این دلایل بستگى دارد و نه به این که گرایش آنان به دین به چه دلایل روان شناختى صورت گرفته است. * طبیعت گرایان به چیزى وراى جهان طبیعت اعتقاد ندارند از نظر آنان با انکار موجودات فوق طبیعى دیگر جایى براى ادیان و مسلک هایى که براساس اعتقاد به مابعدالطبیعه شکل گرفته اند باقى نمى ماند. اما انکار نمى توان کرد که دین در حیات جمعى و فردى انسانها داراى کارکردهایى فراوان و متنوع است و حذف دین نوعى خلأ به وجود مى آورد و این سؤال را مطرح مى سازد که اگر دین نباشد این کارکردها را از کدام نهاد باید انتظار داشت؟ برخى از طبیعت گرایان که متوجه این اشکال بزرگ شده اند سعى کرده اند دینى بنا کنند که در عین حال که همان کارکردهاى نوعى مذاهب را داراست بر باورهاى فوق طبیعى متکى نباشد. اما با حذف خداوند چه چیزى را مى توان به عنوان متعلق پرستش برگرفت؟ این مشکلى است که طبیعت گرایان با آن مواجهند. برخى از آنان بر انسانیت و میراث هاى فرهنگى جامعه انگشت گذاشته اند و برخى طبیعت غیرانسانى را متعلق پرستش قرار داده اند. آلستون در مقاله (احیاى طبیعت گرایانه دین) گزارشى کوتاه از تلاش هایى ارائه مى کند که کنت جان دیوئى هاکسلى و امثال آنان در این باره داشته اند. به هر حال این تلاش ها از توفیق چند انى برخوردار نبوده است. * میان علم و دین به لحاظ منطقى چهارگونه رابطه محتمل است. آنها را مى توان به دو حوزه کاملاً متفاوت متعلق دانست که طبعاً کارى به کار هم ندارند و مى توان هر دو را یکى دانست. احتمال سوم آن است که میان آنان تعارض و اصطکاک برقرار باشد اما در این تعارض اولویت با دین باشد. و احتمال چهارم این که در این تعارض اولویت را به علم دهیم. این چهار رابطه در تاریخ مطرح بوده و در جوامع مسیحى معتقدانى داشته است که یینگر در مقاله (دین و علم) به آن مى پردازد. مؤلف در ضمن بررسى این محورها مسائلى خواندنى را طرح مى کند از جمله این که آیا میان ارتقاى سطح تحصیلات افراد با شدت و ضعف تدین آنها و نحوه نگرش آنها به چند و چون مناسبت علم و دین رابطه اى وجود دارد؟ تأثیر دین بر علم چگونه است و علم چه نوع تأثیراتى روى دین داشته است؟ وبالاخره در پایان مقاله به دین و تعلیم و تربیت مى پردازد و تفاوت هاى احتمالى کسانى را که از تعلیم و تربیت کلیسایى برخوردار بوده اند با دیگران بررسى مى کند. * درمقاله (دین و نیازهاى فرد) میلتون یینگر ازنیازهایى صحبت مى کند که انسان معاصر را به سمت دین مى کشد: آوارگى روحى تحیّر احساس بى پناهى احساس پوچى و افسردگى و تنهایى. این ها به نوبه خود معلول فشارهایى هستند که پیشرفت صنعت و تغییر و تبدّلات عمیقى که به تبع آن در ساختارهاى اجتماعى و فرهنگى ایجاد شده بر فرد وارد آورده اند. گرچه در سابق هم این مشکلات و نابسامانى هاى روحى اشباه و نظایر خود را داشته اند اما هیچ گاه به این حدّت و شدّت نبوده اند. از این رو امروز در جوامع پیشرفته صنعتى افراد سرخورده از تمدن جدید و جهت حل معضلات روحى و گریز از پوچى و افسردگى به جستجوى دین بر مى خیزند و جنبش هاى دینیِ مدعى پاسخ گویى به این نیازها از اقبالى عام و فراگیر برخوردارند. البته در هر جامعه بسته به سوابق فرهنگى و ساختارهاى خاص آن جامعه هر یک از این جنبش هاى دینى شکل و چارچوبه  اى خاص به خود مى گیرد اما وجه مشترک همه آنان تلاش براى پاسخ گویى به نیازهاى انسان امروزین است. مؤلف به تفصیل ازجنبش گروه آکسفورد و افرادى که جذب آن مى شوند فرقه معرفت مسیحى و دیدگاه نگرش مثبتى که نورمن سنت پیل در میان پروتستان ها مروج آن است و خاستگاه هاى اجتماعى ـ فرهنگى که موجب روى آورى مردم به این رویکرد شده بحث مى کند و بعد به حرکتى مى پردازد که کشیش فلوتون شین در میان کاتولیک ها به پا کرده است. سپس به ژاپن مى رود و حرکت هایى مثل (سوکاگاکاى) و امثال آن را بررسى مى کند که از نفوذى گسترده برخوردار شده اند. به مناسبت به دین و افیون مى پردازد و سپس دغدغه خاطر دین نسبت به سلامتى روحى و جسمى مورد بحث قرار مى گیرد. * یکى از دل مشغولى هاى عمده عالمان دینى معالجه نابسامانى هاى روحى بشر است. آنان معتقدند دین راه حل این گونه نابسامانى ها را با خود دارد. این امر اصحاب دین را به روان کاوى مرتبط وعلاقه مند مى کند. از سوى دیگر توجه به این امر که افراد متدیّن از آرامش روحى خاصى برخوردارند و مشکلات روحى آنان در قیاس با دیگران کمتر است توجه عمل گرایانه روانکاوان به دین را باعث مى شود. میلتون یینگر در (دین و نیازهاى فردى) بخش دوم به رابطه دین با روان پزشکى مى پردازد و به مناسبت به تئورى فروید در این باب و واکنش یونگ آدلر و اریک فروم در مقابل نظریات فروید کشیده مى شود. * در مقاله (مبناگروى و شناخت شناسى دینى) بحث از چالشى است که میان معرفت شناسى جدید با دین به طور اخصّ و متافیزیک به طور اعم وجود دارد. از قرن هفدهم به بعد میان تجربه گرایان و عقل گرایان اصطکاکى حادّ وجود داشته است. براى عقل گرایان عمده ترین اصل سازوارى میان ایده هاست اما تجربه گرایان با این اصل به معارضه برخواسته و نقش اصلى را به تجربه مى دهند و آن را مبنا مى دانند. از نظر این مبناگروان کل شناختى که ما واجدیم به دو قسم است: یا ایده هایى است که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم از تجربه اخذ شده و یا به مانند ریاضیات چیزى جز روابطى میان تصوّرات نیست. آنان به جز این دو قسم براى سایر ایده ها شأن و اعتبارى قائل نیستند. اینجاست که میان مبناگروى با دعاوى متافیزیکى معارضه اى حتمى روى مى دهد و طبیعى است که ادیان نیز به خاطر التزام به مبانى متافیزیکى از این تعارض در امان نمى مانند. التزام به مبانى تجربه گرایى چه آثار و عوارضى براى دین دارد و آیا کسانى که این مبانى را پذیرفته اند یکسره دین را رد کرده اند و یا آن را به حوزه اى دیگر متعلق دانسته اند. اینها مسائلى است که دکتر لگنهاوسن به اختصار به آن مى پردازد. وى با شروع از جان لاک فیلسوف انگلیسى مسیرى را که مبناگروى طى کرده پى مى گیرد و به هیوم و سپس به کانت مى رسد و با گذر از کانت دیدگاه هاى جدید را مورد بحث قرار مى دهد. فهرست مطالب پیشگفتار ۹ ییادداشت مترجم ۱۱ دیــن ۱۹ تعریف عام دین و مشخصه هاى آن ۱۹ مشخصه هاى اختصاصى دین ۲۴ روابط درونیِ مشخصات ۲۵ تعریف برحسب مشخصات ۲۶ انواع دین ۳۰ موطن و محل اله ۳۰ واکنش نسبت به خدا ۳۳ وضع و موقع آموزه ۳۵ انطباق دقیق ۳۷ مآخذ و منابع ۳۹ زبـان دیـنـی ۴۱ مفهوم محمولهاى کلامی ۴۳ اشتقاق و استعمال ۴۳ تحقیق پذیرى گزاره هاى کلامی ۴۶ آیا گزاره هاى کلامى به حیث تجربى آزمایش پذیرند؟ ۴۸ آیا گزاره هاى دینى حکایت از واقع دارند؟ ۵۰ تفسیرهاى غیر اخباری ۵۰ ابراز احساسات ۵۲ بیانات نمادین ۵۳ تفسیر شعائری ۵۵ اسطوره ها ۵۷ عرفان ۵۸ منابع و مآخذ ۶۲ تبیین هاى روان شناختى از دین ۶۵ تبیین فروید ۶۷ نقدهایى بر تبیین فروید ۷۰ منابع و مآخذ ۷۵ احیاى طبیعت گرایانه دین ۷۷ منابع و مآخذ ۸۶ دیـن و عـلـم ۸۷ آیا علم معتقدات دینى را ابطال مى کند؟ ۹۶ تأثیر علم بر دین ۹۹ دین و تعلیم و تربیت ۱۰۲ تأثیرات تعلیم و تربیت کلیسایى در میان کاتولیک هاى آمریکایی ۱۰۳ ارزشهاى دینى و کارکرد آموزشی ۱۰۷ پى نوشت هاى دین و علم ۱۰۹

  • جزئیات کتاب
    • پ‍ی‌ آل‍س‍ت‍ون‌، م‍ی‍ل‍ت‍ون‌ ی‍ی‍ن‍گ‍ر، م‍ح‍م‍د ل‍گ‍ن‍ه‍اوزن‌
    • یک
    • دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
    • 1380
    • دوم
    • قم
  • نظرات