click on book to show pdf

بهائی چه می گوید جلد ۲

مقدمه بسم الله الرحمن الرحیم  الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد خاتم النبیین و آل الطیبین الطاهرین‏ گلپایگانی بهائی در فرائد در صفحه‏ی ۱ و صفحه‏ی ۲ می‏گوید: «مقام قائم موعود به حکم آیه‏ی کریمه یوم یاتی ربک او بعض آیات ربک و آیه‏ی مبارکه‏ی و جاء ربک و الملک صفا صفا و […]

  • جواد تهراني‏
  • 1346
بهائی چه می گوید جلد ۲
2.9 (58.46%) 52 votes
بهائی چه می گوید جلد ۲
  • آنچه در این کتاب میخوانید

    مقدمه بسم الله الرحمن الرحیم  الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد خاتم النبیین و آل الطیبین الطاهرین‏ گلپایگانی بهائی در فرائد در صفحه‏ی ۱ و صفحه‏ی ۲ می‏گوید: «مقام قائم موعود به حکم آیه‏ی کریمه یوم یاتی ربک او بعض آیات ربک و آیه‏ی مبارکه‏ی و جاء ربک و الملک صفا صفا و کثیر من امثالها مقام ربوبیت منصوصه در قرآن است و یوم ظهور مبارکش یوم الرب موعود در کل ادیان، و مقام ربوبیت مقام اصالت است. نه نیابت و رتبه‏ی شارعیت است نه تابعیت». و نیز در صفحه‏ی ۱۵۶ می‏گوید: «اگر انسان بصیری در احادیث میلاد حضرت محمد بن الحسن علیه‏السلام که مبنای مذهب شیعه بر اوست رجوع نماید مکشوفا مشاهده می‏کند که جماعت شیعه به حدیث یک زن و یک خادم مجهول الحال در چنین مبحث مهمی اکتفا نموده‏اند و در مسئله امامت که از مسائل اصولیه و از مباحث اعتقادیه است و جز براهین قطعیه در آن حجیتی ندارد به چنین حدیث ضعیفی اعتماد کرده‏اند». و میرزا نعیم بهائی در کتاب استدلالیه‏ی خود (در صفحه‏ی ۱) می‏گوید: برای ظهور قائم آل محمد ما رجوع به اخبار نبویه و احادیث ائمه اطهار سلام الله علیهم نمودیم: «دو قسم از اخبار در کتب مسطور یافتیم یک قسم در خصوص تولد و تاریخ تولد و اسم مادر و موت و حیات آن حضرت و همچنین در طول بقاء و غیبت و غیره که اغلب آن اخبار راجع می‏شود به اشخاص غیرمعصوم که کلام ایشان بر ما حجت نیست بلکه نقیض آن عقلا و نقلا بر ما معلوم می‏گردد زیرا بعد از امام حسن عسکری امام ظاهر مرئی در میان خلق نبود که ذکر حیات و بقاء و قائمیت خود را بنماید   [ صفحه ۴]   و قول او بر ما حجت شود قسم دوم آیات و اخبار و احادیثی است که مدلل و ثابت می‏کند که قائم آل محمد غیر محمد بن الحسن است و جمیع این قسم اخبار متصل می‏شود به رسول خدا و ائمه هدی که واجب الاطاعه و مفترض الطاعه است و مؤید است به آیات قرآن که میزان صحت و سقم اخبار است».

  • جزئیات کتاب
    • جواد تهراني‏
    • 1346
  • نظرات