click on book to show pdf

اسناد فضیلت مولا

این اثر به بررسی انعقاد مجلس مناظره مامون با ۴۰ نفر از علمای اهل تسنن می‌پردازد که در آن مامون، فضائل امیرالمومنین علی(ع) را یک به یک و با دلایل محکم و متقن به اثبات می‌رساند. بر اساس مطالب کتاب، عصر مامون عباسی عصر شکوفایی تمدن اسلامی و تکامل اندیشه‌های کلامی و فلسفی بود. مامون؛ […]

  • ناصر باقر بیدهندی
  • یک
  • ‌978-964-973-222-0
اسناد فضیلت مولا
2.9 (57.14%) 7 vote[s]
اسناد فضیلت مولا
  • آنچه در این کتاب میخوانید

    این اثر به بررسی انعقاد مجلس مناظره مامون با ۴۰ نفر از علمای اهل تسنن می‌پردازد که در آن مامون، فضائل امیرالمومنین علی(ع) را یک به یک و با دلایل محکم و متقن به اثبات می‌رساند. بر اساس مطالب کتاب، عصر مامون عباسی عصر شکوفایی تمدن اسلامی و تکامل اندیشه‌های کلامی و فلسفی بود. مامون؛ زمامداری دانش‌دوست و دانشمند بود و دلبستگی‌های فرهنگی وسیعی داشت. در مجلس او مشکلات علمی و دینی مورد بحث و کنکاش قرار می‌گرفت. مباحثات او با دانشوران معروف و ذوق و علاقه مفرطی که در این راه از خود نشان می‌داد زبانزد خاص و عام است. در کتاب‌های تاریخی و اسلامی آمده است که مامون اظهار تشیع کرد و در دوران خلافت خود در اجرای سیاست ابراز تشیع، به اقدام‌های مختلفی دست زد. از جمله این اقدام‌ها، مباحثاتی مدلل و منطقی با علمای عامه بود که به قول استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری: «به قدری این مباحث جالب و عالمانه است که انسان کمتر می‌بیند که عالمی از علمای شیعه این جور عالمانه مباحثه کرده باشد.» او در این مناظره که در مرکز خلافت اسلامی(خراسان) با متکلمان خوش‌ذوق و حاضر جواب و فقهای عامه درباره اولویت علی(ع) به خلافت داشت، پس از چند ساعت بحث و مبادله و بگو مگو، همه آنها را محکوم و افضلیت علی(ع) را بر سایر صحابه مخصوصا خلفای قبل از او به اثبات رساند. مولف کتاب، هدف مامون از شکل‌گیری این جلسات را چنین شرح می‌دهد: «انگیزه انعقاد چنین مجلسی از سوی مامون چندان روشن نیست که بنا به مصالح سیاسی بوده، یا برای تظاهر به قبول برتری علی(ع) و یا از روی عقیده، یا مطرح کردن خود به عنوان زمامدار دانش‌دوست و منصف. شاید غرض از برپایی چنین مجلسی، تقرب جستن به امام علی‌بن موسی‌الرضا(ع) بود. در هر صورت ایزد منان در این گفت‌وشنود، آیات شریفه قرآن -که به اعتراف بزرگان سنت در شان امیر مومنان(ع) نازل شده- و نیز روایات نابی که از ناحیه پیامبر گرامی(ص) در فضیلت حضرت رسیده، از باب حجت بر زبان او جاری ساخته است. چون ترجمه این مناظره راهگشا و سودمند به نظر می‌رسید به ترجمه آن از کتاب "عقدالفرید" اثر احمدبن محمدبن عبدربه قرطبی مروانی(متوفای ۳۲۸ هجری قمری) مبادرت ورزیدیم.» مامون دومین فرزند خلیفه عباسی، هارون‌الرشید بود که نامش عبدالله و کنیه‌اش ابوالعباس و لقبش «مامون» بود. مادرش کنیزی خراسانی در آشپزخانه هارون به نام «مراجل» بود. حادثه‌ای جزیی منجر به این شد که این کنیز، مامون را به دنیا آورد که جای ذکر آن نیست. او چند روز پس از تولد مامون به مرض نفاس درگذشت. مامون در سال ۱۷۰ هجری قمری یعنی در همان شبی که عم وی «هادی» از دنیا رفت و پدرش عهده‌دار خلافت شد، تولد یافت و در سال ۲۱۸ هجری در بلاد روم چشم از جهان فروبست و در طرسوس دفن شد و از پس خویش خلافت را به ابواسحاق معتصم داد. مامون را پدرش به جعفربن یحیی برمکی سپرد تا او را در دامان خود بپروراند. بعدها فضل‌بن سهل(ذوالریاستین) مربی وی شد. مامون در تحصیل علم و دانش بسیار زحمت کشید و در علوم و فنون تبحر یافت و قدرت فکر و سرعت انتقال شگفت‌ داشت و بر امثال خویش، و حتی بر تمام عباسیان، برتری یافت. او فردی کاردان، تیزهوش، زیرک و دوراندیش و فصیح و سخنگو بود و به همنشینی با اهل علم اهمیت فراوانی می‌داد. در زمان خلافتش علم و دانش را ترویج کرد و پایگاه دانشمندان را بالا برد و آنها را به خود نزدیک ساخت و روزهای سه‌شنبه، مجالس و مناظره آزاد با آنان تشکیل می‌داد و از این راه علاوه بر پیشرفت شخصی خود، تشویق عجیبی از علم و دانش می‌نمود. در عصر او نفوذ فرهنگ یونانی به اوج رسید. به دوران او چهار کلام رواج یافت و متکلمان بسیار شدند. بر اساس مطالب کتاب، مامون به این نکته کاملا آگاه بود که گروه‌های معتقد روشن‌بین جامعه اسلامی، جایگاه اهل‌بیت(ع) را می‌شناسند و از آنان خط گرفته و هدایت می‌جویند. وی همچنین می‌دانست که گردانندگان دستگاه خلافت و سران لشکرش –که غالبا ایرانیان بودند- نسبت به آل علی(ع) و امامان شیعه علاقه و محبتی خاص دارند و در فرصت‌های مناسب این عشق را ابراز می‌کنند. این گرایش به حدی بود که خلیفه وقت نمی‌توانست آن را نادیده بگیرد، لذا تصمیم گرفت با آنان همراهی کند و افکار عمومی را متوجه خود سازد، لذا اظهار تشیع کرد تا خود و سلطنتش را حفظ کند. از این‌رو شروع به دفاع از خلافت حضرت امیر(ع) و اثبات حقانیت آن حضرت و نفی فضائل ساختگی دیگران کرد. وی به همین منظور، در خراسان لباس سبز که شعار علویان بود پوشید و بر معاویه نقص گرفت و فدک را به علویان رد کرد و در مناسبت‌های مختلف از امام امیرالمومنین(ع) ستایش می‌کرد. گویند او به تمام مناطق نوشت که علی‌بن ابیطالب(ع) بهترین خلق بعد از رسول خدا(ص) است و در سال ۲۱۵ قمری اعلامیه‌ای صادر کرد که هرکس معاویه را مدح کند؛ من از او بیزارم. و هرکه علی(ع) را سب کند او را مجازات می‌نمایم، چه افضل مردم پس از پیغمبر(ص) علی‌بن ابیطالب(ع) است. این عملکرد مامون سبب شد که بسیاری از دانشوران و مورخان او را شیعه بدانند. «ابن جوزی» می‌نویسد که «صولی» و غیره نقل کرده‌اند که مامون، علی‌بن ابیطالب(ع) را بسیار دوست می‌داشت. مامون در ماه صفر سال ۲۰۴ وارد بغداد شد و ۱۴ سال مهام امور کشور را رتق و فتق کرد. وی سرانجام در سال ۲۱۹ هجری و به هنگام جهاد با امپراطوری روم شرقی بیمار شد و در طرسوس درگذشت. مولف کتاب، آغاز مناظره مامون با علما را این چنین نقل می‌کند: «مامون موضوع بحث را مطرح نموده، گفت: من معتقدم که بهترین انسان بعد از رسول خدا(ص) علی‌بن ابیطالب(ع) است و هم آن حضرت برای تصدی مقام خلافت و وصایت از دیگران سزاوارتر و اولی‌تر است. اگر این عقیده صحیح است مرا تصدیق کنید و اگر به خطا رفته‌ام، با دلیل و برهان، حرف مرا رد کنید. اسحاق‌(بن ابراهیم‌بن اسماعیل، که از مشاهیر علمای بغداد و مجتهدان عصر خود بود) گفت: ای امیرالمومنین، در بین ما کسانی هستند که نظرشان برخلاف آن چیزی است که امیرالمومنین ادعا می‌کند و البته ما به خاطر بحث و مناظره در این محفل حضور پیدا کرده‌ایم، لازم است این موضوع هم بررسی و تحقیق شود. مامون: اسحاق! اختیار با توست، می‌خواهی من سوال کنم و تو و جمع حاضر پاسخ دهید؛ یا شما پرسش کنید و من جواب دهم؟ اسحاق گفت: فرصت را غنیمت شمرده و گفتم: اگر اجازه دهید من از شما سوال می‌کنم. مامون: بسیار خوب، بپرس!...» مباحثی که در مناظره مامون و علما مطرح شدند، از این قرار بودند: فضیلت علی‌بن ابیطالب(ع) بر خلفای دیگر، پیشگامی علی(ع) در اسلام، چگونگی اسلام علی(ع)، جهاد در راه خدا، ابوبکر در نبرد سرنوشت‌ساز بدر، ایثار به نفس در انفاق، حکم منکر روایت غیر قطعی، حدیث پرنده کباب شده، همراهی در غار، «صاحب» دلالت بر فضیلت مصاحب نمی‌کند، نقش برجسته مولا(ع) در هجرت، حدیث ولایت(غدیر خم)، حدیث منزلت.

  • جزئیات کتاب
    • ناصر باقر بیدهندی
    • یک
    • ‌978-964-973-222-0
    • مسجد مقدس جمکران
    • 1388
    • اول
    • قم
  • نظرات