آینه های ناگهان دفتر دوم

آینه های ناگهان دفتر دوم

سروده قیصر امین پور ازآینه های ناگهان دفتر دوم دیشب دوباره گویا خودم را خواب دیدم : در آسمان پر می کشیدم و لا به لای ابرها پرواز میکردم و صبح چون از جا پریدم در رختخوابم یک مشت پر دیدم یک مشت پر ، گرم و پراکنده پایین بالش در رختخواب من نفس می […]

  • قیصر امین پور
آینه های ناگهان دفتر دوم
Rate this post
  • آنچه در این کتاب میخوانید

    سروده قیصر امین پور ازآینه های ناگهان دفتر دوم دیشب دوباره گویا خودم را خواب دیدم : در آسمان پر می کشیدم و لا به لای ابرها پرواز میکردم و صبح چون از جا پریدم در رختخوابم یک مشت پر دیدم یک مشت پر ، گرم و پراکنده پایین بالش در رختخواب من نفس می زد آنگاه با خمیازه ای ناباورانه بر شانه های خسته ام دستی کشیدم بر شانه هایم انگار جای خالی چیزی... چیزی شبیه بال احساس می کردم !

  • جزئیات کتاب
    • قیصر امین پور
  • نظرات