یکی از مشکلات عمده محققان و مورخان در نگارش تاریخ هنر، در عالم اسلامی ، این مسئله است که هنرمند خود را نشان نمی دهد و در اثرش ثبت نمی کند. در «فتوت نامه»ها که دربردارنده اصول اخلاقی مربوط به اصناف گوناگون مشاغل و حرفه هاست ما همواره با صنف هنرمندان روبه رو هستیم، نه با شخص هنرمند. مثلاً در فتوت نامه های معماری، سخن از الزامات کرداری و جوانمردی در صنف معماران می رود، ولی از شخص معمار نشانی نیست. این دقیقاً خلاف نگرش مدرن به هنر است. در تلقی مدرن، فردیت هنرمند به عنوان خالق اثر و امضایی که او پای اثرش ثبت می کند برجسته می شود و اثر هنری به منزله محل بروز احساسات و عواطف شخصی هنرمند، مورد توجه است.

هنگامی که به بعد طریقت در متون عرفانی توجه می کنیم، بحث از اصناف هنرمندان به میان می آید (یعنی فتوت نامه ها)؛ اما وقتی به بعد حقیقت می رسیم، مباحث «زیبایی» و چیستی آن طرح می شود. این از آن روست که حقیقت، مقامی الهی است و موضوع زیبایی نیز در تلقی عرفانی، از یک شأن کاملاً الهی برخوردار است و متون عرفانی سه گانه ای مطرح می شود که به سه شأن دین اشاره دارد: اسلام (شریعت)، ایمان (طریقت) و احسان (حقیقت) / موضوع زیبایی در این تقسیم بندی سه گانه، مربوط به مقام احسان است. اسلام ظاهر است، ایمان باطن است و احسان باطن باطن است. «احسان» از آن مفاهیمی است که ترجمه اش از عربی به فارسی برای ما دشوار است. «حسن» و مشتقات آن (نظیر احسان، محسن و. / /) مفاهیمی قرآنی اند که هم به معنای زیبایی است (آنچنان که ما در هنرهای زیبا مراد می کنیم) و هم به معنای نیکوکاری. یعنی هم دلالت جمالی دارد و هم دلالت اخلاقی. مثلاً غزالی در «کیمیای سعادت» واژه «نیکویی» را به عنوان معادل فارسی «احسان» آورده است. پس باید توجه داشت که احسان، مفهومی دووجهی است؛ هم به معنی نیکو عمل کردن و هم به معنی نیکو دیدن یا زیبا دیدن. «محسن» کسی است که هم نیکوکار است و هم نیکوبین است، یعنی همه چیز را زیبا می بیند. اگر از نظر انتولوژیک، خداوند همه چیز را زیبا آفریده است؛ پس هنرمند نیز باید محسن باشد و این زیبایی را در همه چیز ببیند.

اما مبانی عرفانی هنر اسلامی چیست پیش از آنکه اجمالاً به این مبانی بپردازیم، تذکر این نکته لازم است که وقتی از مبانی عرفانی هنر سخن می گوییم، منظور این نیست که هنرمند مسلمان الزاماً به این مبانی آگاه بوده یا باید باشد. در عالم اسلامی، استاد هنرمند که به شاگرد خویش اصول طریقتی را می آموزد و به او می گوید که باید از اصحاب «فتوت» باشد، همان کسی است که در عرصه تئوریک زیبایی (مبانی هنر) را برای او تعریف می کند؛ اگرچه ممکن است خود هنرمند متوجه این مبانی نباشد.

اولین موضوعی که در مباحث هنر و زیبایی، در عرفان اسلامی، دیده می شود موضوع «تجلی» است. تجلی، نسبتی است که عرفا بین خداوند و عالم مخلوقات برقرار می کنند. متکلمین اسلامی به هیچ نسبت وجودی بین خدا و مخلوقات قائل نیستند. (آنان فقط می گویند که خدا عالم را خلق کرده است)، اما عرفا معتقدند تمام موجودات، «مظاهر» حق اند. این خداست که در موجودات ظهور کرده است. عالم، محل ظهور حق است. خداوند تجلی می کند و موجودات به وجود می آیند. در تفسیر عرفانی، خلق کردن همان تجلی کردن است:

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

پس موجودات، جملگی، جلوات خدایند و چون خدا زیباست، موجودات هم زیبا هستند. از منظر عرفانی، بحث زیبایی شناسی همین جا طرح می شود. از این روست که روایتی داریم: «ان الله کتب الاحسان علی کل شیء»؛ خداوند «احسان» یعنی زیبا بودن را بر همه موجودات واجب کرد. همه مخلوقات تکویناً زیبا هستند. این مفهوم تجلی یا ظهور، مهمترین مبنای فهم عرفانی از هنر است. همین مبنا سبب می شود که عرفا زیبایی را انتولوژیک بفهمند، یعنی بحثی مربوط به کل موجودات،نه فقط احساسات شخصی فرد. (چنان که واژه استتیک زیبایی شناسی مدرن به لحاظ ریشه شناختی، متضمن همین احساسات شخصی است)

موضوع بعدی در تلقی عرفانی از هنر اسلامی، «عشق» است. عشق در ارتباط نزدیکی با حسن مطرح می شود. اگر به مفاهیم قوس نزول و قوس صعود در متون عرفانی رجوع کنیم، درمی یابیم که حسن منطبق بر قوس نزول است؛ یعنی آن مرحله ای که خداوند حسن و جمال خود را با خلق موجودات، متجلی می کند. عشق ناظر بر قوس صعود است؛ یعنی عده ای (همان اهل هنر) متوجه این حسن شده و با نردبان عشق، خود را به مبدأ آن می رسانند.لذا عاشق، اهل معراج (صعود) است:

عشق معراجی است سوی بام سلطان جمال
از رخ عاشق فروخوان قصه معراج را

بدین سان هنرمند، یعنی کسی که متوجه حسن و مقام احسان است، قطعاً عاشق هم هست. موضوع دیگری که از مبانی اساسی رویکرد عرفانی به هنر اسلامی است، موضوع «تشبیه» و وجه تشبیهی است. بحث تشبیه و تنزیه از مباحث مهم در معارف اسلامی است که با تفاوت هایی در بین عرفا و متکلمان مطرح بوده است. تشبیه در عرفان اسلامی بدین معناست که خداوند، خود را در عالم نشان می دهد یا ظاهر می کند (متکلمان چنین اعتقادی ندارند) و چون خدا خود را در عالم نشان می دهد، بحث از هنر و زیبایی موضوعیت می یابد: [خداوند حسن خویش را با تجلی در موجودات به نمایش می گذارد، پس هنرمند متوجه این حسن شده و آن را در اثر هنری خود «اظهار» می کند.] اظهار در لغت یعنی به ظهور درآوردن آنچه در خفا (باطن) است.

هنرمند آنچه را که در مقام احسان دریافته، به مرتبه ظهور می رساند. بدون قول به وجه تشبیهی، بحث هنر منتفی است زیرا اگر خدا حسن خود را در عالم نشان ندهد، هنرمند چگونه باید متوجه این حسن شود و بعد آن را در اثرش اظهار کند خود به خود وقتی وجه تشبیهی به میان می آید، بحث «عالم خیال» هم مطرح می شود. هنرمند در عالم خیال، متوجه حسن (وجه تشبیهی) می شود. خیال در نگاه عرفانی، صرفاً یک قوه ای در ذهن انسان نیست؛ بلکه تحقق خارجی دارد و در اتصال با آن، هنرمند تشبیه را درمی یابد. یکی دیگر از مبانی عرفانی هنر اسلامی، تناسب صورت و معناست. صورت، جلوه خارجی است و معنا همان حقیقت حسن است. هر صورتی متناسب با معنی نیست. مثلاً در هنر معماری، اگر مساجدی را که امروز ساخته می شود در نظر بگیریم؛ به صرف اینکه در آن «الله اکبر» گفته می شود، این معماری از منظر عرفانی، اسلامی نیست. چون تناسب صورت و معنا در آن رعایت نشده است. در تلقی عرفانی، هر معنایی در هر صورتی تجلی پیدا نمی کند.

آخرین موضوع، بحث زبان سمبلیک است. عرفا به مسئله زبان و فلسفه زبان، اهتمام ویژه دارند. یکی از مباحثی که در این قلمرو مطرح کرده اند و ارتباط مستقیم با موضوع هنر دارد، بحث «زبان تشبیهی» است. زبان تشبیهی، یعنی زبان هنرهای اسلامی از منظر عرفانی. اینکه هنرمند، تشبیهی را که دریافته است، چگونه باید در زبان عرفانی ظاهر کند در پاسخ به این سؤال، «سمبل ها» مطرح می شوند. لذا زبان هنرها در رویکرد عرفانی، یک زبان سمبلیک است. البته موضوع سمبل ها در عرفان اسلامی، بسیار متفاوت است با این موضوع در علم ادبیات. ادبا و زبان شناسان سمبل ها را قراردادی می انگارند، ولی عرفا قائل به نوعی دلالت ذاتی در بین سمبل ها هستند.

دکتر شهرام پازوکی
مکتوب حاضر، متن ویرایش و تلخیص شده سخنرانی دکتر شهرام پازوکی است که در شانزدهم مهرماه، در مرکز هنرپژوهی نقش جهان ایراد شد.

روزنامه ایران

 

منبع: http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/art/c5c1224319660_art_islam_p1.php/پرتو-حسن-خدا


more post like this