نویسنده: علی پوریا

شناخت سنت نبوی(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) به معنای شناخت راه و روش حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) و به معنای شناخت راه مستقیم دست یابی به سعادت و کمال دنیوی و اخروی و تقرب الی الله و محبوبیت در نزد او است. هرکسی که در جست و جوی کمال است به ناچار باید این راه را بشناسد و در مسیر آن قرار گیرد. این مطلبی است که خداوند به صراحت در تأیید سیره و روش زیست حضرت محمد(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) بیان کرده و در آیاتی بسیار برآن تأکید نموده است.
بازخوانی این سیره براساس آیات قرآنی و تحلیل و تبیین خداوندی از آن رو اساسی و مهم است که خداوند در آیات قرآن نه تنها به حکم آنکه از همه نیت ها و نهان ها آگاه است بلکه بهترین تحلیل را ارایه می کند. تحلیل خداوند از سیره و روش پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) افزون بر فواید و آثار گفته و ناگفته، این فرصت را به آدمی می دهد تا با الگوی عینی وتجربی آشنا شود که پیش از این راهی را رفته و روشی را پیموده تا جایی که به مقام و جایگاه حبیب خداوندی رسیده است و نه تنها محبوب خداوند گشته بلکه در مقام حبیب نشسته است. هرکسی که می خواهد به مقام حبی برسد و محبوب و حبیب خداوند شود می بایست این سیره و سنت را درپیش گیرد.
البته میان سنت و سیره تفاوت هایی است که اهل فن از آن آگاه هستند ولی می توان گفت دراین جا مراد از سنت معنایی است که دربرگیرنده سیره آن حضرت می باشد. از این رو تنها به گفتار و تقریر ایشان بسنده نمی شود بلکه فعل و سیره زیست آن حضرت نیز محل اهتمام است. در مقاله حاضر ضرورت پیروی از سیره پیامبر و اطاعت از ایشان و پذیرش ولایت اهل بیت و علی(علیه السّلام) که ازجمله تأکیدات آن حضرت بود بررسی شده که با هم آن را ازنظر می گذرانیم.

آثار پیروی و اطاعت از سنت پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم)

برای آگاهی از جایگاه و اهمیت سنت و سیره نبوی در پیشگاه خداوند و تأثیر آن در زندگی بشر، بهترین و آسان ترین راه آن است که آثار و کارکردهای اطاعت از سیره و سنت نبوی از منظر قرآن و تحلیل خداوندی شناخته شود. از این رو در آغاز این نوشتار نگاهی به آثار و کارکردهای اطاعت از سیره و سنت نبوی در تحلیل خداوندی می پردازیم تا از این راه جایگاه و اهمیت سیره نبوی و سنت پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) معلوم شود.
نخستین اثری که قرآن برای اطاعت از سنت و سیره نبوی بیان می دارد دست یابی به الگوهای هدایتی است. این مطلب را خداوند در آیات ۱۵۸ سوره اعراف و ۵۴ سوره نور بیان کرده و اطاعت و پیروی از هر عمل و فعل پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) را راه دست یابی به هدایت شمرده است مگر در مواردی که از آن به اختصاصات نبی یاد می شود که در این موارد خاص به دلیل و مدرک معتبری ثابت شده است که آن فعل و افعال خاص اوست و لازم نیست تا دیگران از ایشان پیروی نمایند مانند ازدواج با بیش از ۴ زن در یک زمان که از اختصاصات آن حضرت است.
آیه ۱۰۱ سوره آل عمران، اصولاً هدایت به صراط مستقیم را در پرتو پیروی از سنت و سیره آن حضرت برشمرده و دست یابی به عصمت را تنها راه و روش نبوی دانسته است. با پیروی از سنت و سیره نبوی است که شخص و یا جامعه می تواند امیدوار باشد که از گمراهی نجات یافته و در ضلالت به سر نمی برد(آل عمران آیه ۱۶۴)

حکمت گمشده بشر

در تحلیل قرآنی، سنت و سیره پیامبر همان حکمت گمشده بشر است و روش تعامل و زندگی آن حضرت چیزی جز حکمت عملی و واقعی نیست. از این رو در آیه فوق الذکر و نیز آیه ۲ سوره جمعه افزون بر کتاب(قرآن) از مردم خواسته شده تا به پیروی از حکمت و سیره عملی زندگی پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) و سنت وی، خود را از هرگونه ضلالت در زندگی و گمراهی از هدف و مطلوب دور نگه دارند.
مفسران بسیاری چون زمخشری و طبرسی و قرطبی براین نکته تاکید می کنند که در کنار کتاب، این سنت و سیره نبوی است که معیار سنجش حق از باطل و دست یابی به سعادت و رهایی از ضلالت است. به نظر آنان آن چه پیامبران بدان مامور شده اند تا ابلاغ کنند، دو دسته از مسایل و امور است که یکی به عنوان کتاب از آن یاد شده و آن عبارت از مجموعه ای از آموزه ها و قوانین به شکل مکتوب(نه سنت و قوانین شفاهی) است که قابل تحریف و تغییر و تبدیل کم تری است؛ و دوم مجموعه سیره و روش زیست و زندگی پیامبران از جمله پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) است که روش عملی را می آموزد و در آیات قرآنی از آن به حکمت یاد شده است.
به نظر مفسران، حکمت که به معنای دانش رشدی و علم هدفمند است خود رابه شکل سیره و رفتار در زندگی نشان می دهد. کسانی به حکمت ستوده می شوند که در سیره عملی زندگی خویش هر گامی را براساس اصول عقلانی و عقلایی و شرعی بردارند و باطن و عاقبت هر امری را دانسته و هوشیارانه بسنجند.
بنابراین آن چه در آیات ۱۶۴ سوره آل عمران و آیه ۲ سوره جمعه از آن به حکمت یاد شده است همان سیره و سنت است. (نگاه کنید: تفسیر کشاف زمخشری ج ۱ ص ۴۳۶ و فتح القدیر ج ۱ ص ۳۹۹ و نیز الجامع لاحکام القرآن، قرطبی ج ۱۸ ص ۹۲ و همچنین مجمع البیان طبرسی ج ۹ و ۱۰ ص ۴۲۹) خداوند تنها راه رهایی از آتش دوزخ و دوری از آن را، پیروی و اطاعت از خداوند و سنت پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) برمی شمارد و در آیات ۱۳۱ و ۱۳۲ آل عمران و نیز آیه ۶۶ سوره احزاب به کسانی که کفر می ورزند و اطاعت از خدا و سنت نبوی را نمی پذیرند تهدید می کند که در آتش دوزخ قرار می گیرند و در آخرت حسرت می خورند که ای کاش از حکم خدا و سنت و سیره پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) اطاعت می کردند.
خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء اطاعت از خدا و سنت و سیره پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) را راه دست یابی به نیک فرجامی برمی شمارد و در آیه ۱۳ سوره نساء و نیز ۷۱ سوره احزاب آن را موجب رستگاری بشر می داند.
اصولا راه رسیدن به تقوای نجات بخش و رهایی آور جز اطاعت و پیروی از سنت و سیره پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) نیست که در آیه ۱۵۳ سوره انعام از آن به «صراطی مستقیما»تعبیر می کند و بازدارنده دودلی ها و تردیدهاست. در حقیقت تقوای الهی معنایی جز پیروی از آموزه های قرآنی و سیره و سنت نبوی ندارد(انفال آیه ۱) زیرا شخصی که از آموزه های قرآنی پیروی کند هرگز به پلشتی و زشتی رو نمی آورد و در اطاعت خدا و سنت و سیره پیامبر جز دوری از آلودگی ها را نمی یابد.
بر این اساس خداوند پیروی از راه خدا و نیز سنت و سیره پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) را عامل ایمنی از اختلافات در حوزه عمل اجتماعی(آل عمران آیه۱۰۳) و رهایی از افکار جاهلی و اندیشه های خرافی(مائده آیه ۱۰۳و ۱۰۴) بر می شمارد و از مردم می خواهد که به سوی سیره و سنت عملی رسول الله و گفتار و تقریرات او روی آورند تا از نتایج آن از جمله مغفرت و آمرزش گناهان و خطایا و سیئات بهره مند گردند. (آل عمران آیه۳۱ و حجرات آیه۱۴)
در تحلیل قرآنی دست یابی به رحمت خاص الهی و برخورداری از آن زمانی ممکن است که شخص از آموزه های قرآنی و سنت و سیره نبوی(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) پیروی کند. (آل عمران آیه ۱۳۲ و ۳۱ و نیز توبه آیات ۷۱و ۵۶ و نیز حجرات آیه۱۴)
خداوند رسیدن به حیات معنوی را در گرو پیروی از آموزه های وحیانی قرآن و سنت و سیره نبوی(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) دانسته و هرگونه رهایی از اختلافات و درگیری ها را منوط به بازگشت به خدا و رسول کرده(نساء آیات ۵۹ و ۶۰ و نیز ۶۱و ۱۰۵ و هم چنین آیه ۴۸سوره نور) و تنها راه اصلاح و آشتی واقعی را تقوا و اطاعت آموزه های وحیانی و سنت و سیره نبوی دانسته است.
قرآن بیان می کند که همه دوست دارند محبوب کسانی باشند که دارای کمالاتی هستند تا در سایه مهر و محبت از کمالات ایشان بهره گیرند. خداوند که منشأ همه کمالات است و راه دست یابی به محبت خویش و بهره مندی از آن محبت را اطاعت از پیامبر و سنت و سیره وی بر می شمارد و در آیه۳۱ و ۳۲ سوره آل عمران بیان می کند که اگر کسی در جست وجوی مهر و محبت خداوندی است می بایست از محبت پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) برخوردار گردد و راه رسیدن به محبت پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) نیز اطاعت از سیره و سنت نبوی است.
از نظر قرآن نتیجه و پاداش اطاعت از سنت در دنیا بدست آوردن صلح و صفا و صمیمت و نیز حفظ اعمال تا قیامت می باشد(حجرات آیه۱۴) که در آخرت به شکل بهره مندی از بهشت(نساء آیه۱۳ و فتح آیه۱۷) و هم نشینی با نیکان و پیامبران و صدیقان و شاهدان اعمال(امامان معصوم) و صالحان در بهشت(نساء آیه۶۹) خودنمایی می کند.

آثار مخالفت با سنت و سیره

سنت و سیره نبوی برای همگان حجت است(بقره آیه ۱۴۳ حشر آیه۷ و همه آیاتی که پیش از این گفته شده است) و بر انسان است تا به تعلیم آن پرداخته و نسبت به سنت و سیره نبوی شناخت پیدا کرده(بقره آیه۱۲۹ و ۱۵۱ و آل عمران آیه ۱۶۴ و جمعه آیه۲) و از آن اعراض نکند؛ زیرا در صورت اعراض از سنت و سیره نبوی مورد سرزنش و نکوهش خداوندی و خشم او می شود. (نساء آیه۵۹ و ۶۰و ۸۰ و انفال آیه۲۰ و نور آیه۵۴)
در تحلیل قرآنی اعراض از سنت و روی آوری به دولت ها و حکومت های طاغوتی نشانه شیطان زدگی و گمراهی شخص و جامعه است(نساء آیه۵۹ و ۶۰) و کسانی که به جای دولت اسلامی و بهره مندی از سیره و سنت نبوی به سیره و روش طاغوتیان روی آورند و سیره و روش آن ها را سرمشق زندگی فردی و جمعی قراردهند در زمره کافران بوده و در عمل، کفر ورزیده و از ملت اسلام بیرون رفته اند. (نساء آیه۵۹)
بر این اساس هرگونه اعراض و یا مخالفت با سیره و سنت نبوی در حوزه کفر ونفاق(نساء آیه ۶۱ ونور آیه ۴۷) دسته بندی می شود و آثار و تبعاتی برای شخص و یا جامعه در دنیا و آخرت و در امور مادی و معنوی خواهد داشت.
از جمله آثار مخالفت با سیره و سنت نبوی می توان به موارد زیر اشاره کرد: کفر(آل عمران آیه ۳۲ و نور آیه ۴۷)، نفاق و دورویی(نساء آیات ۶۰ و ۶۱)، حبط و بطلان همه کارهای نیک و پسندیده از نماز و روزه و انفاق و زکات و خمس(محمد آیه ۳۳)، خروج از ولایت خداوند و رها شدن در حکومت گمراهان(نساء آیه ۱۱۵)، پشیمانی در قیامت(فرقان آیه ۲۷)، شرمساری و سرافکندگی در رستاخیز(نساء آیه ۴۲)، محرومیت از محبت خدا(آل عمران آیه ۳۱ و ۳۲) و از همه بدتر، خروج شخص مخالف سنت و سیره از ماهیت انسانی و تبدیل شدن به حیوان و جانورانی که بدتر از آنان یافت نمی شود بطوری که از هرگونه توانایی واقعی شنیدن و دیدن و سخن گفتن محروم می شوند(انفال آیات ۲۰ و ۲۲)
بنابراین برای این که شخص و یا جامعه ازگمراهی و یا اختلاف رهایی یابد و اعمال و رفتارش حبط نشود می بایست از سنت و سیره پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) اطاعت کند.
ازاین جا می توان این نکته را نیز به اثبات رساند که هرگونه عمل نیک که بیرون از چارچوب اطاعت از خدا و پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) باشد عملی بیهوده خواهد بود و شخص از آثار آن بی بهره خواهد ماند.

ضرورت اطاعت از وصی پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم)

اکنون پس از این مقدمه طولانی درباره ضرورت و اهمیت پیروی از سنت و سیره رسول خدا(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) باید تصریح کرد که یکی از تاکیدات و سفارشات مداوم و همیشگی آن پیامبر بزرگ در طول حیات مبارکش، پذیرش ولایت علی(علیه السّلام) و عترت طاهرین آن حضرت بوده است. امری که در احادیث فراوان اهل سنت و شیعه جایگاه خاصی یافته است. بر این اساس اگر خداوند در آیه ۳۳ سوره محمد(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) شرط صحت اعمال را اطاعت از خدا و پیامبر و سنت نبوی برمی شمارد به آسانی می توان دریافت که هر عملی که بیرون از دایره اطاعت نبی و ولایت وصی و جانشینان او- که همواره بر پیروی آنان بعد از خود تاکید می فرمود- باشد بی ارزش خواهد بود و این بدان معناست که شرط قبولی اعمال، پذیرش ولایت علی و اهل بیت(علیه السّلام) است.

بطلان عمل بدون ولایت

در حدیث از امام باقر(علیه السّلام) است: «من دان الله بعباده یجهد فیها نفسه و لاامام له من الله فسعیه غیر مقبول»{وسائل الشیعه، ج ۱، ص. ۹۰}؛ کسی که به خدا ایمان دارد و عبادت های طاقت فرسا هم انجام می دهد ولی امام لایقی از طرف خدا ندارد، تلاشش بی فایده است.
اگر رهبر آسمانی بود، پرستش خدا به طاغوت پرستی کشیده نمی شد و قوانین آسمانی تبدیل به خرافات نمی گردید و نمازهای جمعه، با همه شکوهش، به نفع طاغوت ها نمی انجامید و حج، این مظهر قدرت و عزت اسلام و مسلمین، چنین بی اثر یا به سود حکام دور از اسلام تبدیل نمی شد. در حدیث می خوانیم: «فمن لم یتولنا لم یرفع الله له عملا»{کافی، ج ۱، ص. ۴۳۰} هر کس ولایت و رهبری ما را نپذیرد، خدا هم اعمال او را قبول نمی کند.
حضرت علی(علیه السّلام) فرمود: ما «باب الله»هستیم و راه خدا از طریق ما معرفی و شناخته می شود. {کافی، ج ۱، ص ۱۹۳ و. ۱۴۵}
پس شرط قبولی عبادات، ولایت است. از این رو امام باقر(علیه السّلام) فرموده: اسلام بر پنج چیز بنیاد نهاده شده که نماز و زکات و حج و روزه و ولایت است. زاره عرض کرد: کدام یک برتر است؟ آن حضرت فرمود: ولایت برتر و افضل است؛ زیرا که ولایت کلید آنهاست و ولی خدا راهنما به سوی آنهاست. (الکافی: ۲۱۸٫)
هر کسی بخواهد اعمالش مقبول درگاه الهی شود و اعمالش تباه و باطل نگردد می بایست ولایت الهی را به عنوان اطاعت از آموزه های وحیانی و سنت و سیره نبوی بپذیرد. این گونه است که سیره و عترت در هم آمیخته می شود و سنت و عترت از هم گسسته نمی شود چنان که عترت و قرآن از هم گسسته نمی شود. ولایت علی(علیه السّلام) بر این اساس بخشی از سنت و سیره نبوی و کفر به آن کفر به سیره و قرار گرفتن در تباهی می باشد، این مسئله در روایاتی که درباره آیه ولایت وارد شده مورد تأیید و تأکید قرار گرفته است و کسانی که ولایت آن حضرت را نپذیرند در حقیقت ولایت و اطاعت پیامبر(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) و سنت و سیره آن حضرت(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) را نپذیرفته اند.
صدوق در امالی خویش روایتی را نقل می کند که مناسب است آن را به تفصیل برای شناخت سیره نبوی(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) در مساله ولایت مطرح سازیم.
روزی رسول خدا(صلّی ‌الله علیه و آله و سلّم) سواره بیرون شد و علی همراهش پیاده می رفت فرمود ای اباالحسن یا سوار شو یا برگرد زیرا خدا بمن دستور داده که سوار شوی هرگاه که سوارم و پیاده باشی هر زمان که پیاده ام و بنشینی هر موقع که نشسته ام جز در اقامه حد الهی که باید در آن نشست و برخاست کنی. خدا به من کرامتی نداده جز آنکه مانندش را به تو داده مرا به نبوت و رسالت مخصوص کرده و ترا در آن ولی ساخته که حدودش را بپا داری و در مشکلاتش قیام کنی، بدان که سوگند به آنکه مرا براستی مبعوث به نبوت کرده بمن ایمان ندارد کسی که منکر تو است و به خدا ایمان ندارد کسی که کافر به تو است، فضل تو از فضل من است و فضل من از خداست و آن است معنی قول خدای عز و جل(یونس- ۵۸) بدان باید شاد باشند آن بهتر است از آنچه فراهم کنند، فضل خدا نبوت پیغمبر شما است و رحمتش ولایت علی بن ابی طالب است، فرمود به نبوت و ولایت باید شاد باشند یعنی، آن بهتر است از آنچه جمع کنند یعنی مخالفین جمع کنند از اهل و مال و فرزند در دار دنیا، به خدا یا علی تو آفریده نشدی مگر برای آنکه خدا پرستیده شود و به وسیله تو نشانه های دین شناخته شود و راه کهنه اصلاح گردد، هر که از تو اعراض می کند گمراه است و راهی به خدا ندارد کسی که راهی به تو و ولایتت ندارد و اینست گفتار پروردگارم عز و جل(طه- ۸۲) براستی من پر آمرزنده ام کسی را که باز گردد و ایمان آرد و کار شایسته کند و براه آید یعنی به ولایت تو، پروردگارم تبارک و تعالی به من دستور داده که همان حقی که برای من مقرر شده برای تو مقرر کنم حق تو واجب است بر هر که به من ایمان آورده اگر نبودی حزب خدا شناخته نمیشد و بوسیله تو دشمن خدا شناخته شود و هر که با ولایت تو خدا را ملاقات نکند چیزی ندارد و خدای عز و جل به من نازل کرد(مائده- ۶۷) ای پیغمبر برسان آنچه را به تو نازل شده از پروردگارت(مقصود ولایت تو است) ای علی، و اگر نرسانی تبلیغ رسالت نکردی اگر نرسانده بودم آنچه دستور داشتم از ولایت تو، عملم حبط میشد و هر که خدا را بی ولایت تو ملاقات کند عملش باطل است. (امالی شیخ صدوق- ترجمه کمره ای ص: ۴۹۵)
منبع: روزنامه کیهان

http://rasekhoon.net/

more post like this