قسمت دوم

وحيانى بودن تنظيم آيات قرآن در ضمن سوره ها:

آنچه از نحوه قرارگرفتن آيات در ضمن سوره ها و از مجموع اسناد و مدارك و روايات استفاده مى شود آن است كه ترتيب آيات در قالب سوره ها، حساب شده و بر اساس حكمت بوده و با ارشاد و راهنمايى هاى پيامبر(ص) صورت گرفته و رأى و سليقه صحابه در به وجود آمدن ترتيب موجود دخالتى نداشته است.در بررسى چگونگى سامان يافتن آيات يك سوره و نحوه دخالت وحى و نظارت پيامبر به سه گونه روش برمى خوريم:
1. سوره هاى بسيارى داريم كه مجموعه آيات آن در يك نوبت فرود آمده است و يا برخى قائل به نزول دفعى آنها شده اند. سوره هايى كه به تمامى نازل شده اند از جمله سوره هاى طولانى هستند و گاه از سوره هاى كوچك؛ از جمله اين سوره ها كه در روايات نيز يادشده اند، سوره هاى فاتحه، انعام، صف، عاديات، ضحى، اخلاص، كافرون، كوثر، تبت، بينه، نصر، فلق و ناس هستند. [1]نزول دفعى در بسيارى از سوره هاى كوچك قرآن امرى طبيعى است، كه اعتبار نيز آن را تأييد مى كند.سوره هاى فراوانى نيز داريم كه به صورت پراكنده و در بخش هايى جدا از هم نازل شده اند و بنابر گفته سيوطى بيشتر قرآن اين گونه است‏ [2] و از نمونه هاى آن در سوره هاى كوچك، علق را مى توان نام برد.پر واضح است كه ترتيب سوره هايى كه به طور كامل نازل شده اند بى هيچ دخل و تصرفى از سوى خداوند است.
2. در سوره هايى كه به طور تدريجى تكامل يافتند، عامل نخست و مهم در ترتيب يافتن آيات آنها همان ترتيب نزول بوده است؛ بدين معنى كه پرونده سوره با (بسم الله الرحمن الرحيم) آغاز مى گشت و آياتى كه در پى آن نازل مى شدند در پس يكديگر جاى مى گرفتند تا آن كه بسمله اى ديگر نازل گردد و ختم آن سوره و شروع سوره اى جديد را اعلام نمايد.اين شكل گيرى طبيعى آيات در درون سوره ها، تصريحى ويژه از جانب پيامبر را نمى طلبيد؛ چه كاتبان خود فهميده بودند كه آيات نازله را بايد در سوره اى جاى دهند كه پيش تر نازل شده بود. [3] البته از اين امر نبايد اين گونه تصور و برداشت كرد كه پس نظم قسمتى از آيات، تصادفى و بدون برنامه بوده است، چرا كه نزول تدريجى قرآن مسبوق به برنامه و جدولى حساب شده بوده است و در آياتى كه نازل مى شد موقعيت مكانى و تناسب و هماهنگى با جايگاهى كه خواهند داشت، در نظر گرفته مى شده است؛ (كتاب احكمت آياته ثم فصّلت من لدن حكيم خبير) (هود/1) و (و قرآناً فرقناه لتقرأه على الناس على مكث) اسراء/106مؤيد اين مطلب آن است كه مى بينيم اين سوره ها از نظر ساختار با سوره هايى كه يكباره نازل مى شده اند، تفاوتى ندارند و آيات آغاز و پايان آنها متناسب و هماهنگ با مضمون سوره است.
3. در مواردى از ثبت آيات، تصريح خاص پيامبر(ص) و تعيين آن حضرت سبب شده است تا آيه از ترتيب طبيعى نزول خود خارج شده و در جاى ديگرى قرار گيرد كه ممكن است سوره اى باشد كه در گذشته به اتمام رسيده است.تاريخ، موارد اندكى از اين دست را حكايت كرده است؛ از جمله از عثمان بن ابى العاص روايت شده كه گفت: در محضر رسول اكرم(ص) نشسته بودم. دراين هنگام ديدم كه حضرتش ناگاه به جايى خيره شد، آن گاه چشمان خود را فروانداخت و فرمود: جبرئيل نزد من آمد و دستور داد تا آيه (انّ اللّه يأمر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذى القربى) (نحل/90) را در سوره نحل ميان آيه شهادت و آيه عهد قرار دهم.باز در اين باره روايت است كه آخرين آيه نازل شده (واتقوا يوماً ترجعون فيه الى الله) است كه بنابر اشاره جبرئيل در سوره بقره آيه 280 ميان آيه ربا و دَيْن جاى گرفته است. [4]
ابن عباس مى گويد: طى دوران رسالت، سوره هاى متعددى بر پيامبر(ص) فرود مى آمد، هر گاه آياتى از قرآن نازل مى شد حضرتش كاتبان وحى را فرا مى خواند و مى فرمود: اين آيات را در ضمن سوره اى جاى دهيد كه در آن چنين و چنان آمده است.
اين نصوص مؤيد آن است كه چينش آيات كنار يكديگر حساب شده و بر اساس سازگارى است، بنابراين اگر مكان مناسب ترى براى آيات نازل شده وجود مى داشت، از ترتيب نزول عدول مى شد.دسته اى از آيات قرآنى از ترتيب نزولى خارج شده اند ،اما نصى نداريم كه اين خروج را مستند به نظر پيامبر(ص) كند؛ مانند مواردى كه ناسخ بر منسوخ مقدم آمده است، مثل آيه 234 سوره بقره كه عده زن را در وفات شوهر چهارماه و ده روز مى داند و ناسخ آيه 240 اين سوره است كه اين مدت را يك سال اعلام مى كند، اما مقدم بر آن آمده است.
درباره سوره (ممتحنه) نيز به طور مفصل توضيح مى دهد كه اين سوره بر خلاف نظم طبيعى است؛ چرا كه آيات 1 تا 9 آن در سال هشتم هجرى، آيات 10 و 11 آن در سال ششم هجرى و آيه 12 در سال نهم هجرى نازل شده است و آيه آخر آن نيز در ارتباط با آيه اول است. [5]بى گمان اين گونه موارد را نيز بايد به اشاره و اشراف پيامبر(ص) بدانيم و ترتيبى را كه خداوند در نظر داشته اين چنين به حساب آوريم، نه آن كه بر اساس اين مصاديق برداشت شود كه گردآورى قرآن بر خلاف ماانزل الله است؛ كارى كه سوگمندانه در برخى كتب حديث ديده مى شود.
اگر به عنوان نمونه در همان سوره ممتحنه نيك بنگريم درخواهيم يافت كه ساختار سوره همانند ديگر سوره ها سنجيده و نظام مند است و تناسب آغاز و انجام و وحدت موضوعى بر آن حاكم است و اگر بخوانيم آن را بنابر ترتيب نزول مرتب سازيم، از قالب سوره اى منسجم و خوش ترتيب خارج خواهد شد و ساختار آن شباهتى با ساختار ديگر سوره ها نخواهد داشت.سوره ممتحنه اين گونه آغاز مى شود: (يا ايها الذين آمنوا لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم اولياء) و اين گونه پايان مى يابد: (يا ايها الذين آمنوا لاتتولّوا قوماً غضب الله عليهم) اين سوره درباره نهى از دوستى كردن مؤمنان با كافران و دشمنان دين خدا سخن مى گويد و همان گونه كه مشاهده مى شود، آغاز و پايان سوره متناسب با مضمون آن و داراى (براعت استهلال) و (براعت ختام) است و آغاز و پايان آن نيز با همديگر متناسب هستند. آيه هاى 10 ، 11، 12 اين سوره نيز با يكديگر تناسب كامل دارند و درباره زنانى صبحت مى كنند كه از سوى كافران به سوى مؤمنان بيايند و به عكس آن؛ و نيز زنانى كه براى بيعت خدمت پيامبر(ص) برسند، و اين مسأله اى است كه به مناسبت مطرح مى شود كه حال كه مؤمنان با مشركان پيمان صلح بسته اند اگر چنين اتفاق افتد چه كنند. بنابراين نمى شود آيه 10 به عنوان آغازگر اين سوره باشد و اگر اين گونه باشد، مسأله اى فرعى به عنوان اصل و در آغاز سوره قرار مى گيرد و نهى اصلى خداوند سبحان به عنوان مسأله اى ضمنى در ميان سوره مطرح خواهد شد.
به هر حال توقيفى بودن ترتيب آيات، مسأله اى است كه بيشتر قريب به اتفاق دانشمندان به آن معترف هستند و بسيارى ادعاى اجماع كرده‏اند. دقت در نظم آيات هر سوره نيز اين مسأله را به خوبى تأييد مى‏كند و آياتى نيز كه درك ارتباط ظاهرى آنها با آيات پيشين دشوار است با انديشه و تأمل ارتباط شان روشن خواهد شد. [6]
البته برخى از دانشمندان شيعه مطابق بودن نظم كنونى آيات را با نظم موجود در زمان پيامبر، نسبت به تمامى آيات نپذيرفته و اجتهاد صحابه را در آن بى دخالت ندانسته اند، از جمله آنان علامه طباطبايى است كه بر اساس روايات جمع قرآن، توقيفى بودن آيات را مورد تشكيك قرار داده و دخالت صحابه را در نظم آيات قرآن روا مى‏داند. [7]
به هر حال ما با علامه در اين جهت موافق نيستيم و در بحث از ترتيب سوره ها، درباره روايات جمع نقدهايى خواهيم آورد و نيز تأييداتى بر توقيفى بودن آيات خواهد آمد و خود علامه در كتاب قرآن و اسلام اين گونه مى نويسد:
(آنچه هرگز قابل ترديد نيست و نمى شود انكار كرد اين است كه بيشتر سوره هاى قرآنى پيش از رحلت پيامبر در ميان مسلمانان دائر و معروف بوده اند، در ده ها و صدها حديث از طرق اهل سنت و شيعه در وصف تبليغ پيغمبر اكرم(ص) يا يارانش پيش از رحلت و همچنين در وصف نمازهايى كه خوانده و روشى كه در تلاوت قرآن داشته نام اين سوره ها آمده است.همچنين نام هايى كه براى گروه گروه اين سوره ها درصدر اسلام دائر بوده مانند سور طوال و مئين و مثانى و مفصلات در احاديثى كه از زمان حيات پيغمبر(ص) حكايت مى كند بسيار به چشم مى خورد.) [8]

وحيانى بودن ترتيب سوره ها

آيا آنچه در نظم و ترتيب كتاب الهى مهم است، همان شكل يافتن آيات در قالب سوره هاست يا چگونگى جاى گيرى و ترتيب سوره ها نيز حائز اهميت است؟ آيا آن كه قرآن را بر پيامبرش فرو فرستاد، برنامه اى براى ترتيب فصل هاى آن نداشت، و آيا پيامبراكرم(ص) در زمان حيات شريف شان براى منظم كردن سوره ها اقدامى انجام دادند يا اين كه كار را به مردمان واگذاشتند؟
توقيفى يا اجتهادى بودن ترتيب سوره ها دو واژه‏اى هستند كه اين پرسشها را در خود نهفته دارند. درباره گردآورى و تنظيم سوره ها كه آيا توقيفى است و با اشاره پيامبر صورت گرفته است و يا اجتهادى است و پس از رحلت آن حضرت، اختلاف نظر وجود دارد و درباره آن سه ديدگاه ارائه شده است:
الف. توقيفى و مستند به پيامبر است.
ب. اجتهادى و مستند به صحابه است.
ج. در بخشى وحيانى و در بخشى ديگر اجتهادى است.
در اين بخش به بررسى آراء يادشده و ادله آنها و سپس به داورى درباره آنها مى پردازيم:

الف. توقيفى بودن ترتيب سوره ها

بسيارى بر اين عقيده اند كه ترتيب كنونى سوره هاى قرآن به ارشاد پيامبر(ص) مى باشد و اين ترتيب در زمان رسول اكرم(ص) وجود داشته است. از جمله اين كسان، ابن انبارى ، كرمانى و طيبى مى باشند؛ ابن انبارى در كتاب (الرد على من خالف مصحف عثمان) مى نويسد:
(خداوند همه قرآن را تماماً بر آسمان دنيا نازل كرد و سپس آن را در مدت بيست و اندى سال به صورت پراكنده فرو فرستاد و جبرئيل، پيامبرش را بر جايگاه آيه ها و سوره ها آگاه مى ساخت؛ بنابراين چينش و گردآورى سوره ها مانند گردآورى آيات و حروف است كه تمامى آن از جانب پيامبر است؛ بنابراين اگر كسى سوره ها را پس و پيش كند در نظم قرآن خلل وارد ساخته و مانند كسى است كه نظم آيات و كلمات را بر هم زده باشد.) [9]
كرمانى در (البرهان) مى نويسد: (ترتيب سوره ها بدين گونه كه هست در نزد خداوند و در لوح محفوظ نيز همين گونه است و رسول خدا(ص) بر همين ترتيب آنچه را از قرآن جمع گشته بود، هر ساله بر جبرئيل عرضه مى كرد و در سالى كه در آن وفات يافت دوبار قرآن را بر جبرئيل عرضه كرد و آخرين آيه اى كه نازل شد (واتقوا يوماً ترجعون فيه الى الله) بود كه به اشاره جبرئيل، پيامبر آن را ميان دو آيه ربا و دين قرار داد.)طيبى نيز سخنى مانند اين دو نقل دارد، [10] و بنابر گفته آلوسى اين سخنى است كه از جماعت بسيارى روايت شده است. [11]
باقلانى نيز با ترديد مى گويد، احتمال دارد كه پيامبر(ص) به اين ترتيب امر كرده باشد و احتمال دارد كه اين ترتيب، ناشى از اجتهاد صحابه باشد. و دانى مى گويد: جبرئيل پيامبر را بر موضع آيه و موضع سوره آگاه مى ساخت. [12]
از ديگر كسانى كه قائل به توقيفى بودن ترتيب سور هستند، ابوجعفر نحّاس، ابن حصّار و ابن حجر هستند. [13]
نهاوندى در تفسير (نفحات الرحمن) اين گونه بيان مى دارد كه بدون هيچ شك و ترديدى آيه ها و سوره هاى قرآن مجيد، ترتيبى دارد كه مورد رضايت خداوند است و در لوح محفوظ ثابت بوده و بر پيامبرش نازل شده. وى اين گونه استدلال مى كند كه حسن ترتيب از امورى است كه در نيكو بودن هر كتاب دخالت دارد؛ بنابراين قرآن به عنوان بهترين كتاب ها، نظم و ترتيبش از جانب خداوند بايد باشد و اين نيك ترتيبى آيات و سوره هاى قرآن، از وجوه اعجاز آن به شمار مى آيد.
مؤيد اين مطلب آن است كه خداوند اين كتاب كريم را به ذات مقدس خود نسبت داده است و پرواضح است كه كتاب، نام مجموعه مطالب مرتب و منظم است، پس زمانى كه شخصى احاديث نبوى يا خطبه هاى حضرت امير را در دفترى گرد آورد، اين دفتر و ديوان به گردآورنده نسبت داده مى شود، نه به آن دو بزرگوار. بنابراين اطلاق (كتاب الله) در آيات كريمه و روايات متواتره بر اين مجموعه مرتب و منظم، به خوبى گوياى آن است كه علوم، نظم ترتيب و تأليف آن از سوى خداوند تبارك و تعالى است.
اين مفسر پس از بيان دليل ها و شاهدهايى ديگر نتيجه مى گيرد كه تمامى اين امور، ما را به يقين مى رساند كه ترتيب آيات و سور، به خواسته و ميل صحابه و سلف نبوده، بلكه بنابر وحى پروردگار و اشاره رسولش بوده است. [14]
سيد مرتضى اظهار مى دارد كه تمامى قرآن در زمان رسول اكرم(ص) آموزش داده مى شد و حفظ مى گرديد و گروهى از صحابه مانند عبدالله بن مسعود و ابى بن كعب و غير آن دو، قرآن را در حضور پيامبر(ص) چندين بار ختم كردند، و تمامى اينها با اندك تأملى دلالت بر اين دارد كه قرآن تدوين شده ومرتب بوده، نه پراكنده و از هم گسسته. [15]
بجز سيد مرتضى، دانشمندان شيعى بسيارى، چه در گذشته و چه در حال، بر جمع قرآن در زمان پيامبر(ص) تأكيد كرده اند كه از ميان آنها اشخاص ذيل را مى توان نام برد: شيخ صدوق‏ [16]، امين الاسلام طبرسى‏ [17]، فتح الله كاشانى‏ [18]، سيد ابن طاووس‏ [19]، شيخ حر عاملى‏ [20]، علامه شرف الدين‏ [21]، آية الله خويى‏ [22]، محمدتقى شريعتى‏ [23]، علامه سيدمرتضى عسكرى‏ [24]، آية الله حسن زاده آملى‏ [25]، دكتر محمد حسين على الصغير [26]، سيد جعفر مرتضى عاملى‏ [27] و على كورانى‏ [28].از دانشمندان متأخر و معاصر اهل سنت نيز بسيارى بر اين باورند كه ترتيب سور توقيفى است، از جمله: آلوسى‏ [29]، شيخ محمود شلتوت [30]، زرقانى‏ [31] و صبحى صالح‏ [32].

پی نوشت

[1]. بنگريد به : الاتقان، 137-136-1؛ بحوث فى تاريخ القرآن و علومه، 52-40.
[2]. سيوطى، جلال الدين، الاتقان، 136-1.
[3]. معرفت، محمد هادى، التمهيد، 275-1.
[4]. همان، 276-1؛ الاتقان، 212-1.
[5]. براى تفصيل نمونه يادشده و نيز نمونه هاى بيشتر بنگريد به: بحارالانوار، 73-66-92؛ تفسير القمى، 36-34-1؛ التمهيد، 280 277-1.
[6]. در اين باره بنگريد به: پژوهشى در نظم قرآن، عبدالهادى فقهى زاده، 97 115؛ چهره زيباى قرآن، عباس همامى، 165-167.
[7]. طباطبايى، محمد حسين، الميزان، 132-126-12.
[8]. همو، قرآن در اسلام، 135.
[9]. سيوطى، جلال الدين،الاتقان، 217-1 ؛ قرطبى، الجامع لأحكام القرآن، 60-1؛ علوم القرآن عندالمفسرين، 437-1.
[10]. سيوطى، جلال الدين، الاتقان، 217-1.
[11]. آلوسى، روح المعانى، 26-1؛ علوم القرآن عند المفسرين، 444-1.
[12]. ابن عاشور، التحرير و التنوير، 86-1؛ علوم القرآن عندالمفسرين، 444-1.
[13]. سيوطى، جلال الدين، الاتقان، 219-218-1.
[14]. نهاوندى، محمد، نفحات الرحمن، 12-1؛ علوم القرآن عند المفسرين، 451-445-1.
[15]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان، 15-1؛ التمهيد، 283-1.
[16]. صدوق، ابن بابويه، اعتقادات، 82 ، باب 31.
[17]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان، 13-1.
[18]. منهج الصادقين، 13-1.
[19]. سعد السعود، 40-39.
[20]. الفصول المهمة، 166.
[21]. اجوبة مسائل موسى جارالله، 40-39.
[22]. البيان فى تفسير القرآن ، 259-239.
[23]. تفسير نوين، مقدمه، 16.
[24]. القرآن الكريم و روايات المدرستين.
[25]. قرآن هرگز تحريف نشده است، 26.
[26]. دراسات قرآنية، تاريخ القرآن، 72-70.
[27]. حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم، 47.
[28]. تدوين القرآن، 231.
[29]. روح المعانى، 25-1.
[30]. تفسير القرآن الكريم، 604، والى القرآن الكريم.
[31]. مناهل العرفان، 240-239-1.
[32]. مباحث فى علوم القرآن، 71-70.

سایت بلاغ(پژوهش هاى قرآنى, شماره 19 – 20)

منبع:http://noorportal.net


more post like this