مقاله حاضر با رویکردی دینی و با استفاده از سیره و گفتار حضرت علی (ع ) و نوع نگرش آن بزرگوار به امر خطیر نظارت ، و هدف از آن می پردازد.

● مقدمه

با قاطعیت و جرئت می توان ادعا کرد که هیچ سازمانی به درصد بالای هدف ترسیم شده خـود دسـت نـخـواهد یافت مگر آنکه کنترل یک مدیر قادر را به همراه داشته باشد تا نسبت بـه تـحـقق و انجام عملیات آگاهی پیدا نموده و قدرت پی گیری و سنجش و اصلاح امور مربوط را پیدا کند.

نظارت و کنترل ، ابزار کار مدیران از رده های عالی تا رده های سرپرستی است و لزوم ایـن امـر را در مراتب مختلف سازمان به سادگی می توان لمس کرد. همچنین بدون وجود یک سـیـسـتـم کـنـتـرل و نـظـارت ، هـر سـازمـان در دسـتـرسـی بـه اهـدافـش بـا مشکل رو به رو خواهد شد.

مهم ترین مساءله ای که لزوم کنترل و نظارت را در سازمان ایجاب می کند، وجود درصدی خـطـا در امـور سـازمـان است که در راه رسیدن به هدف وجود دارد و برای جلوگیری از این خـطـا و رفـع اشـکـالات احـتـمـالی ، لزوم کـنـتـرل و نـظـارت ضـروری بـه نـظـر مـی رسد.

مساءله نظارت و کنترل در امور حکومتی نیز از ضروریات است و حاکمان برای رسیدگی دقـیـق بـه امـور کـارکـنـان و مـدیـران در رده هـای مـخـتـلف ، نـاچـار بـه نـظـارت و کنترل دقیق و مستمر می باشند و اگر این نظارت در رده های مختلف سازمان ها و دستگاههای حـکـومتی صورت نپذیرد، چه بسا زیان های جبران ناپذیری به بار خواهد آورد و نتیجه آن بـی عـدالتـی ، رشـوه خـواری و حـیـف و مـیـل بـیـت المال و ایجاد مفاسد اقتصادی خواهد بود.

در مقاله ای که پیش رو دارید، نظارت و کنترل در حکومت حضرت علی (ع ) و دیدگاههای آن حـضـرت دربـاره نـظـارت بـر امـور زیـردسـتـان و کـارکـنـان و مـدیـران و اسـتـانـداران و تعامل آنان با مردم مورد توجه قرار گرفته است .

امـیـد آنـکـه مدیران نظام اسلامی با پیروی از فرامین آن حضرت ، بتوانند آن نظارتی را کـه شـایـسـته یک مدیر مسلمان است مورد توجه قرار داده و دستورات آن حضرت را سرمشق خویش قرار دهند.

● واژه ناظر

نـاظـر در لغـت بـه مـعـنـای نظر کننده ، بیننده ، دیده بان و کسی است که برای نظارت و رسیدگی به کار معین می شود.

نظارت در اصطلاح تعاریف متعددی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:

نظارت عبارت است از: ((فعالیتی که کارها و برنامه ها را در مقایسه با هدف های سازمان هـمـسـو مـی کـنـد.))

ـ کـنـتـرل ، فـعـالیـتـی اسـت کـه ضمن آن ، عملیات پیش بینی شده با عملیات انجام شده مـقـایسه می شوند و در صورت وجود اختلاف و انحراف بین آنچه باید باشد و آنچه هست بـه رفـع و اصـلاح آنـهـا اقـدام مـی شـود. بـدیـن تـرتـیـب کـنـتـرل فعالیتی است که بایدها را با هست ها، مطلوبها را با موجودها، و پیش بینی ها را بـا عـمـلکـردها مقایسه کرده و تصویر واضحی از اختلاف یا تشابه بین این دو گروه از عوامل در اختیار مدیر و مسئول مربوطه قرار می دهند.

در تعریف دیگری ، جریان و فرآیند کنترل نیز ارائه شده است :

کنترل عبارت است از فعالیتی منظم که ضمن آن نتایج مورد انتظار در قالب استانداردهای انجام عملیات معین می شوند، سیستم دریافت اطلاعات طراحی می گردد، عملیات پیش بینی شده و انجام شده با هم مقایسه می گردند، اختلافات و انحرافات مشاهده شده ، ارزیابی و مـیـزان اهـمیت آنها مشخص می شوند و سرانجام اصلاحات لازم برای تحقق هدفها و تاءمین ماءموریتهای سازمان انجام می گیرد.

● اهمیت نظارت

نظارت ، از اصلی ترین وظایف حاکم اسلامی در عرصه های مختلف حکومت برای ارزیابی از عـمـلکـرد و بـرنامه های دستگاههای زیرمجموعه و بازیابی نقاط قوت وضعف آنان می بـاشـد. نـظـارت عـامـل بـازدارنـده از انـحـراف و عـقـب مـانـدگـی کـارگـزاران و اعـتـدال و تنظیم اصولی و صحیح آنان است . برای پیشبرد اهداف حکومت ، نظارت حقوقی مـتـقـابـلی بـین حاکمیت و ملت لازم است که در راستای اجرای صحیح قوانین و استیفای حقوق دولت و مـلت صـورت مـی گـیـرد، در واقـع رابـطـه اصـولی و مـعـقول زمامداران با مردم و بالعکس در اعتلای دین ، عمران و آبادانی کشور و اصلاح امور، نقش سازنده ای دارد.

در حـکـومـت عـلوی ، نـظـارت مـتـقـابـل مـردم و حـاکـمـان یـک اصل بنیادی در نظام اجتماعی شمرده شده و حکومت پویا و ملت آگاه را بر این امر مهم فرا خـوانـده انـد. سـیـره نـظـری و مبنایی حضرت اشاره به این معنا دارد و همان طور که سیره عملی ایشان در مدت زمامداری در موقعیت های زیادی آن را نشان داده است و نتایج آن ، اصلاح امور، پاکسازی نظام ، تنبیه متخلفان ، دلگرمی مردم ، امیدواری ملت ، و همبستگی و پیوند ملت و امام می باشد، و این امر میسر نمی شود مگر با حضور ملت در صحنه و آگاهی آنان از عملکرد و برنامه های حکومت.

بـنـابـرایـن ، اگـر نـظارت وکنترل به طور اصولی و دقیق انجام شود اثرات مثبت آن در جامعه و زندگی افراد آن به ظهور خواهد رسید و دیگر کسی جرئت نخواهد کرد برخلاف نـظـام و قـانـون عـمل نموده و با این کار ناشایست خویش ، نظام و یا سازمان را در رسیدن به هدف ترسیم شده با مشکل رو به رو نماید.

حـضـرت علی (ع ) برای جلوگیری از هر گونه ظلم و ستم و کم کاری و نیز جریان امور در مـجـرای صحیح خویش ساز و کارهایی را در امر مهم نظارت به کار بسته اند تا ضمن جـلوگیری از هر گونه ایجاد اشکال در مجاری امور، سرمشقی نیز برای آیندگان باشد. امـیـد است با تاءسی به آن امام معصوم (ع ) شاهد رشد و ترقی و اجرای عدالت در جامعه خویش باشیم .

● انواع نظارت

۱) نـظارت قبل از عمل : این گونه نظارت قبل از اجرا، در وضع قوانین و مقررات انجام می پذیرد تا قانون از سلامت لازم برخوردار و زمینه اجرایی آن فراهم شود.

۲) نـظـارت در حـیـن عـمـل : نـظـارتی است که در زمان اجرای برنامه و ماءموریت ، برابر شرح وظایف انجام پذیرد تا قانون و ماءموریت محوله به نحو مطلوب انجام پذیرد.

۳) نـظـارت بـعـد از عـمـل : ایـن نظارت بعداز دو مرحله فوق انجام می گیرد تا ارزیابی صحیح از قانون و پروژه برای به دست آوردن نتایج مطلوب از آن صورت پذیرد.

۴) نـظـارت فـوق العـاده : نـظـارت و بـازرسـی اسـت کـه حـسب مورد در اموری که نیازمند نـظـارت و بـازرسـی اسـت از طـریـق زمـامـدار یـا مـسـئول یـا دسـتـگـاه نـظـارت انـجـام می پـذیـرد.

● عناصر نظام نظارتی

▪ نـظـارت کـنـنـده : عـامـل ، فـرد، دسـتـگـاه یـا سـازمـانـی اسـت کـه بـا ارسال پیامهای ارتباطی ، رفتار نظارت شونده را تحت تاءثیر قرار می دهد و بازده آن را در جهت هدفهای خود تغییر می دهد.

▪ نـظـارت شـونـده : فـرد، دسـتـگـاه یـا سازمانی است که با دریافت پیامهای ارتباطی رفتارش در جهت اهداف مورد نظر تغییر می یابد.

▪ عوامل ارتباطی : کلیه افراد یا عواملی که بین آن دو ارتباط برقرار می نمایند.

● شیوه های نظارت

۱) مشاهده : یعنی کسب اطلاعات ؛ گرچه مشاهده به معنای دیدن و شهود کردن است ، اما تنها بـه دیـدن با چشم منحصر نمی شود. ممکن است از راه به دست آوردن اخبار و اطلاعات موثق از منابع مورد اطمینان صورت گیرد.

۲) حسابرسی : مقایسه عملکرد و آنچه باید انجام می شد.

مـسـئولان و زمـامـداران مسئولیت دارند عملکرد دستگاه های دولتی را، بنابر برنامه اعلان شـده و مـاءمـوریـت واگـذار شـده بررسی کنند و کوتاهی و کمبودها و پیشرفتها را ریشه یـابـی نـمایند و مغایرت در برنامه ها و عملکردها را ارزیابی کنند و مردم همه مطالبات خود را برابر آن ، از مسئولان بخواهند.

۳) اصلاح : سومین اصل ، اصلاح در برنامه ریزی و اصلاح عملکردهاست .

پـس از طـی دو مـرحـله قـبـل ، مـسئولان و متولیان باید نقصها و معایب در برنامه ریزی را شناسایی و اصلاحیه ای بر آن انجام دهند و برنامه هایی را که فاقد صلاحیت اجرا بوده و یا با موانع قانونی روبه رو بوده اند بازنگری نموده و اصلاحات لازم را انجام دهند.

اصـلاح بـعـدی ، اصـلاح در عـملکردهاست ؛ اگر برنامه ای فاقد موانع قانونی و دارای صـلاحـیـت اجـرایـی بـوده ، و مـدیـران و مـسـئولان در عـمـلکـردهـا بـه بـرنـامـه عـمـل نـکـرده بـاشـنـد، نـسـبـت بـه اصـلاح مـدیـران اقـدام لازم را بـه عـمـل آورند و پیشنهادهای اصلاحی هم در برنامه ها و هم در عملکردها باید توسط ناظران یا بازرسان به مسئولان ارائه گردد.

● امانتداری نتیجه نظارت آگاهانه

نـظـارت در هـر سازمان از امور ضروری است . حضرت علی (ع ) به این وظیفه در عهدنامه مالک اشتر چنین سفارش می فرماید:

بـازرسانی از انسانهای صداقت پیشه و وفادار را بر آنان بگمار، چون پی گیری تو در پـنـهـانـی نسبت به امورشان مایه سوق دادن آنها به امانتداری و مهربانی با مردم می گردد.

بـنـابـرایـن ، نـظـارت از نـظـر حـضـرت امیر(ع ) توجه و یاری کردن برای رسیدن به امـانـتـداری اسـت ؛ چـنـان کـه بـایـد تـوسـط انسانهای صادق و وفادار صورت گیرد تا ارزیابی آنها عادلانه باشد و هوا و هوسشان در امور تاءثیرگذار نباشد.

پس نظارت عامل مساعدی برای پیشرفت و واداشتن افراد به حرکت و اخلاص در کار است .

● نظارت ، زمینه ساز برقراری عدالت

از لوازم بـرقـراری عـدالت اجـتـماعی ، نظارت بر امور کارکنان و زیردستان است . اگر عـمـل نـظـارت بـه مـوقـع و در تـمـام ابـعـادش ؛ یـعـنـی آیـنـده نـگـر و گـذشـتـه نـگـر و حـال نـگـر صـورت پـذیـرد، و ایـن عـمـل اسـتـمـرار داشـتـه باشد و شاخصهای درستی در اعـمـال آن بـه کـار گـرفـتـه شود، می تواند درصد بالایی از عدالت اجتماعی را تاءمین نـمـایـد؛ هـمـان عـدالتـی کـه بـرپـایـی حـق و دفـع باطل را به دنبال دارد و هدف حضرت علی (ع ) از حکومت ، همان بود:

قـال عـبـداللّه بـن عـبـاس ـ رضـی اللّه عـنـه ـ دخـلت علی امیر المؤ منین (ع ) بذی قار و هو یـخـصـف نـعـله ، فـقـال لی مـا قـیـمـة هـذا النـعـل ؟ فـقـلت لاقـیـمـة لهـا! فقال (ع ) واللّه لهی احبّ الیّ من امرتکم ، الا ان اقم حقا اءو اءدفع باطلا.

عـبـداللّه بـن عـبـاس مـی گـویـد: در ذی قـار ـ بـر امـیـرمـؤ مـنـان وارد شـدم هـنـگـامـی کـه مشغول وصله کردن کفش خود بود! به من فرمود: ((قیمت این کفش چقدر است ؟ گفتم بهایی نـدارد!)) فـرمـود: ((بـه خدا سوگند همین کفش بی ارزش برایم از حکومت بر شما محبوب تر است ؛ مگر اینکه با این حکومت ، حقی رابه پا دارم و یا باطلی را دفع نمایم .))

آری هیچ حکومتی قادر به برپایی عدالت نخواهد بود، مگر اینکه در آن ، ملت حق حکومت را بـه جا آورند و حکومت هم حق ملت را ادا نماید. یک چنین حکومتی جز با رهبری صحیح و هدایت حساب شده افراد به سوی کمال و عدالت طلبی مقدور نخواهد بود. نظارت درست رهبران و مـجریان حکومت بر کار زیردستان نیز در این امر مهم بسیار ضروری است و در حکومت آن حـضـرت نـیـز مـورد تـاءکید بوده است . به همین جهت ایشان برای اجرای این امر خطیر به فرمانداران و استانداران توصیه به عدل و داد و رفتار شایسته با مردم می نمود.

لازم بـه یـادآوری اسـت ؛ آنچه از فحوای کلام حضرت به صراحت فهمیده می شود، تحقق عدالت در حکومت آن حضرت می باشد، ولی بدون شک یکی از لوازم اصلی اجرای عدالت ، اعمال نظارت و کنترل است ، که اگر به کار گرفته نشود، عدالت فردی و اجتماعی نیز محقق نخواهد شد.

● اعمال نظارت در اعطای مسئولیت

آن حـضـرت در گـزیـنـش افراد و ایجاد انگیزش در آنان و تشویق به کار، امر نظارت را پیشنهاد می کند و بر آن تاءکید دارد:

سـپـس در کـارهـای کـارمـنـدانت بنگر! و آنها را با آزمایش و امتحان به کار وادار! و از روی مـیـل و اسـتـبـداد آنـهـا را بـه کـاروانـدار، زیـرا اسـتـبـداد و تـسـلیـم تـمـایـل شـدن ، کـانـونـی از شـعـبـه هـای جور و خیانت است . و از میان آنها افرادی که با تـجـربـه تـر و پاکتر و پیشگام تر در اسلام اند برگزین ؛ زیرا اخلاق آنها برتر و خانواده آنها پاکتر و همچنین کم طمع تر و در سنجش عواقب کارها بیناترند.

بـا دقـت در جـمـله اول بـه خـوبـی روشن می شود که نظارت بر امور کارکنان در پیشبرد کارها، مورد تاءکید و دقت آن حضرت بوده است .

بـر خـلاف اعتقاد عده ای از نویسندگان بی اطلاع از متون اسلامی ، که مدیریت را ره آورد غـرب دانـسـتـه و آنـهـا را در ایـن زمـیـنـه پیشگام می انگارند، باید گفت که ما مسلمانان از گنجینه های گرانسنگی برخورداریم ولازم است آنها را در چارچوب های مدون و قانون مند در آوریم و از این دستورات و فرامین ارزشمند در سازماندهی مدیریت بهره برداری نماییم . آن حـضـرت در ادامـه مـی فـرمـایـد: آنـهـا را بـا آزمـایـش و امتحان به کار وادار و از روی میل خود و استبداد آنها را به کار مگمار؛ که این در واقع همان خود کنترلی است .

● به تعبیر یکی از نویسندگان

در اسـلام زمـیـنـه هـای اعـتـقـادی بـه گـونـه ای اسـت کـه بـهـتـرین بستر رشد برای خود کـنـتـرل سـاخـتـن افـراد مـعـتـقـد فـراهـم اسـت و اعـتـقـادات فـرد مـسـلمـان ، بـهـتـریـن کـنـتـرل کننده درونی برای او به شمار می آید. مسلمان معتقد با اعتقاد به معاد و روز جزا، مـسـلّمـاً دسـت بـه انـجـام عـمـلی نـخـواهـد زد کـه انـجـام آن مـنـع شـده اسـت . او خـود را در مـقـابـل خـدای خـود مـسئول می پندارد، نه در مقابل رئیس خود و سازمان خود و کنترلهای این جـهـانـی . او به کنترلهای عاقبت کار و آن جهانی می اندیشد و بر این پایه و اساس است کـه خود کنترل می گردد. فرد مسلمان معتقد، خدا را همواره حاضر و ناظر بر امور می داند. بـنـابـرایـن چـه کـنترل باشد و چه نباشد، او احساس می کند که باید بر نفس خود مسلط بـاشـد و از جاده صحت و درستی منحرف نگردد.

امیر مؤ منان (ع ) در ادامه می فرماید:

افـرادی کـه بـا تـجـربـه تـر و پـاک تـر و پیشگام تر در اسلام اند برگزین ؛ زیرا اخـلاق آنـهـا بـهـتـر و خـانـواده آنـهـا پـاک تر و همچنین کم طمع تر و در سنجش عواقب کار بیناترند.

بـسـیـار واضـح اسـت کـه در امـر گـزیـنـش افـراد هـرچـه دقـت بیشتری صورت پذیرد، و انـسـانـهایی انتخاب شوند که از اعتقادات قوی تری برخوردارند و از خانواده ای پاک و مـتـشـرع هـسـتـنـد،تـعـهـد آنـان نـسـبـت بـه کـار بـیـشـتـر خـواهـد بـود و هـزینه نظارت به حـداقـل رسـیـده و بـازدهـی آنـان بـیـشـتـر اسـت . ایـن دستورالعمل می تواند راهکاری برای انتخاب افراد باشد تا امر نظارت آسان تر شده و دسترسی به هدف سازمان در زمان تعیین شده میسور گردد.

مـطـلب دیـگـر ایـنـکـه در بـاور دیـنـی مـا مـسـلمـانـان ، بـر نـظـارت فـرشـتـگـان بـر اعـمـال مـا تـاءکـیـد شـده اسـت و در قـرآن کـریـم آمـده اسـت کـه فـرشـتـگـانـی بـر اعـمـال مـا نـظـارت دارنـد و مـی دانـنـد آنـچـه را مـا انجام می دهیم . با توجه به این باور اصـیـل دیـنـی ، اگـر انـسـانـهایی انتخاب شوند که بنیان اعتقادی استوارتری دارند، امر نـظـارت آسـان و هـزیـنه آن کاهش خواهد یافت . و قطعاً تاءکید مولای متقیان در امر گزینش انـسـانـهـای پـاک ، نـشـاءت گـرفـتـه از ایـن دسـتـور خـداونـد مـتـعـال است ، زیرا این گونه کارکنان براساس باور خویش و حاضر و ناظر دیدن خدای سـبحان در همه امور، به نظارتی درونی مجهزند و کار نظارت بیرونی را آسان تر می کنند.

● راهکار پیشگیرانه در امر نظارت

امیر مؤ منان (ع ) ضمن سفارش به مالک می فرماید:

سـپـس حقوق کافی به آنها بده زیرا این کار آنها را در اصلاح خویش تقویت می کند و از خیانت در اموالی که زیردست آنهاست بی نیاز می نماید.

نـظـارت زمـانـی کـارگـر خواهد افتاد که نیازهای مشروع کارکنان از طرف سازمان تاءمین شود. اگر مدیری تنها به اهداف سازمان فکر کند و به اصطلاح سازمان گرا باشد، و بـه انـسـانـگـرایـی و حـقوق و نیازهای مشروع آنان توجه ننماید، بی شک ، نظارتِ تنها کـارگـر نـخواهد افتاد و تنها زمانی که کارکنان مورد نظارت مستقیم قرار داشته باشند، تـظـاهر به کار خواهند کرد و در وقتی که نظارت کارفرما یا ناظر را دور از خود ببینند از زیـر کـار و وظـیـفـه اصلی شانه خالی خواهند کرد، و شاید نظر حضرت در دادن حقوق کـافـی به کارکنان ناظر به این مساءله باشد، که امر نظارت را آسان نموده و از خیانت آنان جلوگیری می کند.

بـنـابـرایـن ، مـدیـران در سـازمـانـهـا وظـیـفـه دارنـد کـه افـزون بـر اعـمـال نـظـارت کـه لازمـه هـر سـازمـانی است ، به حقوق مادی و معنوی کارمندان و نیازهای واقـعـی آنـان نـیـز تـوجـه داشـتـه باشند، تا نظارت معنای واقعی و اثر حقیقی خویش را داشته باشد.

● به کارگیری ناظران راستگو و وفادار

حـضـرت عـلی (ع ) بـعـد از ایـنـکـه بـه کـارگزاران دستور می دهد که به کارکنان حقوق کافی بدهند تا دست به خیانت نزنند، می فرماید:

وَابْعَثِ الْعُیُونَ مِنْ اَهْلِ الصِّدْقِ وَالْوفاءِ عَلَیهم .

سپس با فرستادن ماءموران مخفی و راستگو و با وفا کارهای آنان را زیر نظر بگیر!

بـا تـوجـه بـه سـخنان دُرَر بار امام (ع ) نخست باید کارگزاران وظایف خویش را دانسته بـاشـنـد و بـدانـنـد کـه کـارکنان کسانی نیستند که کارفرمایان و مدیران صرفاً برای رسـیـدن به هدف سازمان از آنان بهره کشی نمایند، بلکه لازم است با آنها به عنوان یک انـسـان که حقوقهای مشخصی دارد برخورد نموده و در تاءمین نیازهای آنان کوشا باشند و سـپـس از آنـان انـتـظـار داشـتـه بـاشـنـد تـا بـه وظـایـف مـحـوله عمل نموده و به دقت و کامل آن را انجام دهند. بنابراین از دیدگاه دینی ، نظارت زمانی معنا پـیـدا مـی کـنـد کـه کـارگـزاران حـقـوق کارکنان را رعایت نمایند. آنگاه نوبت به ناظران صـادق مـی رسـد کـه بـه وظـایـف خـویـش عـمـل نـمـایـنـد، البـتـه هـر کـسـی نـمـی تـواند عـمـل نـظارت و کنترل را انجام دهد، بلکه کسانی می توانند از عهده این وظایف برآیند که بنا به فرموده امام علی (ع )، راستگو، وفادار به نظام و متعهد باشند. این بدان معنا است کـه اسـتـخـدام نـاظـران مـنـوط بـه خصوصیات بالاست ؛ زیرا قرار دادن ناظران غیر متعهد مـشـکـلات نـظـارت را دو چـنـدان خـواهـد نـمـود و گـزارش آنـان از اتـقـان و استحکام کافی بـرخـوردار نـخـواهـد بـود و چـه بسا اغراض شخصی و تسویه حسابها به جای نظارت لحاظ گردیده و سازمان را به جای رسیدن به اهداف با شکست رو به رو کند.

● عدم تبعیض در نظارت

حـضـرت امـیـر(ع ) بـه مـالک سفارش می کند تا در امر نظارت تبعیض بین اعوان و انصار خـویـش بـا دیـگـران قـایـل نـشـود و مـسـاوات و عدالت را برای همه جاری سازد. این د قت حضرت بیانگر این مساءله است که انسان ها معمولاً در برخورد با نزدیکان دچار مسامحه و سستی می شوند و حضرت برای پیشگیری از این امر می فرماید:

اعـوان و انـصـار خـویـش را سـخـت زیـر نـظر بگیر، اگر یکی از آنها دست به خیانت زد و ماءموران سری تو متفقاً چنین گزارشی دادند، به همین مقدار از شهادت قناعت کن و او را زیر تـازیـانه کیفر بگیر! و به مقدار خیانتی که انجام داده او را کیفر نما! سپس وی را در مقام خـواری و مـذلت بـنـشـان ! و نـشـانه خیانت را بر او بند! و گردن بند ننگ و تهمت را به گردنش بیفکن (و او را به جامعه چنان معرفی کن که عبرت دیگران گردد.)

آیـنـه تـمـام نـمـای عـدالت و عـدل مـجـسـم ، در امـر نـظـارت بـر اعـمـال اعوان و انصار، و حراست و پاسداری از اجرای فرامین و احکام حکومتی که صادر می فـرمـودنـد، این گونه به مالک فرمان می دهد که با قاطعیت تمام بر رفتار زیر دستان خـود مـراقـبـت کـن ، مـبـادا آنان با سوء استفاده از نزدیک بودن به تو بر مردم و رعیت ظلم نمایند و مرتکب خیانت گردند. اگر آنان دست به خیانت زدند، و ناظران و بازرسان سرّی تو در امر خیانت آنان اتفاق نظر داشتند؛ بدون مسامحه و اغماض به مقدار خیانتی که انجام داده انـد، آنان را مجازات کن . شایان توجه است ، که حضرت می فرماید به مقدار خیانتی کـه انـجـام داده اند مجازاتشان کن ، نه بیشتر از آن ، که این خود بیانگر اجرای عدالت در تـمـام زمـیـنـه هـا مـی بـاشـد. پـس روشن است که برای اجرای عدالت اجتماعی و برپایی حـکـومـتـی بـراسـاس عـدل و داد، بـه کـارگـیـری نـاظـران حـتـی بـر اعمال یاران و دوستان نزدیک نیز بدون اغماض و گذشت باید انجام شود و گریزی از آن نیست .

● ابلاغ وظایف ، تسهیل در امر نظارت

یـکـی از امـوری کـه لازم اسـت هـر سـازمـانـی بدان توجه نماید، تقسیم کار بین کارکنان سازمان است . این امر فواید بسیاری در راه رسیدن به اهداف سازمانی در پی خواهد داشت ، اگـر تـقـسـیم کار نباشد، کسی در پی اهمال کاری های خویش پاسخگو نخواهد بود. در ایـن گـونـه سـازمـانـهـا و یـا حـکـومـتـهـا، وجـود نـظـارت و کـنـتـرل نیز فایده چندانی به دنبال نخواهد داشت . وجود تقسیم کار و شفاف بودن وظایف افـراد و حیطه کاری آنان در پیشبرد اهداف سازمان بسیار مفید خواهد بود، و امر نظارت را نـیـز تـسهیل خواهد کرد. حضرت امیر(ع )، برای روشن شدن این مطلب به مالک فرمان می دهد:

وَاجـْعـَل لکـل اِنسان من خدمک عملاً تاءخذه به ، فانه اَحْری اَن لا یتواکلوا فی خدمتک .

برای هر یک از خدمتکاران خود کاری ویژه تعیین کن تا بتوانی بازخواستش کنی که این ، زمینه بی مسئولیتی و وانهادن کارها را به امید یکدیگر، بیش از پیش نفی می کند.

● نظارت بر کار امیران و کارگزاران

در بحث نظارت دینی و کنترل رفتار و اعمال امیران ، هیچ مسامحه ای در کار نیست ، نظارت تنها بر امور سطوح پایین سازمان و یا کارکنان نظام صورت نمی پذیرد، بلکه باید در رده های پایین تا بالای سازمان این امر خطیر بدون هیچ گونه ملاحظه ای انجام شود و اگـر خـلاف و ظـلمـی یـا سـستی در اجرای امور مشاهده گردید، با صراحت و قاطعیت تمام ، رسیدگی شده و احکام لازم صادر شود.

آن حـضـرت بـر کـارهـای امـیـران و کـارمـنـدان خـویـش نـظـارت مـی کـرد و دخل و خرج آنها را محاسبه می فرمود و هنگامی که به خیانتِ شخصی از آنان پی می برد، بـی درنـگ وی را عـزل می کرد و اموالی را که اختلاس کرده بود از وی می گرفت . وقتی مـتـوجـه شـد کـه یـکـی از کـارگـزاران آن حـضـرت مـقـداری از اموال مسلمانان را برای استفاده شخصی برداشته ، به وی چنین نوشت :

پس از حمد خدا و درود بر پیامبر(ص ) به من خبر رسیده که تو کار زشتی انجام داده ای ! اگـر واقعاً انجام داده ای ، خدا را به خشم آورده و اِمامت را نافرمانی ، و امانت را خیانت کرده ای ، بـه مـن خـبـر رسـیـده کـه تـو زمـیـن را بـرهـنـه کـرده ای (مـحـصـول درخـتـها و زراعت را برای خود برده و به رعیّت نداده ای ) به طوری که هر چه زیـر دو پـایـت بـود گـرفـتـه و هـر چـه در دو دسـتـت بـوده خـورده ای (امـوال بـیـت المـال را بـرای خـود انـدوخـتـه ای ) اکـنـون حـسـاب دخـل و خـرج خـود را بـرای مـن بـفرست و بدان که محاسبه و حسابرسی خداوند از محاسبه مردم بزرگ تر و دقیق تر است .

● نظارت بر بازار و جلوگیری از احتکار

آن حضرت به کارگزاران خویش فرمود: با تمام جدیت و دقت اوضاع بازار را زیر نظر داشـتـه بـاشید تا اجناس احتکار نشوند و با بالا رفتن قیمت از طریق احتکار، به مردم ظلم نشود و آنان از لحاظ تاءمین معاش با مشکل رو به رو نشوند. و لذا دستور می دهد، چنانچه کـسـی کـالایـی را احـتـکار کرد، آن را مصادره کرده و به قیمتی که به هیچ یک از دو طرف (خـریـدار و فـروشـنـده ) ضرر نرسد، به فروش برسانید. آن حضرت در این باره می فرماید:

بـا همه سفارشها که درباره ایشان بازرگانان شد، بدان که در بسیاری از آنان ، سخت گیری بی اندازه و بخل ورزی نکوهیده ، احتکار کالا برای گرانفروشی و اجحاف در قیمت کـالا وجـود دارد و ایـن گـونه کارها سبب زیان رساندن به همگان و زشت نمودن حکمرانان است . بنابراین از احتکار جلوگیری کن که رسول خدا(ص ) از آن منع فرموده است .

داد و سـتـد بـایـد آسـان و بـا تـرازوهـای دقیق و به قیمتهایی باشد که به فروشنده و خریدار اجحاف نشود و اگر کسی پس از نهی ، احتکار کند، او را به کیفر سختی برسان ، ولی بیش از اندازه کیفرش نکن .

عـلی رغـم تـاءکـیـد و سـفـارش بـسـیـار حـضـرت بـر امـر نـظـارت و کـنـتـرل ، لکـن هـیـچ گـاه از مـحـور عـدالت ورزی خـارج نـشده و دیگران را هم سفارش به عدل و داد می کرد.

● نظارت در اجرای عدالت

هـمـان گونه که قبلاً نیز اشاره شد، یکی از وظایف اصلی رؤ سای حکومت اسلامی نظارت بـر عـمـلکرد کارکنان و صاحب منصبان حکومت است ، تا از مسیر عدالت خارج نشوند و ضمن انجام دقیق وظایف خویش ، ظلمی بر کسی روا ندارند. برای بروز و ظهور این مهم ، علی (ع ) بر نظارت و کنترل تاءکید می ورزیدند، و اینک به داستانی از نظارت جدی آن حضرت بر اعمال کارگزاران و نیروهای تحت امر توجه می کنیم :

سـوده ، دخـتـر عماره هَمْدانی ، بعد از شهادت علی (ع )، نزد معاویه رفت . معاویه به سبب ایـنـکه سوده در جنگ صفّین ، مردم را علیه او شورانده بود، او را مورد سرزنش قرار داد و سپس از او پرسید، حاجت تو چیست ؟ سوده گفت : به درستی که خداوند از وضع ما و آنچه از حق ما بر تو واجب کرده است از تو سؤ ال می کند. همواره از طرف تو افرادی می آیند و بـا اتـکـای بـه سـلطـنـت تـو مـا را بـه سـان گـنـدم درو مـی کـنـنـد، مـانـنـد پایمال کردن گیاه ، به ما سختی و مرگ را می چشانند. بُسر بن ارطات به سوی ما آمد، مـردان مـا را کـُشـت و امـوال مـا را گـرفت . اگر مساءله اطاعت نبود، به خاطر عزت خود، در مـقـابـل او مـی ایـسـتـادیـم . پـس اگـر او را از حـکـومـت بـر مـا عـزل کـنـی ، شـکـرگـزار تـو خـواهـیـم بـود و اگـر او را عزل نکنی ، به تو کفر می ورزیم . معاویه از شهامت او به خشم آمد و گفت : ای سوده ! با قـوم خـود مرا تهدید می کنی ؟ همانا تصمیم گرفته ام تو را بر شتر بزرگی بسته ، بـه سـوی او (بُسْر) بازگردانم تا حکمش را درباره تو جاری سازد. سوده پس از کمی سـکـوت بـا شـعـر گـفـت : درود خـدا بـر روحـی کـه قـبـر آن را دربـرگـرفـت ؛ پـس عـدل در آن مـدفـون گـردید. همانا هم پیمان حق بود، به گونه ای که به جای آن بدلی نجست ؛ پس با حق و ایمان ، همراه و مقرون گردید.

مـعـاویـه پـرسید: این اشعار درباره چه کسی است ؟ سوده گفت : به خدا قسم ! این اشعار درباره امیر المؤ منین علی بن ابیطالب (ع ) است . به خدا سوگند! همانا نزد او رفتم و در مورد مردی که او را بر صدقات (مالیات زکات ) ولایت داده بود شکایت بردم . آن حضرت در آن مـوقـع بـه نماز ایستاده بود، چون مرا دید، از نمازش منصرف شد و با مهربانی و مدارا رو به من کرد و گفت : آیا حاجتی داری ؟ گفتم : آری . و گزارشی از کارگزارش را به وی دادم . حضرت گریه کرد و فرمود:

بار الها! تو بر من و آنان گواهی و این که من آنها را به ستم بر بندگانت فرمان نداده ام . و سپس قطعه پوستی بیرون آورد و بر آن نوشت :

بـه نـام خـداونـد بـخشنده و مهربان ، همانا دلیل روشنی از جانب پروردگارتان آمد. پس تـمـام کـنـیـد پیمانه و ترازو را و کم نکنید از مردمان چیزهای ایشان را (به بهای اندک از آنها نخرید.) و در زمین فساد نکنید بعد از اصلاح آن . این بهتر است برای شما اگر از مؤ مـنـان بـاشـید. هر گاه نامه مرا خواندی ، آنچه در دست تو می باشد از جهت کارگزاری ما (مالیات و زکات ) حفظ کن تا به سوی تو بیاید کسی که آن را از تو بگیرد. والسلام .

سپس نوشته را به من داد، بدون این که به خدا قسم آن را سر به مُهر کند. پس من نامه را به صاحبش رساندم و او در حالی که عزل شده بود، از میان ما رفت .

از داسـتـان فـوق بـه روشـنـی پیداست که آن حضرت به خوبی و با دقت در امر نظارت اهـتـمـام می ورزید و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نمی نمود. آن حضرت از این بیم داشت که نکند بر اثر لحظه ای بی توجهی و عدم نظارت بر امور کارکنان ، احکام الهی زمـیـن مـانـده و حـقوقی از رعیت و زیردستان ضایع شود، از این رو، آن حضرت هیچ گاه از نـظارت در امور غافل نمی شد و حتی ناظرانی را برای رسیدگی به امور و گزارش آن بـه آن حـضـرت ، بـه کـار مـی گـمـارد، نـاظـرانـی راسـتـگـو، مـتـعـهد و باوفا.

● نتیجه :

بـا تـوجـه بـه آمـوزه هـای نـهـج البـلاغـه بـه ایـن نـتـیـجـه مـی رسـیـم کـه نـظـارت و کـنترل در هر سازمان و یا حکومتی باید مورد توجه جدی قرار گیرد؛ زیرا بدون نظارت دقیق ، دستیابی به اهداف واقعی سازمان ، حکومت و عدالت غیر ممکن است .

نویسنده: ابوالحسن مولائی

خبرگزاری فارس ( www.farsnews.net )

 

منبع: http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7c1238047127_nahjol_balaghe_p1.php/نهج-البلاغه


more post like this