چنانکه می دانید پیامبران الهی ، نقش بی بدیلی در فرهنگ و تمدن بشر داشته اند . انبیاء الهی ماموریت داشتند مردم را به سوی حق و حقیقت دعوت کنند . هدف از بعثت انبیاء الهی ، ارتقاء آگاهی و معرفت بشر ، پرورش عقول انسانها و ایجاد قسط و عدل در جامعه بشری بوده است . خداوند در سوره نحل آیه 36 هدف از ارسال پیامبران را چنین توصیف می کند : ” ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که : ” خدای یکتا را را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید . ” ….
شهر مقدس مکه از دیرباز ، شاهد ظهور پیامبران بزرگ الهی بوده است . براساس شواهد تاریخی ، پس از ظهور حضرت ابراهیم – قهرمان توحید و یکتاپرستی – عده ای از اعراب به دین یکتاپرستی پیوستند . اما متاسفانه پس از ابراهیم (ع) ، به تدریج بعضی از پیروان وی ، این دین توحیدی را با خرافات و باورهای بت پرستی آلوده کردند . بنا به نظر اغلب مورّخان ، پس از ابراهیم ، تا قبل از ظهور دین اسلام ، عقاید اعراب ، همواره آمیزه ای از دین حنیف ابراهیم ( نظیر احترام به حج ، تکریم کعبه و طواف آن ) و بت پرستی بود . البته در بین اعراب ، کسانی نیز بودند که اعتقادی به بت پرستی نداشتند و بت پرستان را از پرستش بت نهی می کردند . اشخاصی مانند عبدالمطلب از آن جمله اند .
برای روشن شدن مطلب ، مناسب است بررسی کوتاهی درمورد تاریخ عرب داشته باشیم . مورّخان تاریخ عرب را به سه دوره تقسیم می کنند : دوره سبا و حِمیَر که به روزگاران خیلی قدیم تاریخ اعراب مربوط است / دوران جاهلیت که از آغاز سده ششم میلادی ( کمتر از دو سده ) آغاز می شود . این دوره با آمدن اسلام ، به پایان می رسد / و بالاخره دوران اسلامی که تا امروز ادامه یافته است .
گونه دیگری از تقسیم بندی تاریخ اعراب ، تقسیم بندی جغرافیایی و نژادی است که در آن اعراب به دو دسته قحطانی و عدنانی یا شهرنشین و بادیه نشین تقسیم می شوند . به هرحال ، اعراب را هم باید از مجموعه اقوام باستانی ریشه دار مانند ایرانیان ، هندیان ، مصریان و یونانیان به شمار آورد .
عربهای قبل از اسلام در برخی عرصه ها چون شعر و ادب ، از شهرت و تبحر خاصی برخوردار بودند . از مفاخر آن ها ، شعر و ادب بود که بسیار مورد توجه مردم عادی و نخبگان ادبی قرار داشت . اعراب بدوی برای شنیدن تازه ترین اشعار شعرا ، گرد آنان حلقه می زدند و علاقه بسیار نشان می دادند . بازارهای اعراب مانند عکاظ ، محل حضور شعرا و تجمع مردم بود . مردم قبیله ای که در آن شاعری توانمند و خلاق ظهور می کرد ، بر دیگران فخر می فروختند و به تعبیر امروز ، برای او مراسم بزرگداشت برپا می کردند و جشن می گرفتند . در تاثیر و اهمیت شعر در عصر جاهلی ، همین بس که اگر شاعری ، فرد گمنامی را مدح می کرد ، او را بلند مرتبه می ساخت و اگر انسان شریفی را هجو می گفت ، او خوار و بی مقدار می شد . در مجموع ، شعر عرب ِ پیش از اسلام – که درباره بخشی از آن ، جای بحث و گفت و گو است – بازتاب کامل و جامعی از زندگی اعراب بود . صحرای عربستان و خیمه ها ، وصف شمشیرها ، بازیهای متداول و اخلاق و عادات آنان ، همگی تصویری روشن و آشکار در شعر اعراب آن دوره یافته است .
برای آنکه تصویر روشن تری از عصر قبل از ظهور اسلام داشته باشیم ، بهتر است به طور مختصر به خصوصیات دوران جاهلیت اشاره ای بکنیم . به این علت به این دوران ، عصر جاهلیت اطلاق می شود ، که غالبا ً جهل و وحشیگری ، در آن روزگار رواج داشت . به علاوه ، در سرزمین عربستان ، هیچ قانون اجتماعی و مدنی / و یا پیامبری که با کمک تعالیم وحی ، آنان را هدایت کند ، وجود نداشت . ازآنجا که بخش عمده مناطق شمالی جزیره عربستان ، بویژه منطقه حجاز را صحرای خشک و سوزان تشکیل می داد و بیشتر اعراب ِ پیش از اسلام ، بادیه نشین و صحراگرد بودند و به دنبال آب بدین سو و آن سو ، می رفتند ، این وضعیت ، ویژگیهای خاصی را در آنان ایجاد کرده بود . آنها به خاطر این شرایط سخت و خشن ، بسیاری از خصلتهای انسانی را از دست داده بودند .
تاریخ اعراب بدوی ، غالبا ً گزارش جنگهای آنان است که نزد عربها به ” ایّام العرب ” معروف است . این جنگ ها غالباً به علت اختلاف و نزاع درمورد چهارپایان و چراگاهها ، میان قبایل رخ می داد و فرصت مناسبی را برای غارتگری فراهم می کرد . تعصب ، یکی از روحیات بارز عرب جاهلی بود . روح نظام قبیلگی بدوی در دوران جاهلیت ، نزاع و جنگ بر سر ماندن بود . آنان به خاطر کوچکترین مسایل ، جنگهای بزرگ به راه می انداختند که شاید سالها به طول می انجامید . اعراب جاهلی هیچ ارزشی برای زن قائل نبودند . آنان وجود زن و دختر را مایه ننگ و سرافکندگی می دانستند . بطوریکه گاه برای رهایی از این ننگ ، دختران خود را زنده به گور می کردند . اعراب جاهلی ، زنان را شایسته ارث نمی دانستند و حتی زنان را نیز مانند کالا و شئ ، از یکدیگر به ارث می بردند . قرآن کریم در سوره نحل آیات 58 و 59 می فرماید : ” در حالی که هرگاه به یکی از آنان بشارت دهند دختر نصیب تو شده ، صورتش ( از فرط ناراحتی ) سیاه می شود ، و به شدت خشمگین می گردد . به خاطر بشارت بدی که به او داده شده ، از قوم و قبیله خود متواری می شود ، ( نمی داند ) آیا او را با قبول ننگ نگه دارد ، یا در خاک پنهانش کند ؟! …. ”
پیامبر گرامی اسلام ، در محیطی ظهور کرد که مردم آن ، گرفتار جهل و خرافات و تعصبهای بیجا بودند . آن حضرت از سوی خداوند متعال ماموریت یافت که در سرزمینی با این تاریخ و دین و قومیت ، آخرین دین الهی را برای سعادت بشر ابلاغ کند . لازم به ذکر است که اصولا ً اعراب جاهلی در معادلات جهان آن روز به حساب نمی آمدند . اما با ظهور پیامبر اکرم (ص) و نهضت آن معلم بزرگ بشریت ، این جمع ، چنان تغییر یافتند که در کوتاه ترین زمان ، تحول عظیم اعتقادی ، فرهنگی و تمدنی را در تاریخ بشر به وجود آوردند .
پیامبر (ص) ، پس از برانگیخته شدن به مقام رسالت ، سیزده سال در مکه ، اصول و مبانی دین اسلام را تبلیغ کرد . اما به دلایلی در سالهای اقامت پیامبر در مکه ، شرایط لازم برای استقرار حکومت و بنای مدنیت جدید ، فراهم نشد . شاید بیش از همه ، موقعیت سیاسی مکه که مبتنی بر نظام طائفه ای و قبیله ای بود و راه را بر پیامبر مسدود کرده بود ، موجبات هجرت آن حضرت را فراهم آورد .
در نظام سیاسی مکه ، مناصب نه براساس لیاقت و درایت و قدرت ، بلکه برپایه سنت و مواریث گذشتگان تقسیم می شد . به همین سبب ، استعدادهای درخشان فرصت ظهور نداشتند . موقعیت جغرافیایی مکه نیز عامل دیگری بود که این منطقه را برای استقرار نخستین حاکمیت اسلامی نامناسب می ساخت . زیرا اگرچه در آن روزگار مکه یک شهر محسوب می شد ، ولی درواقع ، مجموعه ای فاقد انسجام بود .
مردم مکه به برکت وجود کعبه و همجواری با آن ، در نوعی آرامش ِ ناشی از رسوم جاهلی ، روزگار می گذرانیدند و در دفاع از سرزمین خود متحد بودند . از سوی دیگر ، از جنبه های اجتماعی نیز دو شهر مکه و مدینه با هم تفاوت های آشکاری داشتند . مردم مکه ، معمولا تاجرپیشه و عاقبت اندیش بودند ، اما اهالی مدینه ، کشاورزانی سخت کوش به شمار می آمدند و دربرابر سختی ها افرادی مقاوم بودند . مجموعه این عوامل ، عزم پیامبر گرامی اسلام (ص) را برای هجرت به مدینه راسخ کرد . البته دستورهای مؤکد دین هم مشوّق مسلمانان به هجرت بود . سفر پیامبر (ص) برای ارزیابی مردم طائف ، نخستین اقدام آن حضرت برای شناسایی امکانات موجود در شبه جزیره عربستان بود . اما برخورد نامناسب مردم طائف با رسول گرامی اسلام (ص) ، مسئله را بگونه ای دیگر رقم زد . آن حضرت پس از بیعت عقبه با گروهی از مردم مدینه ، مسلمانان را راهی مدینه کرد . فضای اجتماعی سیاسی حاکم بر مدینه ، سرانجام زمینه مساعد را برای پیامبر (ص) فراهم آورد تا نخستین سنگ بنای حکومت اسلامی را در این شهر بنا کند .

http://dari.irib.ir/


more post like this