در جغرافیای اسلام، موضوعات زیادی وجود دارد که باید مورد توجه و بررسی قرار گیرند. برای نمونه می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
می دانیم که اسلام در [شبه] جزیره ی عربستان ظهور کرد. در همان زمان مناطق دیگری نیز در عالم وجود داشت که دارای توانمندی و ثبات بیش تری نسبت به آن جا باشد، پس چرا مکه مهد این دین بزرگ، تعیین گردید، و چرا [شبه] جزیره ی عربستان برای ظهور اسلام شایسته ترین محیط شناخته شد؟ «واللّه اعلم حیث یجعل رسالته». باید گفت: در این جا اِشکالی متوجه این سؤال می شود و آن این که ما در پی علت یابی حقیقتی شکل یافته در حال، هستیم؛ بدین معنا که اگر اسلام در مکانی دیگر نیز ظهور کرده بود باز در پی تفسیر و تعلیل آن می رفتیم. چنین اشکالی سبب گشودن باب مقایسه بین واقعیت و خیال است؛ مقایسه ای که هرگز به واقعیت ثابت تاریخی منجر نمی شود؛ چرا که رخدادها و وقایع، موادی نیستند که بتوانیم آنها را مجددا در کارگاه تاریخ وارد کنیم و آنها را کم و زیاد کرده و یا تغییر دهیم تا بتوانیم پیامدهای آن را دریابیم. چنان که در علوم تجربی عمل می کنند. در حقیقت ما بدون این که وقایع [گذشته] را ایجاد کنیم، آنها را تفسیر و توجیه می نماییم.
از [اطلاعات] تاریخی درمی یابیم که پیامبر صلی الله علیه و آله اصحاب خود را دو بار برای هجرت به حبشه فرا خواند، بدون این که خود با آنها هجرت کند و هنگامی که [اهل] مدینه آغوش خود را برای اسلام گشود، ایشان به همراه یاران خود به آن جا مهاجرت کردند. تفاوت این دو هجرت (هجرت به حبشه و هجرت به مدینه و نشر دعوت به اسلام در آن)، آشکار است، و عوامل جغرافیایی می توانند تفاوت این دو مکان را برای ما تبیین کنند. در ادامه می توان به غزوات و توزیع [جغرافیایی] آنها و ارتباط مکان وقوع آنها با راه های تجاری و مناطق مسکونی و نیز قریه ها، قلعه ها و دژهای یهودیان در فدک، تیماء و خیبر و سپس انتشار اسلام به خارج از [شبه] جزیره ی عربستان، اشاره کرد. دیگر این که چرا اسلوب نشر و دعوت اسلام در اقیانوس هند و نواحی مشرف به آن، با اسلوبی که در شمال، آفریقا و برخی نواحی آسیایی متداول بوده تفاوت داشته است؟ همچنین کیفیت ارتباط اسلام با مناطق مسکونی قدیم دو دولت فارس و روم در آن زمان، و این که چگونه مرکزیت عالم اسلام به شمال و سپس از مدینه به کوفه، دمشق، بغداد و قاهره انتقال یافت؟
در حال حاضر جنگ ها، بر و بحر را فرا گرفته و استعمار پیوسته در صدد جلوگیری از گسترش اسلام می باشد. اما به رغم آن، [مشاهده می کنیم که] تعداد مسلمانان در بیست سال اخیر، در آفریقا دو چندان شده و گزارشات خود اروپاییان نیز مؤیّد این مطلب است. در این حال غربی ها به این گونه مطالعات و تحقیقات جغرافیایی بسیار همت ورزیده و در این راستا آکادمی های تخصصی را که با هدف جمع آوری اطلاعات پیرامون اسلام و عالم اسلامی به وجود آمده، در اختیار داشته اند و نیز ابزار و وسایل تحقیق، همچون نقشه ها، آمارها، تحقیقات و توانمندی زیادی در این خصوص در اختیار داشته و به کار بسته اند. بنابراین در این جا بر ماست که نسبت به شناسایی و شناساندن جغرافیای عالم اسلامی و بررسی مشکلات آن اهتمام ورزیم؛ تا در نتیجه، به وضعیت تکامل یافته و جزئیات و ارتباطات آن آگاه شویم.

منبع:http://www.hawzah.net

more post like this