هنر ظهوراحوال درون آدمی است و دراین میان موسیقی نزدیكترین هنربه بروزاحساسات وعواطف انسان.احساسات وعواطفی كه فرهنگ شیعه سالها با آن آشناست چنانكه در دوران خفقان عامل مهمی درجهت ادامه یافتن مكتب آن شده است.در فرهنگ شیعه مراسم ها وعزاداری های مختلفی دیده می شود اما محرم بیش از مراسم دیگر نمایشگر شاهكارهای هنری شیعیان است.

پس از استیلای عرب ، ایران استقلال خود را از دست داد، اما ایرانیان به میل خود اسلام را پذیرفتند و ایمان آوردند. در ۲۰۶ ه ، آل طاهر در خراسان قیام كردند و به این ترتیب اولین حكومت مستقل اسلامی در ایران پدید آمد. اما این حكومت تنها بر خراسان مستولی بود. امیران آل بویه اولین كسانی بودند كه حكومت مستقل اسلامی را در كل كشور ایران برقرار كردند. احمد معزالدوله از امیران طایفه ی آل بویه كه ازسال ۳۳۴ تا ۳۵۶ ه . ق حكم می راند، دستور داد كه همه ساله در ده روز اول ماه محرم ، مراسم روضه خوانی و سینه زنی در كل كشور ایران اجرا شود.

این روند به نحوی هرچند ناپیوسته ، ادامه یافت ؛ ولی از قرن هفتم ه . ق ، مراسم سینه زنی و روضه خوانی به گونه ی پیوسته ای برقرار شد و بدون این كه هیچ گونه وقفه ای در آن حاصل شود، تا امروز دوام آورد.در این میان موسیقی محرم و عزاداری های آن از ویژگی های خاصی برخوردار بوده است.

اساساٌ موسیقی در اسلام به دو صورت به ایفای نقش می پردازد.یكی به صورت خفی و غیر مستقیم ودیگری جلی ومستقیم .نوع اول به آن دسته ازموسیقی گفته می شودكه درمراسم صوفیان ونوع خاصی ازعرفارایج است كه موضوع بحث ما نیست ونوع دیگر همان است كه ازآن به موسیقی مذهبی یاد می شودواساتید موسیقی – ازجمله مجید كیانی – آن را یكی از انواع موسیقی امروز ایران می دانند.

در این شیوه موسیقی كاملاٌ در خدمت مذهب قرار می گیرد.از این منظر می توان موسیقی مذهبی را به چهار گروه تقسیم كرد.

۱) روضه :

در فرهنگ موسیقایی و مكتوب ایران ، درباره ی روضه خوانی چنین آمده است :

“ذكر مصائب وارده بر امام حسین (ع ) موجب پیدایش آثاری از نظم و نثر فارسی شده است كه صرف نظر از مراثی عامیانه ، برخی از آن ها مانند تركیب بند محتشم كاشانی از لحاظ ادبی خالی از اهمیت نیست … همچنین موضوع روضه خوانی ، یعنی ذكر وقایع حزن انگیز كربلا هم خالی از اهمیت نمی باشد، زیرا در این قسمت نیز موسیقی نفش مهمی داشته است .”

این توضیح از آنِ استاد موسیقی ایران ، مرحوم روح الله خالقی است . ادوارد براون نیز در این زمینه چنین می نویسد:

“وجه تسمیه ی روضه خوانی آن است كه قدیم ترین و معروف ترین كتابی از این سنخ روضهٔ الشهداء نام داشته و تألیف حسینی واعظی كاشفی (متولد اوایل قرن دهم هجری ) است . سابقاً قرائت این كتاب را روضه خوانی می گفته اند. بعدها این اصطلاح ، بر خواندن كتب دیگر از قبیل طوفان البكاء یا اسرار الشهداء نیز اطلاق شده است”.

روضهٔ الشهدا۳ كتاب مفصلی است در چهار مجلد كه توسط قدیمی ترین روضه خوان ایران ، یعنی ملاحسین كاشفی كه اهل سبزوار بود، تألیف شده است . ملاحسین كاشفی در زمان حكومت سلطان حسین بایقرا به مركز حكومت ، یعنی هرات دعوت شد و به دلیل صدای خوش و احاطه ای كه بر دانش موسیقی داشت ، نزد سلطان وقت ، مقام بالایی به دست آورد.

روضه خوانی نه فقط نزد مردم عادی ، كه نزد خواص نیز مقام ویژه و حرمت بسیاری داشت ، چندان كه حتی شاهان هم این شیوه از عزاداری را ارج می گذاشتند و اهمیت فراوانی برای آن قائل بودند.عموماً اهل منبر می كوشیدند در مراسم سوگواری ، جنبه های مختلف را لحاظ كرده ، حضار را از هر نظر بهره مند گردانند. پس می توان از این نظر اهل منبر را به دو دسته تقسیم كرد. به عبارتی ، روضه خوان هایی كه مراسم سوگواری را اداره می كردند، دو طبقه بودند: دسته ی اول كه «واعظین » خوانده می شدند، به این طریق عمل می كردند كه یكی از آیات كریمه ی قرآن را انتخاب كرده ، با آن خطبه ی خود را شروع می كردند.

آن ها پس از قرائت آیه ، به ذكر مسائل و حكم دینی و عرفانی می پرداختند و سپس اشعار بسیار لطیف و مناسبی را برای حضار می خواندند. آن گاه در پایان ، به ذكر مصیبت اقدام كرده ، به همین ترتیب خطبه ی خویش را به پایان می رساندند. این طبقه از روضه خوان ها، نیازی به داشتن استعداد موسیقایی نداشتند، زیرا با كمك گرفتن از بحث و خطابه ، منبر و مجلس را اداره می كردند و مباحث حكمی و عرفانی و مذهبی را به مردم آموزش می دادند.

اما طبقه ی دوم روضه خوان هایی بودند كه مستقیماً وارد ذكر مصیبت می شدند و به كمك آواز و صدای خوش و به خصوص بهره مندی ذاتی از هنر موسیقی و احاطه بر علم آن ، اشعار را با زیباترین و سوزناك ترین نغمات كه تا عمق جان و روح و قلب مستمعان نفوذ می كرد، می خواندند. از این گذشته ، این دسته اغلب مردمانی باسواد و اهل فضل بودند كه آشنایی شان با حكمت و رموز دینی هیچ كم تر از دسته ی اول نبود؛ بنابراین از عهده ی موعظه و خطابه نیز برمی آمدند و بر جذابیت منبر خویش می افزودند. این دسته از روضه خوان ها را «ذاكرین » می گفتند و چون درعین حال «هنرمند» هم محسوب می شدند، چنان شور و انقلابی در مجالس در می افكندند كه مردمان مؤمن و عزادار، از این منبر به آن منبر، و از این تكیه به آن تكیه ، دنبالشان روان می شدند تا دوباره و چندباره ، از منبر شورانگیز و محضر دل آویز آنان بهره مند شوند.

از معروف ترین روضه خوانان كهن می توان این ها را نام برد: حاج تاج نیشابوری )معروف به تاج الواعظین )، حاج میراز لطف الله اصفهانی (مشهور به دسته بنفشه )، سید باقر جندقی ، حاج سید حسن شیرازی (سرسلسله ی سادات شیرازی )، شیخ علی زرگر و شیخ طاهر خراسانی ملقب به ضیاءالدین كه از موسیقی دانان و خوانندگان مشهور عصر خود به شمار می رفت .

مرحوم استاد خالقی ، حكایتی در مورد توانایی برخی از روضه خوانان یادشده نقل می كند كه بسیار شنیدنی است :

“مخصوصاً اهل موسیقی ، حاج تاج را هنرمند بزرگی می دانند و از تأثیر مجلس روضه ی او، داستان ها نقل می كنند. از جمله شنیده ام وی روزی در تكیه ی سادات اخوی ، همه را مجذوب صوت غراء و دلنشین و مؤثر خود كرده است . شرح حكایت از این قرار است كه حاج میرزا لطف الله بالای منبر بوده است و با صدای دلكش خود به قدری خوب مجلس را اداره نموده كه همه تصور كرده اند بعد از او دیگر كسی از عهده ی جلب توجه حضار بر نخواهد آمد. به همین جهت صاحب مجلس دستور چای و قلیان می دهد. در این حال ، حاج تاج وارد مجلس روضه می شود و شیخ علی زرگر كه او هم استاد ماهری بوده است ، مطلب را به اطلاع می رساند و به وی می گوید تصور نمی كنم بعد از هنرنمایی میرزا لطف الله ، بتوانی شوری در دل ها برافكنی .

حاج تاج فكری می كند و می گوید: “من فقط سه شعر با آواز می خوانم و امیدوارم كه از عهده برآیم “. پس از صرف چای ، در موقعی كه مجلس روضه پر از همهمه بوده است ، حاج تاج به منبر می رود و اولین شعر را چنان با صورت جذاب دل انگیز خود می خواند كه همه ی اهل مجلس ساكت می شوند، و پس از دو شعر دیگر كه آن ها را با كمال مهارت و به سبك خوانندگان نامی و با تحریرات و غلت های مناسب می سراید، از منبر پایین می آید و به شیخ علی زرگر می گوید: “حرف حساب دو كلمه بیش تر نیست و او هم استادی تاج را ستایش می كند”. می گویند به قدری مردم مجذوب وی بودند كه همین كه از منبر پایی می آمد، اكثر حضار به پا می خاستند تا خود را به مجلس دیگری كه او بنا بود بخواند برسانند و از صوت دلنشین وی استفاده كنند”.۵

۲) نوحه :

” نوحه اصولاً یكی از انواع موسیقی آوازی است . این آوازها بدون همراهی ساز، گاهی به طور تنها و گاه به طور جمعی یا با خواننده ی تنها، و همراهی آواز جمعی است ، و معمولاً جملاتی به صورت روفرن (واخوان ) دسته جمعی تكرار می شود”.
نوحه ، علاوه بر نقشی كه در مراسم سوگواری دارد، عاملی برای حفظ موسیقی نیز به شمار می رود، چنان كه در كتاب شناسایی موسیقی ایران چنین آمده است :

“ارتباط نوحه با موسیقی ، از روضه بیش تر است ، زیرا اشعار نوحه كه برای سینه زنی سروده می شوند، دارای ریتم و وزن به خصوصی است كه با آهنگ بعضی از گوشه های آوازهای ایرانی اجرا می گردند و غالباً حالت تصنیف را به خود می گیرند. نوحه عامل بسیار بزرگی برای نگهداری و اشاعه ی آوازهای موسیقی ملی ما بوده است . ”

۳) تعزیه :

یكی دیگر ازفرم های موسیقی كه همراه با هنر نمایش در خدمت مسائل مذهبی قرار گرفت تعزیه نام دارد .اینكه تعزیه از چه زمانی در ایران شروع شده مورد اختلاف است چنانكه در بعضی منابع چنین آمده است ” تعزیه در لغت به معنای عزاداری و سوگواری است كه از قرن چهارم ه. ق (قرن دهم میلادی ) ومقارن با حكومت آل بویه در ایران آغاز شد.”۸ ولی بنابر روایتی نمایش مذهبی ویا در اصطلاح تعزیه تاعصر صفویه (۹۰۵ ۱۱۳۵ ه.ق) هنوز در ایران مرسوم نشده بود زیرا هیچ یك از مورخان و نویسندگان ایران در آثار خود از آن سخنی به میان نیاورده اند وجهانگردان ومسافران خارجی كه از ایران دیدن كرده اند در سفرنامه های خویش نامی از آن نبرده اند. اما پیرامون شكل امروزی آن گروهی معتقدند كه در زمان فتحعلی شاه روابط ایران باكشور های خارجی به وی ژه روسیه تزاری گسترش یافت وماموران وسران دولت ایران در روسیه با دیدن مجالس نمایش وتئاتر و اپرا پس از مراجعت از ایران درصدد برآمدند كه آن را بصورت نمایش مذهبی درآورند اما بهرام بیضایی بر اساس متون و سفرنامه های سیاحان اروپایی این روند را این گونه تشریح می كند.

” ابتدا تنها دسته هایی بوده اند كه به كندی از برابر تماشاچیان می گذشتند و با سینه زدن و زنجیر زدن و كوبیدن سنج و نظایر آن، و حمل نشانه ها و علم هایی كه بی شباهت به افزارهای جنگی نبود و نیز هم آوازی و هم سرایی در خواندن نوحه، ماجرای كربلا را به مردم یادآوری می كردند. در مرحله بعدی آوازهای دسته جمعی كمتر شد و نشانه ها بیشتر، و یكی دو واقعه خوان ماجرای كربلا را برای تماشاگران نقل می كردند و سنج و طبل و نوحه آنها را همراهی می كرده است. چندی بعد به جای نقالان، شبیه چند تن از شهدا را به مردم نشان دادند كه با شبیه سازی و لباس های نزدیك به واقعیت می آمدند و مصائب خود را شرح می دادند. مرحله بعدی گفت و شنید شبیه ها بود با هم، و بعد پیدایش بازیگران. شاید در آخرین نیم قرن دوره صفویه، تعزیه تحول نهایی خود را طی كرد و به آن شكلی كه می شناسیم در آمد.” .

ولی مسلم است كه اوج هنر تعزیه به دوره سلطنت قاجاریه مربوط می شود.

۴) موسیقی تعزیه :

در تعزیه موسیقی به دو بخش مجزا ومستقل تقسیم می شود.موسیقی سازی كه ارتباط كمی با متن تعزیه دارد و موسیقی آوازی كه زمینه ی اصلی اجرای تعزیه است .موسیقی آوازی تعزیه از جنبه های گوناگون قابل اهمیت است .ارتباط وكنش متقابل میان آوازدر تعزیه و موسیقی ردیف دستگاهی و هم چنین مسائلی از قبیل منع مذهبی در گسترش موسیقی اهمیت آواز در تعزیه را دوچندان می كند.در واقع موسیقی آوازی تعزیه از سویی مبتنی بر موسیقی آوازی در ردیف دستگاهی است واز سوی دیگرسبب حفظ و تداوم آن در طول سالیان متمادی شد. از زمان صفویه با تشدید فضای مذهبی ومنع موسیقی گسترش و تكامل تعزیه سبب شده آواز موسیقی ردیفی به تعزیه وارد شودوخودراباآن وفق دهد.

” در ادوار مختلف نظام پادشاهی ایران، دربار و پایتخت حكومت محل تجمع هنرمندان بوده است. از زمان صفویه، به دلیل منع سایر انواع موسیقی، مراكزی نظیر تبریز، قزوین و اصفهان، محل تجمع تعزیه خوانان و راویان آوازهای مذهبی شد. این راویان به دلیل تسلط بر دقایق و ظرایف آواز، از تكنیك ها و حالات مختلف آن برای شخصیت پردازی ها در نمایش های سوگ آور بهره می جستند. شخصیت ها و كاراكترهای مختلف نیز این امكان را فراهم می كرد.”

بزرگترین خوانندگان سده اخیر تعزیه خوان های برجسته ای بودند.شاخص ترین آن ها ابوالحسن خان اقبال آذر ؛ آواز را از تعزیه آغاز كرده بود و از كودكی در قزوین به دسته های تعزیه وارد شد.او یكی از نوادر آواز ایران بود. صفحات به جا مانده از وی درآخر عمر وقدرت حنجره او در ۱۰۴ سالگی شگفت انگیز است.

در تعزیه فقط بازیگرانی كه در نقش معصومان ویاران امام ظاهر می شوند حق دارند آواز بخوانند و به اصطلاح امروزی دیالوگ های خود را با موسیقی ادا كنند.

در تعزیه شبیه خوان حضرت عباس چهارگاه می خواند . چهارگاه یكی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است كه ماهیتی حماسی دارد.امروزه نیز نوحه معروف زیر كه معمولاً شب عاشورا خوانده می شود در دستگاه چهارگاه اجرا می شود.

سقای حسین سید و سالار نیامد علمدار نیامد ، علمدار نیامد

یا نوحه ی معروف زیر:

شه دین یك شب دیگربه حرم مهمان است مكن ای صبح طلوع ، مكن ای صبح طلوع
صبح فردا بدنش زیرسم اسبان است مكن ای صبح طلوع ، مكن ای صبح طلوع

حر گوشه عراق از آواز افشاری را می خواند. شبیه عبدالله ابن حسن گوشه ای از آواز راك در دستگاه ماهور را می خواند كه به همین جهت در ردیف آوازی موسیقی ایران به ” راك عبدالله ” مشهور شده است .شبیه خوان حضرت زینب (س) نیز گوشه ای از دستگاه شور را به نام ” گریلی ” می خواند كه البته این گوشه در روایت های مختلف به نام های ” گیری” یا ” گوری ” هم خوانده می شود .به نقل از بعضی موسیقیدانان نام اصلی این گوشه ” گریه لیلی ” بوده كه به ” گریلی” تغییر نام یافته است . قطعه معروف گریه لیلی از ساخته های استاد مرحوم اسدالله ملك كه خود ایشان با ویولن اجرا كرده اند به گونه ایست كه شنونده را به یاد هق هق گریه می اندازد.

۵) اذان و مناجات :

مناجات نیز شكل دیگری از موسیقی است كه طی آن ، مناجات نامه هایی كه توسط شاعران بزرگ سروده شده است ، با موسیقی و آواز مناسبی خوانده می شود. از میان تمامی آوازها و مایه ها و دستگاه های موسیقی كه در ردیف موسیقی ایران مندرج است ، آواز ابو عطاو آواز افشاری (آوازهای منتسب به دستگاه بزرگ شور) برای اجرای مناجات بسیار مناسبت دارد.

افشاری آوازی حزن انگیز و غمگین (همانند حزنی که در آواز دشتی وجود دارد ) محسوب نمیشود بلکه نوعی تأمل در محتوای درونی این آواز وجود دارد که انسان را به فکر وا می دارد و شاید به همین دلیل از این آواز برای خواندن مناجات استفاده میشود. حتما شما آوازی را که توسط استاد شجریان اجرا شده و معمولا در ماه رمضان هنگام افطار(به همراه دعای ربنا )از رادیو و تلویزیون پخش میشد شنیده اید(این دهان بستی دهانی باز شد….. لب فرو بند از طعام و از …)؛ این اثر جاودانه در آواز افشاری و در گوشه مثنوی اجرا شده که بیانگر حالت افشاری و راز و نیاز با خداوند می باشد.

اذان نیز كه امروزه از گلبانگ هر مسجدی در جهان اسلام انتشار می یابد، جایگاه موسیقایی خاص خود را دارد. در این میان اذانی كه مرحوم مؤذن زاده اردبیلی در گوشه ” روح الارواح ” آواز بیات ترك ( یكی دیگر از آوازهای دستگاه شور) خوانده است بسیار شهرت دارد.

از مختصر مطالب عنوان شده نتیجه می شود كه موسیقی مذهبی ما ریشه ای بسیار قوی و پرمایه داشته كه خود عامل مهمی برای ادامه یافتن مراسمات سوگواری بخصوص مراسم عزاداری محرم شده است. مداحان گذشته ؛ آشنایان به سبك های مختلف آوازی ایرانی ومتناسب با فرهنگ شیعی و ملی ما بوده اند اما متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم كه عدم آگاهی از این دانش گرانبها و ارزشمند مداحی ها را به سمت تقلید از موسیقی هایی كشانده كه با فرهنگ ملی و شیعی ماهم خوانی ندارد. امید است كه آشنایی بیشتر مداحان با موسیقی ارزشمند ایرانی مان بتواند تلفیق متنوعی را از شعرو موسیقی ارائه كند.

حجت اله یگانه
پا نوشت :
۱ روح الله خالقی ، سرگذشت موسیقی ایران ،ج۱، ص ۳۵۴
۲ ادوارد براون ، تاریخ ادبیات ایران (به نقل از: سرگذشت موسیقی ایران ، ج ۱، ص۳۵۴)
۳ – البته این كتاب از نظر اعتبار روایت از درجه بالایی برخوردار نیست برای اطلاع بیشتر به كتاب “حماسه حسینی ” نوشته شهید مطهری رجوع شود.
۴ – تورج زاهدی ،نگاهی به جایگاه موسیقی در فرهنگ ایرانی، اسلامی ، مجله بیناب ،شماره ۷
۵ روح الله خالقی ، سرگذشت موسیقی ایران ،ج۱، صص ۳۵۵و۳۵۶
۶ عزیز شعبانی ، شناسایی موسیقی ایران (بی جا، بی نا، ۱۳۵۴)، ص ۲۷
۷ همان ، صص ۲۸ـ۲۷
۸ تعزیه هنر بومی پیشرو ایران (تهران : انتشارات علمی و فرهنگی ، ۱۳۶۷(، مقاله ی پتر چلكوفسكی ، ص ۹.
۹ كارگردان شهیر ایرانی و سازنده فیلم ” روز واقعه “.
۱۰ بیضایی بهرام، نمایش در ایران، ص۱۵۲
۱۱ عبدالله مستوفی ، شرح زندگانی من : تاریخ سیاسی و اجتماعی عهد قاجار از آغاز محمدخان تا آخر ناصرالدین شاه (تهران :

رسانه هنر و موسیقی

منبع: http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/music/c5c1175694841_music_history_p1.php/موسیقی-محرم


more post like this