پژوهشگر: خواجه نوري، محمدرضا
دانشگاه: دانشگاه تهران
دانشکده: الهيات و معارف اسلامي
سال: ‏1382‏
مقطع: كارشناسي ارشد
استاد راهنما: مطهري، علي
کلیدواژه:
 چکیده:
امامت بعد از مسئله توحيد و صفات آن از مهمترين اموري است كه بايد به آن پرداخت. سيد مرتضي نيز به اين مهم بسيار توجه داشته ‏است و كوشش بسيار نموده است تا مباني اين مسئله را محكم نمايد و در جستجوي مباني عقلاني و منطقي آن برآمده است. تا آنكه ‏عقيده اماميه در باب امامت هر چه مقبول‌تر در نزد ساير فرق اسلامي شود و منكرين آن منكر داده‌هاي عقلي و لوازم قطعي آن بشمار ‏آيند. ‏ سيد مرتضي از عقيده كساني طرفداري مي‌كند كه اولاً : داشتن امام را براي برقرار شدن زندگي اجتماعي لازم و ضروري مي‌دانند ‏‏(برخلاف گروه اندكي از فرق اسلامي كه آن را لازم نمي‌دانند) و ثانياً: اين لزوم را الزوم عقلي مي‌داند بر خلاف گروه قليلي از معتزله ‏كه لزوم آن را به حكم دلائل سمعي مي‌دانند. دليل عقلي بر وجوب امامت به اين مسئله بر ميگردد كه امامت لطف است در تكليف ‏عقلي كه بدون آن تكليف كامل نيست يعني تكليف كردن بدون آن قبيح است پس لطف بر خداوند واجب است. ‏ چرا امامت لطف است؟ زيرا در صورت وجود امام مردم به انجام واجبات و ترك محرمات نزديكتر خواهد شد. زندگي اجتماعي ‏مردم بدون امام سامان نمي‌گيرد و جلوي ظلم‌ها و فسادها گرفته نمي‌شود. از اين رو كه طبيعت انساني واحد است و عصمت هم در ‏كار نيست پس مردم براي هميشه تاريخ به امام نياز دارند. ديگر اينكه در شريعت احتياج به حجيت قاطع داريم تا بهانه از مكلفين گرفته ‏شود و مجبور نباشند به ظن و استحسان و قياس و ديگر طرق غير موجه روي بياورند. پس در همه زمانها به امام نياز است. ‏ البته در زمان غيبت علماي شيعه چون متكي به نقل از ائمه (ع) هستند به اجازه خود ايشان مجاز به فتوا دادن مي‌باشند امام چون امكان ‏ترك نقل و عدول از آن وجود دارد حتماً بايد در وراي فقهاي شيعه امام موجود باشد. ‏ دليل ديگر اينكه چون شريعت اسلام ابدي و خاتم است احتياج به حافظ دارد و اين فقط با وجود امام تامين مي‌شود. ‏ صفات امام همگي از طريق عقل ثابت مي‌شوند. دليل عقلي عصمت اينكه دليل نياز به امام معصوم نبودن مردم از خطا و انحراف و ظلم ‏بود. اگر امام نيز جايز الخطا باشد او نيز به امام ديگر نياز خواهد داشت. دليل عقلي ديگر اينكه امام چون حافظ شرع است بايد ايمن از ‏خطا و معصوم باشد. دليل عقلي اعلم بودن امام اينكه عقل قبيح مي‌داند كه كسي كه در امري عالم نيست را در آن امر رئيس قرار ‏دهند. دليل افضل بودن امام اينكه عقل مقدم داشتن مفضول را بر فاضل قبيح مي‌داند. تعيين امام هم يا از طريق نص است يا معجزه زيرا ‏ثابت شد كه امام بايد معصوم باشد و چون مردم نمي‌توانند عصمت را در امام تشخيص دهند پس امام بايد منصوص باشد. ‏


more post like this