«اى على بن مهزیار! از خداوند متعال مى‏خواهم كه تو را از پیش رو و پشت سر و در همه احوال، حفظ كند. خوشحال باش كه من امیدوارم خداوند، بلایا را از تو برطرف كند… در پناه قدرت او به سلامت باشى!» (1)

آشنایى اجمالى

ابوالحسن على بن مهزیار اهوازى (2) دورقى، فقیه، محدث و از رهبران اندیشمند و سرشناس شیعه در اوایل قرن سوم است كه نزد امامان بزرگوار از جایگاه والایى برخوردار بود. على بن مهزیار از یاران نزدیك امام هادى‏علیه‏السلام و وكیل آن گرامى در برخى نواحى بوده است. او همچنین به افتخار همنشینى با امام رضاعلیه‏السلام و وكالت امام جوادعلیه‏السلام نائل آمده بود.

شیخ طوسى‏رحمه الله مى‏نویسد: «على بن مهزیار اهوازى از اصحاب مورد اعتماد حضرت هادى‏علیه‏السلام است.‌» (3) محدث قمى نیز درباره عظمت این شخصیت فرزانه مى‏گوید: «ابو الحسن، على بن مهزیار اهوازى دورقى، جلالت و عظمت قدرش، زیاده از آن است كه ذكر شود. از توقیعات شریفه حضرت جوادعلیه‏السلام به او معلوم مى‏شود چه اندازه این معظم، جلیل الشأن بوده است؛ در یكى از این توقیعات است كه مرا مسرور كردى به آنچه ذكر كردى و همیشه مرا مسرور مى‏دارى. خداوند تو را با بهشت مسرور سازد و از تو به سبب رضاى من راضى شود.‌» (4)

پدر او مسیحى و اهل هند بود كه به دین اسلام مشرف شد و بعداً در یكى از روستاهاى اهواز سكنى گزید. على بن مهزیار نیز همراه پدرش، در همان دوران نوجوانى به دین مقدس اسلام گروید و دلش با نور اهل بیت‏علیهم‏السلام منور شد.

اوّل، حسن بن سعید اهوازى او را به محضر امام هشتم معرفى كرد و از محضر ایشان بهره‏ها برد. پس از آن بزرگوار نیز در ردیف یاران خاص امام جوادعلیه‏السلام قرار گرفت و بعد از شهادت پیشواى نهم، با تلاشهاى فراوان به خوشه‏چینى در مكتب امام هادى‏علیه‏السلام پرداخت و به عنوان راوى مورد اعتماد و وكیل تام الاختیار حضرتش عمل مى‏كرد. (5)

على بن مهزیار، نزد اهل بیت‏علیهم‏السلام به چنان مقامى رسید كه امام جوادعلیه‏السلام وى را این‏گونه ستود: «لَسْتَ تَدْرِى كَیفَ جَعَلَكَ اللَّهُ عِنْدِى؛ [على!] تو نمى‏دانى خداوند براى تو نزد من چه مقامى قرار داده است! و آنگاه در ادامه مى‏فرماید: «من گاهى اوقات با نام و نسب خودت دعایت مى‏كنم. من به تو علاقه و محبت زیادى دارم. جایگاه تو را مى‏شناسم. خداوند، بهتر از این موقعیت برایت روزى كند و به سبب رضایت من، از تو راضى باشد، تو را به خواسته‏ها و آرزوهایت برساند و در فردوس اعلى به سبب رحمت و مغفرتش به تو منزل عطا كند كه او شنواى دعاست. خدا تو را حفظ و پاسدارى كند و بدیها را در پرتو رحمتش از تو دور بدارد.‌» (6)

بهر مهر تو به فردوس، براتم دادند                               وز جهنم به ولاى تو نجاتم دادند

سرخوش از دوستى آل پیمبر گشتم‏                              باده از جام تجلى صفاتم دادند

بى‏خود از شعشعه پرتو ذاتم كردند                              یعنى از نور ولاشان لمعاتم دادند

من همان روز ز اسلام شدم برخوردار                          كه به دل، نور ولاى حضراتم دادند

گر شدم عالم و عارف به ولاشان، چه عجب‏                   مستحق بودم و اینها به زكاتم دادند

در محضر امام هادى‏علیه‏السلام

همچنان‏كه اشاره شد، او علاوه بر ارتباط نزدیك با امام هشتم و نهم‏علیهماالسلام با پیشواى دهم نیز رابطه نزدیكى داشت. در این باره چند روایت را با هم مى‏خوانیم:

امام هادى‏علیه‏السلام طى نامه‏اى كه به على بن مهزیار ارسال كرده، زحمات و اشتیاق بى‏پایان على را به آن حضرت، این‏گونه ارج مى‏نهد:

«اَسْاَلُ اللَّهَ اَنْ یحْفَظَكَ مِنْ بَینِ یدَیكَ وَمِنْ خَلْفِكَ وَفِى كُلِّ حَالاتِكَ فَاَبْشِرْ فَاِنِّى اَرْجُو اَنْ یدْفَعَ اللَّهُ عَنْكَ وَاللَّهَ اَسْاَلُ اَنْ یجْعَلَ لَكَ الْخِیرَةَ فِیما عَزَمَ لَكَ مِنَ الشُخُوصِ فِى یوْمِ الْاَحَدِ وَاَخِّرْ ذَلِكَ اِلى‏ یوْمِ الْاِثْنَینِ اِنْ‏شاءَ اللَّهُ صَحِبَكَ اللَّهُ فِى سَفَرِكَ وَخَلَّفَكَ فِى اَهْلِكَ وَاَدَّى عَنْكَ وَسَلِمْتَ بِقُدْرَتِهِ؛ (7) [اى على بن مهزیار!] از خداوند متعال مى‏خواهم كه تو را از پیش رو و پشت سر و در همه احوال حفظ كند. خوشحال باش كه من امیدوارم خداوند [بلایا را] از تو برطرف كند و از خدا مى‏خواهم سفرى را كه روز یكشنبه قصد دارى، برایت خیر دهد. سفرت را – به خواست خدا – تا روز یكشنبه تأخیر بینداز. خدا در سفر همراهت، و در میان خانواده، جانشینت، و در غیاب تو انجام‏دهنده كارهایت باشد و در پناه قدرت او به سلامت باشى!»

على بن مهزیار گفته است كه خدمت حضرت هادى‏علیه‏السلام رسیدم. پیش از اینكه سخنى گویم، آن جناب به فارسى با من صحبت كرد. (8)

او در روایت دیگرى مى‏گوید: «غلامم را – كه از اهالى قسطنطنیه بود – خدمت حضرت هادى‏علیه‏السلام فرستادم. غلام با تعجب برگشت و همچنان متحیر بود. گفتم: «پسرم چه شده است!» گفت: «من از این در شگفتم كه امام با من به زبان رومى صحبت مى‏كرد؛ مثل اینكه یك فرد رومى است.‌» فكر مى‏كنم: هدف حضرت این بود كه غلامان دیگر، منظور امام را متوجه نشوند.‌» (9)

ابراهیم بن مهزیار برادر على بن مهزیار نقل مى‏كند كه زمانى حضرت هادى‏علیه‏السلام از برادرم على بن مهزیار خواست كه برایش ساعتى بسازد. ساعت در سال 228 قمرى، آماده شد و براى تحویل به سوى آن حضرت حركت كردیم. همین‏كه به منطقه «سیاله» رسیدیم، على بن مهزیار، طى نامه‏اى، برنامه سفر را به ایشان اطلاع داد. در ضمن، اجازه شرفیابى خواست و تقاضا كرد چه وقت مناسب است تا به خدمت شما برسیم و براى من نیز اجازه خواست.

آن حضرت‏علیه‏السلام در جواب، اجازه شرفیابى داده و بعد از ظهر را تعیین كرده بود. همه به راه افتادیم. روز بسیار گرمى بود. غلام على بن مهزیار به نام «مسرور» نیز همراه ما بود. همین‏كه به منطقه سكونت امام، نزدیك شدیم. دیدم بلال، غلام امام ایستاده و منتظر ما است. گفت: «وارد شوید.‌» ما داخل یكى از اتاقها شدیم. بى‏اندازه تشنه بودیم. مختصرى كه نشستیم، یكى از خدمتكاران آمد و با خود كوزه‏اى آب خنك آورد. آن آب را نوشیدیم. بعد امام، على بن مهزیار را خواست. على تا بعد از عصر، خدمت امام بود. بعد مرا خواست. رفتم و سلام كردم و درخواست كردم كه دست مبارك حضرتش را ببوسم و بوسیدم. پس از اندكى كه در محضر امام‏علیه‏السلام نشستم، خواستم از محضرش مرخص شوم.

همین‏كه از جا حركت كردم و از خانه خارج شدم، مرا صدا زد و فرمود: «ابراهیم!» عرض كردم: «بله، آقاى من.‌» فرمود: «نرو.‌» همان‏جا ایستادم. مسرور غلام، نیز حضور داشت.

آن‏گاه دستور داد ساعت را به كار اندازند. بعد خود امام خارج شد، برایش صندلى قرار دادند و روى آن نشست. براى على بن مهزیار نیز یك صندلى طرف چپ امام گذاشتند. من هم كنار ساعت ایستاده بودم. ساعت، یك ریگ انداخت. مسرور گفت: «ساعت هشت است.‌» آن حضرت فرمود: «منظورش از هشت، همان ثمانیه در عربى است؟» عرض كردیم: «بله.‌» (10) و… (11)

مقام علمى

على بن مهزیار مفسر كلام خدا، مجتهد متعبد، محدث سرشناس، عالمى نستوه و روایتگرى سختكوش بود كه رتبه بلند او در میان نخبگان مذهب امامیه، زبانزد فقها و علماى بزرگ است. روایتهاى فراوان او همواره مورد توجه فقیهان، محدثان و مفسران است و محققان علوم دینى، هرگز از روایاتش بى‏نیاز نیستند؛ زیرا از وى بیش از 437 مورد روایت در موضوعات مهم اسلامى و مورد نیاز جامعه، در كتب اربعه دیده مى‏شود. (12)

ابن شهرآشوب از نظریه‏پردازان علم رجال مى‏گوید: «على بن مهزیار اهوازى از دانشمندان مورد وثوق ماست كه 33 كتاب از خود به یادگار گذاشته است. كتابهاى حروف القرآن، الانبیاء، الخصال، البشارات، الوضوء، الصلاة، الحج، المثالب، وفاة ابى‏ذررحمه الله، حدیث الاشعریه، از جمله آنهاست.‌» (13)

او تفسیر مستقل هم دارد كه به تفسیر ابن مهزیار موسوم است. (14) گفته‏اند كتابهاى وى از اصول چهارگانه شیعه به شمار مى‏روند. على بن مهزیار در زمان حضرت هادى یا امام حسن عسكرى‏علیهماالسلام از دنیا رفته است.

در عرصه فقه

شخصیت‏نگاران، على بن مهزیار را یكى از استوانه‏هاى فقه شیعه قلمداد كرده‏اند؛ چرا كه وى مسائل كوچك و بزرگ فقهى را از مكتب سه امام همام‏علیه‏السلام آموخته و به دیگران نیز آموزش داده است. در اینجا، نقل چند مورد از روایتهاى فقهى او مناسب مى‏نماید.

نماز در حرمین

على بن مهزیار از حضرت جوادعلیه‏السلام درباره نماز در حرمین سؤال كرد و به آن حضرت نوشت: «روایات از پدران بزرگوار شما درباره كامل یا شكسته خواندن نماز در حرمین شریفین مختلف است. برخى حكایت از آن دارد كه نماز را در آن مكانهاى مقدس باید كامل خواند؛ گرچه یك نماز بخوانى و در برخى دیگر دستور قصر خواندن آمده است؛ مگر اینكه ده روز قصد اقامت كنى!

من تا كنون نمازهایم را در آنجا كامل مى‏خواندم تا اینكه امسال در ایام حج، فقهاى اصحاب ما به من گفتند كه اگر قصد ده روز ندارم، باید نمازم را شكسته بخوانم و من هم به آن عمل كردم؛ اما چون نظر شریف شما را در این باره نمى‏دانستم، این عمل برایم دلچسب نبود. تقاضا دارم مرا راهنمایى بفرمایید.‌»

امام در پاسخ نوشت: «خدا تو را رحمت كند. تو مى‏دانى نماز در آن دو حرم در مقایسه با سایر جاها چقدر فضیلت دارد. من دوست دارم هرگاه به آن دو حرم داخل شدى، نمازت را شكسته نخوانى و در آنجا بیش‏تر و كامل‏تر بخوانى!»

بعد از دو سال وقتى به حضور امام رسیدم، عرضه داشتم: «من قبلاً از شما طى نامه‏اى مسئله‏اى را پرسیده بودم و شما هم این‏گونه پاسخ داده بودید.‌» فرمود: «آرى، درست است. حكم، همان است كه برایت نوشته بودم.‌» من به‏طور حضورى از امام سؤال كردم: «مقصود شما از حرمین كجاست؟» آن حضرت فرمود: «حرم مكه و مدینه.‌» (15)

از موارد خمس

حضرت جوادعلیه‏السلام در نامه‏اى كه به على بن مهزیار، یار نزدیك خود نگاشته است، ضمن برشمردن موارد خمس مى‏فرماید: «وَما صَارَ اِلى‏ مَوالِىَّ مِنْ اَمْوالِ الْخُرَّمِیةِ الْفَسَقَةِ؛ [یكى دیگر از جاهایى كه باید خمس آن پرداخته شود] اموالى است كه از دست پیروان بابك خرم‌دین (16) به دست مى‏آید كه افرادى فاسق و تبهكار هستند.‌»

امام محمدتقى‏علیه‏السلام در ادامه نامه خود مى‏نگارد: «من مى‏دانم كه اموال زیادى از این طریق و راههاى دیگر به دست دوستان ما به عنوان غنیمت مى‏رسد. آنان باید این غنایم را از طریق وكلا به ما برسانند.‌» (17)

آیات الاحكام

حضرت جوادعلیه‏السلام ضمن نامه‏اى دیگر به على بن مهزیار، برخى نكات و ناگفته‏هاى مسائل خمس و زكات را تشریح و وظایف شیعیان را معین مى‏كند. آن حضرت مى‏فرماید: «اى على بن مهزیار! برخى دوستان ما – كه توفیق و رستگارى آنان را از خدا مى‏خواهم – در باره پرداخت وجوه واجبشان كوتاهى مى‏كنند. من این را مى‏دانم و دوست دارم امسال درباره خمس، اموال آنان را پاكیزه و حلال كنم؛ چرا كه خداوند متعال مى‏فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَ لِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِم بِهَا وَ صَلِ‏ّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلَوتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ * أَلَمْ یعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ یقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ‏ى وَ یأْخُذُ الصَّدَقَتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ * وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ‏و وَ الْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى‏ عَلِمِ الْغَیبِ وَ الشَّهَدَةِ فَینَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ‌»؛ (18) «از اموال آنان، صدقه‏اى [به عنوان زكات‏] اخذ كن و به این وسیله، آنان را پاك كن و به آنان دعا كن كه دعاى تو مایه آرامش آنهاست و خداوند شنواى داناست. آیا نمى‏دانند كه فقط خدا توبه را از بندگانش مى‏پذیرد و صدقات را مى‏گیرد و خداوند، توبه‏پذیر و مهربان است. بگو: عمل كنید. خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى‏بینند و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار باز گردانده مى‏شوید و شما را به آنچه عمل مى‏كردید، خبر مى‏دهد.‌»

سپس امام در ادامه نامه‏اش به على بن مهزیار مى‏فرماید: «من این خمس را همه ساله بر آنان واجب نمى‏كنم و فقط زكات را كه خداوند مقرر كرده است، بر آنان لازم مى‏دانم. امسال، فقط خمس را در باره طلا و نقره كه سال بر آنان گذشته باشد، واجب مى‏كنم؛ اما در باره كالاها و لوازم مورد نیاز زندگى، ظروف، چهارپایان، خدمتكاران، سود معاملات و یا املاك، خمس مقرر نمى‏دارم – به غیر از درآمدهایى كه بعداً توضیح خواهم داد – اینها به سبب سهولت و راحتى و سبك گرفتن براى دوستان و شیعیانمان است و نوعى احسان محسوب مى‏شود؛ زیرا حكمرانان ستمگر با خدعه و فریب، اموال آنان را تصرف مى‏كنند و یا به دلیل گرفتاریهایى كه در زندگى پیش مى‏آید، ما هم تسهیلاتى براى دوستانمان قائل مى‏شویم؛ اما در غنایم و درآمدهاى شغلى به سودهایى كه به دستشان مى‏رسد، پرداخت خمس در سر سال واجب است؛ همچنان‏كه خداوند متعال در این باره مى‏فرماید: «وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَىْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ‏و وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبَى‏ وَالْیتَمَى‏ وَالْمَسَكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن كُنتُمْ ءَامَنتُم بِاللَّهِ وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَى‏ عَبْدِنَا یوْمَ الْفُرْقَانِ یوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى‏ كُلِ‏ّ شَىْ‏ءٍ قَدِیرٌ‌»؛ (19) «بدانید هرگونه غنیمتى كه به دست آوردید خمس آن براى خدا و پیامبر و براى نزدیكان و یتیمان و مسكینان و واماندگان در راه است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى حق از باطل، روز درگیرى دو گروه (روز جنگ بدر) نازل كردیم، ایمان آوردید، و خداوند بر هر چیزى تواناست.‌» (20)

ویژگی‌هاى على بن مهزیار

الف. اخلاق فردى‏

او داراى خصوصیات اخلاقى پسندیده و كمالات معنوى برجسته‏اى بود. عادت آن شخصیت وارسته در عبادت، چنان بود كه چون آفتاب طلوع مى‏كرد سر به سجده مى‏گذاشت و سر بلند نمى‏كرد تا از براى هزار نفر از برادران مؤمن خود دعا كند به آنچه براى خود دعا مى‏كرد و پیشانى‏اش از كثرت سجده، مثل زانوى شتر پینه بسته بود. (21) وى در تعظیم، علاقه‏مندى و خدمت به اهل بیت‏علیهم‏السلام كم‏نظیر بود. (22)

حضرت جوادعلیه‏السلام در تجلیل از على بن مهزیار اهوازى و تشریح ویژگیهاى زیبایش، خطاب به او مى‏فرماید: «اى على بن مهزیار! خداوند به تو جزاى نیك عنایت كند و تو را در بهشت خویش مسكن دهد، از خوارى و ذلت دنیا و آخرت رهانیده، با ما خانواده محشور كند. من تو را در خیر خواهى، فرمانبرى، خدمت‏رسانى، وقار، ادب، انجام تكلیف و به جاى آوردن وظایف خویش، آزمودم. اگر بگویم كه مثل تو را ندیده‏ام، امیدوارم سخن راستى گفته باشم. خداوند، پاداش تو را سكونت در باغهاى فردوس برین قرار دهد. عظمت خدمات تو در گرما و سرما و شب و روز بر من پوشیده نیست. از خداوند مسئلت مى‏كنم كه تو را در روز قیامت در پرتو محبت و رحمتش قرار دهد؛ همانا كه او شنونده دعاهاست.‌» (23)

ب. اخلاق اجتماعى‏

واسطه فیض‏

على بن مهزیار مى‏گوید: محمّد بن حمزه غنوى به من نامه نوشت و از من درخواست كرد تا از امام جوادعلیه‏السلام دعایى بخواهم كه گرفتارى‏اش برطرف و از زندان آزاد شود. امام محمّد تقى‏علیه‏السلام نیز در پاسخ نامه من فرمود: «به محمّد بن حمزه بگو كه این دعا را همیشه بگوید و آن را مرتب بخواند: «یا مَنْ یكْفِى مِنْ كُلِّ شَىْ‏ءٍ وَلا یكْفِى مِنْهُ شَىْ‏ءٌ اكْفِنِى ما اَهَمَّنِى مِمَّا اَنَا فِیهِ؛ اى كسى كه از هر چیزى كفایت و بى‏نیاز مى‏كند و هیچ چیز از او بى‏نیاز نیست، در امر مهمّى كه من در آن هستم مرا كفایت و بى‏نیاز گردان!» امام بعد از آن فرمود: «امیدوارم به سبب این دعا، گرفتارى او برطرف شود؛ ان‏شاء اللّه تعالى.‌» من این دعا را به او رساندم و او در مدت كوتاهى از زندان آزاد شد. (24)

نجات از زلزله‏

على بن مهزیار اهوازى به امام نامه نوشت و در آن، دعاى حضرت را براى رفع زلزله از شهرستان اهواز خواستار شد. وى در آن نامه از حضرت پرسید: «آیا با این همه زلزله و آثار زیانبار آن، كه در اهواز رخ مى‏دهد، به نظر شما ما از اینجا به جاى دیگرى كوچ كنیم تا از آثار ویرانگر آن در امان بمانیم؟!»

امام در پاسخ نامه، او و همشهریانش را از مهاجرت باز داشت و فرمود: «شما روزهاى چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرید و غسل كنید؛ آن‏گاه لباسهایتان را از آلودگیها پاك كنید و روز به بیرون شهر بروید و به درگاه الهى دعا و انابه كنید كه این بلا از شما رفع خواهد شد.‌» ابن مهزیار مى‏گوید: «ما به دستور امام جوادعلیه‏السلام عمل كردیم و بلاى زلزله برطرف شد.‌» (25)

رساندن نامه‏

ابى عمرو حدّاء از یاران امام هادى‏علیه‏السلام (26) مى‏گوید: روزى نامه‏اى نوشتم و از طریق على بن مهزیار به امام هادى رساندم. در آن نامه عرضه داشتم: «فدایت شوم! من زمانى از پدر بزرگوارت سؤالاتى كردم و رهنمود خواستم و در باره سختى و فشار زندگى به آن گرامى شكایت كردم. بر اثر رهنمودهاى آن حضرت به آنچه كه مى‏خواستم دست یافتم. اى آقاى من! دوست دارم شما هم مرا راهنمایى كنید. آیا فقط به مداومت سوره قدر در نمازهاى واجب و غیر آن بپردازم و یا در كنار سوره قدر، سوره‏هاى دیگر را نیز تلاوت كنم؟! یا این عمل آدابى دارد كه باید آنها را رعایت كنم؟ چه دستورى مى‏فرمایید؟» امام پاسخ داد: «هرگز تلاوت قرآن را رها مكن؛ كم یا زیاد و قرائت سوره قدر در یك شبانه روز 100 مرتبه كافى است.‌» (27)

روایت‌هاى راهگشا

در اینجا به نمونه‏هایى از روایات على بن مهزیار در موضوعات مختلف مى‏پردازیم:

1. امامت‏

على بن مهزیار روایت مى‏كند كه به حضرت هادى‏علیه‏السلام عرض كردم: «اِنْ كانَ كَوْنٌ وَاَعُوذُ بِاللَّهِ فَاِلى‏ مَنْ قالَ: عَهْدِى اِلَى الْاَكْبَرِ مِنْ وُلْدِى یعْنِى الْحَسَنْ‏علیه‏السلام؛ (28) اگر – خداى نكرده، پناه به خدا – پیش‏آمدى شد (و شما از دنیا رفتید) به كه پناه بریم (و امام ما كیست؟) فرمود: عهد من به سوى بزرگ‏ترین فرزند من، یعنى حسن‏علیه‏السلام است.‌»

2. دقت در اجراى وصیت‏

على بن مهزیار مى‏گوید: «امام جوادعلیه‏السلام در نامه‏اى به جعفر و موسى به آنان یادآور شد كه من به شما گفته‏ام گواهیهاى چنین و چنان اخذ كنید؛ زیرا این عمل، نجات شما را در آخرت در پى دارد، وصیتهاى پدر و مادرتان را تضمین مى‏كند و نوعى نیكى از شما به آنان است.

از اینكه در وصیت آنان تغییر دهید، به شدت بپرهیزید؛ زیرا دست آنان از دنیا كوتاه شده است. خداوند از هر دو راضى باشد. امروز اجراى وصیتهاى آنان بر عهده شماست. خداوند تبارك و تعالى در این باره مى‏فرماید: «فَمَن‏م بَدَّلَهُ‏و بَعْدَ مَا سَمِعَهُ‏و فَإِنَّمَآ إِثْمُهُ‏و عَلَى الَّذِینَ یبَدِّلُونَهُ‏و إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ‌»؛ (29) «كسانى كه پس از شنیدن وصیت، آن را تغییر دهند، گناه آن تنها بر كسانى است كه وصیت را تغییر مى‏دهند. به یقین كه خداوند شنوا و داناست.‌» (30)

3. سوگندهاى قرآن‏

على بن مهزیار درباره سوگندهاى قرآن از محضر امام جوادعلیه‏السلام نكته‏اى را نقل كرده است كه قابل دقت است. روزى از پیشواى نهم پرسید:«سوگندهاى قرآن [به اشیاء و امور مختلف‏] همانند «وَاللَّیلِ اِذا یغْشى‏ * وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّى‏ * وَالنَّجْمِ اِذا هَوى» و نظایر اینها براى چه در قرآن مورد قسم قرار گرفته است؟» امام فرمود: «خداى تعالى [براى بیدارى انسان و تحریك اندیشه وعقل وى‏] مى‏تواند به هر یك از مخلوقات كه بخواهد سوگند یاد كند؛ ولى مردم جز به ذات او به چیز دیگرى نباید سوگند یاد كنند.‌» (31)

پی‌نوشـــــــــــــت‌ها:

1) از نامه امام هادى‏علیه‏السلام به على بن مهزیار.

2) طبق فرموده برخى محققان، این على بن مهزیار، غیر از آن است كه به محضر حضرت حجت‏علیه‏السلام مشرف شده است. او برادرزاده این على بن مهزیار است كه محدث و همنشین سه امام معصوم است؛ زیرا شخصیت مورد نظر ما على بن مهزیار، محدث و مفسر است كه در زمان امام هادى‏علیه‏السلام‏یا در نهایت در اوایل امامت امام عسكرى‏علیه‏السلام از دنیا رفته و حتى بنا به گفته برخى، زمان امامت حضرت عسكرى‏علیه‏السلام را هم درك نكرده است. در حقیقت، این على بن مهزیار، عموى اوست و او على بن ابراهیم بن مهزیار است. همچنین على بن ابراهیم بن مهزیار ثانى كه به محضر حضرت حجت‏علیه‏السلام مشرف شده است، در اهواز مدفون است و اوایل زمان غیبت حضرت مهدى (عجل اللّه تعالى فرجه) را درك كرده است. در هر صورت، هر دو بزرگوار از شخصیتهاى مورد توجه امامان معصوم‏علیهم‏السلام و دانشمندان بزرگ امامیه به شمار مى‏آیند؛ گر چه در قضیه تشرف هم اضطراب و اشكال وجود دارد. (الذریعة الى تصانیف الشیعة، ج 4، ص 249 و معجم رجال الحدیث، ج 13، ص 212.)

3) رجال الشیخ، شیخ طوسى، قم، نشر اسلامى، 1415 ق، ص 388.

4) منتهى الآمال، شیخ عباس قمى، تهران، نشر اسلامیه، 1380 ق، ج 2، ص 358.

5) معجم رجال الحدیث، ابو القاسم خوئى، پنجم، 1413 ق، ج 13، ص 206.

6) رجال كشى، شیخ طوسى، قم، مؤسسه آل البیت‏علیهم‏السلام، 1404 ق، ص 551.

7) بحار الانوار، علامه محمدباقر مجلسى، مؤسسة الوفاء، ج 56، ص 41.

8) بصائر الدرجات، محمّد بن حسن صفار، قم، نشر كتابخانه آیت اللّه مرعشى نجفى، باب فى الائمّةعلیهم‏السلام أنّهم یتكلمون…، ص 333.

9) همان.

10) ساعت چنین درست شده بود كه در سر هر ساعت، یك ریگ مى‏انداخت. وقتى مى‏خواستند بفهمند چه ساعتى است، ریگها را مى‏شمردند.

11) بصائر الدرجات، ص 337.

12) معجم رجال الحدیث، ج 13، ص 213.

13) معالم العلما، ابن شهرآشوب، مازندرانى، نجف اشرف، منشورات حیدریه، ص 13.

14) الذریعه الى تصانیف الشیعه، شیخ آقا بزرگ تهرانى، قم، نشر اسماعیلیان، ج 4، ص 249.

15) الكافى، محمّد بن یعقوب كلینى، تهران، نشر اسلامیه، 1377 ق، ج 4، ص 525.

16) بابك خرم‌دین در دوران جوانى در اردبیل به كشاورزى اشتغال داشت. او در زمان خلافت مأمون، علیه حكومت مركزى قیام كرد. پیروان زیادى در آذربایجان به گرد او جمع شدند و او به‏طور رسمى شورش كرد و با نیروهاى خلیفه وقت به مقابله برخاست. از سال 201 – 222 ه. ش بسیارى از مأموران حكومتى به دست پیروان او كشته شدند. در زمان معتصم، سردارى به نام افشین به جنگ او شتافت و وى را دستگیر كرد و در بغداد كشت. پیروان بابك خرم‌دین، سالها در آذربایجان با لشكریان مسلمان مبارزه مى‏كردند تا این‌كه در قرن سوم منقرض شدند. امروزه نیز برخى از افراد فرصت‏طلب، در سالگرد اعدام وى‏، در «قلعه بابك» در نزدیك «كلیبر» در آذربایجان شرقى گرد مى‏آیند و براى رسیدن به اغراض سیاسى خود، بر احیاى مرام باطل وى اصرار مى‏كنند.

17) وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملى، مؤسسه آل البیت‏علیهم‏السلام، ج 9، ص 502.

18) توبه/103 – 105.

19) انفال/41.

20) وسائل الشیعه، ج 9، ص 501.

21) معجم رجال الحدیث، ج 13، ص 209 و منتهى الآمال، ج 2، ص 358.

22) موسوعه طبقات الفقهاء، ج 3، ص 411.

23) رجال كشى، ص 549.

24) الكافى، ج 2، ص 560.

25) همان، ص 544.

26) رجال طوسى، ص 393.

27) الكافى، ج 5، ص 316.

28) همان، ج 1، ص 326.

29) بقره/181.

30) وسائل الشیعه، ج 19، ص 338.

31) المیزان، علامه سید محمّد حسین طباطبایى، انتشارات اسماعیلیان، ج 20، ص 307.

http://www.yasinmedia.com


more post like this