نویسنده: خلیل منصوری

مذهب شافعی مذهب فراگیر در اندونزی است وآن نزدیک ترین مذهب به شیعه در میان دیگر مذاهب اهل سنت است. چه مذهب شافعی نسبت به مذهب اهل بیت(علیهم السلام) خیلی شبیه تر و در پاره ای از مسایل عین تعالیم اهل بیت(علیهم السلام) است و این افزون بر علاقمندی خود صاحب مذهب به اهل البیت(علیهم السلام) است. این امر موجب می شود که تبلیغ تشیع در اندونزی بسیار آسان تر گردد و عملا شیعه پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران به صورت بسیارچشمگیری در اندونزی به ویژه در میان دانشجویان و روشنفکران منتشر شود. به نحوی که اکنون در بسیاری از شهرها و جزایراندونزی روند رو به رشد گرایش اسلامی و شیعی مشاهده شود. همان طور که می دانید اندونزی از هزاران آبخوست (جزیره) کوچک و بزرگ تشکیل شده است و در دیدارهایی که از آبخوستها شد مشاهده گردیدکه مذهب تشیع در بسیاری از آنان رواج یافته و شیعیان در آنجاگروه نسبتا بزرگی را تشکیل می دهند.

تاریخ تشیع در اندونزی به صورت چشمگیر و فراگیرش، یعنی تشیع به عنوان یک پدیده در حد یک کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح گردیده است ولی با این همه تشیع و شیعیان پیش از انقلاب اسلامی نیز در این کشور وجود داشته و اکنون نیز خانواده های بسیاری وجود دارند که از گذشته های دور بر مذهب تشیع بوده و به آن عمل می کردند از این دسته می توان به خانواده های علوی وسادات هاشمی که در اندونزی به وفور یافت می شوند اشاره نمود.شمار اینان بسیار قابل توجه و در حدود یک میلیون نفر می باشند.اینان اصالتشان به کشور یمن و حضرموت بر می گردد که برای تبلیغ اسلام به منطقه جنوب شرق آسیا به همراه خانواده های خود هجرت نموده بودند. آنها در ا صل شیعی مذهب بوده و در این کشور برمذهب خودشان باقی مانده بودند. پس از انقلاب اسلامی همانطور که گفته شد تشیع و شیعه گری در بسیاری از شهرها و جزایر رواج چشمگیر یافت.

در جاکارتا پایتخت شمار زیادی از شیعیان زندگی می کنند ونیز در استانهای دیگر مانند استان جاوه مرکزی، استان جاوه غربی، استان جاوه شرقی، جزیره سوماتره در شهرهای پارامبه،آچه، لاسوم و در جزیره سوماله پی در شهری مانند پاندان و درجزیره کاریمانتان در شهر باری پاکمان، آن جرماسین، چامرین را ودر دیگر جزایر و شهرها جمعیتی از شیعیان و پیروان اهل بیت(علیهم السلام) زندگی می کنند.

شیعیان با این همه بیشتردر جزیره جاوه به صورت متمرکز وجود دارند. جاوه جزیره ای است که جاکارتا پایتخت در آن قرار دارد.قابل ذکر است که کشور اندونزی بدلیل این که یک کشور اسلامی است حتی بیش از انقلاب اسلامی مراکز اسلامی در آن به گونه بسیار فعال کار می کردند. در همه جای کشور مدارس اسلامی وجود داشته و دارد.این مدارس و مراکز اسلامی در آموزش جوانان این کشور بسیار کارنموده و جوی از اسلام خواهی و بیداری اسلامی را پدید آورده بودند. در حقیقت فعالیتهای اسلامی و نیز آموزشهای فراگیر اسلامی در شکلهای گوناگون در اندونزی یک پدیده نوینی نیست.

در باره مراکز شیعی باید گفت که شیعیان معمولا در هر شهری که ساکن هستند برای خودشان یک مرکزی تاسیس می کنند و این مراکزدارای موسسات آموزشی و خدماتی نیز می باشد بنابر این در همه شهرهای کشور اندونزی که از آنها نام برده ایم موسسات مذهبی شیعی با اسامی و نامهای گوناگون وجود داشته و فعالیت می نمایند.

بزرگترین و فعال ترین این موسسات که می توان از آن نام برد.

-موسسه مطهری که توسط آقای جلال الدین رحمت تاسیس شد.

-موسسه الهادی که توسط سید احمد بارقبه تاسیس شد.

-موسسه المعهد الاسلامی که توسط مرحوم استاد سید حسین حسینی الحبشی تاسیس گردید.

-موسسه اولوالالباب در شهر آچه که به وسیله (سید زاهر یحیی)پایه گذاری شد.

-موسسه الکوثر در شهر مالانگ که یکی از فعالترین موسسات شیعی است.

-موسسه المنتظر(عج) در جاکارتا و…

این موسسات که ذکر شد خیلی فعال هستند.

بعضی از این موسسات افزون بر برپایی مراسم، نماز و آئین های دینی و مذهبی و نشر مذهب اهل بیت(علیهم السلام) مدارسی را هم اداره می کنند.

از این نمونه که می توان نام برد: موسسه المطهری(ره) که یک دبیرستان خیلی خوب و در سطح بالایی را اداره می کند. موسسه الهادی(ع) که یک مدرسه دینی را اداره می کند و در ارتباطتنگاتنگ با سازمان حوزه ها است.

موسسه مدینه العلم که توسط خود سازمان حوزه ها تاسیس و راه اندازی شده است و یک مدرسه عالی به نام مدرسه عالی مدینه العلم را اداره می کند و این موسسه در حومه پایتخت وجود دارد. مدرسه افزون بر فعالیت در علوم دینی یک مدرسه راهنمایی و یک دبیرستان را تحت پوشش قرار داده است و آنها را اداره می نماید.مدرسه اولوالالباب در شهر آچه که از ماه ژوئیه ۱۹۹۸ شروع به فعالیت کرده و مدرسه ای را اداره می کند به نام مدرسه اولوالالباب که یک مدرسه دینی است.

کلید واژگان (برچسب ها): شیعیاناندونزیشافعیاهل سنتجاکارتا
منبع:
فرهنگ کوثر > فروردین ۱۳۷۸، شماره ۲۵ ، صفحه ۹۴


more post like this