نویسنده:
مهناز رحیم پور
چكيده
مقاله حاضر با عنوان تبيين شخصيت قرآني و عزتمند امام حسين(ع)به توضيح و تبيين شخصيت امام حسين(ع)در آيات و روايات فرقاني مي پردازد و شخصيت عزتمند آن حضرت را كه مبتني بر اصل كرامت و حريت بود،بيان مي دارد.حضرت ابا عبد الله(ع)از شخصيتها و اسوه هاي مشهور در طول تاريخ بشريت است كه با برپايي حماسه عاشورا چگونه زيستن را به انسان آموخت.طهارت تكويني و ويژگيهاي منحصر به فرد آن حضرت، و شرافت و نفاست نسبي و ذاتي،از آن حضرت شخصيتي عزتمند و نمونه را در بين برگزيدگان الهي رقم زده بود.
كليد واژه ها:امام حسين(ع)،آيات قرآني،روايات فرقاني،عزت،عزتمند،حرِيت

مقدمه
سومين حجّت برگزيده خداوند،مكني به ابا عبد الله1،و ملقب به سيد،شهيد،سبط، نام شريفش در كتب مقدس پيشينيان مذكور و نزد انبياي عظام و اوصياي آنان مشهور به شُبير،معادل حسين(ع)در عربي است،كه نبي مكرّم(ص)با نزول سروش وحي از جانب پروردگار بر او نهاده است.2 حضرتش از اهل بيت(ع)و خامس آل عباست كه خلقت كائنات به سبب وجودي آنان ايجاد گشته و به فرمايش امير مؤمنان علي(ع)احدي را با ايشان نمي توان قياس كرد.3 زيرا آنان معدن رحمت و مهبط وحي و مظهر اسماء حسني الهي و تجلي سرّ اعظم كبريايي هستند.4 و در اين ميان حسنين(ع)مستجمع جميع صفات محمديه و علويه و وارث عصمت فاطمي(س)هستند كه در مراتب كمال و قوس نزول و صعودي زينت دوش و سينه مقام خاتميت قرار داشتند.سيادت و شرافت و عزّت و كرامت در آنان مستقر و متجلي گشته است.
حسنين(ع)دو گل خوشبوي بوستان نبوت و بهره دنيوي پيامبر(ص)مي باشند.حسن و حسين دو نام از نامهاي بهشتيان است كه عرب آنها را در جاهليت نشنيده بود و پيامبر(ص) آنان را به وحي آسماني بر د و نواده خويش نام نهاد.5 هيچ كس در فضل و علم،همپايه حسنين(ع)نرسيده زيرا آنان با ملكات و مواهب ذاتي و علميشان از ديگران برتر بودند.آنان علم را در سنين خردسالي از سرچشمه نبوت نوشيدند و در حضور پدر عاليقدرشان از چشمه سار علوم بهره بردند و شاگردي كردند.در روايت آمده است:علم به حسن و حسين(ع)نوشانيده شده است.6
درباره فضايل حسنين(ع)از رسول خدا(ص)روايات بسياري نقل شده،كه حكايت از علاقە وافر آن حضرت به اين دو برادر دارد كه به طور علمي محبت خويش را نسبت به آنان ابراز مي فرمود و با پايين آمدن از منبر و بوسيدن و كام به دهان آنان گزاردن آنان را بر پشت خود سوار مي كرد و اظهار محبت مي نمود.7 افزون برآنكه در روايات وارده خصايص و ويژگيهايي براي حضرت ابا عبدالله(ع)بيان گشته است.از جمله امام صادق(ع) فرموده اند:
امام حسين(ع)از فاطمه و هيچ زن ديگري شير نخورد،او را به خدمت حضرت رسالت(ص)مي آوردند و آن حضرت انگشت ابهام خود را به دهان او مي گذاشت و آن قدر مي مكيد كه دو سه روز او را كافي بود،پس گوشت و خون آن حضرت از گوشت و خون رسول خدا(ص)روئيد،و هيچ فرزندي شش ماهه متولد نشد كه بماند به غير عيسي بن مريم(ص)و حسين بن علي(ع)8
در روايت ديگر از حضرت ابوالحسن الرضا(ع)وارد شده كه:
امام حسين(ع)را به نزد پيامبر(ص)مي آورند،آن حضرت زبان مبارك خود را در دهان او مي كرد و او مي مكيد و به همان اكتفا مي نمود و او از هيچ زني شير نخورد.9
فضايل و مناقب آن حضرت فزون از درك و در قالب الفاظ و كلمات گنجانده نمي شود. رسول خدا(ص)درباره مقام پنج تن آل عبا مي فرمايد:
حسن و حسين بهترين انسانهاي روي زمين بعد از من و پدرشان مي باشند و مادرشان برترين زنان عالم است. 10
و نيز براساس روايتي آن حضرت مي فرمايد:
من و علي و فاطمه و حسن وحسين دو هزار سال پيش از خلقت آدم خداوند را تسبيح مي كرديم و فرشتگان با تسبيح ما تسبيح مي كردند.11سيماي پيامبران از چهرە اباعبدالله هويدا بود و در هيبت همچون رسول خدا(ص)بود كه پيشانيها در برابرش به تواضع مي افتادند .بر چهره شريف آن حضرت نشانه هاي امامت آشكار و چهره اش از درخشانترين چهره هاي مردم بود.جمالي عظيم داشت و نور درخشنده اي در پشيماني و گونه هايش بود ،كه اطرافش را در شب تاريك روشن مي ساخت و او شبيه ترين مردم به رسول خدا(ص)و حامل نور امامت بود.12
واذا نظرت الي اسرة وجهه برق كبرق العارض المتهلل 13
هرگاه به خطوط چهره اش بنگري همچون ابر باران زا برق مي زند.
امام حسن(ع)احترام ويژه اي براي برادرش حسين(ع)قائل بود.ابن عباس وقتي علت اين همه تعظيم و تكريم را از او پرسيد:امام حسن(ع)فرمود:
من عظمت و جلال امير مؤمنان پدرم را در برادرم حسين(ع)مي بينم و او را مانند او عزيز مي دارم.14مردي به امام حسين(ع)گفت:در تو تكبري هست و آن حضرت فرمود: كبريا و بزرگواري مخصوص خداوند عالميان است و ديگري را روا نيست.آنچه من دارم عزّت است،15 حق مي فرمايد:ولله العزّة ولرسولهِ وللمؤمنين(منافقون،63/ 8).
آياتي كه ناظر به اهل بيت(ع)مي باشد ،برخي درباره مناقب و فضايل آنان نازل گشته است.و دسته اي قابل تفسير و تأويل مي باشد كه در كتب روايي و شأن نزول به آنها اشاره شده است.از جمله آياتي كه درباره اهل بيت(ع)نازل شده و ناظر بر امام حسين(ع)نيز مي باشد آيات مشهور زير است:آيه تطهير،مباهله،ذوي القربي،اولواالامر،سوره انسان، آيه نور،آيات 19 ـ 21 الرحمن و آيه 24 و 25 سوره ابراهيم.آياتي نيز براساس كتب روايي اختصاص به مقام حسين(ع)دارد كه به آن حضرت تأويل گشته است:كه از آن جمله است آيه 13 سوره احقاف در بيان حمل و ولادت ابا عبد الله،آيه 40سوره حج در بيان خروج آن حضرت از مدينه،آيه 77 سوره نساء در بيان كمي يارانش،در بيان شهادت و مكان آن ابتداي سوره قصص،نفس مطمئنه در آيە 28 سوره فجر،آيه 33 اسري»قتل مظلوماً«،در بيان انتقام از كشندگان او،سوره تكوير آيه 9،ذبح عظيم در آيه 107 صافات، و… .
در اين مقاله از باب تبرّك از هر دو دسته،پنج مورد را بيان داشته،سپس به شخصيت عزتمند آن حضرت پرداخته مي شود.

الف.آيه تطهير
نبي اكرم(ص)در خانە ام سلمه بود كه آثار رحمت الهي را مشاهده كرد،سپس آيه تطهير نازل گشت :16إنّما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا (احزاب، 33 / 33) ،آن حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا(س)،حسنين(ع)و امير مؤمنان علي(ع)را در زير كساء جمع كرد سپس فرمود:اللهم هؤلاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا.17در اين آيه اراده خداوند نسبت به اهل بيت(ع)تكويناً تعلق گرفته تا آنان از هر آلودگي و گناه مبرّا باشند.اين اراده با توجه به شأن پيامبر خاتم(ص)نمي توانند اراده تشريعي باشد.18 آيه تطهير بزرگترين دليل بر عصمت پنج تن و حاكي از اراده پاكي و انتساب ويژه اي براي حضرت صديقه( س)و همسر و فرزندانش و نشانه عظمت و اهميت آنان است.

ب .آيه مباهله
بعد از فتح مكه در سال نهم هجري،گروه هاي بسياري از مناطق دور و نزديك براي پذيرش اسلام و يا براي بحث و مناظره به حضور رسول اكرم(ص)مي آمدند گروهي از نصاري نجران به مدينه خدمت رسول اكرم(ص)رسيدند و درباره موضوعات متفرّقه و خلقت مسيح(ع) از آن جناب مطالبي پرسيدند و چون راه مغالطه پيمودند،آيه مباهله نازل شد: فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الكاذبين (آل عمران،3 / 61)، فرداي آن روز نصاري با علماي خود بيرون آمدند.
پيامبر اسلام(ص)درحالي كه دست حسن(ع)را در دست راست و حضرت ابا عبدالله را در آغوش چپ داشت همراه امير مؤمنان علي(ع)و حضرت صديقه طاهره(س)حاضر شدند. حضور ابا عبد الله در بين اصحاب كساء،نشانه اعتبار و شخصيت فوق العاده ايشان و برادر عاليقدرش حضرت ابا محمد حسن(ع)را در نزد خدا و رسول در سنين خردسالي دارد،و حسين پنجمين پنج تن و عصاره و خلاصه آن چهار وجود مقدسي بود كه هر چه از خصايص و فضايل و ويژگيهاي ممتاز در آنها جمع گشته بود در وجود ابا عبدالله به صورت قوّه و فعل به ظهور رسيده بود و حسين مظهر و جمع صفات محمّدي و علوي و پرتو درخشان و صادر از حقيقت فاطمي(س)است.و خداي سبحان در آيه مباهله او و برادرش را فرزندان بلا فاصله پيامبر(ص)محسوب كرده است.

ج.آيه اولوا الامر
براساس روايت كليني از ابو بصير از امام باقر(ع)،هنگامي كه از آن جناب راجع به آيە يا أيها الّذين آمنوا اطيعوا الامر و اطيعوا الرسول و أولي الامر منكم(نساء،4 / 59) سؤال كردند؟ چه كساني اولوا الامر هستند؟ آن حضرت فرمود:اين آيه درباره علي(ع)حسن و حسين(ع) نازل شده است .19
د .سوره انسان
مفسران شيعه و بسياري از علماي اهل سنت روايت كرده اند كه مجموع سوره انسان و يا حداقل 18 آيه از اين سوره از آيه:اِنّ الابرار يشربون… تا پايان آيە:وسقيهم ربهم شراباً طهوراً (انسان،76 / 521) درباره امير مؤمنان علي(ع)حضرت فاطمه(س)حسنين(ع)و فضه خادمه(س)نازل شده است.زيرا آنان در اداء نذر خود پس از شفاي حسنين(ع)از بيماري در سه نوبت مسكين،يتيم و اسير را با افطار خود با آنكه شديداً نياز داشتند به قصد قربت الهي سير كردند و خود گرسنه ماندند،و خداوند با اين آيات آنها را ستايش نمود.20
هـ .زجاجه در آيه نور
قرآن كريم در سوره نور مي فرمايد:الله نور السموات و الارض مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح في زجاجة كانّها كوكب درّي يوقد من شجرة مباركة…(نور،24 / 35)؛ خداوند نور آسمانها و زمين است.مثال نور او محفظه اي است كه در آن چراغي باشد، چراغ در حبابي شيشه اي كه گويي ستاره اي است درخشان و آن چراغ با روغن صاف روشن باشد كه از درخت پر بركت زيتون گرفته باشد….
بنا به روايت كليني از امام صادق(ع):مشكاة فاطمه(س)،مصباح حسن و زجاجه حسين(ع)است و… 21

دسته دوم آيات
الف)دسته دوم آياتي است كه در مرثيە ابا عبد الله(ع)بيان گشته است،مانند آيه 15 سوره احقاف،و وصينا الانسان بوالديه احساناً حملته اُمه كرهاً و وضعته كرهاً و حمله و فصاله ثلثون شهراً؛انسان را در مورد پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم ـ مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنيا آورد.و بارداري و از شير گرفتن او سي ماه است….
براساس روايتي هنگامي كه حضرت زهرا(س)به حسين(ع)حامله شد،جبرئيل نازل گرديد و به رسول خدا(ص)فرمود:خدايت سلام مي رساند و تو را بشارت مي دهد به مولودي كه از فاطمه(س)متولد مي گردد و امت تو او را مي كشند،پيامبر(ص)فرمود:من را به مولودي كه امت او را بكشند نيازي نيست.سپس جبرئيل عروج نمود و نزول كرد و همان سخن را بيان داشت و پيامبر(ص)همان پاسخ را داد.در مرتبه سوم جبرئيل(ع)فرمود: خداوند تو را بشارت مي دهد به اينكه امامت و ولايت و وصايت در ذريە او خواهد بود.رسول خدا(ص) فرمود:راضي شدم،زماني كه آن حضرت اين قضيه را به حضرت زهرا(س) بيان داشت ،آن حضرت نيز جواب پيامبر(ص)را دادند تا آنكه سخن آخر را شنيد و راضي گرديد.ولي در مدت حمل و وضع از براي كشته شدن آن حضرت محزون بود،و مدت حمل و شير دهي آن حضرت سي ماه طول كشيد.22
ب)سورە اسري آيە 33:… ومن قتلَ مظلوماً فقد جعلنا لوليه سلطاناً فلا يسرف في القتل إنّه كان منصوراً؛و هر كس مظلوم كشته شود به سرپرست وي قدرتي داده ايم،پس نبايد زياده روي كند.
از امام باقر(ع)روايت شده كه مراد از آيه،حضرت ابا عبد الله الحسين(ع)است كه او را به ظلم شهيد كردند،و ولي او حضرت قائم است.23
ج) سورە فجر آيە 28 و 27:ياأيتها النفس المطمئنة إرجعي إلي ربّك راضية مرضية؛اي نفس مطمئنه خشنود و خدا پسند به سوي پروردگارت باز گرد….
امام صادق(ع)مي فرمايد:مراد از اين آيه حسين بن علي(ع)است و او صاحب نفس مطمئنه و راضيه و مرضيه بوده است.24
د ) سورە صافات آيە 107:و فديناه بذبحٍ عظيم؛و او را در ازاي قرباني بزرگي باز رهانيديم.
در اخبار وارده مراد از ذبح عظيم حضرت ابا عبد الله(ع)است،و معناي آيه به سبب باء سببيه چنين است:
ما فدا نموديم،او را به آنچه فدا نموديم به سبب ذبح عظيمي كه در صلب او مقدّر بوده است.25
ه) سوره حج آيه 40 ـ 39:أذن للّذين يقاتلون بانّهم ظلموا و إنّ الله علي نصرهم لقدير.الّذين اُخرجوا من ديارهم بغير حق إلا أن يقولوا ربنا الله…؛به كساني كه جنگ بر آنان تحميل شده رخصت داده شده است،چرا كه مورد ظلم قرار گرفته اند و البته خدا بر پيروزي آنان سخت تواناست.همان كساني كه به ناحق از خانه هايشان بيرون رانده شدند جز اينكه مي گفتند:پروردگار ما خداست.
امام صادق(ع)مي فرمايند:اين آيه در شأن علي(ع)،جعفر و حمزه نازل گرديد و در شأن حسين بن علي(ع)جاري شد.36

شخصيت عزّتمند
عزّت از ماده عز،حالتي است كه مانع از مغلوب شدن انسان مي گردد و گرفته شده از»ارض عزاز«،زمين سخت مي باشد و تعزّز اللحم:گوشت محكم و سفت شد.27و عزيز كسي است كه غلبه مي كند اما مغلوب واقع نمي شود.28
عزّت در اصل به معناي صلابت و حالت شكست ناپذيري است.بر همين اساس از باب توسعه در استعمال در معاني ديگر از جمله غلبه؛صعوبت،سختي،غيرت و حمِيت و مانند اينها به كار رفته است.29 اصل عزّت از مهمترين اصول سيره نبوي و از بنيادي ترين امور دين است.اساس تربيت در اسلام بر عزّت استوار است و اگر افراد با عزّت تربيت شوند،به حالتي دست مي يابند كه پيوسته و در هر اوضاع و احوالي راست و استوار هستند.نقطه مقابل عزّت،ذلّت است كه ريشە همه تباهي گري هاست.
اگر انسان به عزّت الهي عزيز شود از همە ناراستيها وارسته مي گردد و نفوذ ناپذير در برابر گناه و باطل مي گردد و در حق،محكم و استوار مي شود.
كاهش عزّت در مردمان يا منتفي شدن آن سبب مي شود كه راه همه تباه گري ها برآنان گشوده و به ذلت نفساني مي رساند.اگر انسانها به عزّت حقيقي دست يابند و از ذلّت آزاد گردند، به تربيتي كه هدف قرآن و پيامبران است مي رسد.تربيتي كه آدمي را سربلند و شكست ناپذير در برابر غير خدا و خوار و ناتوان در برابر خدا مي سازد،و حسين(ع)مظهر عزّت خداوندي است و خداوند متعال مي فرمايد:ولله العزة ولرسوله و للمؤمنين(منافقون،63 / 8)؛عزّت به اصالت از آن خداوند است و بالافاضه از آن مؤمنان است.خداي سبحان در آيه:من كان يريد العزّة فللّه العزة جميعاً(فاطر،10 / 35)؛هيچ موجودي را به ذات داراي عزّت نمي داند و هر كه خواهان عزّت است،بايد بداند كه عزّت به تمامي نزد خداست.و اين امر تنها در انسان از طريق عبوديت حاصل مي شود و عبوديت در پيشگاه خداوندي جز با ايمان و عمل صالح حاصل نمي شود.30 زيرا قرآن در آيە:إليه يصعد الكلم الطّيب و العمل الصالح يرفعه(فاطر،10 / 35) به اين مطلب اشاره مي فرمايد و عزّت خدا و پيامبر(ص)و مؤمنان عزّتي است دائمي و باقي.

علل موجده و مبقيه عزّت
عواملي كه در سايه آنها مي توان در چارچوب سيره نبوي تربيت شد،عواملي است كه با تدارك آنها فرد،عزيز و در نتيجه نفوذ ناپذير،محكم و شكست ناپذير مي گردد.و حسين بن علي پرورش يافته پيامبر عزّت و شرف و صاحب خلق عظيم قرآني است.اگر چه مهمترين علل موجده و مبقيه عزّت عبارتند از:اطاعت و بندگي خداوند،تقواي الهي، انقطاع از خلق و صاحب كمالات روحي و صفات كمالي بودن.اما عزّتمندي يك شخصيت ريشه در اصل كرامت دارد:اين اصل مبتني بر اصولي است كه در مجموع محل ظهور اخلاق و آثار و افعال پسنديده است،كه شخصيت انسان كريم و عزتمند را از سايرين ممتاز مي گرداند.در تعامل هاي انساني،برخوردها و رفتارهاي اجتماعي و روابطي كه انسانها باهم برقرار مي كنند تابع دو ديدگاه است يا بر مبناي ديدگاه كرامت و حرّيت استوار است و يا بر مبناي ديدگاه اهانت و تحقير.31

اصلّ حريت
حريت به معناي آزادگي و آزاد منشي است.32 به معناي آزادي معنوي.آزادي از غير خدا و بيرون شدن از بندگي مخلوقات و بريدن از تعلقات. 33 حرّيت به معناي از بيگانه رستن و به دوست پيوستن و از هر دو جهان آزاد گرديدن. 34 و رسالت همه پيام آوران الهي اين بوده كه آدمي را به آزادي حقيقي(حريت)برسانند و مردمان را از بندگي غير خدا آزاد سازند و به بندگي خدا برسانند و ميان»عبوديت«و»حريت«ملازم هاي تنگاتنگ برقرار است و انسان به هر ميزاني كه عبد شود حرّ مي شود.35 و قرآن كريم در آيه:ولقد بعثنا في كلّ أمّة رسولاأن إعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت(نحل،16 / 36) اشاره به اين اصل مي كند جهت گيري تربيتي پيامبر اكرم(ص)و سيره آن حضرت اين بود كه انسان چنان تربيت شود كه واجد همه صفات كمالي باشد و تا انسان حرّ نشود،كمالات الهي در او متجلي نمي گردد. و حسين بن علي(ع)پرورش يافتە رسول خدا(ص)به طور خاص است و او سرور احرار و پيشواي آزادگان از بند و زنجيرهاي جهالت و گمراهي است.اصل حريت همانند كرامت است كه چشمه هاي كمال را در آدمي مي گشايد و اخلاق نيك و كرامتهاي انساني را متجلي مي سازد، كه خوش خلقي و گشاده رويي و حياء و عفت و رها بودن از هر كينه و فريبي از آن جمله اند.36

عزّت در حماسه حسيني
مؤمن پيوسته در مقابل همه ناملايمات،استوار و در مقابل باطل و ظلم،سازش ناپذير است و در هر شرايطي عزّت خود را حفظ مي كند و در ميدان مرگ و ذلّت ـ مرگ را بر ذلت ترجيح مي دهد.اين راه و رسم در حماسه حسيني بيش از هر چيز جلوه دارد.زيرا حسين پرورش يافتە خاندان عزّت است كه چگونه زيستن و مردن را به انسانيت آموخته اند.حسين آموزگار چگونه زيستن است.عابدترين و زاهدترين بندگان،در برابر پروردگار ذليل و در برابر غير خدا عزيز است،از اين رو مرگ را بر تسليم شدن به باطل ترجيح داد و در ميدان نبرد اين گونه رجز خواند:
الموت خير من ركوب العار والعار اولي من دخول النّار37
مرگ از پذيرش ننگ بهتر است و ننگ از ورود در آتش سزاوارتر است.
حسين اسوه عزّت و شرف و آزادگي است و آدميان را به سيرە حيات بخش خود دعوت مي كند:
و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهاله و حيرة الضّلالة؛38او جان خود را در راه تو داد تا بندگانت را از جهالت و ناداني و سرگرداني در گمراهي برهاند.
فلكم في اسوة ؛راه و رسم من براي شما نمونه و سرمشق است.39 در روز عاشورا آنگاه كه دو سپاه رويا روي يكديگر قرار گرفتند و سپاه عمر سعد از هر طرف حسينيان را محاصره كرد آن حضرت از ميان سپاه خويش در برابر صفوف دشمن قرار گرفت و سخنان حماسي و بيدار كننده خود را اين گونه بيان فرمود:
ألا اِنّ الدعي و ابن الدّعي قد ركزني بين اثنتين بين السّلة و الذلّة هيهات منّا الذلّه؛آگاه باشيد كه اين فرومايه مرا ميان دو راهي،شمشير و ذلت قرار داده است،هيهات كه ما زير بار ذلّت رويم.40
حسين(ع) كشتە عزت خويش و زنده به عزّت است. آن حضرت مي فرمايد:
ليس شأني شأن من يخاف الموت،ما اهونَ الموت علي سبيل نيل العزّ و احياء الحق ليس الموتُ في سبيل العزّ إلا حياة خالدة…؛41شأن من شان كشي نيست كه از مرگ بهراسد.چقدر مرگ در راه رسيدن به عزّت و احياي حق سبك و راحت است.مرگ در راه عزّت جز زندگي جاويد نيست.
اوج عزّت در حماسه حسيني در عاشورا آن زماني است كه سپاهيان عمر سعد در رويا روي با امام(ع)از او خواستند تسليم شود و به حكم يزيد گردن نهد و امام فرمود:
لا والله لا اعطيكم بيدي اعطاء الذليل و لا افرُّ فرار العبيد؛42 به خدا سوگند نه دست ذلت به شما مي دهم و نه مانند بردگان مي گريزم.
و امام اين گونه در تعاملات رفتاري خود به انسانيت و چگونگي زيستن،عزّت بخشيد و با سيره اخلاقي خود اصل كرامت و حريت و عزتمندي را ترسيم نمود و هدف از قيام خود را در قالب اصل امر به معروف و نهي از منكر بيان داشت.اصلي كه تجلّي و استقرار آن كرامت انسان را بدنبال دارد.
هدف امام(ع)از بيان اصل امر به معروف و نهي از منكر اين نبود كه در هر زماني با وسائل مختلف مي شود از دين خدا و از حق مردم و از سعادت جامعه اسلامي دفاع كرد،در راه خدا بذل مال كرد،و در راه خدا سخن گفت،و با سخنان آموزنده مردم را به راه آورد،در راه خدا كتاب نوشت و به بصيرت ديني و اخلاقي مردم افزود.امروز جز با شهادت و جانبازي و فداكاري،هيچ امري نمي تواند جلو فساد را بگيرد و مباني آن فرو ريزد.43

نتيجه
شخصيت قرآني و عزّتمند حضرت ابا عبد الله(ع)را تنها در لابه لاي آيات و روايات فرقاني نمي توان ترسيم كرد زيرا در تاريخ بشر گاهي مردان و زناني پا به عرصە وجود مي گذارند كه تا پايان جهان مقتداي انسانيت مي گردند.خلق و خوي عظيم،شرافت و نفاست و عزت ذاتي حسين بن علي(ع)و تربيت منحصر به فرد خاندان عصمت و نبوّت از ايشان شخصيت با كرامت و عزتمندي را ساخته بود،كه بعد از نيم قرن از طلوع اسلام قيام حسيني را جهت احياي ارزشهاي والاي انساني در قالب اصل امر به معروف و نهي از منكر رقم زد.گويا ارزشهاي والاي وجودي اميرمؤمنان و ديگر جهت گيري هاي فكري او در جان حسين نقش بسته بود،حسين كه مظهر همه فضائل والاي انساني است با پايداري و عزّت نفس و بزرگ منشي و بلند همتي همسان امير مؤمنان علي(ع)،عزّت و آزادگي را ترسيم نمود،و با قيام عليه جهل و بدعت و ظلم و ستم واقعه عاشورا را برپا نمود تا به انسان چگونه زيستن را بياموزد.

پی نوشتها :
1.شيخ مفيد،2 / 33.
2.محمد باقر مجلسي،جلاء العيون/ 477 ـ 476.
3.نهج البلاغه،خطبه 3.
4.زيارت جامعه كبيره،مفاتيح الجنان983.
5.شيخ باقر شريف قرشي،زندگاني حضرت امام حسين(ع)،به نقل از تاريخ خلفا/ 188.
6.همان/ 162،به نقل از ابن اثير،النهايه، 3/ 357.
7.جلاء العيون، 387.
8.كافي، 1/ 456.
9.همان.
10.بحار الانوار،26،14.
11.الگوي رفتاري حضرت فاطمه(س)/ 233 ،به نقل از تأويل الايات2.
12.همان/ 45 ،به نقل از انساب الاشراف، 3/ 5.
13.زندگاني امام حسين(ع)/ 43 ،به نقل از شعر ابو كبير هذلي.
14.بحار الانوار،44/ 207 ـ 208.
15.جلاء العيون،باب پنجم/ 506.
16.علامه عسكري ، آيه تطهير / 47.
17.همان.
18.علامه طباطبائي،الميزان، 16 / 496.
19.كافي،ج2 و الميزان ،4 / 657.
20.محمد باقر ،محقق،شان نزول آيات/ 848 و الميزان،ج29.
21.الميزان، 15 / 200 ـ 201.
22.شيخ جعفر شوشتري،خصائص الحسنيه/ 345 .
23.تفسير عياشي، 2 / 290،مناقب ابن شهر آشوب ،3/ 206.
24.تفسير قمي، 2/ 422 ؛بحارالانوار ،44 / 218.
25.بحار / 44،عيون اخبار الرضا/ 1.
26.مقتل خوارزمي 1/ 218؛منتخب طريحي، 2/24.
27.راغب اصفهاني/ 514.
28.همان.
29.الميزان،17 / 31.
30.همان/ 32.
31.مصطفي دلشاد تهراني،سيره نبوي2 /70 ـ 71.
32.فرهنگ معين،1/ 125.
33.همان
34.سيره نبوي، 2 / 446.
35.همان/ 452.
36.سيره نبوي/ 472 ـ 483.
37.نفس المهموم / 353.
38.مفاتيح الجنان،زيارت اربعين.
39.نفس المهموم/ 190.
40.همان/ 247.
41 . سيره نبوي،2 / 537 .
42.نفس المهموم/242.
43.محمد ابراهيم آيتي،بررسي تاريخ عاشورا/ 82.

منبع : فصلنامه بینات،ش64ر

http://www.iyqa.ir

more post like this