نویسنده: رعنا وحدانی بنام
چكيده
بي ترديد واقعە كربلا عظيم ترين حماسه اي است كه تاريخ به خود ديده است . پيش از آن هيچ رويدادي با آن قابل قياس نيست و پس از آن نيز از قيام مختار گرفته تاكنون نظير آن را كسي به چشم خود نديده است . بنابراين هرچه در زمينه آن كار شود،باز هم در مقابل تبعات آن حماسە بزرگ اندك است.
در اين تحقيق كه با عنوان»شخصيت قرآني و حماسي امام حسين(ع)«فراهم آمده، نگارنده كوشيده است تا اين موضوع را در پرتو آيات قرآني با استفاده از كتب لغوي و تفسيري و حديثي،به تبيين و توضيح شخصيت و فضايل و مكارم اخلاقي حضرت بپردازد.
نهضت حسيني،احياگر دين پيامبر است. پيدايش اسلام محمدي است و بقاي آن حسيني و فرموده پيامبر(ص):»حسين مني وانا من حسين« بيان گر يك حقيقت اجتماعي و تاريخي است كه قيام و شهادت حسين(ع)سبب بقاي دين رسول خدا(ص)گرديده است.
كليد واژه ها:امام حسين(ع)،آيات قرآني،روايات،ايثار،تواضع،سخاوت، حماسه.
مقدمه
در روز سوم شعبان سال چهارم هجرت،دومين فرزند علي و فاطمه(ع)،در خانە علي(ع)كنار مسجد النبي ديده به جهان گشود و خانە زهراي اطهر(س)به نور جمال اين نوگل باغ نبوت و ولايت و چراغ فروزان آسمان رسالت و امامت،معطر و روشن شد.
پيامبر(ص)نام او را از طرف خداوند»شبير«1كه در عربي حسين است،نهاد.
عالي ترين،صميمي ترين و گويا ترين رابطه معنوي و ملكوتي بين پيامبر(ص)و حسين(ع)را مي توان در اين جمله ديد كه پيامبر(ص)فرمود:حسين از من ومن از حسينم.
در اين مقاله ابتدا به تبيين و توضيح شخصيت قرآني امام حسين(ع)پرداخته،و سپس حماسه حسيني را در حد توان مورد بررسي قرار گرفته است.
قرآن كريم در آيات متعددي از مقام شامخ حضرت سيد الشهداء(ع)تجليل و ستايش كرده است.اين تعظيم و تجليل قرآن از آن حضرت با نگاهي به تفاسير و روايات اهل بيت(ع) به روشني قابل درك است.مصداق كامل نفس مطمئنه،جلوه اي از رحمت حق،پدري جليل القدر و واجب الاطاعه،بارزترين عنوان مظلومانه سيد و سالار شهيدان است. ذبح عظيم الهي2،كهيعص،فجر،زيتون3و مرجان از القاب و عناوين و واژه هاي مقدس است كه قرآن در مقام تعظيم شخصيت امام حسين(ع)از آنها بهره گرفته است.
ازجمله آياتي كه درباره اهل بيت(ع)نازل شده و مربوط به امام حسين(ع)نيز مي باشد آيه تطهير،ذوي القربي،احكام،مباهله،اولواالامر،آيه 28 سورە حديد،آيە 9 سورە كهف،آيە 35 سورە نور مي باشد،كه در اين مقاله به توضيح اين آيات شريفه مي پردازيم.

آيه تطهير
إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا(احزاب،33/33)؛ خداوند فقط مي خواهد آلودگي را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.
از ام سلمه نقل شده است كه پيامبر(ص)در خانه خود بود كه فاطمه(س)پارچە حريري، نزد آن حضرت آورد،پيامبر(ص)فرمود:حسن و حسين(ع)را صدا كن،بعد حضرت عبايي را برآنها افكند و فرمود:اللهم إن هؤلاء اهل بيتي و عترتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا؛خداوند:اينها خاندان من هستند،پليدي را از آنها دور گردان،ام سلمه گويد:از رسول خدا پرسيدم آيا من نيز از گروه آنان هستم؟فرمود:ام سلمه!تو بر خير و نيكي هستي، اما در زمر اين گروه نيستي.4
علامه طباطبايي در تفسير الميزان مي گويد:
كلمە »اهل البيت«در عرف قرآن اسم خاص بوده و هرجا ذكر شود،مراد پنج تن مي باشند و بر هيچ كس ديگر اطلاق نمي شود.5
آيه تطهير،در مقام بيان طهارت و عظمت اهل بيت(ع)نازل شده است.خداوند عالم تقاضاي پيامبر را پذيرفته است.و خاندان پيامبرش را از هر پليدي،پاك و مطهر كرده است و حسين بن علي(ع)يكي از مصاديق آن مي باشد.

آيه ذوي القربي
قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربي(شوري،42/23)؛بگو ازاي آن [رسالت] پاداشي از شما خواستار نيستم،مگر دوستي دربارە خويشاوندان.
زمخشري در تفسير خود مي گويد:
بعد از نزول آيه فوق،از پيامبر(ص)سوال شد:اي رسول خدا! نزديكان شما كه دوستي آنها بر ما واجب شد،چه كساني هستند؟فرمود:علي(ع)و فاطمه(س)و فرزندشان(حسن و حسين).6
اين عظمت و بزرگواري مخصوص نزديكان پيامبر اكرم(ص)است كه خداوند متعال محبت و دوستي آنها را مزد رسالت حضرت قرار داده،و در رأس آنها،وجود مبارك سالار شهيدان حضرت عبد الله(ع)است.

آيه اطعام(تجلي ايثار)
ويطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و أسيرا.إنّما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءً ولا شكورا(انسان،76 / 8 ـ 9)؛و به [پاس] دوستي [خدا]،بينوا و يتيم و اسير را خوراك مي دادند.ما براي خوشنودي خداست كه به شما مي خورانيم و پاداش و سپاسي از شما نمي خواهيم.
مفسران شيعه و بسياري از علماي اهل سنت روايت كرده اند مجموع اين سوره و يا حداقل18آيه از اين سوره كه از آيه:إن الأبرار يشربون من كأس كان مزاجها كافورا،آغاز مي شود و تا آيه22ادامه دارد،درباره گروهي به عنوان»ابرار«سخن مي گويد،كه مصداق اتم و اكمل ابرار در اين آيه،علي(ع)و فاطمه و حسن و حسين(ع)بوده اند.7
ابن عباس چنين نقل مي كند كه:حسن و حسين(ع)بيمار شده بودند پيامبر(ص)با جمعي از ياران از آنها عيادت كردند،صحابه خطاب به علي(ع)گفتند:اي ابوالحسن!اگر براي شفاي فرزندت نذر مي كردي خوب بود،علي وفاطمه و خادمه آنها فضّه نذر كردند كه اگر آنها شفا يابند سه روز،روزه بگيرند.
چيزي نگذشت كه هر دو شفا يافتند،و در لحظات افطار،افطاري خود را يك روز به مسكين،يك روز به يتيم،و روز سوم به فقير دادند و اين آيه شريفه در شأن آنها نازل شد. 8
بدين جهت اين افتخار بزرگ منحصراً در مورد خاندان پيامبر(ص)اتفاق افتاده است، كه براي رضاي خداوند متعال،محبوبترين چيز را،در سخت ترين مراحل نياز خود به ديگري ايثار كنند،و نزول سوره مباركه»هل أتي«مُهر قبولي اين ايثار و سند مهمي براي تأييد موفقيت پيامبر(ص)،در تربيت كردن چنين خانداني است،كه خداوند عالم اين توفيق را به پيامبرش تهنيت بگويد.

آيه مباهله
فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا و أبنائكم و نسائنا و نسائكم و أنفسنا و أنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علي الكاذبين(آل عمران،3/61)؛پس هر كه در اين [باره] پس از دانشي كه تو را [حاصل] آمده،با تو محاجّه كند،بگو:»بياييد پسرانمان،و زنانمان و زنانتان،و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم؛سپس مباهله كنيم،و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.
نصاري نجران،كه براي بحث با رسول خدا(ص)وارد مدينه شده بودند،سرانجام بناي مباهله گذاشتند تا در روز موعود،هر دو گروه با عزيزان خود در پيشگاه خدا توسل جسته و عليه گروه ديگر نفرين كنند.آيه شريفه نازل شد و روز بعد حضرت به همراه علي و فاطمه و حسن و حسين(ع)در صحن مباهله حاضر شدند.نصاري نجران با ديدن چنين چهره هايي،ترسيدند و از مباهله منصرف شدند.و سيد الشهداء يكي از چهره هاي مباركي است كه در قرآن كريم در كلمه »ابنائنا« ذكر شده است.9

آيه اولوا الامر
أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الامر منكم(نساء،4/59)؛خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياي امر خود را [نيز] اطاعت كنيد.
بنا به روايت كليني از ابو بصير از امام باقر(ع):هنگامي كه از آن جناب دربارە آيه شريف يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم،سؤال كردند كه اولوالامر چه كساني هستند حضرت فرمودند:آي شريفه دربارە علي(ع)،حسن و حسين(ع) نازل شده است.10

سورە حديد
يا أيها الذين آمنوا إتقوا الله و آمنوا برسوله يؤتكم كفلين من رحمته و يجعل لكم نورا تمشون به و يغفر لكم و الله غفور رحيم(حديد،57/28)؛اي كساني كه ايمان آورده ايد،از خدا پروا داريد و به پيامبر او بگرويد تا از رحمت خويش شما را دوبهره عطا كند و براي شما نوري قرار دهد كه به [بركت] آن راه سپريد و بر شما ببخشايد،و خدا آمرزند مهربان است.
ابن عباس در تفسير اين آيه نقل مي كند مراد از جمله:يؤتكم كفلين من رحمته،حسن و حسين(ع)است كه خداوند به علي(ع)مرحمت فرمود.11

سورە فجر
يا ايتها النفس المطمئنة…(فجر،89/28 ـ 30)
در روايتي از امام صادق(ع)آمده است:سورە فجر را در نمازهاي واجب و مستحب خود بخوانيد؛زيرا اين سورە حسين بن علي(ع)است و هر كس آن را بخواند،در روز قيامت با حسين بن علي(ع)در درجه او در بهشت خواهد.12
خداوند متعال براي ارج گذاري از اين همه جان نثاري امام حسين(ع)در راه پاسداري از ارزش هاي الهي ـ كه طبق عهد خود هستي اش را فداي آن نمود ـ هديه اي آسماني به آن حضرت عنايت كرد.
در حديث موسوم به»حديث لوح«در مورد مقام بلند آن حضرت مي فرمايد:
من حسين را گنجينه دار وحي خود قرار دادم و او را با شهادت گرامي داشتم و زندگي اش را با سعادت به پايان بردم.پس او برترين كسي است كه به شهادت رسيد و در درج بالاترين شهيدان است.كلمە خود را با او قرار دادم و حجت بالغە من در نزد اوست. ميزان پاداش و كيفر در نزد من،خاندان حسين است.13
آن حضرت در تمامي آن دوران حساس و بحراني به اقتضاي اوضاع روز و شرايط زمان،بهترين و شايسته ترين شيوه را در حفظ مباني اسلام و مبارزه با باطل و سردمداران نفاق در پيش گرفت.ثمرە اين تلاش هاي خستگي ناپذير و سراسر افتخار،شهادت عاشقانه اي بود كه رضايت حق را در پي داشت.

سورە كهف
أم حسبت أن أصحاب الكهف و الرقيم كانوا من آياتنا عجبا(كهف،18/9)؛مگر پنداشتي اصحاب كهف و رقيم [= خفتگان غار لوحه دار] از آيات ما شگفت بوده است.
از جمله معجزات امام حسين(ع)،تلاوت قرآن آن حضرت بالاي نيزه مي باشد كه تمام دوستان و دشمنان را شگفت زده نمود.منابع تفسير در اين باره نوشته اند:
بعد از شهادت امام حسين(ع)وقتي سر مقدس آن حضرت را به نيزه زده و داخل كوفه كردند، به دستور عبيد الله بن زياد آن را در كوچه هاي كوفه گرداندند و حتي ميان قبايل برده،به علامت پيروزي نشان دادند.
شيخ مفيد نقل مي كند:زيد بن ارقم گفته است:من از منزل خودم نگاه مي كردم كه سر مقدس امام حسين(ع)را بالاي نيزه مشاهده كردم.وقتي از مقابل ما آن سر نوراني را عبور مي دادند،با كمال حيرت شنيدم كه امام حسين(ع)اين آيه شريفه را قرائت مي كرد:أم حسبت أنّ أصحاب الكهف و الرقيم كانوا من آياتنا عجبا؛آيا گمان كردي كه اصحاب كهف و رقيم از آيات و نشانه هاي عجيب ما بودند؟!به خدا سوگند!مو در بدنم راست شده بود و بر خود لرزيدم.در آن حال گفتم:اي فرزند رسول خدا(ص)تلاوت قرآن تو در بالاي نيزه،از ماجراي اصحاب كهف و رقيم خيلي شگفت تر و عجيب تر است.14
چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنيدن
بـه رخـت نظاره كـردن،سخـن خـدا شنيـدن
تفسير مرجان
مرج البحرين يلتقيان.بينهما برزخ لا يبغيان… يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان (الرحمن،55/19 ـ 22)؛دو دريا را [به گونه اي] روان كرد [كه] باهم برخورد كنند.ميان آن دو،حد فاصلي است كه به هم تجاوز نمي كنند… از هر دو [دريا] مرواريد و مرجان برآيد.
امام صادق(ع)در حديثي مي فرمايد:
علي و فاطمه(ع)دو درياي عميق هستند كه هيچ يك بر ديگري تجاوز نمي كند و از اين دو دريا،لؤلؤ و مرجان،امام حسن و حسين(ع)مي باشند.15
اين آيه از آياتي است كه حسين(ع)را به جواهرات گرانبها و بي مانندي تشبيه مي كند كه در اقيانوس پرورش يافته و به خارج مي رسند،حسن و زيبايي،جمال ظاهر و باطن،و علم و تقوا و فضيلت،و پاكي و عصمت همه در آن درج است.16

تفسير زجاجه
الله نور السموات و الارض مثل نوره كمشكاة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزجاجة كانّها كوكب درّي يوقد من شجرة مباركة زيتونة لا شرقية و لا غربية يكاد زيتها يضيء ولو تمسسه نار نور علي نور يهدي الله لنوره من يشاء…(نور،24/35)؛خدا نور آسمانها و زمين است.مثل نور او چون چراغداني است كه در آن چراغي،و آن چراغ در شيشه اي است.آن شيشه گويي اختري درخشان است كه از درخت خجستە زيتوني كه نه شرقي است و نه غربي،افروخته مي شود.نزديك است كه روغنش ـ هرچند بدان آتشي نرسيده باشد ـ روشني بخشد.روشني برروي روشني است.خداوند هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مي كند.
در روايت كافي به سند خود از صالح بن سهل همداني،از امام صادق(ع)آمده كه »مشكاة«فاطمه(س)و»مصباح«حسن(ع)و»زجاجه«امام حسين(ع)و»شجرة مباركه« ابراهيم خليل(ع)و »نور علي نور« امامي بعد از امام ديگر است.17

تفسير كهيعص
در تفسير اولين آيە سوره مريم آمده است:سعد بن عبد الله از محضر امام زمان(ع) پرسيد:معناي»كهيعص«چيست؟ فرمودند:اين حروف از رازهاي غيبي است كه خداوند متعال بنده اش زكريا(ع)را از آن آگاه نمود و به خداوند متعال آن را به حضرت محمد(ص) شرح داد كه روزي حضرت زكريا از خداوند متعال درخواست كرد نام هاي پنج تن آن عبا را برايش بياموزد و خداوند توسط جبرئيل آنها را به او آموخت:زكريا(ع)وقتي نام محمد(ص)و علي و فاطمه و حسن(ع)را گفت،غصه هايش برطرف گرديد،و آرامش يافت .اما وقتي نام مبارك حسين را ياد كرد،اشك چشمانش سرازير شده و دلش شكست.به خداوند عرض داشت:بارالها!اين چه سرّي است كه نام چهارتن به من آرامش بخشيد،اما ياد حسين(ع) اشكم را جاري و آه و ناله ام را بلند مي كند.
خداوند متعال جريان شهادت امام حسين(ع)را با»كهيعص«به او خبر داد و در معناي آن فرمود:»كاف«اشاره به كربلا »ها«هلاكت ظاهري عترت پيامبر(ص)»يا« اشاره به نام يزيد ستمگري كه او را به شهادت مي رساند،»عين«عطش و»صاد« صبر و بردباري حسين(ع)را مي رساند.18

تفسير مظلوم
امام باقر(ع)در تفسير آيە :ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف في القتل إنه كان منصورا (اسراء،17/33)؛و هر كس مظلوم كشته شود،به سرپرست وي قدرتي داده ايم، پس [او] نبايد در قتل زياده روي كند،زيرا او [از طرف شرع] ياري شده است.
فرمود:مقصود آيه از مظلوم،حسين بن علي(ع)است و ما اهل بيت(ع) ولي او هستيم، قائم ما اهل بيت(ع)نيز هرگاه قيام كند به خونخواهي و انتقام حضرت سيد الشهداء(ع)بر مي خيزد و از قاتلين آن حضرت انتقام مي گيرد،تا اينكه مي گويند او در خونخواهي زياده روي مي كند.
معناي منصور همان نصرت و ياري حضرت قائم(ع)است كه از سوي آل رسول(ص) به پا خواسته و در دنيا بعد از آنكه از ظلم وجور پر شد،عدالت و دادخواهي را گسترش مي دهد.19

تفسير شجره طيبه
ألم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها في السماء. تؤتي أكلها كل حين باذن ربها و يضرب الله الامثال للناس…(ابراهيم،14/24 ـ 25)؛آيا نديدي خدا چگونه مثل زده:سخني پاك كه مانند درختي پاك است كه ريشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است؟ ميوه اش را به اذن پروردگارش مي دهد.و خدا مثلها را براي مردم مي زند،شايد كه آنان پند گيرند.
در كتاب كافي از امام صادق(ع)در تفسير :كشجرة طيبة أصلها ثابت و فرعها في السماء،چنين آمده است:پيامبر(ص)ريشە اين درخت است و علي(ع)شاخە آن،و حسن و حسين (ع) ميوە آن است و پيروان با ايمان آنها برگ هاي اين درخت مي باشند.20
علي(ع)در نهج البلاغه مي فرمايد:
ما اهل بيت،درخت نبوت و جايگاه رسالت و فرودگاه فرشتگان و خان رحمت و معدن علم هستيم.21

حسين(ع)شريك قرآن
امام حسين(ع)الگوي مجسم احكام قرآن ونمونە بارز تجلي اخلاق قرآن و اسلام است.آن حضرت،با رفتارهايي كه از خود بروز داد،تصوير زيبايي از اخلاق اسلام و قرآني را ترسيم كرد،بديهي است كسي كه شريك و سند قرآن است،رفتارهايش هم هماهنگ با قرآن و الهام گرفته از آن خواهد بود.
در برخي از زيارتنامه هاي آن سيد ابرار و امام آزادگان،مانند زيارت عيد فطر و قربان،چنين مي خوانيم:»السلام عليك يا شريك القرآن«22سلام بر تو [اي حسين!] اي شريك و همتاي قرآن!امام حسين(ع)از جهات مختلف،شريك و همراه قرآن بود اينكه:هر دو حجت الهي بودند؛هر دو از عالم بالا به اهل زمين داده شده بودند،هردو، وديعه و يادگار پيامبر(ص)بودند؛هردو،نور خدايند كه در ظلمات ارض و عالم ناسوت نورافشاني مي كنند؛هردو،هادي جامعە انساني به راه خير و صلاح و سوق دهندە ملت ها به صراط مستقيم حق و عدالت جويي،آزادگي،عزت و شرف انساني اند؛هردو،نويد رحمت و مبشّر عنايت و لطف خدايند و…23

حسين(ع)مفسر قرآن
اصبغ بن نباته،روزي به حضور امام حسين(ع)شرفياب شد و پاسخ سؤال هاي علمي خود را از محضر آن حضرت دريافت.او مي گويد:امام حسين(ع)بعد از پاسخ به سؤالات فرمود:»نحن الذين عندنا علم الكتاب و بيان ما فيه و ليس لاحد من خلقه ما عندنا لانّا أهل سرّ الله«؛ما خانواده اي هستيم كه دانش قرآن و تفسير آيات آن در نزد ماست و كسي از مردم شايستە اين مقام علمي نيست؛چرا كه ما گنجينە اسرار الهي هستيم.و نيز فرمود: »نحن آل الله و ورثة رسوله«؛ما خاندان خداوند و وارثان رسول خدا هستيم.24
از امام حسين(ع)احاديثي دربارە تفسير آيات،به دست ما رسيده است كه چراغي است براي عاشقان ولايت.25
شيخ صدوق مي نويسد:
هنگامي كه امام حسين(ع)و ياران او در مسير حركت به سوي كربلا،به منزل ثعلبيه رسيدند،مردي به نام بشر بن غالب به محضرش آمد و عرض كرد:اي فرزند رسول خدا!مرا از قول خداوند خبر ده كه مي فرمايد:يوم ندعوا كل أناس بامامهم (اسراء، 17/71)؛آن روزي كه هر گروهي را با پيشوايشان فرا مي خوانيم؛ امام فرمود: دو نوع پيشوا داريم،پيشواي هدايت كه به سوي رستگاري دعوت مي كند.و پيشواي گمراهي كه به سوي بدبختي و ضلالت مي برد.هر كس از امام هدايت پيروي كند او را به سوي بهشت و هر كس در پي پيشواي ضلالت باشد به سوي آتش جهنم خواهد رفت و اين است كه خداي تعالي مي فرمايد: فريق في الجنة و فريق في السعير(شوري ،42/7).(26)
و در روايتي امام باقر(ع)فرمود:
حارث بن عبد الله به امام حسين(ع)عرض كرد:اي فرزند رسول خدا!جانم به فدايت مرا از تفسير اين كلام خدا:والشمس و ضحاها.والقمر إذا تلاها.والنهار إذا جلاها (شمس،91/1 ـ 3)آگاه كن.حضرت فرمود:اي حارث:منظور از آفتاب، محمد(ص) پيامبر خدا است. منظور از ماه،امير مؤمنان علي بن ابيطالب است كه از پي محمد(ص)مي آيد و مرا از روز،قائم آل محمد(ع)است كه گستر ە زمين را پر از روشنايي عدل و داد مي سازد.27

اهميت آموزش قرآن
شدت علاقه امام حسين(ع)به قرآن كريم را تا اندازه اي مي توان از حرمت نهادن و تكريم آموزگاران قرآن شناخت.
يكي از فرزندان امام حسين(ع)نزد معلمي به نام عبدالرحمان در مدينه آموزش مي ديد. روزي معلم،سور ە حمد را به او آموخت.زماني كه فرزند،سوره را براي پدر قرائت كرد، امام(ع)معلم را فراخواند و هزار دينار و هزار حلّه به او پاداش داد.وقتي به امام ـ به سبب پاداش زياد ـ اعتراض شد،فرمود:هديە من كجا با تعليم حمد برابر است.28

ارزش تلاوت قرآن
بشر بن غالب اسدي نقل مي كند كه روزي خدمت امام حسين(ع)رسيدم و آن حضرت دربار ە ارزش و ثواب خواندن قرآن فرمود:
كسي كه يك آيه از قرآن را ايستاده بخواند،براي هر حرفي صد پاداش نيكو براي او نوشته مي شود.اگر در غير نماز بخواند،خداوند به هر حرفي،ده پاداش نيكو به او عطا مي كند.پس اگر قرآن را بشنود،به هر حرفي يك پاداش نيكو به او عطا مي كند و اگر كسي تمام قرآن را در شب بخواند ، فرشتگان بر او تا صبح درود مي فرستند و اگر در روز ختم كند، فرشته هاي نگهبان تا شب بر او درود مي فرستند و دعاي او برآورده است و به اندازە آن چه ميان آسمان و زمين است،به او پاداش داده مي شود. پرسيدم:اين ثواب خوانندە قرآن است؛اما كسي كه نمي تواند قرآن بخواند چه؟فرمود:اي برادر نبي:در شگفت مباش؛زيرا خداوند،بخشنده، ستايش كننده و بزرگوار است.اگر آن چه را از قرآن مي داند،بخواند خدا اين اجر را به او مي دهد.29

فضايل و مكارم اخلاقي امام حسين(ع)
1.تواضع و فروتني
از عوامل موفقيت رسولان الهي صفت پسنديدە تواضع و فروتني است.آنان با آراستن شخصيت خود به اين ويژگي انساني در قلوب مردم جاي گرفته و تكليف الهي خود را بهتر ادا مي كردند.
مسعده مي گويد:
روزي امام حسين(ع)بر جمعي از مساكين گذشت كه عباهاي خود را افكنده بودند و نان خشكي در پيش داشتند و مي خوردند.چون حضرت را ديدند او را دعوت كردند،حضرت از اسب خود پياده شده،فرموده:إنّه لا يحب المتكبرين (نحل،16/ 23)؛خداوند متكبران را دوست ندارد،و نزد آنها نشست و با آنها تناول فرمود،پس به آنها فرمود كه:من چون دعوت شما را اجابت كردم،شما نيز مرا اجابت كنيد و آنها را به خانه برد و به جاريە خويش فرمود كه:هرچه براي مهمانان عزيز ذخيره كرده اي،حاضر ساز و آنها را مورد پذيرايي و نوازش قرار داد،سپس روانه فرمودند .30
2.سخاوت طبع حسيني
امام زمان(ع)در زيارت ناحيە مقدسه خطاب به سيد الشهداء مي فرمايد:كنت ربيع الايتام و عصمة الانام و عزّ الاسلام و معدن الاحكام و حليف الانعام؛اي جد بزرگوار! تو بهار يتيمان،حافظ و پناه مردم،مايە سرافرازي اسلام،كانون احكام و معارف و هم پيمان بخشش و احسان بودي!
انس بن مالك مي گويد:در حضور امام حسين(ع)بودم،كنيزي وارد شد و يك شاخه گلي را به او هديه كرد،حضرت به او فرمود:تو در راه خدا آزاد هستي.من عرض كردم:او تنها يك شاخه گل كه چندان ارزشي ندارد،به خدمت شما آورد،شما او را به خاطر همين، آزاد كردي؟ فرمود:خداوند،ما را چنين تربيت فرمود،آنجا كه در قرآن مي فرمايد:وإذا حييتم بتحية فحيوا بأحسن منها أو ردّوها(نساء،4/86)؛هنگامي كه كسي به شما تحيت گويد،پاسخ او را به طور بهتر دهيد يا(لا اقل)به همان گونه پاسخ دهيد.و بهتر از آن شاخ گل،آزاد كردن او است.31
3.اوج عفو و گذشت
خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلين.و اما ينزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله انّه سميع عليم.إنّ الذين اتقوا إذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون .و اخوانهم يمدونهم في الغي ثم لا يقصرون(اعراف،7/199 ـ 202)؛راه و روش عفو را بگير و به نيكي ها فرا بخوان و از جاهلان دوري كرده،روي بگردان و هرگاه وسوسه اي از شيطان به تو رسد،به خدا پناه ببر؛دانستي كه او شنواي دانا است.كساني كه تقوا پيشه كرده اند، هنگامي كه وسوسه هاي شيطان به آنان برسد،به ياد خدا مي افتند و در اين هنگام،بينا و روشن بين مي گردند؛ولي افراد بي تقوا را برادران شيطاني شان به سوي ضلالت و گمراهي به پيش مي برند و كوتاهي نمي كنند.
اين آيات،روش رفتار با مخالفان و نادانان را بيان نموده كه بايد ملاك كار انسان در جامعه،عفو و گذشت باشد.
محدث بزرگوار،قمي(ره)مي گويد:از عصام بن مصطلق منقول است،كه وقتي به مدينه وارد شدم،امام حسين(ع)را ديدم.از شهرتش در شگفت شدم.حسد مرا واداشت كه دشمني و كينە خود را آشكار سازم.نزديك ايشان رفتم و گفتم:تويي ابو تراب؟حضرت فرمود:آري.هرچه خواستم،به او و پدرش دشنام دادم؛ولي حضرت به من نگاه محبت آميزي كرد و فرمود:كار را براي خود آسان گير و براي من و خود،از خداوند طلب آمرزش كن.اگر از من ياري بخواهي،راهنمايي خواهم كرد.من از گفته ها و رفتار خود پشيمان شدم.حضرت فرمود:قال لا تثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو أرحم الراحمين (يوسف،12/92) من از اخلاق كريمانە او،در برابر جسارت ها و دشنام ها،دوست داشتم به زمين فرو روم،به ناچار از برابر چشم آن حضرت،به ميان مردم پناه بردم و الان كسي پيش من از او و پدرش محبوب تر نيست.32
4.زهد و عبادت
در مورد زهد و عبادت امام حسين(ع)روايت شده است كه بيست و پنج حج پياده بجاي آورد و شتران و محملها از عقب حضرت كشيده مي شد.روزي به آن حضرت عرض شد:چه بسيار از پروردگار خود ترساني؟فرمود:كه از عذاب ايمن نيست مگر آنكه در دنيا از خدا بترسد.33
دعاي عرفه،از زبان مبارك امام حسين(ع)نقل شده كه در صحراي عرفات در محضر خداي تبارك و تعالي راز و نياز خود را در نهايت خشوع و خضوع عرضه داشت.
در روز عاشورا در آخرين لحظات جنگ با دشمن،يكي از ياران حضرت گفت:الان ظهر است و وقت نماز.امام فرمود:»ذكرت الصلاة جعلك من المصلين؛نماز را به ياد ما انداختي،خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد«،در ميدان جنگ،در هواي بسيار گرم و حالت عجيب،برپايي نماز خوف،شايد در تاريخ بشريت بي نظير يا كم نظير باشد.امام(ع)با چند تن از ياران خود در برابر تيرها كه مانند قطرات باران به سوي صفوف نماز و خيمه ها سرازير بود،نماز ظهر را بجا مي آوردند و چند تن از يارانش به هنگام نماز به خاك و خون غلطيدند و در صف نمازگزاراني كه واقعاً به ياد خدا هستند،قرار گرفتند.34
5.ايثار سمبل جوانمردي
حسين(ع)سمبل جوانمردي و ايثار است كه جلوه هاي بارزي از اين صفت ارزشمند در روز عاشورا از او پديدار شد از آن جمله:»سيراب ساختن دشمن در آن شرايط سخت بيابان، 35 رضايت ندادن به ياري رساني گروه جنّ…،36اجازه ندادن به كشتن ناگهاني عنصر پليدي چون شمر،كه پيش از برخورد دو سپاه در تيررس يكي ازيارانش قرار گرفته بود كه امام(ع)فرمودند:»لا ترمه فاني لا ابدأ بالقتال«؛تيراندازي نكن كه من آغاز به قتال نمي كنم .37
امام حسين(ع)با ايثار خون،تجلي شكوهمندي در عرصە عشق و جاودانگي را در ساحت قرب الهي به ثمر رساند.
خداوند در قرآن مي فرمايد:ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربّهم يرزقون(آل عمران،3/169)؛هرگز كساني را كه در راه خدا كشته شده اند،مرده مپندار، بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند.
به همين دليل است كه نبي اكرم(ص)فرمود:»إن لقتل الحسين حرارة في قلوب المؤمنين لا يبرد أبدأ«،38همانا به واسطه شهادت حسين(ع)،حرارتي در قلوب مؤمنان ايجاد مي شود كه هرگز به سردي نمي گرايد.

چهرە حماسي امام حسين(ع)
معناي حماسه
در قاموس آمده است:»حمس ـ كفرح:اشتدّ و صلب في الدّين و القتال فهو حمس و أحمس…«.حمس بر وزن فرح يعني ايستادگي در دين و كارزار،سخت و محكم است، و اسم از اين فعل،حمس و احمس است.39
كلمە »حماسه«به معني شدت و صلابت بوده و گاه به معني شجاعت و حميت نيز استعمال مي شود.40و نيز نوعي احساس شخصيت است در مقابل ديگران.41
همچنين به معناي دلير شدن در جنگ نيز آمده است.42
خداوند در قرآن مي فرمايد:ولله العزّة و لرسوله و للمؤمنين(منافقون،63/8)؛عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است.
و نيز مي فرمايد:لن يجعل الله للكافرين علي المؤمنين سبيلا(نساء،4/141)؛خداوند براي كافران بر مؤمنان راه(تسلط)قرار نداده است.
امام حسين(ع)حركت اصلاحي خود را الگويي از سيره و روش پيامبر(ص)و حضرت علي(ع)مي داند،امام حسين(ع)در وصيت نامه خود كه هنگام حركت از مدينه به سوي مكه براي محمد حنفيه نگاشت.هويت حركت اصلاحي خود را بيان مي دارد،آن حضرت پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد،نبوت و معاد،مي نويسد:
من نه از روي خودخواهي و سركشي و هوس راني از مدينه خارج مي گردم و نه براي فساد و ستم گري، بلكه هدف من از اين حركت،اصلاح مفاسد امت جدم مي باشد و منظورم امر به معروف و نهي از منكر است و مي خواهم سيرە جدم پيامبر(ص)و پدرم علي(ع)را در پيش بگيرم.43
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1.مناقب ابن مغازلى/ 379،به نقل از امام حسين آفتاب تابان ولايت / 25.
2.ر.ك:خصال،1/58 ـ 59؛سور صافات،آيە 107
3.سورە تين،آيه 1؛تفسير البرهان،4/477؛نور الثقلين،5/606،به نقل از ترجم الميزان،20/54.
4.تفسير نمونه،17/299.
5.ترجمە الميزان،16/465 ـ466؛الدر المنثور، 5/198،به نقل از ترجمه الميزان، 16/475.
6.تفسير كشاف،4/219؛احقاق الحق،3/2،به نقل از پيام قرآن،9/231؛تفسير نمونه،20/415؛الدر المنثور،6/50،به نقل از ترجمه الميزان،18/74
7.تفسير نمونه،25/345.
8.تفسير القرطبي،10/6922
9.تفسير نمونه،2/572؛ترجمه الميزان،3/375؛ پيام قرآن،9/250،الدر المنثور،2/219؛ مجمع البيان،2/452.
10.الميزان،4/657.
11.شواهد التنزيل،2/227،ج943،به نقل از پيام قرآن،9/321.
12.مجمع البيان،10/481.
13.كمال الدين و تمام النجمه،1/572.
14.بحار الانوار،45/116،اعلام الوري/ 251؛كشف الغمه،2/66.
15.البرهان،5/266؛الدر المنثور 6/143؛تفسير قمي،2/322 ـ 323.
16.پيام قرآن،9/344.
17.اصول كافي،1/151،به نقل از ترجمه الميزان، 15/196.
18.بحار الانوار،44/223.
19.همان،445/218.
20.تفسير نمونه،10/390.
21.اصول كافي،1/477؛نهج البلاغه،خطبه 108/337 ـ 338.
22.مفاتيح الجنان / 777.
23.المزار/ 143.
24.المناقب،4/52.
25.موسوعه كلمات الامام الحسين(ع)،ص552 ـ 571.
26.امالي / 153؛بحار الانوار،44/367؛موسوعة كلمات الامام الحسين(ع)/ 337.
27.تفسير فرات/ 562
28.مستدرك الوسايل،13/117.
29.كافي،6/420.
30.منتهي الامال،1/286؛تفسير عياشي،2/257.
31.بحار الانوار،44/195؛كشف الغمه،2/31.
32.منتهي الامال،1/268؛سفينة البحار،1/421؛ منازل الاخره/ 207.
33.منتهي الامال،1/288.
34.فضايل حسين بن علي در مدينه تا كربلا/ 273،به نقل از گلچيني از گلستان محمدي/ 207.
35.بحار الانوار،44 / 376.
36.همان/ 330.
37.بحار الانوار،45/5؛ويژگيهاي امام حسين/ 145.
38.مستدرك الوسايل،10/319؛حماسه حسيني، 2/60.
39.حماسه حسيني،2/208.
40.همان،1/14.
41.همان،2/219.
42.فرهنگ خيام/ 164؛المنجد،1/406 ـ 407.
43.بحار الانوار،34/329.

منبع : فصلنامه بینات، شhttp://www.iyqa.ir/64


more post like this