سنت عزاداری در میان همه اقوام بشری به اشکال گوناگون وجود داشته و دارد؛ اما عزاداری برای امام حسین(ع) در میان مسلمانان و به ویژه شیعیان از خصوصیتی برخوردارست که از دیگر سنت های عزاداری متمایز می شود. شگفت اینکه عزاداری برای دیگر امامان معصوم(ع) به این شکلی نیست که برای امام حسین(ع) انجام می گیرد و شگفت تر آنکه خود امامان(ع) بلکه پیامبران و خدا و فرشتگان مقرب موجب این تمایز و ویژگی شده اند.

نویسنده در مطلب حاضر گوشه ای از سنت و سیره اهل بیت(ع) برای عزاداری امام حسین(ع) را بازگو کرده است.

● عزاداری پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) بر امام حسین(ع)

در هنگام تولد حضرت امام حسین(ع)، خداوند به جبرئیل امر فرمود تا به همراه هزاران هزار از ملائک به زمین نازل شوند و بر پیغمبر(ص) تهنیت گفته و او را از شهادت فرزندش مطلع ساخته و تسلی دهند. (بحار، ج ۴۳، ص ۲۴۹)

هنگامی که امام حسین(ع) متولد شد او را در پارچه سفیدی پیچیده و نزد پیغمبر آوردند. حضرت رسول در گوش او اذان و اقامه گفتند و به او نگاه کرده و گریستند و فرمودند خدا لعنت کند قاتل تو را. خدایا من حسین و هر کس که او را دوست دارد دوست دارم. (بحا، ج۴۴، ص ۲۵۰ و امالی طوسی، ج ۱، ص ۳۷۷)

ابن عباس نقل می کند: روزی در خانه خود خواب بودم ناگهان صدای صیحه و ناله عظیمی از منزل ام سلمه زوجه پیامبر خارج شد پس من به سرعت به خانه او شتافتم، چون بدانجا رسیدیم به او گفتم: ای مادر مومنین تو را چه می شود که اینچنین فریاد و ناله می کنی؟ جوابی به من نداد و رو کرد به زنان هاشمی و گفت: ای دختران عبدالمطلب در گریه و نوحه سرایی مرا یاری کنید زیرا آقای شما و سید جوانان اهل بهشت را شهید کردند گفتم: ای مادر مومنان از کجا این خبر را دانستی؟ گفت: هم اکنون پیغمبر خدا(ص) را در خواب دیدم در حالی که بسیار اندوهگین و خاک آلود بود عرض کردم: ای رسول خدا این چه حالی است که شما دارید؟ ایشان فرمودند: فرزندم حسین(ع) و اهل بیتش کشته شدند و من اکنون از دفن ایشان می آیم. (بحار، ج ۴۵، ص ۲۳۰ و امالی طوسی ج ۱ ص ۳۲۱)

بارها و بارها مراسم عزاداری حضرت سیدالشهدا(ع) توسط پیامبر برپا شد، از جمله در سفری حضرت در بین راه ایستادند و فرمودند (انالله و اناالیه راجعون) ما از آن خدائیم و به سوی او باز می گردیم و گریستند.

اصحاب علت گریه ایشان را جویا شدند. حضرت فرمودند: جبرئیل مرا خبر داد حسینم را در زمینی نزدیک شط فرات به نام کربلا سر می برند و گویا می بینم که سر او را برای یزید ملعون هدیه برده و خاندان او را اسیر کرده و سوار بر شتر نموده و شهر به شهر می گردانند.

هنگامی که حضرت(ص) از سفر بازگشتند در حالی که حزن و اندوه بسیاری رخساره مبارکشان را فرا گرفته بود، دست امام حسین(ع) را گرفته و بالای منبر رفتند ودرحالی که دست راست خود را برسر امام حسن(ع) و دست چپ را بر سر امام حسین(ع) گذاشته بودند فرمودند:

خدایا محمد(ص)، بنده و پیغمبر توست و این دو از بهترین عترت من هستند و بهترین فرزندان من، به درستی که جبرئیل مرا خبر داد که حسنم را به زهر کشته و حسینم را با شمشیر شهید می کنند، ای خدا شهادت را برایشان مبارک گردان و حسینم را سیدالشهدا قرار بده و برکت و غفران خود را از قاتلین او دور و جایگاهشان را جهنم ساز.

حضرت علی(ع) می فرمایند: در این هنگام صدای ناله و گریه اهل مسجد بلند شد، پیغمبر(ص) فرمودند: ای مردم بر او گریه می کنید ولی او را یاری نمی کنید؟ خدایا تو یاور او باش. ای مردم! من دو چیز گرانبها و وزین را در میان شما به یادگار می گذارم، اولی کتاب خدا و دیگری عترتم را. آگاه باشید که در قیامت از این دو از شما سوال خواهم کرد، مبادا در قیامت نزد من آیید درحالی که به عترتم ظلم روا داشته اید. (بحار، ج۴۴، ص۲۴۷ و ۲۴۹ و مثیرالاحزان، ص۱۰، ۹ و لهوف ص۹، ۷)

پیامبراکرم(ص) بارها و بارها گلوی امام حسین(ع) را می بوسید و گاهی به امیرالمومنین(ع) می فرمود: او را نگاه دار سپس تمام بدنش را می بوسید و می گریست و می فرمود: من موضع شمشیرها را می بوسم. گاهی او لب و دندان او را می بوسید و می گریست، گویا او نیز می دید که چوب خیزران با لب و دندان چه می کند.

حضرت رسول اکرم(ص) در تمام عمر و در همه جا ذاکر مصائب امام حسین(ع) می شد و حتی در هنگام احتضار نیز او را بر سینه خویش چسبانید و درحالی که می گریست فرمود: مرا با یزید چه کار است، خدا او را لعنت کند. پس از گفتن این کلمات ایشان از هوش رفتند، پس از مدتی که به هوش آمدند دوباره امام حسین(ع) را بوسیدند و فرمودند حساب کشندگان تو در نزد خدا با خود من است. (بحار، ج۴۴، ص۲۶۶ و مثیرالاحزان ص۱۲)

در جائی دیگر نقل شده است روزی امیرالمومنین علی(ع) خدمت پیامبر اکرم(ص) شرفیاب می شوند و حضرت رسول اکرم را گریان و غمناک مشاهده می کنند، حضرت علت این امر را جویا می شوند و پیغمبر(ص) می فرمایند: یا علی جان، جبرئیل مرا باخبر ساخت که فرزندم حسین را می کشند و برای من قدری از تربت مدفنش را آورد و چون من این خاک را بوئیدم بی اختیار اشک از چشمانم جاری شده، اسم آن سرزمین کربلاست.

حضرت علی(ع) نیز هرگاه حسین را می دید می گریست و می فرمود: تو سبب گریه هر مومن هستی. (بحار، ج۴۴، ص۲۸۰ و کامل الزیارات باب۳۶، ص۱۰۸)

ابن عباس نقل می کند هنگامی که در رکاب آن حضرت بودم و به جنگ صفین عازم بودیم به نینوا رسیدیم حضرت علی(ع) فرمود ابن عباس آیا این سرزمین را می شناسی؟ عرض کردم نه فرمودند: اگر تو هم مانند من می شناختی می گریستی و محزون می شدی. سپس حضرت گریست آنچنان که اشک از روی محاسنش برروی سینه مبارکش جاری شد و ما نیز به تبع او گریه کردیم. سپس فرمود: آه آه مرا چه می شود با آل ابوسفیان که از جنود شیطانند. ای اباعبدالله! صبر کن، پس حضرت آبی را طلب نمود و در آنجا چند رکعت نماز خواند. (بحار، ج ۴۴، ص ۲۵۴، ۲۵۲ و امالی صدوق مجلس ۸۷، ص ۴۸۰، ۴۷۸)

حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) بارها در مصائب فرزندش حسین(ع) گریست از آن جمله چون از شهادت نوردیده اش حسین(ع) با خبر شد، با حزن و اندوه، ایشان را وضع حمل نمود. یا روز ولادت امام حسین(ع) حضرت زهرا(س) بسیار گریستند تا حضرت ختمی مرتبت تشریف فرما شدند و فرمودند: ای فاطمه! بدان که حسین کشته نمی شود جز هنگامی که پیشوای راهنمایی از او متولد شد که امامان بعدی از نسل او هستند. آنگاه حضرت یکی یکی نام امامان را تا حضرت ولی عصر(عج) ذکر نموده و فرمودند: آن قائم است که عیسی بن مریم پشت سرش نماز می خواند. (کمال الدین، ج ۱، ص ۲۸۴)

روایت شده امام حسن مجتبی(ع) در لحظات آخر عمر خود که زهر در تمام بدن مبارکش اثر کرده و رنگ رخساره اش به سبزی گرویده بود، برادر خود امام حسین(ع) را در آغوش گرفته و گریست و فرمود: ای برادر! حدیث جدم حضرت رسول خدا(ص) در حق من و تو درست است، پیامبر خبر داد که در شب معراج هنگامی که وارد بهشت شدم و دو قصر بسیار بلند و نزدیک هم را رؤیت نمودم که اولی از زبرجد سبز بود و دومی از یاقوت سرخ. از جبرئیل سؤال کردم این دو قصر از آن کیست؟ جبرئیل گفت: یکی از آن حسن(ع) و دیگری از آن حسین(ع). گفتم: چرا هر دو به یک رنگ نیستند؟ جبرئیل ساکت شد گفتم چرا سخن نمی گویی؟ گفت: از تو حیا می کنم. پس گفتم: تو را به حق قسم می دهم بگو! گفت: سبزی قصر حسن(ع) به خاطر آن است که او را با زهر شهید می کنند و رنگش سبز می شود و سرخی قصر حسین(ع) بخاطر آن است که او را می کشند و رنگش از خون، سرخ می شود. پس در این هنگام پیغمبر و جبرئیل هر دو گریستند و صدای شیون و ناله و ضجه فرشتگان نیز بلند شد. (بحار، ج ۴۴، ص ۱۴۵)

همچنین در روایتی آمده هنگامی که زهر در بدن امام حسن(ع) کارگر افتاده بود و در حالت احتضار بودند، حضرت امام حسین(ع) به نزد برادر آمده و او را در بغل گرفت و گریست، امام حسن(ع) فرمودند: یا اباعبدلله چرا گریه می کنی؟ امام حسین(ع) فرمودند: به حال شما گریه می کنم. امام حسن (ع) فرمودند: هیچ روزی مانند روز تو نیست، سی هزار نفر که همه خود را از امت جدمان می دانند به تو هجوم می آورند و تو را به قتل می رسانند و حرمتت را شکسته و عیال و اطفال تو را به اسارت می برند. ای برادر! آسمان در این حادثه خون می گرید همه چیز برای تو گریان و محزون است حتی وحوش صحرا و ماهیان دریا. (بحار، ج ۴۵، ص ۲۱۸ و امالی مجلس ۲۴، ص ۱۰۱)

ام سلمه هنگامی که خبر عزیمت امام حسین(ع) را شنید به سرعت حرکت کرد و در خارج از مدینه به خدمت آن حضرت شرفیاب شد و عرض کرد: ای فرزندم! مرا با دوری ات محزون مکن و به سوی عراق مرو زیرا از جدت شنیدم که می فرمود فرزندم حسین(ع) در عراق کشته می شود، در زمینی که آن را کربلا می نامند.

امام فرمودند: ای مادر، من نیز این خبر را می دانم از روز شهادت و قاتل خود و محل دفن خود خبر دارم و من می دانم چه کسانی از اهل بیتم به همراه من کشته خواهند شد، اگر بخواهی آن سرزمین را به تو نشان خواهم داد، پس آن حضرت اشاره ای به زمین نمود و زمین پست شد و کربلا ظاهر گشت و او محل قتل خود را نشان داد، امام فرمود: ای مادر! خداوند خواسته که مرا کشته و عیال و خاندان مرا اسیر و پریشان و اطفال مرا مذبوح و مظلوم ببیند در حالی که آنان استغاثه کرده و یاری می طلبند و کسی ایشان را یاری نمی رساند.(بحار، ج۴۴، ص ۳۲۷ و مقتل خوارزمی، ج۱، ص ۱۸۶)

امام حسین(ع) قبل از ورود به کربلا در آن هنگام که خیمه ها را نصب می کردند تمام اولاد و برادران و اهل بیت خود را جمع نمودند نظر بر ایشان انداخته و ساعتی گریه کردند و گویا یاد نمودند از آنچه که بر سر ایشان می آید. سپس گریستند و فرمودند: خدایا ما عترت پیغمبر تو هستیم، ما را از وطن خودمان بیرون کردند و بنی امیه بر ما تعدی روا داشت.(بحار، ج۴۴، ص ۳۸۳ و مقتل خوارزمی، ج۱، ص ۲۳۷)

اما بعد از ورود به کربلا نیز چندین جلسه عزاداری برپا شد که از جمله آنها می توان به عصر روز تاسوعا اشاره کرد که حضرت در مقابل خیمه خود نشسته در حالی که به شمشیر خود تکیه داده بودند به خواب رفتند ناگهان صدای لشکر بلند شد که رو به خیمه ها می آمدند، حضرت زینب(س) چون آن صداها را شنید به نزد برادر آمد و عرض کرد: ای برادر! ایا نمی شنوی صدای لشکر را که نزدیک به خیمه رسیده اند؟ حضرت فرمودند: خواهرم هم اکنون رسول خدا را در خواب دیدم که فرمود: ای حسینم تو به زودی به سوی ما خواهی آمد. در این هنگام بی بی حضرت زینب(س) لطمه ای به صورت خود زد و فریاد واویلاه سرداد، حضرت فرمود: ویل بر تو نیست ای خواهر ساکت باش، خدا تو را رحمت کند.

در آن زمان که حضرت وداع آخر را نمودند و دختر ایشان حضرت سکینه برای وداع آمد، گریه بسیار کرد پس حضرت فرمودند:ای سکینه گریه تو به طول خواهد انجامید بعد از کشته شدن من، پس دیگر دل مرا به گریه خود مسوزان،(مناقب ابن شهرآشوب، ج ۳، ص ۲۵۷ و منتخب طریحی، ج ۲، ص ۱۳۳)

● آسمان و زمین در عزای امام حسین (ع)

خداوند در آیاتی از قرآن از ادراک و فهم موجودات سخن به میان می آورد و می فرماید که آنان به تسبیح آگاهانه خداوند مشغول هستند( رعد، آیه ۱۳؛ اسراء،آیه ۴۴؛ انبیاء، آیه ۳۳؛ نور، آیه ۴۱ و آیات دیگر) و مطیع فرمان خداوند بوده و آن را عمل می کنند. ( فصلت، آیه ۱۱) همچنین با توجه به آگاهی و فهم واکنش این موجودات نسبت به مسائل هستی، در آیه ۲۹سوره دخان درباره ستمگران و کافران که به عذاب الهی و مصیبتی بزرگ دچار شدند می فرماید: فما بکت علیهم السماء والارض و ما کانوا منظرین؛ و آسمان و زمین برآنان زاری نکرد و آنان مهلت نیافتند.

این بدان معناست که آسمان و زمین و هر آنچه در آن است واکنش هایی دارند، هرچند که آنها برای ظالمان نمی گریند ولی برای مصیبت نیکان و دادگران می گریند. از این رو در روایت از عزاداری ما سوی الله نسبت به امام حسین (ع) سخن به میان آمده است. امام صادق(ع) فرمود: یا زراره! ان السماء بکت علی الحسین اربعین صباحا؛ ای زراره! آسمان چهل روز، در سوگ حسین بن علی (ع) گریه کرد. ( جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۵۲)

در روایت است که چون سراز بدن آن بزرگوار جدا ساختند مجلس عزا در تمام ما سوی الله بر پا شد، آسمان به اندازه ای تیره و سیاه شد که در روز ستاره ها دیده شدند و هر سنگی که بر می داشتند خون تازه در زیرش بود، آفتاب سیاه و تیره گون گشت و احوال به صورتی در آمد که مردم گمان کردند رستاخیز است، ( صواعق ابن حجر) از آسمان خون بارید، (بحار، ج ۴۵، ص ۲۰۴ و کامل الزیارات ب ۲۴ ص ۷۷)،ملائکه از تسبیح باز مانده ( بحار، ج ۴۵، ص ۲۲۱) ، از درختان خون جاری شد (بحار، ج ۴۵، ص ۲۳۴)، زمین به لرزه درآمد و کوه ها مضطرب گشتند (بحار، ج ۴۵، ص ۳۱۵)، تمام وحوش صحرا از شب یازدهم گردنها را کشیده وگرد جسد حضرت سیدالشهدا(ع) نوحه سرایی کرده و گریستند (بحار،ج ۴۵، ص ۲۰۵)

● شیوه عزاداری اهل بیت (ع) برای امام حسین (ع)

شیوه عزاداری در اقوام بشری گوناگون است. بهتر آن است که سبک عزاداری را از اهل بیت(ع) بیاموزیم که ایشان اسوه حسنه الهی در میان امت و بشر هستند. (احزاب، آیه ۲۱) در اینجا به برخی شیوه ها و آیین عزاداری اهل بیت(ع) و توصیه های ایشان اشاره می شود.

۱. گریستن: با نگاهی به شیوه عزاداری امام حسین(ع) در اهل بیت(ع) می توان دریافت که مهمترین آیین در عزاداری آن حضرت(ع) گریستن است که از آدم(ع) تا خاتم(ص) گزارش شده است. در روایات است که بر امام حسین(ع) گریه کنید. امام رضا(ع) فرمود: من کل یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عزوجل یوم القیامه یوم فرحه و سروره؛ هرکس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد. (بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۸۴) امام رضا(ع) می فرماید: هرگاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر(ع)) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آنکه ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود. (امالی صدوق، ص۱۱۱)

گریه با اشک، نشان از سوز دل است. ریختن قطرات اشک برای امام حسین(ع)، برات بهشت و رهایی از دوزخ است. از آیین های مهم، اشک ریختن و پاس داشتن این اشک است. خود امام حسین(ع) در این باره می فرماید: من دمعت عیناه فینا قطره بواءه الله عزوجل الجنه ؛ چشمان هر کس که در مصیبت های ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای می دهد. (احقاق الحق، ج۵، ص۳۲۵) امام سجاد نیز همین را تایید می کند. (ینابیع الموده، ص ۹۲۴)

۲. تباکی: حالت گریه به خود گرفتن. در راه احیای عاشورا و سوگواری بر عزای حسین«ع»، هم گریستن، هم گریاندن و هم حالت گریه داشتن ثواب دارد. حتی اگر کسی نگرید یا گریه اش نیاید، گرفتن این حالت، هم در خود شخص حالت اندوه و تحسر ایجاد می کند، هم به مجلس عزا، چهره و رنگ غم می بخشد. تباکی، همسویی با داغداران سوگ عاشوراست و مثل گریستن و گریاندن است. در حدیث امام صادق«ع» است: «من انشد فی الحسین شعرا فتباکی فله الجنه ؛ هر که درباره حسین، شعری بگوید و تباکی کند، بهشت برای اوست. (بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۸۲) در حدیثی هم سیدبن طاووس نقل کرده، چنین است: «من تباکی فله الجنه ؛ هر کسی تباکی کند بهشت بر او واجب است. (همان، ص۸۸۲) البته غیر از تباکی در مصیبت اباعبدالله حسین(ع)، حالت گریه به خود گرفتن در مناجات و دعا و از خوف خدا نیز مطلوب است و این از نمونه های روانی تأثیر ظاهر در باطن است. رسول خدا«ص» در این زمینه به ابوذر غفاری فرمود: هر که می تواند گریه کند، پس بگرید و هر که نتواند، پس در دل خویش حزن قرار دهد و تباکی کند، همانا قلب قساوت گرفته، از خداوند دور است. (مکارم الاخلاق، طبرسی، ص۲۶۴، بحارالانوار، ج۷۴، ص۹۷.)

۳ برگزاری مجالس نوحه: نوحه کردن از دیگر آیین های عزاداری است که خود امامان(ع) برای امام حسین(ع) انجام می دادند. حضرت صادق(ع) درباره سیره جدش فرمودند یک سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن علی(ع) نوحه خوانی شد و سه سال، در روز شهادتش سوگواری برپا گشت. بحارالانوار، ج۹۷، ص ۲۰۱) اجاره کردن نوحه خوان نیز عملی است که در سنت و سیره امامان(ع) برای امام حسین(ع) گزارش شده است. امام صادق(ع) می فرماید: پدرم امام باقر(ع) به من فرمود: یا جعفر! اوقف لی من مالی کذا و کذا النوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایام منی؛ ای جعفر! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان کن که به مدت ده سال در (منا) در ایام حج، بر من نوحه خوانی و سوگواری کنند. (بحارالانوار، ج۶۴، ص ۰۲۲)

۴ ضجه و ناله زدن: جزع و ناله و ضجه زدن بر مصیبت های بزرگی چون مصیبت شهادت امام حسین(ع) ارزشمند است و پاداش بزرگی را نصیب شخص می کند. از این رو جزع و ضجه و ناله برای اهل بیت(ع) جایز دانسته شده است. امام صادق(ع) بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا می کرد و می فرمود: اللهم… و ارحم تلک الاعین التی جرت دموعها رحمه لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و اخترقت لنا و ارحم الصرخه التی کانت لنا، خدایا… آن دیدگان را که اشک هایش از روی رحمت و عاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که به خاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده. (بحارالانوار، ج۸۹، ص۸) امام صادق(ع) همچنین در جایی دیگر فرمود: کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین(ع)؛ هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین(ع). (بحارالانوار، ج ۴۵، ص۳۱۳) حضرت زینب(س) نیز به قتلگاه آمده و پس از آنکه بدن پاره پاره برادر را یافت به مرثیه سرایی پرداخت که تمام اهل بیت و حتی لشکریان کفر نیز گریستند. (بحار، ج۴۵، ص ۸۵) هنگامی که قافله اسراء وارد کوفه شد حضرت زینب(س) و ام کلثوم و فاطمه صغری و حضرت سجاد(ع) به ذکر مصائب امام حسین(ع) پرداختند و آن قدر جانسوز اقامه عزا کردند که اهل کوفه از زن و مرد صدای شیونشان بلند شد و خاک بر سر خود ریختند. (لهوف، ص ۹۶، ۳۶)

مرثیه خوانی: از دیگر آیین های عزای امام حسین(ع) در فرهنگ و سیره اهل بیت(ع) مرثیه سرایی و مرثیه خوانی است. امام صادق(ع) در این باره می فرماید: الحمدلله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی لنا؛ خدا را سپاس که در میان مردم، کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و بر ما وارد می شوند و ما را مدح و مرثیه می گویند. (وسائل الشیعه، ج۱۰، ص۹۶۴) امام رضا(ع) به دعبل شاعر فرمود: ای دعبل! برای حسین بن علی(ع) مرثیه بگو، تو تا زنده ای، یاور و ستایشگرمایی، پس تا می توانی، از یاری ما کوتاهی مکن. (جامع احادیث الشیعه، ج۱۲، ص۷۶۵)

۶ مدیحه سرایی شاعران: سرودن اشعار از دیگر آیین هایی است که امامان(ع) از جمله امام صادق(ع) بدان ترغیب و تشویق می کردند و خود مجالسی را برگزار و شاعران را گرد می آوردند تا با سرودن و خواندن اشعار، عزای امام حسین را برگزار کنند (بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۸۲) ابو هارون مکفوف می گوید: خدمت حضرت صادق(ع) رسیدم. امام به من فرمود: (برایم شعر بخوان). پس برایش اشعاری خواندم. فرمود: این طور نه، همان طور که (برای خودتان) شعرخوانی می کنید و همان گونه که نزد قبر حضرت سیدالشهدا مرثیه می خوانی. (بحارالانوار، ج۴۴، ص۷۸۲) امام حتی برای شاعر، پاداشی برای شعر گفتن برای حسین(ع) پرداخت می کردند. امام صادق(ع) به جعفربن عفان فرمود: هیچ کس نیست که درباره حسین(ع) شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آنکه خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می آمرزد. (رجال شیخ طوسی، ص۹۸۲)

۷ اندوه: خاصیت امام حسین(ع) این است که غم و اندوه در قلوب مومنان جاودانه است و هرگز به خاموشی و سردی نگراید؛ چنانکه پیامبر(ص) می فرماید: ان لقتل الحسین(ع) حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا؛ برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود. (جامع احادیث الشیعه، ج۱۲، ص۶۵۵) امام صادق(ع) فرمود: نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عباده و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله. ثم قال یحب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب؛ نفس کسی که به خاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست. سپس امام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت! (امالی شیخ مفید، ص۸۳۳)

۸ اختصاص ایامی برای عزاداری: اینکه روزهایی برای عزاداری اختصاص یابد از سنت های اهل بیت(ع) است. همان گونه که حضرت فاطمه(س) ایامی را برای عزاداری پیامبر(ص) اختصاص داد؛ همچنین اهل بیت(ع) دستور داده اند که ایامی برای عزای اهل بیت(ع) به ویژه امام حسین(ع) اختصاص یابد و آن ایام را ایام حزن و اندوه بدانند و شادی نکنند. امام رضا(ع) به دعبل (شاعر اهل بیت) فرمود: ای دعبل! دوست دارم که برایم شعری بسرایی و بخوانی، چرا که این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمی است که بر ما خاندان رفته است. (جامع احادیث الشیعه، ج۱۲، ص۷۶۵) برگزاری مراسم عزاداری در حقیت احیاء خط اهل بیت علیهم السلام است تا جامعه از فلسفه و حقیقت مقامات و مقاصد اهل بیت(ع) دور نشوند و در همان مسیر آنان سبک زندگی خود را انتخاب کرده و عمل نمایند. اما صادق(ع) فرمود: تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا؛ به دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را (کنایه از حکومت و رهبری) را زنده کنید. (بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۲۵۳) مجالس حسینی یکی از مهمترین شیوه های احیای امر اهل بیت(ع) و مقاصد و مطالب ایشان است. امام صادق(ع) از (فضیل) پرسید: آیا (دور هم) می نشینید و حدیث و سخن می گویید؟ گفت: آری. فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بدارید. خدا رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند.(وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۲۹۳)

۹ مراسم عزای خانگی: برگزاری مراسم سوگواری در خانه ها نیز از سنت و سیره اهل بیت(ع) است؟ امام باقر(ع) نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستور عزاداری دادند و فرمودند: بر امام حسین(ع) ندبه و عزاداری و گریه کنند و به اهل خانه خود دستور دهند که بر او بگریند و در خانه خود با اظهار گریه و ناله بر حسین(ع)، مراسم عزاداری بر پا کنند و یکدیگر را به گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین(ع) در خانه هایشان ملاقات کنند. (کامل الزیارات، ص ۵۱۷)

۰۱ ادب سوگواری: در سوگواری می بایست رعایت آداب را کرد و از حدود الهی خارج نشد و کاری نکرد که خشم الهی را برانگیزد و اکرام، به اهانت و تکریم به توهین تبدیل نشود. امام صادق(ع) فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشک شد. سپس پیامبر فرمود: چشم، اشکبار می شود و دل غمگین می گردد، ولی چیزی نمی گوییم که خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو ای ابراهیم اندوهناکیم. (بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۷۵۱).

زهره حق گو

روزنامه کیهان ( www.kayhannews.ir )

منبع: http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7_1353790157p1.php/سیره-اهل-بیت-ع-در-عزای-امام-حسین-ع


more post like this