در میان عبادت ها[1]، هیچ کدام مانند روزه، آمیخته با نیت نیست، نیت در روزه، همانند رشته تسبیح است، همان گونه که رشته تسبیح، دانه های آن را نگه می دارد و با بریدن آن، دانه ها پراکنده شده و هر کدام به جایی می افتد، نیت در روزه رشته ارتباطی همه دقایق و لحظه های مدت روزه را به هم وصل می کند، هر گاه روزه دار لحظه ای را به طور عمد، نیت خود را بشکند مثلا قصد کند که روزه اش را باطل نماید، روزه او باطل می شود، گر چه مفطراتی که روزه را باطل می کنند انجام نداده باشد . حضرت امام خمینی – قدس سره – می فرماید: «اگر در روزه واجب معینی مثل روزه رمضان از نیت روزه گرفتن برگردد، روزه اش باطل می شود . »

و مرحوم آیة الله العظمی خوئی و آیة الله العظمی گلپایگانی – قدس سرهما – می فرمایند: «اگر در روزه واجب معینی مثل روزه ماه رمضان مردد شود که روزه خود را باطل کند یا نه، یا قصد کند روزه خود را باطل کند، روزه اش باطل می شود، اگر چه از قصدی که کرده توبه نماید، و کاری هم که روزه را باطل می کند انجام ندهد .»[2]

به این ترتیب می بینیم نیت همچون روح نسبت به بدن، در کالبد روزه جریان دارد که حتی یک لحظه تردید در آن در هر وقت از ساعات روزه باشد، روزه را باطل می نماید . با توجه به این که نیت به معنای قصد روزه گرفتن برای انجام فرمان خدا، و فقط برای ذات پاک خداست، و باید از روی اخلاص کامل باشد، بنابراین روزه عبادتی است که روح اخلاص و بندگی مخلصانه را در انسان به وجود می آورد .

بر همین اساس حضرت زهرا (س) در فرازی از خطبه معروف خود، در ضمن بیان فلسفه بعضی از احکام می فرماید: «و جعل الله الصیام تثبیتا للاخلاص[3]; خداوند روزه را وسیله استواری و برقراری اخلاص شما مقرر فرمود .» و امام سجاد (ع) ماه رمضان را «شهر التمحیص ; ماه تصفیه و پاکسازی فکر و روح » دانست .[4]

نتیجه این که روزه گرفتن نقش سازنده در سالم سازی کانون نیت و اندیشه داشته، و موجب دفع و رفع هر گونه آلودگی فکری و بیماری نیت می گردد .

شاید راز این که خداوند روزه را مخصوص خود دانسته همین است، آن جا که رسول اکرم (ص) می فرماید که خداوند فرمود: «کل عمل ابن آدم هو له غیر الصیام هو لی، و انا اجزی به[5]; هر کار انسان برای خود او است، جز روزه گرفتن او که برای من است، و من (بدون واسطه) پاداش آن را می دهم .»

نیز احتمال دارد «انا اجزی به » باشد، یعنی من خودم پاداش آن هستم . بنابر معنای دوم، چنین به دست می آید که نتیجه روزه آن است که فکر و روح و همه وجود انسان با خداشناسی و حضور خدا آمیخته می گردد، و روزه انسان را الهی و خداگونه می نماید . و بنابراین معنای اول نیز چنین استفاده می شود که در روزه گرفتن رازی مخصوص که همان اخلاص نیت و شست و شوی روح است، وجود دارد، که پاداشش از ناحیه ذات پاک خدااست، که همان رضوان و خشنودی او باشد، به این ترتیب می بینیم، روزه نقش مهمی در سالم سازی نیت دارد، چنان که نیت خالص، عمل روزه را شکل و جهت الهی می بخشد، و روزه و نیت صاف، دو عامل مکمل همدیگر برای ارتقای انسان به قرب مخصوص الهی است .

رسول اکرم (ص) در فرازی از خطبه شعبانیه خود در شان رمضان و روزه فرمود: «و هو شهر دعیتم فیه الی ضیافة الله[6]; ماه رمضان ماهی است که شما در این ماه به مهمانی خدا دعوت شده اید .»

حضرت امام خمینی – قدس سره – در این باره می فرماید: «معنای روزه فقط امساک و خود داری از خوردن و آشامیدن نیست، از گناهان نیز باید خود داری کرد، این از آداب اولیه روزه است که برای مبتدی ها است، شما لااقل به آداب اولیه روزه عمل نمایید . . . . اگر توانستید «انقطاع الی الله » (دلبستگی کامل به خدا) حاصل نمایید . . . . روزه، کنترل خود و مسلط شدن بر نفس و جلوگیری از هر چیز غیر خدایی است، روزه محرمی است به عنوان یک تکلیف که انسان انجام می دهد، که عمل غیر خدایی انجام ندهد، و در مراحل بالاتر به هیچ چیز غیر از خدا فکر نکند .»[7]

آری روزه با شرایط و آدابش، در حقیقت موانع سر راه تکامل را برمی دارد، و دست اندازهای حرکت را صاف می کند، نیت انسان را خالص، نیرومند و محکم می نماید، و در نتیجه طاغوت نفس را نابود کرده، و الله و حکومت الله را بر سراسر وجود انسان مستقر می سازد . در پرتو روزه صحیح، انسان مظهر خدا می شود، و عظمت خدا در انسان متجلی می گردد . این است معنای ضیافت و مهمانی خدا، که ذات پاک او، چنین انسانی را به مقام قربش می پذیرد، و از چنین شخصی پذیرایی می کند، در حدی که به فرموده رسول خدا (ص) در خطبه شعبانیه «و انفاسکم فیه تسبیح و عملکم فیه مقبول; نفس های شما در ماه رمضان، ذکر خدا است و عمل شما در این ماه، مورد قبول خداوند است .»

به امید آن که روزه داران، در پرتو ماه رمضان و روزه، این گونه استفاده کنند، تا به بهره کافی و وافی و شافی نایل گردند.


[2]. توضیح المسائل مراجع (چاپ انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین) ج 1، ص 924، مساله 1570 .

[3]. علامه سیدمحسن جبل عاملی، اعیان الشیعه، ج 1، ص 316 .

[4]. صحیفه سجادیه، دعای 44 .

[5]. بحارالانوار، ج 96، ص 49 و کنزالعمال، حدیث 23612 .

[6]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 295 .

[7]. امام خمینی، کتاب الجهاد .

منبع:http://www.hawzah.net

more post like this