جهاد نه تنها در اسلام بلکه در تمامي اديان الهي از جايگاهي والا برخوردار است. جهاد منحصر به دين اسلام نيست، بلکه جهاد و مبارزه با ستمگران و طاغوتيان و دنياپرستان در رأس برنامه ي همه ي پيامبران بوده است. (1) با نگاهي گذرا به قرآن و حديث مي توان دريافت که آيات و روايات بيشماري پيرامون جهاد آمده است. در کتاب هاي فقه و حديث، «باب الحرب و القتل» [فصل جنگ و کشتار] موجود نيست، بلکه عنوان بحث، «جهاد في سبيل الله» است. و اين نشان از تقدس جهاد دارد.
جهاد چکاد اسلام و کليد بهشت است و در سايه ي جهاد، يکتاپرستي، نماز، روزه و… جاودان مي ماند.

جهاد در منظر قرآن

در قرآن آياتي بسيار درباره ي عظمت و جايگاه رفيع جهاد در ميان عبادات به چشم مي خورد که به برخي ازآن ها اشاره مي کنيم:

جهاد برتر از خدمتگزاري به حجاج و کليدداري مسجدالحرام

روزي شيبه و عباس، از افتخارات خويش سخن مي گفتند. علي عليه السلام از کنار آنان گذشت و پرسيد: «به چه افتخار مي کنيد؟» عباس گفت: «فضيلتي دارم که احدي ندارد و آن آبرساني به حجاج خانه ي خداست». شيبه گفت: «من تعمير کننده ي مسجد الحرام [کليددار] هستم. علي عليه السلام فرمود: با اين که از شما حيا مي کنم. بايد بگويم با اين سن کم، افتخاري دارم که شما نداريد.» پرسيدند: «کدام افتخار؟!» فرمود: «من با شمشير جهاد کردم تا شما به خدا و پيامبر صلي الله عليه و آله ايمان آوريد.» عباس خشمناک برخاست و دامن کشان به سراغ پيامبر (ص) رفت و گفت: «آيا مي بيني علي چگونه با من سخن مي گويد؟!»
پيامبر صلي الله عليه و آله علي را خواند و به او فرمود: «چه چيزي موجب شد با عمويت اين گونه برخورد کني؟!» علي عليه السلام گفت: «اي رسول خدا! من حقيقتي را باز گفتم. در برابر حق هر کس مي خواهد ناراحت شود و هر کس مي خواهد خشنود!»
آن گاه جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: (2)
«أجعلتم سقايه الحاج و عماره المسجد الحرام کمن آمن بالله و اليوم الآخر و جاهد في سبيل الله لا يستوون عند الله و الله لا يهدي القوم الظالمين» (3)
آيا سيراب کردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند [عمل] کسي مي دانيد که به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد کرده است؟! [اين دو] نزد خدا مساوي نيستند!

جهاد؛ تجارتي بي نظير

در فضيلت جهاد همين بس که خداوند، خود، با مجاهدان وارد تجارت شده و جان و مالشان را مي خرد و در برابر، بهشت جاودان را با درجات بالا به آنان ارزاني مي دارد:
قرآن مي فرمايد:
«إن الله اشتري من المؤمنين أنفسهم و أموالهم بأن لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا في التوراه و الإنجيل و القرآن و من أوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعکم الذي بايعتم به و ذلک هو الفوز العظيم (4)
خداوند از مؤمنان جان ها و اموالشان را مي خرد که [در برابرش] بهشت براي آنان باشد. [به اين گونه که] در راه خدا پيکار مي کنند، مي کشند و کشته مي شوند. اين، وعده ي حقي است بر او که در تورات و انجيل و قرآن ذکر فرموده است و چه کسي از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما، به داد و ستدي که با خدا کرده ايد و اين است آن پيروزي بزرگ!

مجاهدان محبوبان خدايند

خداوند بزرگ در قرآن کريم، مجاهدان را محبوب خويش مي شمارد و مي فرمايد:
«إن الله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا کأنهم بنيان مرصوص» (5)
خداوند کساني را دوست مي دارد که در راه او پيکار مي کنند، گويي بنياني آهنين اند
خداوند چنان مجاهدان را دوست مي دارد که به نفس زدن اسب هايشان و جرقه هاي سم ستوران و غبار برخاسته از حرکت برق آساي آنان، سوگند ياد کرده است. (6)

جهاد در منظر روايات

رواياتي بسيار در عظمت و اهميت جهاد در راه خدا نقل شده است که به عنوان نمونه به چند روايت بسنده مي کنيم:
1- پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند:
«الخير کله في السيف و تحت ظل السيف» (7)
همه ي خوبي ها در شمشير و زير سايه ي آن است.
2- ابوذر غفاري از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله پرسيد: «کدام يک از اعمال نزد خداوند دوست داشتني تر است؟»
آن حضرت فرمود: «ايمان به خدا و جهاد در راه او.»
پرسيدند: «کدامين جهاد از همه ي جهادها بهتر است؟»
فرمود: «جهاد کسي که اسبش پي شود و خونش در راه خدا بر زمين ريزد.»
3- پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله گروهي مجاهد را به مأموريت اعزام فرمود. نيروهاي اسلام، سحرگاهان به سوي محل مأموريت حرکت کردند. يکي از صحابه، به نام ابن رواحه، ماند تا نماز صبح را با پيامبر صلي الله عليه و آله بخواند. پس از نماز، رسول خدا صلي الله عليه و آله او را ديد و فرمود: «مگر در سپاه نبودي؟!»
عرض کرد: «آري بودم، ولي دوست داشتم نماز جماعت را با شما بخوانم و سپس به سپاه ملحق شوم.»
پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمود:
«و الذي نفس محمد بيده لو انفقت ما في الارض جميعا ما ادرکت فضل غدوتهم» (8)
به خدايي که جان محمد (ص) دست اوست سوگند، اگر آنچه را در زمين است انفاق کني، فضيلت حرکت بامدادي آنان را درک نخواهي کرد.
4- اميرمؤمنان عليه السلام درباره ي جهاد مي فرمايد:
«ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اولياءه و هو لباس التقوي و درع الله الحصينه و جنته الوثيقه» (9)
جهاد دري است از درهاي بهشت که خداوند تنها به روي اولياء خاص خويش گشوده است و آن لباس تقوا و زره نفوذ ناپذير و سپر اطمينان بخش الهي بر پيکر مجاهدان است.
5- همچنين مي فرمايد:
«ان الله عزوجل فرض الجهاد و عظمه، و جعله نصره و ناصره، و الله ما صلحت دنيا و لا دين الا به» (10)
خداوند عزوجل جهاد را واجب کرده، و آن را بزرگ شمرده و ياري و ياورش قرار داده است. به خدا سوگند که دنيا و دين جز با جهاد اصلاح نمي شود.
6- امام باقر عليه السلام در حديثي گرانمايه خطاب به سليمان بن خالد مي فرمايد: «آيا مي خواهي از اصل، فرع و قله ي اسلام برايت بگويم؟» عرض مي کند: «آري، اي فرزند رسول خدا.» امام عليه السلام مي فرمايد:
«اما اصله فالصلوه، و فرعه فالزکاه، و ذروته و سنامه الجهاد (11)»
اصل و عمود [خيمه ي] اسلام، نماز و فرع آن زکات و قله و اوج عظمتش جهاد است.

اهداف جهاد

جهاد اسلامي، داراي اهدافي بس مقدس و والاست که همين ويژگي موجب برتري اش از ديگر جنگ ها مي شود. برخي از اين هدف ها عبارتند از:
1- براندازي شرک و برداشتن موانع تحقق ارزش هاي بعثت
هدف از جهاد، کشتار نيست بلکه برداشتن موانع تحقق ارزش هاي وحي، است که شرک، بت پرستي، کفر و باطل گرايي از جلوه هاي بارز آن است.
«و قاتلوهم حتي لا تکون فتنه و يکون الدين لله فإن انتهوا فلا عدوان إلا علي الظالمين» (12)
و با آنها پيکار کنيد؛ تا فتنه (و بت پرستي ، و سلب آزادي از مردم،) باقي نماند؛ و دين مخصوص خدا گردد.
بنابر گفته علامه طباطبايي، مراد از «فتنه» در آيه، شرک و بت پرستي است. مانند: مشرکان مکه. شرک به خداي سبحان، موجب هلاک انسانيت و ميراندن فطرت آدمي است. و جهاد براي آن است که با از ميان برداشتن شرک و بت پرستي، دين توحيد و يکتاپرستي را در جامعه گسترش دهد و بدين وسيله از حيات و فطرت الهي آدمي دفاع نمايد. (13)
اميرمؤمنان عليه السلام با اشاره به هدف پيامبر صلي الله عليه و آله در جنگ با مشرکان مي فرمايد:
«اما بعد … فقاتل بمن اطاعه من عصاه، يسوقهم الي منجاتهم و يبادر بهم الساعه أن تنزل بهم…» (14)
اما بعد… (پيامبر) براي اسلام با ياري کساني که سر به فرمانش بودند، به پيکار با مخالفين خود برخاسته و آنان را به محل رستگاريشان سوق مي داد و براي رهاندن ايشان از جهالت و ناداني مبادرت مي فرمود.
و در بيان ديگر مي فرمايد:
«فجاهد في الله المدبرين عنه و العادلين به» (15)
پس (پيامبر (ص) ) در راه خدا با کساني که از خدا اعراض و دوري گزيده و مثل و مانند برايش قرار مي دادند، جهاد کرد.
اميرمؤمنان عليه السلام در نبرد صفين بارها جنگ را به تأخير انداخت تا شايد فريب خوردگان به راه نجات راه يابند و هدايت شوند و مي فرمود:
« من بيش از سرکوب آنان، هدايتشان را دوست مي دارم» (16)
هنگامي که پيامبر صلي الله عليه و آله اميرمؤمنان عليه السلام را به جبهه ي يمن اعزام فرمود به وي سفارش کرد:
«و أيم الله لئن يهدي الله عزوجل علي يديک رجلا خير لک مما طلعت عليه الشمس و غربت و لک ولاؤه يا علي.» (17)
اي علي! به خدا سوگند! اگر خداوند به دست تو مردي را هدايت کند، برايت از هر آنچه خورشيد بر آن مي تابد و غروب مي کند و تو حاکم آن باشي، بهتر است.
2- مبارزه با تبهکاران و گمراهگران
براي مجازات تبهکاران و گمراه گران که در فساد خود و جامعه پاي مي فشرند، و ستمگراني که با پيروي از شيطان و هواي نفس، غرق در ظلم و ستيزه جويي با عدالت و تأويل حقايق و ترويج باطلند جهاد بسيار کارساز و ستم برانداز است.
اميرمؤمنان عليه السلام درباره ي خوارج که با تأويل حقايق در انديشه ي فتنه جويي بودند، مي فرمايد:
«نقاتل اخواننا في الاسلام علي ما دخل فيه من الزيغ و الاعوجاج و الشبهه و التأويل.» (18)
با کساني که در اسلام با ما برادرند، به دليل لغزش و انحراف و کجي و اشتباه و تأويل حقايق، ناگزير از جنگ شده ايم.
3- پاسداري از نظام و ارزش هاي الهي
حفظ نظام اسلامي و ارزش هاي الهي يک تکليف است که در سايه جهاد تحقق مي پذيرد. اميرمؤمنان عليه السلام در مورد جهاد با کساني که نظام و ارزش هاي الهي را مورد هجوم قرار دادند مي فرمايد:
«الا و ان الشيطان قد ذمر حزبه، و استجلب جلبه، ليعود الجور الي اوطائه، و يرجع الباطل الي نصابه… و لعمري ما علي من قتال من خالف الحق و خابط الغي من ادهان و لا ايهان» (19)
به هوش باشيد که اينک شيطان حزب خويش را برانگيخته است و هوادارانش را فراهم خوانده است، تا ديگر بار جور را به پايگاههاي ديرينش باز گرداند و باطل را بر اريکه ي قدرت بنشاند، … به جان خويشم سوگند، که در پيکار و سرکوبي آنها که با حق ستيز کنند و در ماندن در گمراهي همچنان پاي بفشارند، کم ترين نرمش و سازشي نخواهم داشت.
4- دفاع از مرزها
دفع تجاوز دشمن به مرزهاي کشور و دفاع از استقلال و تماميت ارضي جزء حقوق هر ملتي است. متجاوزي که با ناديده گرفتن قوانين و ارزش ها و حقوق ملت ها، به خود اجازه ي تجاوز به کشوري را داده، جز پاسخ دندان شکن او را بر سر عقل نمي آورد.
اميرمؤمنان عليه السلام به مردم عراق که مرزهايشان مورد تجاوز و تاخت و تاز شايان قرار گرفته بود فرمود: «و بادروا جهاد عدوکم» (20) و در جهاد با دشمن پيشدستي کنيد. و در مورد اين که متجاوز جز پاسخ دندان شکن نمي فهمد فرمود:
«ردوا الحجر من حيث جاء، فان الشر لا يدفعه الا الشر» (21)
پاره ي سنگ را به مبدأش باز گردانيد، که شر را تنها شر دفع مي کند.

اهداف نامشروع جنگ دنياطلبان

دنياطلبان و طاغوتيان، معمولا در جنگ هاي خويش هدف هايي را مي جويند که به هيچ روي در جهاد اسلامي جاي ندارند. مهمترين آن ها عبارتند از:
1- سلطه طلبي و کسب قدرت
نبردي که هدف از آن، تسلط يافتن بر ديگران و بهره کشي و بردگي مردم و فساد و تباهي باشد، مورد تنفر و نکوهش اسلام است:
«تلک الدار الآخره نجعلها للذين لا يريدون علوا في الأرض و لا فسادا و العاقبه للمتقين» (22)
[آري] اين، سراي آخرت را [تنها] براي کساني قرار مي دهيم که اراده ي برتري جويي در زمين و فساد ندارند؛ و عاقبت نيک براي پرهيزگاران است.
امام علي عليه السلام در اين باره خطاب به خداي بزرگ عرضه مي دارد:
«اللهم انک تعلم أنه لم يکن الذي کان منا منافسه في سلطان.» (23)
بار خدايا! خود آگاهي که آنچه ما [در جنگ ها و زد و خوردها] کرده ايم، براي ميل و رغبت به سلطنت نبوده است.
تاريخ گواه است که هرجا لشکريان اسلام با پيروزي قدم بر سرزميني گذاشتند، مردم را آزاد نهاده و ارزش هاي انساني – الهي را به آنان ارزاني کرده اند؛ برخلاف جنگ هايي که از سوي کفار و قدرتمندان در دنيا انجام مي گيرد که با اشغال کشوري، در آن جا حکومت نظامي اعلام مي شود، حاکم تعيين مي گردد، بساط ستمکاري پهن مي شود و مردم در بند و زنجير به اسارت مي روند.
2- کشورگشايي
در اسلام هيچ جنگي براي کشورگشايي انجام نگرفته است، گرچه ممکن است آن سرزمين براي تحقق اهداف الهي و انساني فتح شود؛ اهدافي مانند برداشتن موانع تبليغ و از ميان بردن ستمگران که آزادي را از مردم سلب کرده اند. مانند فتح مکه در زمان رسول خدا (ص)، بر عکس دنياطلبان که يکي از اهداف آنان در جنگ، کشورگشايي و ضميمه کردن کشور مغلوب به سرزمين خودشان مي باشد.
3- کسب منافع مادي
اسلام براي دست يابي به غنيمت و غارت اموال کشورها به جنگ نمي پردازد و سربازان را به شدت از اين کار باز مي دارد. جنگي که به قصد طمع مادي و کسب غنائم و منافع دنيوي صورت پذيرد، مردود است. قرآن مي فرمايد:
«يا أيها الذين آمنوا إذا ضربتم في سبيل الله فتبينوا و لا تقولوا لمن ألقي إليکم السلام لست مؤمنا تبتغون عرض الحياه الدنيا فعند الله مغانم کثيره کذلک کنتم من قبل فمن الله عليکم فتبينوا إن الله کان بما تعملون خبيرا» (24)
اي کساني که ايمان آورده ايد! هنگامي که در راه خدا گام مي نهيد [و به سفري براي جهاد مي رويد]، تحقيق کنيد و به دليل اين که سرمايه ي ناپايدار دنيا [غنيمت] را به دست آورديد، به کسي که اظهار صلح و اسلام مي کند نگوييد: «مسلمان نيستي!» زيرا غنيمت هاي فراواني [براي شما] نزد خداست. شما پيشتر چنين بوديد، و خداوند بر شما منت نهاد و هدايت شديد. پس، به شکرانه ي اين نعمت بزرگ تحقيق کنيد! خداوند به آنچه انجام مي دهيد آگاه است.
4- تحميل عقيده
هيچ گاه اسلام نخواسته است که عقيده اي را بر مردم مغلوب تحميل کند. مسلمانان، همواره پس از نبرد، مردمان را در عقايدشان آزاد گذاشته و هيچ گاه پيامبر صلي الله عليه و اله کسي را به اجبار وادار به گرويدن به اسلام نکرده است. توضيح بيشتر در اين باره در فصل سوم خواهد آمد:
البته اسلام هيچ گاه شرک را به عنوان عقيده نمي پذيرد، بلکه آن را ستمي بزرگ مي شمارد (25) و با شدت با آن مبارزه مي کند. بلي اهل کتاب که داراي کتاب آسماني اند، آزاد هستند، يا اسلام بياورند و يا جزيه بپردازند.

پی نوشت:

1- فصل اول، سيره ي رهبران الهي، آل عمران (3) ، آيه ي 146.
2- تفسير نمونه، ج 7، ص 321.
3- توبه (9)، آيه ي 19.
4- توبه (9)، آيه ي 111.
5- صف (61)، آيه ي 4.
6- عاديات (100)، آيات 1-4.
7- بحار الانوار، ج 100، ص 9؛ از امام باقر (ع) نيز نقل شده است؛ فروع کافي، ج 5، ص 8.
8- سنن ترمذي، ج 2، ص 20، دار الاتحاد العربي.
9- نهج البلاغه، خطبه 37.
10- فروع کافي، ج 5، ص 8، ج 11.
11- بحار الانوار، ج 69، ص 392، ح 70.
12- بقره (2)، آيه ي 193.
13- ر.ک. الميزان، ج 2، ص 62 و 66.
14- فرهنگ آفتاب، عبدالمجيد معاديخواه، ج 4، ص 1914، خطبه 103.
15- همان، ص 1915، خطبه 132.
16- نهج البلاغه، ترجمه ي فيض الاسلام، ص 143، خطبه 54.
17- وسائل الشيعه، ج 11، ص 30.
18- نهج البلاغه، ترجمه ي فيض الاسلام، ص 143، خطبه 54.
19- فرهنگ آفتاب، ج 4، ص 1915 – 1916؛ نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبه ي 22، ص 63.
20- فرهنگ آفتاب، ج 4، ص 1917.
21- نهج البلاغه، حکمت 306.
22- قصص (28)، آيه ي 83.
23- نهج البلاغه ترجمه ي فيض الاسلام، ص 406، خطبه ي 131.
24- نساء (4)، آيه ي 94.
25- ان الشرک لظلم عظيم (لقمان آيه ي 13).

منبع:کتاب نظام دفاعي اسلام


more post like this