نويسنده:بهاءالدين خرمشاهي
درباره جواز ترجمه قرآن , قرنها بين علما و فقهاى مذاهب اسلامى بحث بوده است . چـون اغـلـب فـقـهـا و ائمه اربعه اهل سنت ( جز ابوحنيفه كه قول اولش بر جواز بود سپس آن را مـوكـول به ندانستن عربى كرد ) حكم داده اند كه خواندن فاتحه و سوره در نماز جز به عربى روا نيست , بعضى استنباط كرده اند كه شايد اصولا ترجمه قرآن به هيچ زبانى روا نيست . اما سابقه ترجمه قرآن بسيار كهن است و معروف است كه سلمان فارسى بسم اللّه الرحمن الرحيم را به به نام يزدان بخشاينده ترجمه كرده بوده است . ( تـاريخ قرآن , راميار , 653 ) بعضى از منكران و مانعان ترجمه قرآن مى گفته اند چون كلام قرآن معجز است و اين معجزه فقط در عربى است و به زبان ديگر درنمى آيد , در اين صورت ترجمه قرآن به هر زبان ديگرى , محال و لذا چنين كوششى عبث و بيفايده است . بعضى نيز بر آن بوده اند كه ترجمه قرآن باعث مى شود كه توجه مسلمانان و مخاطبان از نص عربى به ترجمه معطوف گردد ; و رفته رفته در طول زمان متن اصلى مهجور بماند. ولـى طـرفـداران جواز ترجمه به اين آيه از قرآن استناد كرده اند كه ما انزلنا من رسول الا بلسان قومه ( ابراهيم , 4 ) ( هيچ پيامبرى نفرستاده ايم مگر [ با كتابى ] به زبان قومش ). چون اگر قرآن ترجمه شود , رسالت قرآن و پيامبر و نيز اتمام حجت بهتر صورت مى گيرد. زمـخـشـرى در تفسير همين آيه مى نويسد : قرآن لا جرم يا بايد به همه زبانها نازل مى شد , يا به يكى از آنها. و نيازى به نزول آن به جميع زبانها نيست , زيرا ترجمه , جانشين اين امر مى گردد. در سـالـهاى اخير , فتوايى از سوى علماى الازهر در اين باب صادر شده كه قائل به جواز ترجمه قرآن است .
تـرجـمه قرآن به فارسى , گويا قديمترين و نخستين ترجمه قرآن به زبان ديگر است , كه بيش از هزار سال پيشينه دارد. تـاكـنون قديمترين ترجمه فارسى , ترجمه تفسير طبرى دانسته مى شد كه در اواسط قرن چهارم هجرى در ماوراءالنهر به دستور منصور بن نوح سامانى صورت گرفته است . اما ترجمه معروف به قرآن قدس كه در سالهاى اخير به كوشش دكتر على رواقى انتشار يافته است , از آن هم كهن تر مى نمايد. تـرجـمـه قـرآن مـوزه پـارس , كـه تصحيح و طبع آن نيز به كوشش دكتر رواقى انجام گرفته , ترجمه اى ناقص اما بسيار ارزشمند از حدودا اوايل قرن پنجم هجرى است . ترجمه قرآن مورخ 556 ق به كوشش دكتر محمد جعفر ياحقى انتشار يافته است . تـرجمه هاى كهن ديگر قرآن كه در دل تفاسير آمده است عبارتند از : ترجمه مندرج در تفسير تاج التراجم فى تفسير القرآن للاعاجم تاليف عمادالدين طاهر اسفراينى ( م 471 ق ) مشهور به شهفور كـه بـه كـوشـش آقاى نجيب مايل هروى نزديك به انتشار است ; ترجمه مندرج در تفسير قرآنى مـجـهـول المؤلف , مشهور به تفسير كمبريج ( بخاطر آنكه تنها نسخه ناقص بازمانده از آن در كـتـابـخـانـه دانشگاه كمبريج محفوظ بوده است ) كه به كوشش دكتر جلال متينى در دو مجلد انتشار يافته است . تـرجـمه تفسير سورآبادى [ ابوبكر عتيق نيشابورى ] كه ترجمه آيات و قصص قرآنى آن به كوشش استاد يحيى مهدوى و مهدى بيانى در دو مجلد انتشار يافته است , و كل تفسير به همت آقاى على اكبر سعيدى سيرجانى در دست طبع است . گفتنى است كه سورآبادى در سال 494 قمرى در گذشته است . ترجمه قابل توجه و مهم ديگرى كه باز در دل تفسير محفوظ مانده است , ترجمه مندرج در تفسير نـوبـت اول كـشـف الاسـرار و عـدة الابـرار, اثـر ابوالفضل ميبدى ( م 520 ق ) است كه بر مبناى گسترش امالى تفسيرى خواجه عبداللّه انصارى تدوين شده است .
پس از آن , ترجمه مندرج در تفسير ابوالفتوح رازى شايان ذكر است . پـس از تـرجمه هاى مندرج در تفسير منهج الصادقين ملا فتح اللّه كاشانى و تفسير جلاء الاحزان [ تفسير گازر ] , كه اهميت طراز اولى ندارد , به يك ترجمه بسيار شيوا مى رسيم : ترجمه شاه ولى اللّه دهلوى ( م 1176 يا 1179 ق ) كه بارها در هند و پاكستان به طبع رسيده است . از سـراسـر عـصـر قـاجار يك ترجمه قابل توجه باقى مانده است كه به قلم محمد طاهر مستوفى شيبانى , معروف به بصيرالملك است كه از رجال فرهنگى و درباريان ناصرالدين شاه بوده است . اين ترجمه بارها , از جمله در سال 1344 ش از سوى انتشارات محمد حسن علمى به طبع رسيده است . در عـصـر جـديـد نـخستين ترجمه مهم قرآن مجيد , ترجمه عبدالحسين آيتى معروف به آواره ( 1288 – 1371 ق ) اسـت كه در جوانى از سلك روحانى به درآمد و به بهائيه گرايش يافت و كتاب الكواكب الدرية في مثر البهائية را در تاريخ بهائيت نوشت و از مبلغان طراز اول اين فرقه گرديد. سـپـس از نـاراستيهايى كه ديد سرخورد و از بهائيت , تبرى جست و كتاب كشف الحيل ( 3 جلد , 1310 ش ) را در رد بهائيت و بيان پشيمانى خود نوشت . ترجمه او از قرآن مجيد كتاب نبى يا قرآن فارسى نام دارد ( 3 جلد , يزد , 1324 – 1326 ش ). ( درباره او ـ دايرة المعارف تشيع , 1/241 – 242 ). بـهترين و شايد آخرين ترجمه تحت اللفظى قرآن در عصر جديد , ترجمه محمد كاظم معزى است كه بارها تجديد چاپ يافته است .
مـرحـوم مـحـيـى الدين مهدى الهى قمشه اى ( 1318 ق – 1393 ق / 1352 ش ) از عرفا و شعرا و علماى ذوفنون معاصر در حدود سالهاى 1320 ش ترجمه خوشخوانى از قرآن كريم به دست داد. به تحقيق هيچ ترجمه اى از ترجمه هاى جديد قرآن اين چنين با استقبال عظيم مردم مواجه نشده كه بارها به تجديد چاپ رسيده است . حسن و عيب اين ترجمه , يك چيز و آن افزودن و مزج تفسير با ترجمه است . با وجود اين اقبال بى سابقه مردم , قرآن پژوهان اين ترجمه را آكنده از اغلاط علمى مى دانند. ( براى تفصيل ـ نقد بسيار مفصل نگارنده بر اين ترجمه در كتاب قرآن پژوهى ). در عـصر جديد كه اصولا صناعت ترجمه بهبود كلى يافته است , ترجمه تحت اللفظى قرآن مجيد نيز موقوف شده است . تـرجـمه مرحوم ابوالقاسم پاينده ( 1290 – 1363 ش ) نويسنده و مترجم پركارى كه ترجمه تاريخ طـبـرى يـكى از كارهاى اوست , ترجمه اى متين و استوار است ولى خالى از اغلاط نيست ; علامه محمد فرزان , نقد مفصل و عالمانه اى بر آن نوشته است . تـا پـيـش از انـقـلاب اسـلامى ايران ( 1357 ش ) دو ترجمه قابل توجه از قرآن نيز داريم : ترجمه حكمت آل آقا ; و ترجمه زين العابدين رهنما ( همراه با توضيحات در پاى صفحه , در 4 مجلد ). پس از انقلاب اسلامى توجه به ترجمه قرآن در ايران بالا گرفته است و چندين ترجمه انتشار يافته اسـت , از جمله ترجمه جلال الدين فارسى ; ترجمه محمد باقر بهبودى به عنوان معانى القرآن كه ارزش عـلـمـى آن نـازل اسـت , ولـى از نظر احتوا بر تفسير همانند ترجمه قمشه اى است ( ـ نقد نـگـارنده بر اين دو ترجمه در كتاب قرآن پژوهشى ; همچنين ـ نقد محققانه حسين استادولى بر ترجمه بهبودى در مجله مترجم ويژه ترجمه قرآن , 1372 ش ).
همچنين ترجمه ابوالقاسم امامى ; ترجمه محمد خواجوى ( ـ نقد نگارنده در كتاب پيشگفته ). ترجمه اى كه بيشتر از ساير ترجمه هاى جديد از استقبال مردم برخوردار بوده است . ترجمه شيواى عبدالمحمد آيتى است ( ـ نقد نگارنده در كتاب پيشگفته ). تـرجمه قرآن كريم به قلم سيد جلال الدين مجتبوى , محمد مهدى فولادوند , كه در همين اواخر انتشار يافته است از بهترين و شيواترين ترجمه هاى عصر جديد است . طـبـق آمـار منتشر شده در كتابشناسى جهانى ترجمه هاى قرآن مجيد ( به انگليسى , ويراسته اكـمل الدين احسان اوغلى , طبع استانبول ) كه كتابشناسى ترجمه هاى قرآن را به هر زبان از سال 1515 م تـا 1980 م در بـردارد , قرآن مجيد از آغاز تا زمان تاليف اين كتابشناسى ( 1980 م ) به 65 زبان ترجمه شده است . روى هـم رفـته مشخصات كتابشناختى 2762 ترجمه و تفسير قرآن ( به اعتبار اينكه در بردارنده ترجمه است ) در اين اثر آمده است . قـديـمـتـريـن ترجمه قرآن به زبانهاى اروپايى , ترجمه انگليسى ناقصى است كه در سال 1515 م منتشر شده , ولى نخستين ترجمه كامل به زبان لاتين است كه در سال 1543 م انتشار يافته است . بهترين ترجمه هاى فرانسوى قرآن ترجمه كازيميرسكى و ترجمه بلاشر است . بهترين ترجمه هاى آلمانى قرآن ترجمه اولمان , ترجمه هنينگ , و اخيرا ترجمه همراه با توضيحات و واژه نما ( كنكوردانس ) اثر رودى پارت است . در دايرة المعارف اسلام ( در پايان مقاله قرآن ) از هشت ترجمه قرآن به روسى ياد شده است . آخـريـن و بـهـتـريـن تـرجـمه قرآن به روسى كه در مقاله مزبور به آن اشاره شده است , ترجمه اسلامشناس شهير روسى كراچفسكى است ترجمه روسى پروفسور عثمانوف هم بسيار معتبر است . بهترين ترجمه هاى انگليسى قرآن , ترجمه پيكتال , آربرى و عبداللّه يوسف على است .
منبع:قران و قران پژوهي


more post like this