پدید آورنده : سیدجواد حسینی 

مقدمه

اعتکاف، در فرهنگ دینی خصوصا دین اسلام از جایگاه بس والا و عظیمی برخوردار است.

قرآن کریم می فرماید: «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی وَ عَهِدْنا إِلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ الْعاکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ»؛ «و [به خاطر بیاورید[ هنگامی که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن برای مردم قرار دادیم، و [برای تجدید خاطره] از مقام ابراهیم عبادتگاهی برای خود انتخاب کنید و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک و پاکیزه کنید.»

و در روایات نیز تعبیرات گرانسنگ و با ارزشی از اعتکاف شده است که به نمونه ای اشاره می شود:

در حدیث نبوی می خوانیم: «اَلْمُعْتَکِفُ یَعْکِفُ الذُّنُوبَ وَ یَجْری لَهُ مِنَ الاَْجْرِ کَاَجْرِ عامِلِ الْحَسَناتِ کُلِّها؛ معتکف گناهان را متوقف نموده [و از بین می برد] و اجری بسان انجام دهنده تمام نیکیها دریافت می دارد.»

با توجه به چنین جایگاهی که برای اعتکاف وجود دارد، شایسته است برنامه اعتکاف را به گونه ای طرح ریزی کنیم که بیش ترین و بهترین بهره ها را در آن ببریم.

فرصت مناسب

در منابع دینی توصیه شده است که اوقات زندگی و شبانه روز خویش را به سه قسمت تقسیم کنیم: بخشی برای کار و تلاش، بخشی برای استراحت و تفریح، و بخشی نیز برای عبادات و بندگی خدا.

متأسفانه حرص و ولع بشر باعث شده که کار و تلاش برای دنیا و زندگی، تمام اوقات او را پر کند و نتواند آنچنان که باید و شاید با خدا و خویشتن خویش خلوت و گفتگو داشته باشد.

اسلام برای غفلت زدایی و تقویت ارتباط انسان با خدا، علاوه بر عبادتهای روزانه مانند نمازهای یومیه، عبادت هفتگی همچون نماز جمعه، و نیز عبادتهای فصلی و سالانه همچون حج و روزه ماه رمضان، عبادتهای مستحبی خاصی را نیز در نظر گرفته است که از آن جمله می توان به دعاهای برخی ایّام و اعتکاف اشاره کرد.

چنانچه در کلمات آیه زیر دقت شود، بهتر می توان به جایگاه اعتکاف در مقوله ارتباط با حق تعالی پی برد. «وَ عَهِدْنَآ إِلَیآ إِبْرَ هِیمَ وَ إِسْمَـعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِیَ لِلطَّـآئِفِینَ وَ الْعَـکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ »؛ «ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان پاک و پاکیزه کنید.»

در این آیه شریفه، اعتکاف در بین دو ارتباط قوی با خداوند متعال قرار گرفته است. آن دو، عبارتند از: طواف، که از حیث ارتباط و قرب فیزیکی و جسمانی نسبت به نماد عبادت (کعبه) در بالاترین درجه قرار دارد و رکوع و سجود، که از جهت قرب معنوی مصداق بارز و اعلای تقرّب به شمار می رود.

اعتکاف این فرصت را به انسان می دهد که ارتباطهای اساسی زندگی خویش را بازبینی و بازرسی نماید و به تقویت و تحکیم آن بپردازد.

مهم ترین ارتباطات معنوی انسان بر سه محور اصلی می چرخد: اوّل، ارتباط انسان با خدای خویش به عنوان خالق هستی و معبود یگانه و منبع تمام قدرتها، دوم، ارتباط انسان با خودش به عنوان اینکه مأمور است در سازندگی خود بکوشد و هیچ گاه از اوضاع نفسانی خویش غافل نباشد و سوم، ارتباط با امام زمان علیه السلام به عنوان قطب عالم امکان و مجرای فیض الهی.

اعتکاف و خلوتهای آن، فرصت بسیار مناسبی است برای تقویت و تحکیم ارتباطات سه گانه فوق، و آنچه پیش رو دارید، گامی است در جهت تبیین هر چه بهتر این موضوع.

الف. ارتباط انسان با خدا

«انسان» موجودی است سراسر فقر و به معنای دقیق تر، عین ربط و فقر است. به این جهت، اگر لحظه ای از سر منشأ هستی و قدرت جدا شود، به همان مقدار ضرر و زیان دیده است.

گرفتاریهای زندگی و اشتغالات آن، گاهی این ارتباط را به پایین ترین درجه می رساند و در مقابل، خلوتهای عبادی همچون اعتکاف، بهترین فرصتی است که به وسیله آنها می توانیم این ارتباط را بازسازی و تقویت نماییم. برای رسیدن به این مرحله، برداشتن چند گام لازم است.

1. توبه

خلوت اعتکاف، فرصتی است که انسان پرونده اعمال گذشته خود را مرور نموده، از کردارهای ناشایست خویش توبه و استغفار نماید. مهم ترین شرط توبه حالت ندامت و پشیمانی یا انقلاب روحی است که در انسان ایجاد می شود.

برای ایجاد این حالت بهتر است دعاهایی را که درباره توبه از زبان معصومان رسیده است، مرور کنیم؛ دعاهایی مانند: مناجات تائبین امام سجاد علیه السلام ، مناجات منظوم امیر مؤمنان علی علیه السلام و برخی دعاهای صحیفه سجّادیه، که در این مجال از باب تبرک جستن به ادعیه معصومین علیهم السلام به فرازهایی از آنها اشاره می کنیم:

متأسفانه حرص و ولع بشر باعث شده که کار و تلاش برای دنیا و زندگی، تمام اوقات او را پر کند و نتواند آنچنان که باید و شاید با خدا و خویشتن خویش خلوت و گفتگو داشته باشد

در بخشی از مناجات منظوم امیر مؤمنان علی علیه السلام می خوانیم:

«اِلهِی لَئِنْ جَلَّتْ وَجَمَّتْ خَطِیئَتِیفَعَفْوُکَ عَنْ ذَنْبِی اَجَلُّ وَاَوْسَعُ

اِلهِی لَئِنْ اَعْطَیْتُ نَفْسِی سُؤْلَهفَها اَنَا فِی رَوْضِ النَّدامَةِ اَرْفَعْ

اِلهِی تَری حالِی وَفَقْرِی وَفاقَتِیوَاَنْتَ مُناجاتِی الْخَفِیَّةَ تَسْمَعُ؛

خدایا! اگر چه گناه من بزرگ و بسیار است، پس عفو تو از گناه من بزرگ تر و وسیع تر است.

خدایا! اگر من به خواسته های نفسم تن دادم، اکنون در باغ پشیمانی گشت و گذار دارم.

ای خدا! تو حال مرا و نداری و پریشانی مرا می بینی؛ در حالی که مناجات پنهانی مرا می شنوی.»

بسیار جا دارد که این دعا در نماز شبهای اعتکاف وامثال آن، با حال و توجه خاص خوانده شود.

در بخشی از مناجات تائبین امام زین العابدین علیه السلام که اوّلین مناجات از مناجات پانزده گانه آن حضرت است، آمده است:

«اِلهِی اَلْبَسَتْنِی الْخَطایا ثَوْبَ مَذَلَّتِی وَجَلَّلَنِی التَّباعُدُ مِنْکَ لِباسَ مَسْکَنَتِی وَاَماتَ قَلْبِی عَظِیمُ جَنایَتِی فَاَحْیِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْکَ…؛ خدای من! خطاها لباس مذلّت و خواری بر تنم کرده، و دوری از تو لباس بیچارگی بر من پوشانده، و جنایت بزرگ من دلم را میرانده (و روحم را بی حال و بی صفا نموده). پس آن را با توبه ای از جانب خودت زنده گردان.»

در بخش میانی مناجات یادشده می خوانیم:

«اِلهِی اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَی الذَّنْبِ تَوْبَةً فَاِنِّی وَعِزَّتِکَ مِنَ النّادِمِینَ وَاِنْ کانَ الاِْسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطِیئَةِ حِطَّةً فَاِنِّی لَکَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ؛ خدایا! اگر پشیمانی از گناه توبه است، به عزّتت سوگند که من از نادمان و پشیمانانم، و اگر استغفار و آمرزش جویی از خطا، گناهان را می ریزد، من به حقیقت از استغفار کنندگان و آمرزش جویان توام.»

بدیهی است که خواندن این مناجات روح بخش در خلوتهای اعتکاف با حال و شور و گریه، تحوّل بسیار عظیمی در روح و روان انسان ایجاد می کند.

2. خواندن قرآن

گام دیگر برای تقویت ارتباط با خالق هستی، خواندن قرآن است. در واقع، در قرآن کریم این خداست که با بندگانش حرف می زند. از این رو، لازم است که با قرآن بیش تر مأنوس شویم و با دقّت و تفکر، هر روز مقداری از آن را بخوانیم و اگر برایمان ممکن باشد، در ایّام اعتکاف یک ختم قرآن داشته باشیم.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «عَلَیْکَ بِقِرائَةِ الْقُرْآنِ؛ فَاِنَّ قِرائَتَهُ کَفّارَةٌ لِلذُّنُوبِ، وَسَتْرٌ فِی النّارِ، وَاَمانٌ مِنَ الْعَذابِ؛ بر تو باد به خواندن قرآن! زیرا خواندن قرآن، پوشاننده گناهان، مانع آتش و امان از عذاب است.»

آن حضرت همچنین فرمود: «یا بُنَیَّ لا تَغْفَلْ عَنْ قِراءَةِ الْقُرْآنِ، فَاِنَّ الْقُرْآنَ یُحیِی الْقَلْبَ، وَیَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ؛ ای پسرم! از خواندن قرآن غفلت نکن؛ زیرا خواندن قرآن دل را زنده و از بدیها و منکرات و ستم باز می دارد.»

این حدیث به خوبی بیانگر آن است که قرآن باعث زنده شدن دل و روح آدمی می شود و زنده بودن قلب، یعنی تقویت ارتباط با خدای متعال.

3. خواندن دعا

دعاهای فراوانی در منابع دینی ما موجود است که عرفان حقیقی در درون آنها نهفته و فهم مضامین بلند و ژرف آنها نیازمند فرصتی است تا انسان با حواس جمع و توجّه کامل آنها را زمزمه کند و با خدای خویش حرف بزند و اعتکاف چنین فرصتی را فراهم می کند. در دعاهای ماه رجب، مناجات شعبانیّه، دعای مکارم الاخلاق، مناجات مسجد کوفه امیر مؤمنان علی علیه السلام و دعای ابو حمزه و دعاهای دیگر، دریایی بیکران از معارف و حقایق موج می زند.

ب. ارتباط با خویشتن

انسان بر اثر اشتغالات زندگی و غفلتها، همچنان که خدا را فراموش می کند و ارتباط او با خدا رو به ضعف می گذارد، خود را نیز فراموش می کند و ارتباط وی با خویشتن خویش به سردی گراییده، منجر به نسیان از خود می شود.

قرآن کریم سخت به مسئله «خودزیانی» و «خودفراموشی» توجه کرده و خطر آن را اعلام نموده است؛ آنجا که می فرماید: «قَدْ خَسِرُوآاْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کَانُواْ یَفْتَرُونَ »؛ «به راستی آنها سرمایه وجود خود را از دست داده اند و معبودهایی را که به دروغ ساخته بودند از نظرشان گم می شوند (نه راه بازگشتی دارند و نه شفیعانی).»

و در جای دیگر فرمود: «قُلْ إِنَّ الْخَـسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوآاْ أَنفُسَهُمْ»؛ «بگو زیاندیده و سرمایه باخته کسانی هستند که سرمایه وجود خود را از دست داده اند.»

و یا در آیه ای دیگر می فرماید: «نَسُواْ اللَّهَ فَأَنسَـلـهُمْ أَنفُسَهُمْ»؛ «خدا را فراموش کردند و خدا آنها را از یاد خودشان برد.»

استاد مطهری رحمه الله درباره خودزیانی و خودفراموشی می گوید: «انسان احیانا «خود» را با «ناخود» اشتباه می کند و «ناخود» را «خود» می پندارد. آنچه به خیال خود برای خود می کند، در حقیقت برای ناخود می کند و خود واقعی را متروک و مهجور و احیانا منسوخ می سازد؛ مثلاً آنجا که انسان واقعیّت خود را همین «تن» می پندارد و هرچه می کند، برای تن و بدن می کند، خود را گم کرده و فراموش کرده و ناخود را خود پنداشته است. به قول مولوی، مَثَلَش مَثَل کسی است که قطعه زمینی در نقطه ای دارد، زحمت می کشد و مصالح و بنا و عمله می برد آنجا را می سازد و رنگ و روغن می زند و به فرشها و پرده ها مزیّن می نماید؛ اما روزی که می خواهد به آن خانه منتقل گردد، یک مرتبه متوجه می شود که به جای قطعه زمین خود، یک قطعه زمین دیگر [را] که اصلاً به او مربوط نیست و متعلق به دیگری است، ساخته و آباد کرده و مفروش و مزیّن نموده و قطعه زمین خودش خراب به کناری افتاده است.

در زمین دیگران خانه مکنکار «خود» کن کار «بیگانه» مکن

کیست بیگانه؟ «تن» خاکی توکز برای او است غمناکی تو

تا تو تن را چرب و شیرین می دهیگوهر جان را نیابی فربهی

و در جای دیگر می گوید:

ای که در پیکار «خود» را باختهدیگران را تو ز «خود» نشناخته

تو به هر صورت که آیی بیستیکه منم این، واللّه این تو نیستی

یک زمان تنها بمانی تو ز خلقدر غم و اندیشه مانی تا به حلق

این تو کی باشی؟ که تو آن اوحدیکه خوش و زیبا و سرمست خودی»

آری خودیابی انسان تنها در خدایابی و خلوتهایی همچون اعتکاف و شبهای قدر و امثال آن میسّر می شود. چه بسیار آدمهایی که در این خلوتگاه، معدن وجود خویش را کشف کردند و با استخراج آن برای همیشه خود را بازیافتند و به حقیقت خویش، ارزش ابدی و غیرقابل تصوّری دادند.

در مراسم عبادی اعتکاف، انسان همواره می تواند به یاد خداوند باشد و یاد خدا مایه حیات قلب و روشنایی دل گردد. ذکر خدا مایه آرامش روح، عامل صفا و رقت و خشوع و بهجت ضمیر آدمی است، باعث بیداری و آگاهی و هوشیاری است و در پرتو این همه، انسان حقیقت خود را باز می یابد. امام علی علیه السلام فرمود: «خدای متعال یاد خود را مایه صفا و جلای دلها قرار داده است. با یاد خدا دلها پس از سنگینی، شنوا و پس از کوری، بینا و پس از سرکشی، نرم و ملایم می گردد. همواره چنین بوده که در فاصله های زمانی مختلف خداوند بندگانی داشته که در اندیشه هایشان با آنان نجوا می کند و در عقلهایشان با آنان سخن می گوید.»

ج. ارتباط با امام زمان علیه السلام

امام هر زمان، قطب عالم هستی، مجرای فیض الهی و واسطه بین خلق و خالق است. در این زمان، قطب عالم امکان حضرت مهدی علیه السلام است و اگرچه آن عزیز در پشت پرده غیبت به سر می برد، ولی ارتباط با او یک لحظه قطع نمی شود.

در قرآن کریم می خوانیم: «یَـآأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ »؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید! استقامت کنید و [ در برابر دشمنان ] پایدار باشید و از مرزهای خود مراقبت کنید و خداترس باشید، شاید رستگار شوید.»

در مورد تفسیر این آیه از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «اِصْبِرُوا عَلی دِینِکُمْ وَصابِرُوا عَدُوَّکُمْ وَرابِطُوا اِمامَکُمْ؛ بر دین خود [و مصائب و مشکلات] صبر کنید و در برابر دشمنان استقامت ورزید و با امام خویش رابطه داشته باشید.» در برخی دیگر از احادیث چنین تعبیر شده است که: «وَرابِطُوا عَلَی الاْءَئِمَّةِ.»

به یقین، گناهان روزانه، غفلتهای دائمی و دنیا زدگیهای ما باعث کمرنگی ارتباط با آن حضرت و یا آزردگی دل آن عزیز دلها می شود. در واقع، باید خدمت آن حضرت عرضه داشت:

خوب می دانم ز من رنجیده ای چون همه اعمال زشتم دیده ای

گوئیا کردی رها قلاّده ام کز تو این گونه جدا افتاده ام

مهم ترین ارتباطات معنوی انسان بر سه محور اصلی می چرخد: اوّل، ارتباط انسان با خدای خویش به عنوان خالق هستی و معبود یگانه و منبع تمام قدرتها، دوم، ارتباط انسان با خودش به عنوان اینکه مأمور است در سازندگی خود بکوشد و هیچ گاه از اوضاع نفسانی خویش غافل نباشد و سوم، ارتباط با امام زمان علیه السلام به عنوان قطب عالم امکان و مجرای فیض الهی

تا که از هجرت حکایت می کنمبا تو من از تو شکایت می کنم

ای سحاب فیض ای کوه کرمدردمند و روسیاهم، مضطرم

یا ز راه لطف بر من کن نظرتا جدا گردم ز هر درد و ضرر

یا دعا کن من بمیرم نازنینتا نسوزانم دلت را بیش از این

زمزمه اشعار فوق و امثال آن در خلوتهای اعتکاف، طوفانی بر پا می کند واشکی از دیدگان جاری می سازد که به خوبی می تواند زمینه تقویت و تحکیم ارتباط انسان با امام زمان علیه السلام را فراهم نماید و در طوفان اشکها چه زیبا است که برای تعجیل در فرج آن حضرت دعا نماییم، مخصوصا در روز آخر اعتکاف و در ضمن دعای «اُمّ داود»، گویند وقتی مادری برای آزادی فرزندش، داود، از زندان منصور دوانیقی متوسل به حضرت صادق علیه السلام می شود، آن حضرت دعاهایی را که به اعمال امّ داود معروف شده، به او تعلیم می دهد و بعد از خواندن دعاها و به جا آوردن آن اعمال، فرزندش آزاد می شود.

بایسته است که معتکفان یکی از حاجات مهم خویش را فرج حضرت مهدی علیه السلام قرار دهند.


more post like this