مولف: شهرام انصاري
مقدمه:
متن مقاله:
انتشارات جيبي BI، اول 1993 م. اكنون پيش از بررسي موضوع و محتواي كتاب، بر زندگاني و سوابق علمي و دانشگاهي مؤلف آن نظري گذرا مي‏افكنيم. مؤلف كتاب پروفسور رايف ژرژ كوري (RAIF GEORGES KHOURY) در سال 1936 م، متولد شد. او ابتدا در رشته زبان‏شناسي و شرق‏شناسي و بعداً در حوزه فرهنگ اعراب و اسلام‏شناسي تحصيل كرد و در سال 1966 م، موفق به اخذ درجه دكترا از دانشگاه سوربُن پاريس شد و در سال 1970 م. بعد از نوشتن رساله‏هاي عالي در دانشگاه هايدبرك، اجازه استادي گرفت و در سال 1975 م، استاد اسلام‏شناسي همان دانشگاه شد. وي كتابها و مقالات زيادي را درباره اسلام‏شناسي نوشته و مقالاتي را نيز به زبانهاي انگليسي، فرانسوي و عربي در مجله‏هاي تخصصي به چاپ رسانده است. مؤلف در اين كتاب سعي كرده است مهمترين مسائل مربوط به اسلام را نشان داده و جواب‏هاي مربوط به سؤال‏هاي مطرح شده را ارائه دهد. در اين كتاب سعي شده است به سؤالات مربوط به وحدت فرهنگي، سياست، فرهنگ و مذهب كه هسته اصلي دنياي اسلام را تشكيل مي‏دهند جواب داده شود. اين كتاب در ده بخش تنظيم شده است كه به ترتيب عبارتند از: 1- عصر جاهليت 2- پيامبر اسلام: مذهب جهاني و يك قدرت جديد 3 خلافت و امامت 4- اولين رنسانس اسلامي 5- شكوفايي رنسانس كلاسيك در اسلام 6- اهميت علوم اسلامي در مغرب زمين 7- انحطاط سياسي و فرهنگي 8- رنسانس جديد و پيشتازان آن 9- اصلاح‏طلبان و بنيادگرايان 10- جهان اسلام امروز. اكنون به بررسي اجمالي هر يك از بخشهاي دهگانه اين كتاب مي‏پردازيم. بخش يكم: در اين بخش به بررسي عصر جاهليت قبل از اسلام و اوضاع و احوال جغرافيايي و تاريخي شبه‏جزيره عربستان پرداخته مي‏شود و مؤلف ضمن آن به دادن اطلاعاتي دراين باره مي‏پردازد. كشور عربستان 5/3 ميليون كيلومتر مربع وسعت دارد. اين كشور از شمال به عراق و سوريه، از جنوب به اقيانوس هند، از غرب به درياي سياه و از شرق به خليج‏فارس محدود مي‏شود. قسمت بزرگي از اين سرزمين را صحرا فراگرفته است. مركز اين كشور، كوهستاني و داراي مزارع سرسبز و هواي لطيف است. سرزمين يمن در آن زمان مركز تمدن و تجارت بوده است. اين كشور ابتدا مورد حمله حبشه و بعد ايران قرار مي‏گيرد كه در نتيجه هركدام از آن‏ها كنترل قسمتي از آن را در دست گرفتند تا اينكه اين سرزمين‏ها توسط پيامبر اسلام فتح شد. در قرن اول ميلادي شمال اين سرزمين در دست رومي‏ها بود. و بعداً به دست ايراني‏ها و بيزانت‏ها افتاد. دولت‏هاي شمالي عربي بعد از تجزيه كشور يمن، داراي تمدن شدند و اوج شكوفايي آنها در قرن ششم ميلادي بوده است. شهرهاي حجاز و مكه مهمترين شهرهاي عربستان بودند. پيامبر اسلام نيز در شهر مكه و به عبارتي مهمترين شهر عربستان و در ميان بهترين نژاد عرب متولد شده است. اين شهرها، بهترين شهرهاي فرهنگي ــ مذهبي، اقتصادي آن زمان بوده است. در سرزمين حجاز زباني نضج گرفت كه شاعران آن را به كار مي‏بردند و بعداً زبان قرآن آن را زيباتر ساخت. ادبيات عرب داراي مقدار كمي نثر و مقدار زيادي شعر بود كه هنوز هم قسمتي از آن باقيمانده است. اين اشعار اكثراً كوتاه بوده و از ظرافت و الهام خاصي برخوردار بوده است. ادبيات عرب تصوير زندگي مردم آن سرزمين را منعكس كرده است كه اصطلاحاً آنها را ديوان اعراب مي‏گويند اهميت اين شاخه فرهنگ عرب به حدي است كه بعدها شاعران اسلامي نيز از آن تقليد كردند. بخش دوم كتاب به بررسي احوال پيامبر اسلام و مسأله‏اي تحت عنوان مذهب جهاني و يك قدرت جديد و مي‏گويد پيامبر اسلام (ص) از نژاد قريش بوده و در سال 570 ميلادي در شهر مقدس مكه متولد شده است در اوايل زندگي خود تحت نظر و تعليم و تربيت عمو و پدربزرگش بود. در چهل سالگي به پيامبري مبعوث شد و قرآن مجيد، كتاب آسماني اوست. اين كتاب مقدس داراي 114 سوره بود كه قسمتي از آن در شهر مكه و بقيه در مدينه نازل شده است. چون پيامبر اسلام انديشه يك انقلاب فرهنگي، سياسي و اقتصادي را هدايت و رهبري مي‏كرد كه به نفع مردم قريش نبود، هميشه مورد فشار و شكنجه قرار مي‏گرفت. و وقتي كه فشار و سختي آنها به اوج خود رسيد پيامبر (ص) به شهر مدينه هجرت كرد و در آنجا حكومت جديد خود را تشكيل داد و تمام اعراب را تحت يك پرچم واحد جمع كرد. پيامبر (ص) در سال 632 م، درگذشت. اسلام دين بخشش و ايثار است و نمي‏خواهد فقط تربيت مذهبي مردم را در دست داشته باشد، بلكه برنامه زندگي فردي، فرهنگي و سياسي مردم را نيز تعيين مي‏كند. مسائلي نيز كه مستقيماً در قرآن‏مجيد مطرح نشده است، بايد از سنت و زندگي پيامبر اسلام گرفته شود. دين اسلام ديني است كه بسياري از اشتباهات اديان مسيحيت و يهود را تصحيح مي‏كند و به آن‏ها شكل جديدي مي‏دهد. اولين اصل اين دين ايمان به خداوند يكتايي است كه پيامبر آن حضرت محمد (ص) مي‏باشد. فروع اين دين عبارتند از نماز، روزه، انفاق، حج و جهاد. بخش دوم اين كتاب عهده‏دار بررسي مسأله خلافت و امامت در اسلام است. مسأله خلافت و امامت، يكي از مهمترين مسائل اساسي و مؤثر در رشد سياسي و فرهنگي اسلام مي‏باشد. در زمان پيامبر اسلام تمام قوانين اداري و حكومتي از زبان پيامبر اسلام اخذ مي‏شد، ولي براي جانشيني پيامبر مشكلات و مسائلي به وجود آمد خلفاي اوليه پيامبر از طريق رأي برخي مسلمانان برگزيده شدند، اما به دست گرفتن قدرت توسط مؤسس سلسله امويان به صورت ديگري انجام مي‏شد. حاكمان اين سه سلسله از پيروان مذهب سني بودند، اما مخالفاني نيز داشتند، به خصوص پيروان حضرت علي (ع) يعني شيعيان ازجمله مخالفان اين حاكمان بودند. شيعيان عقيده داشتند كه حضرت علي (ع) جانشين واقعي پيامبر اسلام (ص) است، به اين دليل سيستمي به اسم امامت براي خود داشتند. واژه امامت در ميان اهل سنت نيز بكار برده مي‏شد. شيعيان به 12 امام اعتقاد دارند كه امام دوازدهم آنها غيبت كرده است. فرقه ديگري به اسم اسماعيليان وجود دارد كه هفت امامي هستند و معتقدند كه امام هفتم آنها غايب است. اين فرقه اختلافات فاحشي با فرقه‏هاي شيعه و سني دارند. بخش چهارم اين كتاب تحت عنوان اولين رنسانس اسلامي؛ قرآن مجيد و انقلاب آن به كندوكاوي درباره اين مسأله مي‏پردازد. رنسانس كلاسيك در اسلام، بدون ملاحظه تأثير قرآن مجيد بر جهان اسلامي غيرقابل تصور است. هسته اصلي ايجاد انگيزه براي رشد فكري در اسلام، در قرآن مجيد نهفته است. متن قرآن مجيد براي مسلمانان همواره حياتي بوده و هست. اين مسأله فقط براي جريان‏هاي مذهبي‏صرف معتبر نيست، بلكه براي جريان‏هاي فرهنگي نيز معتبر است. كلمات قرآن‏مجيد كامل و غيرقابل تقليد مي‏باشد، تاحال سبك و سياق ادبيات قرآن مجيد، در زبان و ادبيات عرب، وجود نداشته است. زبان و محتواي قرآن مجيد هم براي اعراب و هم براي غيرعرب‏ها توضيح و تفسير مي‏شد. به اين دليل اهل علم در مساجد و خانه‏هاي شخصي دور هم گرد مي‏آمدند تا با زبان قرآن مجيد آشنا شوند و بتوانند آن را تفسير كنند. با اين گردهمايي‏ها اولين كتابها درباره زندگينامه پيامبر اسلام (ص)، شعر، تاريخ، جغرافي، اخلاق، تفسير قرآن مجيد و…، به رشته تحرير درآمد. اولين موضوعاتي كه در مذهب ريشه داشت، به صورت علومي نظير عرفان، الهيات و حقوق در جامعه، درآمد و كم كم اين تلاش پي‏گير در قرآن باعث رشد شاخه‏هاي ديگر علوم مانند نجوم، پزشكي، رياضيات، كيمياگري و … نيز شد. قرآن مجيد تا امروز كانون اصلي فرهنگ اسلامي بوده و مانده است. بخش پنجم كتاب با عنوان شكوفايي رنسانس كلاسيك در اسلام، به بررسي اين موضوع مي‏پردازد و معتقد است تاريخ رنسانس كلاسيك در اسلام با حكومت عباسيان كه شهر بغداد را به عنوان پايتخت انتخاب كردند، رابطه بسيار نزديكي دارد. عباسيان از آنجايي كه براي تحكيم پايه‏هاي حكومت خود به آراء و تفكرات ريشه‏دار و اصيل نيازمند بودند، از افكار و انديشه‏هاي ايرانيان استفاده سرشار كردند. به اين دليل براي اشاعه فرهنگ، آكادمي علومي به نام بيت‏الحكمه تأسيس كردند كه در آن‏جا علوم و فلسفه يوناني‏ها تدريس مي‏شد. در اين منطقه تا آن زمان هنوز فرهنگ اسلامي نضج پيدا نكرده بود و بيشتر مترجمان مسيحي بودند و علاوه بر آنها دانشمندان مسيحي بزرگ ديگر نيز در آنجا زندگي مي‏كردند. علاوه بر اين در بيشتر كشورهاي اسلامي به ويژه در اسپانيا، مصر، عراق و مراكش مراكز دانشگاهي تأسيس شدند. در اين مدارس دانشگاهي، دانشمندان و دانشجويان به بحث و تفسير درباره موضوعات مختلف مي‏پرداختند. افزون بر اين از مدارك مهم رونويسي كرده و آنها را پخش و منتشر مي‏كردند و از اين طريق قبل از آنكه دانش يوناني ازجمله پزشكي، رياضيات، كيمياگري، فارماكولوژي، فلسفه به‏ويژه فلسفه افلاطون و ارسطو به اروپا منتقل شود، علوم جديد توسط دانشمندان اسلامي و با توجه به تجربيات شخصي‏اي كه داشتند در همه‏جا به سرعت گسترش يافت. بخش ششم كتاب يكي از مهم‏ترين و جالب‏ترين مباحث موجود در تاريخ علم و تمدن را تحت عنوان اهميت علوم اسلامي براي مغرب زمين مورد بررسي قرار مي‏دهد. در اين بخش نويسنده معتقد است فرهنگ اسلامي بيشتر در دوره عباسيان در بغداد و اندلس به اوج شكوفائي خود رسيد و از خود نوآوري‏هاي فكري خوبي به وجود آورد كه تأثير به سزائي بر فرهنگ مسيحيت گذاشت. ايتاليا و اسپانيا بهترين جاي تلاقي و تماس‏هاي علمي بود و در اثر همين تماس‏ها بود كه حركتي علمي مهم و بسيار وسيعي به وجود آمد و در نتيجه موجب فراهم شدن زمينه‏اي براي ترجمه كتابهاي فراواني به زبان‏هاي اروپائي شد. ابت فون كلوني (Abt Von Cluny) و پتروس ونرابيليز (Petrus Venerabilis) در قرن دوازهم نسبت به اسلام علاقه شديدي نشان دادند و در ترويج علم و دانش كوشش‏هاي فراواني در مدارس ترجمه در شهر تولدو (Toledo) ترجمه آثار باارزشي نظير تفسير فلسفه ارسطو، ابن‏سينا، ابن‏رشد و…، به زبان‏هاي اروپايي فراهم شد. بعد از فلسفه، علوم طبيعي مسلمانان براي قرون وسطاي اروپا از اهميت بسزايي برخوردار بود. بدون شك در اين ميان علم پزشكي مسلمانان كه به نقطه اوج خود رسيده بود، نقش بسيار زيادي را بازي كرد. آثار معروف پزشكي ابن‏سينا در اروپا نيز درست مثل مشرق‏زمين مرجعيت پيدا كرد و علاوه بر معروفيت فوق‏العاده‏اي كه به دست آورد، در دانشگاه‏هاي مهم اروپا تدريس مي‏شد. مسلمانان در علوم نجوم، شيمي، فارماكولوژي و رياضيات نيز با موفقيت به نوآوري‏هايي دست پيدا كردند و راه‏هاي جديدي را در اين زمينه نيز ابداع نمودند. در حوزه علوم انساني نيز ابن‏خلدون كه فيلسوف و دانشمند نابغه‏اي بود توانست با نظريه‏هاي خود درباره فلسفه تاريخ و جامعه‏شناسي، در تكامل تاريخي انقلابي برپا نمايد و تحليل‏هاي جديدي را درباره اوضاع تاريخي جهان ارائه دهد. دانشمندان فرانسوي سخت تحت نفوذ افكار او قرار گرفتند. بخش هفتم با عنوان انحطاط سياسي و فرهنگي به تجزيه و تحليل اين مسأله سرنوشت‏ساز مي‏پردازد. كه اينك با نظري اجمالي به بررسي فرازهايي از اين بخش نيز مي‏پردازيم. نويسنده معتقد است قدرت مركزي فلسفه، از قرن سوم تا نهم بعد از ميلاد، كم‏كم رو به انحطاط نهاد. به ويژه از زماني كه افسران ترك و غيرعرب به درون آنها نفوذ كردند. بي‏ثباتي سياسي و كاهش هنرمندان باعث پيروزي نهائي اصول‏گرايان شدند و آنها توانستند نوعي دادگاه تفتيش عقايد تاسيس نمايند كه تا آن زمان به اين شكل در اسلام وجود نداشت. تغييرات سياسي و به دست گرفتن قدرت توسط غيرمسلمانها، باعث غريب ماندن هرزه‏هاي علمي شد آزادي تفكر و به خصوص اجتهاد را كه براي فهم مسائل اسلامي و مردم مهم بود، كمرنگ نمود. به اين ترتيب عقايد كثرت‏گرايي كه روح علمي زنده نگه مي‏داشت به پايان خود نزديك شد و آزادي تفكر اهميت خود را از دست داد. بخش هشتم تحت عنوان رنسانس جديد و پيشتازان آن به بررسي اين مسأله بسيار مهم مي‏پردازد و معتقد است با اينكه حاكمان اسلامي در شهر استانبول براي مدتي توانستند، جو سياسي جهانشمول با شكوفائي اقتصادي و فرهنگي به وجود آورند، ولي اين رشد مثبت براي مدت زيادي دوام نداشت و رفته رفته در مؤسسات و ادارات دولتي، ظلم و ستم و فساد رواج يافت. به طوري كه ديگر هيچ نوآوري‏اي در آن‏ها به چشم نمي‏خورد. اين بود كه فرهنگ صدمه زيادي خورد و بي‏سوادي وسعت پيدا كرد. راه‏حل اين مسائل اين بود كه از فرهنگ اروپا تقليد كنند و از روح فرهنگ اروپا در خود بدمند. وضع جغرافيائي و چند مذهبي بودن كشور لبنان، به ويژه وجود مسيحيان در اين منطقه، باعث ورود فرهنگ اروپائي شد. قدرت‏هاي مسيحي اين فكر را تعقيب كردند و ثمره آن را در نيمه دوم قرن نوزدهم ديدند. نمونه عيني اين مسأله در كشور مصر تحقق پيدا كرد. محمدعلي سلسله‏اي تأسيس كرد و مي‏خواست دولتي مقتدر به وجود آورد. باين ترتيب، نيروهاي اروپائي و مهاجران مسيحي كشورهاي لبنان و سوريه و مصر با يكديگر متحد شدند و براي پيشرفت كشور، حركت روشنفكرانه‏اي را شروع كردند. اين حركت باعث نوآوري‏هاي جديدي در حوزه‏هاي فرهنگي و اجتماعي شد. يكي از ثمرات اين حركت، تاسيس دانشگاه الازهر است كه استادان و نمايندگان آن نقش مهمي در اين روند جديد ايفا كردند. بخش نهم كتاب تحت عنوان اصلاح‏طلبان و اصول‏گرايان به بررسي يكي از جنجالي‏ترين مسائل جهان اسلام مي‏پردازد اصل اجتهاد در فرهنگ كلاسيك اسلام اجازه داد كه درباره ابعاد مختلف فرهنگ‏هاي ديگر بررسي و بحث شود، به شرط آنكه اين گونه مباحث براي جامعه مفيد و مؤثر باشد. مسأله با تطابق با اوضاع و دنياي جديد با در نظر گرفتن بخش هفتم يعني (انحطاط سياسي و فرهنگي انحطاط رنسانس)، منتفي است. در عصر جديد سعي شده است به دنبال جستجوي جواب ضعف‏هاي اروپا، فساد و انحلال خود در جامعه به‏خاطر بي‏توجهي به ارزش‏هاي اسلامي، باشند. به اين دليل اولين اصلاح‏طلبان، عوامل فاسد را پيدا نمودند و بازگشت به پاكي اوليه اسلام را اعلام كردند. سيدجمال‏الدين اسدآبادي و شاگردش محمد عبده براي ايجاد آشتي ميان علم و دين پيشقدم شدند و اعلام داشتند كه اصل اجتهادي كه به فراموشي سپرده شده است، بايد دوباره زنده شود، تا جامعه اسلامي بر پايه روح اسلام مبتني شود و بر اين اساس در برخي قوانين تجديدنظر به عمل آيد.
منبع:http://www.islamicdatabank.com

more post like this