توکل:
«الثقة بالله تعالى ثمن لكل غال و سلم إلى كل عال»
اعتماد به خدا بهاى هر كالاى گرانبها و نردبان صعود به هر درجه بلندى است. تكيه‏گاه مؤمن، قدرت بى‏كران و مستقل خداى سبحان است، نه قدرت خودش و نه قدرت ديگران.حديث توكل
مادر امام هادی:
امام جواد(ع) فرمود: «بابى ابن خيره الاماءالنوبيه الطيبه.» پدرم به فداى پسر برترين كنيزان كه از اهالى نوبه و پاك‏سرشت است. در روايت اخير صريحا فرزند به مادر نسبت داده شده است كه بر صدق‏ادعاى ما گواهى مى‏دهد.
امام جواد درباره مادرش سمانه فرمود:
«ان اسمها سمانه وانها امه عارفه بحقى و هى من الجنه لا يقربها الشيطان ماردولاينالها كيد جبار عنيد و هى كانت‏بعين الله التى لاتنام ولاتخلف عن امهات‏الصديقين والصالحين.» نامش سمانه و بانويى است كه حق مرا مى‏شناسد. از بانوان‏بهشت است. شيطان سركش به او نزديك نمى‏شود و نيرنگ طاغوت كينه‏توز در او نفوذ نمى‏كند.
مقام مادر:
همواره مورد لطف و مراقبت چشم بيدار خدا و از مادران صديقان و صالحان چيزى‏كم ندارد.مادران عفيف
زمان ظهور:
امام جواد(ع): «هنگام ظهور حضرت، ندايى مى‏آيد كه: اى ولى خدا! قيام كن و دشمنان خدا را به قتل برسان»[1]
ادله امامت در کودکی:
در روايتى از يكى از ياران امام جواد(ع) بنام على بن اسباط مى‏خوانيم: كه او مى‏گويد خدمت حضرت رسيدم در حالى كه سن امام كم بود، درست به قامت او خيره شدم تا به ذهن خويش بسپارم و به هنگامى كه به مصر باز مى‏گردم كم و كيف مطلب را براى دوستان امام نقل كنم. درست در همين هنگام كه در چنين فكرى بودم آنحضرت نشست (گوئى تمام فكر مرا خوانده بود) روبه سوى من كرد و گفت: اى على بن اسباط! خداوند كارى را كه در مسئله امامت كرده همانند كارى است كه در نبوت كرده است گاه مى‏فرمايد و آتيناه الحكم صبيا ما در كودكى فرمان نبوت به او داديم و گاه مى‏فرمايد…، بنابراين همانگونه كه ممكن است خداوند حكمت را به انسانى در كودكى بدهد، قدرت اوست كه آن را در چهل سالگى بدهد. [2]
اهمیت فقاهت دینی:
امام جواد(ع) فرموده است: التفقه ثمن لكل غال و سلم الى كل عال.
آگاهى دينى بهاى هر (كالاى) گرانقدر و نردبان (ترقى) براى جايگاههاى بلندپايه است.
اهمیت نصیحت:
امام جواد[ ع] مى فرمايد:المومن يحتاج الى توفيق من الله , و واعظ من نفسه , و قبول ممن ينصحه .،مومن , به توفيق الهى و پند دهنده درونى , و پذيرش انتقاد و نصحيت ناصحان نيازمنداست . [3]
مجازات بى‏حجابى :
حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) از امام جواد(ع) از پدرانش نقل مى‏كند: كه اميرالمؤمنين (ع) فرمود: من و فاطمه به محضر رسول خدا وارد شديم . آن حضرت را در حال گريه شديد يافتيم . عرض كردم پدر و مادرم فدايت‏باد چه چيزى شما را گريان كرده است؟ پيامبر خدا (ص) فرمود: در شبى كه به معراج رفتم زنانى از امتم را در عذابى سخت ديدم . عذاب سختى كه بر آن گريه كردم سپس از حالات آنان ياد فرمود .
فاطمه (س) گفت: اى حبيب من و اى روشنايى چشمم مرا از عمل آنان – كه موجب اين عذاب سخت گرديده ، خبر ده .
رسول خدا (ص) فرمود:
و اما المعلقة بشعرها فانها لاتغطي شعرها من الرجال . . . و اما التي تاكل لحم جسدها فانها كانت تزين بدنها للناس .
اما زنى كه به مويش آويزان شده است زنى است كه مويش را از مردان نامحرم نمى‏پوشاند . . . و اما آن كه گوشت‏بدن خود را مى‏خورد زنى است كه بدن خود را براى مردم – نامحرم – آرايش مى‏كند . . . [4]
برترین اعمال:
امام جواد، عليه‏السلام: «برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است .» [5]
علائم قائم آل محمد:
جناب عبدالعظيم حسنى از حضرت امام جواد (ع) نقل مى‏كند كه فرمودند:
… هر يك از ما «امامان معصوم» قائم به امر خداوند« و هدايت‏كننده به سوى خداست» ولى آن قائمى كه خداوند به «دست» او زمين را از كفر و انكار حق پاك خواهد ساخت، و آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد، كسى است كه ولادتش بر مردم مخفى مى‏ماند و شخص او از ايشان غايب مى‏گردد، … و هر گونه دشوارى برايش آسان خواهد گشت . از اصحابش به تعداد اهل بدر، سيصدو سيزده مرد از اطراف زمين به سويش جمع خواهد شد، و اين است «معنى» فرموده خداوند عزوجل: «هر جا كه باشيد خداوند همه شما را خواهد آورد محققا خدا بر همه چيز تواناست‏» .
پس چنانچه اين تعداد از اهل زمين «اهل اخلاص» برايش جمع گرديدند خداوند امرش را آشكار مى‏سازد، و چون ده هزار مرد برايش كامل شود به اذن خداوند خروج خواهد كرد . [6]
شکر نعمت:
امام جواد عليه السلام:«نعمة لاتشكر سيئة لاتغفر»
نعمتى كه از آن شكرگزارى نشود گناهى است كه بخشيده نمى‏شود. [7]
چرا مهدی(عج) را قائم گویند:
از امام جواد(ع) پرسيده شد: چرا او را قائم نامند؟ فرمود: چون پس از آن قيام كند كه از يادها رفته است و بيش‌تر معتقدان به امامتش ]از مسير اعتقادي خود[ برگشته‌اند. [8]
سعادت دنیا:
امام جواد(ع):سعادت در اين دوره، فقط دانستن مقصود زندگى است.
رفیق بد:
امام جواد(ع): «اياك و مصاحبه الشرير فانه كالسيف يحسن منظره و يقبح‏اثره‏»از رفاقت‏با شرور بپرهيز كه مانند شمشير، ظاهرى خوب و اثرى بد دارد. [9]
مطیع شهوات:
امام جواد(ع): «راكب الشهوات لاتقال عثرته‏»كسى كه بر مركب شهوات خويش سوار است (و خودسرانه مى‏تازد) هرگز از لغزش و سقوطرهايى نخواهد داشت. [10]
اطاعت از سخنگو:
امام جواد عليه السلام:
«مَن اَصغى اِلى ناطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ فَاِن كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَد عَبَدَاللّهَ وَ اِن كانَ النّاطِقُ يَنطِقُ عَن لِسانِ اِبليسَ فَقَد عَبَدَ ابليس».كسى كه به سخن گوينده‏اى گوش فرا دارد با اين عمل وى را بندگى كرده است. اگر گوينده سخن از خدا مى‏گويد، او خدا را بندگى كرده و اگر از زبان شيطان و افكار شيطانى سخن مى‏گويد، شيطان را بندگى نموده است. [11]
اهمیت عالم:
امام جواد (ع) : «ان الله – عزوجل – جعل في كل من الرسل بقايا من اهل العلم يدعون من ضل الى الهدى و يصبرون معهم على الاذى .» خداوند – عزوجل – با هر پيامبرى دانشمندانى قرار داد كه گمراهان را هدايت مى‏كنند و با پيامبران در مصيبت‏ها شكيبايى مى‏ورزند . [12]
امام محمد جواد(ع) و غدير:
ابن ابى عمير از ابو جعفرثانى(ع) در ذيل آيه «يا ايهاالذين‏آمنوا اوفوا بالعقود»  چنين روايت كرد: پيامبر گرامى(ص)در ده مكان به خلافت اشاره(ص)رده است; سپس آيه «يا ايهاالذين‏آمنوا اوفوا بالعقود» نازل شد.
در توضيح اين روايت‏بايدگفت: آيه ياد شده در اول سوره مائده است. اين سوره، آخرين‏سوره‏اى است كه بر قلب نبى‏اكرم(ص) نازل شد. در اين سوره، «آيه‏اكمال‏» و «آيه تبليغ، كه ناظر به واقعه غدير است، وجوددارد. [13]
در روايتى دیگری نیز از امام جواد(ع) رسيده است: «يا معشر الشيعة خاصموا بسورة «انا انزلناه‏» فى ليلة القدر تفلحوا…; اى پيروان تشيع، با مخالفان امامت‏به سوره «انا انزلناه‏» استدلال كنيد تا پيروز گرديد.»
يعنى لزوم امامت در هر عصر و زمان را با اين سوره ثابت كنيد. بپرسيد از آنان كه معناى اين سوره چيست و نزول فرشتگان و عرضه مقدرات در شب قدر بر چه كسى است. و امروز ميزبان فرشتگان جان جانان، بقية الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء است.[14]
میثاق خداوند با علما:
امام جواد عليه السلام مى‏فرمايد: «ان الله – تبارك وتعالى – اخذ عليهم (العلماء) الميثاق فى الكتاب ان يامروا بالمعروف وبما امروا به وان ينهوا عما نهوا عنه وان يتعاونوا على البر والتقوى; همانا خداوند تبارك و تعالى در كتاب خود از علما پيمان گرفته است كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و در نيكيها و پرهيزگارى تعاون و همكارى داشته باشند .»[15]

تعداد یاران امام زمان(عج):
امام جواد عليه‏السلام در اين باره مى‏فرمايد: «و از اصحابش سى صد و سيزده تن، به اندازه اصحاب بدر از دورترين نقاط زمين به گرد او فراهم آيند … و چون اين تعداد از اهل اخلاص برگرد او فراهم آيند … و چون اين تعداد از اهل اخلاص بر گرد او فراهم آيند، خداى متعال امرش را ظاهر سازد و چون عقد كه عبارت از ده هزار نفر باشد، كامل شد، به اذن خداوند متعال قيام كند … » از اين بيان نورانى مى‏توان استفاده كرد كه جامعه انسانى آن گاه كه توانست در درون خود، 313 انسان با ويژگى‏هاى متعالى تربيت نمايد، لياقت‏حضور در آن حكومت واحد جهانى را خواهد يافت و آن گاه كه ده هزار انسان از خود گذشته نيز فراهم آمد، آن قيام جهانى آغاز مى‏گردد . [16]

امام جواد عليه السلام درباره حضرت زهرا عليها السلام مى‏فرمايد: «خداوند همواره در يكتايى و بى‏همتايى خود يكتا و بى‏همتا بود. پس از آن محمد و على و فاطمه عليهم السلام را آفريد … و آنان را گواه در آفرينش موجودات گردانيد و اطاعت ايشان را در ميان تمام مخلوقات جارى ساخت و امور آنان را به ايشان واگذارد. پس آنان حلال مى‏كنند آن‏چه را بخواهند و حرام مى‏كنند آن‏چه را بخواهند، ولى هرگز چيزى نمى‏خواهند، مگر اين‏كه خدا بخواهد.» [17]
اهمیت کتابهای آسمانی:
امام جواد عليه السلام مى‏فرمايد:وكل امة قد رفع الله عنهم علم الكتاب حين نبذوه وولاهم عدوهم حين تولوه. ، هر امتى، وقتى خودشان به كتاب آسمانى بى‏اعتنايى كردند، خداوند دانش كتاب را از آن‏ها باز گرفت; و آن گاه كه سلطه و رياست دشمنان را پذيرفتند، خداوند دشمن را بر آنان چيره ساخت. [18]
عواقب تأخیر توبه:
حديثى از امام جواد عليه السلام مى‏خوانيم: «تأخير التوبة اغترار، و طول التسويف حيرة … و الاصرار على الذنب امن لمكر الله؛ تأخير توبه موجب غرور و غفلت، و امروز و فردا كردن سبب حيرت، و اصرار بر گناه موجب بى‏اعتنايى به مجازات الهى است»[19]
زیارت قبر امام رضا(ع):
از آثار مهم زيارت آن حضرت راه يافتن به حريم مغفرت الهى و رهايى از آتش دوزخ و وارد شدن در بهشت موعود الهى است . حمدان نقل مى‏كند كه بر امام جواد عليه السلام وارد شدم و عرض كردم: «كسى كه پدرت را در طوس زيارت كند چه برايش قرار داده شده است؟ ايشان فرمودند: «من زار قبر ابى بطوس غفر الله له ما تقدم من ذنبه وما تاخر; هر كس پدرم را در طوس زيارت كند، گناهان گذشته و آينده‏اش بخشيده مى‏شود .»
حمدان مى‏گويد: بعد از اين واقعه، نزد ايوب بن نوح بن دراج رفتم و فرمايش امام را براى او نقل كردم، او گفت من هم اين مطلب را از ايشان شنيده‏ام و نيز مطلب ديگرى شنيدم كه برايت نقل مى‏كنم: از امام عليه السلام شنيدم كه فرمود: «من زار قبر ابى بطوس غفر له ما تقدم من ذنبه وما تاخر فاذا كان يوم القيامة نصب له منبر بحذاء منبر رسول الله صلى الله عليه و آله حتى يفرغ الله من حساب الخلائق;  هر كس قبر پدرم را در طوس زيارت كند، گناهان گذشته و آينده او بخشيده مى‏شود و روز قيامت منبرى مقابل منبر پيامبر صلى الله عليه و آله براى ايشان نصب مى‏شود تا اينكه خدا به حساب خلائق رسيدگى كند .»
همچنين على بن مهزيار نقل مى‏كند كه خدمت امام جواد عليه السلام عرض كردم: «ما لمن اتى قبر الرضاء عليه السلام; براى كسى كه قبر امام رضا عليه السلام را زيارت كند چه ثوابى قرار داده شده است؟» امام فرمودند: «الجنة والله;  قسم به خدا! پاداش او بهشت است .» [20]
ثواب زیارت قبر حضرت معصومه(س):
حضرت امام جواد (عليه السلام): من زار قبر عمتى بقم فله الجنه يعنى كسى كه قبر عمه‏ام را در قم زيارت كند سزاوار بهشت است.
ضررهای مصرف دارو:
مصرف هر دارویی مقدمه بیمارى‏دیگرى خواهد بود و لذا امام جواد(ع)فرموده: «ما من دواء الا و یهیج داء»:هیچ داروئى نیست جز اینکه بیمارى دیگرى‏را تحریک مى‏کند. مرحوم کلینى در کتاب‏«روضه کافى‏»این سخن را نقل کرده است.
آيا خدا از حالات روحى ما آگاه است؟:
يحيى بن اكثم در مجلس مامون عباسى از امام جواد عليه السلام پرسيد: چه مى‏گويى در باره روايتى كه از پيامبر رسيده: جبرئيل بر آن حضرت نازل شده گفت: اى محمد! پروردگارت سلامت مى‏رساند و مى‏گويد: از ابوبكر سؤال كن آيا از من راضى است؟! همانا من از او خشنود هستم.
امام جواد عليه السلام فرمود: من منكر فضايل ابوبكر نيستم لكن راوى اين حديث‏بايد متوجه باشد كه پيامبر در حجة الوداع فرمود: كسانى كه بر من دروغ مى‏بندند زياد هستند و بعد از من نيز زياد خواهند شد پس هر كسى كه بر من دروغ بندد جايگاه او در آتش خواهد بود، هرگاه از من به شما حديثى رسيد آن را بر كتاب خدا و سنت من عرضه كنيد اگر موافق با آنها بود آن را بپذيريد و گرنه دور بيندازيد.
حديثى كه تو روايت كردى موافق كتاب نيست; زيرا خداوند در قرآن فرمود: ما انسان را آفريديم وبه آنچه در درون جانش خطور كند آگاهيم و ما به او از رگ گردنش نزديكتريم.[21]
آيا رضايت‏يا ناخشنودى ابوبكر بر خدا پنهان بود تا به پيامبرى فرمان دهد از او سؤال كند، عقل اين مطلب را نمى‏پسندد.[22]
علائم قائم:
حضرت «عبدالعظيم حسنى‏» از امام جواد،عليه السلام، از پدران بزرگوارش، از اميرمؤمنان ، عليه السلام، روايت مى‏كند كه فرمود:
«للقائم منا غيبة امدها طويل كانى بالشيعة يجولون جولان‏النعم فى غيبته يطلبون المرعى فلايجدونه الا فمن ثبت منهم على دينه و لم يقس قلبه لطول غيبة امامه فهو معى فى درجتى يوم‏القيامة‏»
براى قائم ما غيبتى هست كه مدت آن به درازا خواهد كشيد، گويى شيعيان را با چشم خود مى‏بينم كه همانند گله بى‏صاحبى كه در دشت و صحرا پراكنده شده به دنبال چراگاه بگردند، در غيبت او به جستجوى او مى‏پردازند و او را نمى‏يابند. آگاه باشيد كه هر كس بر آيين خود استوار بماند و در اثر طول غيبت امامش دلش را قساوت نگيرد، روز قيامت در كنار من خواهد بود.[23]
حالات سید الشهدا:
امام جواد(ع) حالات سيدالشهداء را از امام زين‏العابدين(ع) اين چنين بيان مى‏دارد كه: چون كارزار به سختى انجاميد به امام حسين نگاه كردند ديدند كه برخلاف آنان مشاهده مى‏شود «لانهم كلما اشتد الامر تغيرت الوانهم، وارتعدت فرائضهم و وجلت قلوبهم وكان الحسين(ع) و بعض من معه من خصائصه تشرق الوانهم وتهدئ جوارحهم وتسكن نفوسهم‏»: زيرا به هر مقدار كه كار جنگ سخت‏تر مى‏شد، رنگهاى آنان تغيير مى‏يافت و اعضاى بدنشان مضطرب و دلهاشان ترسان مى‏شد اما بر عكس آنها امام حسين(ع) و بعضى از اصحاب آن حضرت رنگ صورتشان درخشان و اعضايشان آرام و دلهاشان اطمينان مى‏يافت. در اين زمان بود كه به يكديگر مى‏گفتند: «انظروا لايبالى بالموت‏»  نگاه كنيد; از مرگ باك و هراسى به دل نداريد. در يكى از اشعار منسوب به سيدالشهداء آمده است كه فرمود:
و ان يكن الابدان للموت انشئت فقتل امرئ بالسيف فى الله افضل ،
يعنى: اگر بدنها براى مردن آفريده شده‏اند پس چه بهتر كه مرد در راه خدا كشته شود و فرمود: «الموت خير من ركوب العار» : مرگ بهتر است از اينكه فرد به ذلت گرفتار شود و كمال شوق خويش را به مرگ بسان اشتياق يعقوب به گمشده خويش حضرت يوسف قلمداد مى‏كند و مى‏فرمايد: «و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب بيوسف‏»  و مردن را براى خويش مايه سعادت و نيكبختى مى‏بيند و اعلام مى‏دارد كه «لا ارى الموت الا سعادة‏»  و اين شوق را حضرت در موقع خداحافظى با هر يك از يارانش اظهار مى‏كرد به هنگامى كه آنان بر حضرتش سلام مى‏دادند حضرت مى‏فرمود: و عليك السلام ونحن خلفك‏بر تو سلام باد و ما پس از تو خواهيم آمد.  سپس حضرت اين آيه شريفه را قرائت مى‏نمودند كه «… فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر …» كسانى جام مرگ را نوشيدند و كسانى ديگر به انتظار رسيدن آن مى‏باشند.  چنانكه در آغاز رويارويى با حر نيز فرمود: «افبالموت تخوفنى‏» آيا مرا از مرگ مى‏ترسانى؟
سامضي و ما بالموت عار على الفتى اذا ما نوى حقا وجاهد مسلما  ، راه خويش را ادامه مى‏دهم و مرگ بر جوانمرد ننگ نيست در صورتى كه نيت او حق باشد و در حالى كه مسلمان است، جهاد كند.
در حالات آن بزرگوار پس از شهادت عزيزانش مى‏خوانيم: «ما رايت مكثورا قط قد قتل ولده واهل بيته وصحبه اربط جاشا ولاامضى جنانا منه‏» : فردى را نديدم كه فرزند و اهل‏بيت و يارانش كشته شده باشند اما همانند حسين(ع) از قوت قلب و آرامش روح برخوردار باشد.[24]
اهمیت ادب:
امام جواد عليه السلام: «ما استوى رجلان فى حسب ودين قط الا كان افضلهما عند الله عزوجل ادبهما…;دو كس كه در شرافت و ديانت همسنگ همند يافت نمى‏شود مگر آنكه نزد خداى بزرگ اديب‏ترينشان برتر از ديگرى است.» [25]
وظايف علماى دين به هنگام غيبت:
همچنين در روايتى از امام جواد(ع) آمده :«من تكفل بايتام آل محمد(ص)المنقطعين عن امامهم، المتحيرين فى‏جهلهم، الاسارى فى‏ايدى شياطينهم و فى‏ايدى النواصب من اعدائنا، فاستنقذهم منهم و اخرجهم من حيرتهم و قهرالشياطين برد وساوسهم و قهر الناصبين بحجج ربهم و دلائل ائمتهم، ليحفظوا عهدالله على‏العباد بافضل‏الموانع ، باكثر من فضل‏السماء على الارض و العرش والكرسى والحجب على‏السماء.»
«كسى كه سرپرستى يتيمان ال محمد(ص) را ، كه از امام خود دورافتاده ، در نادانى خويش سرگرادن مانده و در دستان شياطين و دشمنان اهل بيت گرفتار آمده‏اند ، به عهده گيرد و آنها را از چنگال دشمنان رهايى بخشد و از حيرت و جهالت‏خارج سازد و وسوسه‏هاى شياطين را از آنها دور كند، و با دلايل پروردگارشان و برهانهاى امامانشان دشمنان اهل بيت را مقهور سازد، تا عهد خدا بر بندگانش را به بهترين شكل حفظ نمايد، برترى چنين شخصى بر ساير مردم از برترى آسمان بر زمين، و برترى عرش و كرسى و حجابها بر آسمان بيشتر است، و او بر ديگر بندگان خدا فضيلت دارد همچنانكه ماه شب چهارده بر كوچكترين ستاره آسمان فضيلت دارد.» [26]

________________________________________
[1] مكيال المكارم، سيد محمدتقى موسوى اصفهانى، قم: ايران‏نگين، 1381، ج 2، ص 37.
[2] اصول كافى، ج 1، ص 384 به ساير مصادر حديث بنگريد، موسوعة الامام الجواد(ع)، ج 1، ص 208 ـ 209.
[3] الحياه  ج1 ص 174.
[4] وسايل الشيعه، ج‏14، ص‏156
[5] كمال‏الدين، ص‏377
[6] احتجاج، ج‏2، ص‏249 .
[7]سيرالائمه، ج 4، ص 171.
[8] شيخ صدوق،‌ كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، باب 39، ح 12.
[9] بحارالانوار، ج‏17، ص‏214
[10] بحارالانوار، ج‏17، ص‏214.
[11]تحف العقول، ص 456.
[12] كافى، ج‏8، ص‏56
[13] تفسيرقمى، ج 1، ص 160.
[14] اصول كافى، ج‏1، ص‏249، باب فى شان انا انزلناه فى ليلة القدر و تفسيرها، ح‏6، (در اين باب نه روايت در اين زمينه نقل شده است)
[15] كافي ج 8 ص 54
[16] شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، باب 37، ح 2 .
[17]  اصول كافى محمدبن يعقوب كلينى، ص 32 ،
[18] فروع كافى. جلد 8 . صفحه‏ى 53 .
[19] بحار، جلد6، صفحه .30
[20] كامل الزيارات، ص‏304; بحارالانوار، ج‏99، ص‏41و 40
[21]سوره.ق آیه 16.
[22] احتجاج:478.
[23] صدوق،محمدبن على بن بابويه، همان ،ج 1، ص‏303
[24] بحارالانوار، ج‏44، ص‏297.
6- همان، ج‏45، ص‏49. 7- همان. 8- لهوف، ص‏52 و53. 9- همان، ص‏69. 10- بحارالانوار، ج‏45، ص‏31. 11- احزاب/23. 12- ارشاد، ص‏207 نقل از بحارالانوار، ج‏44، ص‏378. 13- تاريخ طبرى، ج‏4، ص‏245، «مؤسسة الاعلمى بيروت‏».
[25] وسائل الشيعة، ج‏4، ص‏866.
[26] الطبرسى، احمد بن على بن ابى طالب ، الاحتجاج ، نجف اشرف ، النعمان للطباعة و النشر، 1368 ه ق ، ج 1 ، ص‏9

منبع:http://www.hawzah.net/hawzah/Default.aspx


more post like this