۱٫ در کتاب التهذیب آمده، محمّد بن حسن طوسی به نقل از محمّد بن علی بن محبوب، از عبّاس، از محمّد بن ابوعمیر، از ابوایّوب، از محمّد بن مسلم نقل می کند :

«از امام صادق (ع) پرسیدم : آیا سبع مثانی و قرآن عظیم، همان سوره ی فاتحه است؟ فرمودند: آری! عرض کردم: آیا (بسم الله الرّحمن الرّحیم) از سبع است؟ فرمودند: آری! پرفضیلت ترین ِ آنهاست.»۱

۲٫ نیز از او، به نقل از محمّد بن حسین، از محمّد بن حماد بن زید، از عبدالله بن یحیی، از امام صادق (ع) نقل می کند :

(بسم الله الرّحمن الرّحیم)به اسم اعظم ِ خداوند، نزدیک تر از مردمک چشم به سفیدی ِ آن است.»۲

۳٫ محمّد بن علی بن بابویه به نقل از محمّد بن قاسم مفسر، معروف به اباالحسن جرجعانی (رضی الله عنه) نقل نمود، یوسف بن محمّد بن زیاد و علی بن محمّد بن یسار، از پدرهاشان، از حسن بن علی، از پدرش علی بن محمّد، از پدرش علی بن محمّد، از پدرش محمّد بن علی، از پدرش رضا علی بن موسی، از پدرش، از اجدادش، از امیرالمؤمنین (ع) نقل می کند:

«(بسم اللله الرّحمن الرّحیم) یکی از آیات فاتحه الکتاب [سوره ی حمد] می باشد، که هفت آیه است و تمام آن (بسم الله الرّحمن الرّحیم) می باشد. از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمودند: خداوند به من گفت: محمّد! (ولقد آتیناک سبعاً من المثانی والقرآن العظیم)۳ ، و با نزول ِ فاتحه الکتاب بر من منـّت نهاد و آن را به ازای تمام قرآن عظیم قرار داد. فاتحه الکتاب از تمام گنج های عرش و ملکوت شریف تر و باارزش تر است، و خداوند عزّوجل آن را مخصوص محمّد (ص) قرار داد و با آن، او را شرافت بخشید و در این امر هیچ پیامبری را شریک او قرار نداد، جز حضرت سلیمان (ع) که (بسم الله الرّحمن الرّحیم) را به او عطا کرد که از زبان بلقیس [ملکه ی سبأ] حکایت می کند. آن هنگام که گفت: (انـّی ألقی الی الکتاب کریم* أنـّه بسم الله الرّحمن الرّحیم)۴ «چون هدهد نامه را از منقار در بَر بلقیس افکند به شگفت آمد و مُهر ِ نامه برگرفت و مطالعه کرد و آن را بسیار مهم یافت. رو به رجال دربارش کرئ و گفت: نامه بزرگی به من رسید از جانب سلیمان، و عنوانش به نام خدای بخشنده مهربان است. بلقیس گفت: نزد من نامه یی گرامی انداخته شده است و هر که آن را تلاوت نماید و به ولایت محمّد (ص) و اهل بیت پاک او اعتقاد داشته و فرمانبردار و مطیع و به ظاهر و باطن آن ایمان داشته باشد، خداوند به ازای هر حرف آن، ارزشمندتر از دنیا و هرچه مال و ثروت و خیر و برکت در آن است، به او خواهد داد؛ و هر که آن را از قرائت کننده ی قرآنی بشنود، پاداش او به اندازه ی همان قاری قرآن است. پس به این خیر که ارزانی ِ شما شده، اهتمام زیادی ورزید؛ زیرا ثروتی ست که هرگز از بین نمی رود و در غیر این صورت، در دل هایتان افسوس و حسرت باقی خواهد ماند.»۵

۴٫ امام صادق (ع) فرمود:

«اگر هفتاد مرتبه سوره ی حمد بر میّت خوانده شود و خداوند روح را به بدن او بازگرداند، شگفت نیست.»۶

۵٫ عبدالله بن فضل نقل می کند:

«هیچ گاه نشد که سوره ی حمد را هفتاد مرتبه بر دردی بخوانم و آن درد آرام نگیرد.»۷

۶٫ امام باقر (ع) می فرماید:

«هرکه را سوره ی حمد بهبودی نبخشد، چیز دیگری او را بهبودی نخواهد بخشید.»۸

۷٫ امام صادق (ع) می فرماید:

«اسم اعظم خداوند در امّ الکتاب (سوره ی حمد) به صورت حروف مقطـّعه آمده است.»۹

۸٫ امام صادق (ع) می فرماید:

«آن گاه که خدای متعال پیامبر (ص) را بعد از دورانی که رسولی فرستاده نشده بود، برانگیخت و آن گاه که امّ الکتاب را فرو فرستاد، ابلیس سخت نالید.»۱۰

۹٫ امام صادق (ع) می فرماید:

«سوره یی که آغاز آن حمد و سپاس، میانه ی آن اخلاص و فروتنی، و پایان آن دعا و ثناست، سوره ی حمد است.»۱۱

۱۰٫ یوسف بن عبدالرّحمان از راوی نقل می کند:

«از امام صادق (ع) پرسیدم: منظور از: (ولقد آتیناک سبعاً من المثانی و القرآن العظیم) چیست؟ فرمود: همانا سوره ی حمد است، که شامل هفت آیه، از جمله: (بسم الله الرّحمن الرّحیم) می باشد و دلیل نامیده شدن ِ آن به مثانی، این است که در دو رکعت خوانده می شود.»۱۲

۱۱٫ عبدالملک بن عمر از امام صادق (ع) نقل می کند:

«شیطان چهار مرتبه سخت ناله می کرد: اوّل، روزی که نفرین شد؛ دوم، هنگامی که به زمین فرود آمد؛ سوم، هنگامی که حضرت محمّد (ص) پس از گذشت مدّت زمانی از بعثت پیامبران به پیامبری برگزیده شد؛ چهارم، زمانی که سوره ی حمد (الحمدالله رب العالمین) نازل گشت. همچنین دو بار فریاد شادی برآورد؛ اوّل، هنگامی که حضرت آدم (ع) از میوه ی آن درخت خورد و دوم، هنگامی که به زمین فرو فرستاده شد. آن گاه حضرت فرمود: نفرین خدا بر او (ابلیس) که چنین کرد!»۱۳

۱۲٫ اسماعیل بن ابان به نقل از پیامبر (ص) گفت:

«رسول خدا (ص) به جابر بن عبدالله فرمود: جابر! آیا می خواهی پر فضیلت ترین سوره یی را که خداوند در قرآن فرو فرستاد، به تو بیاموزم؟ جابر عرض کرد: آری! پدر و مادرم به فدای تو باد! ای رسول خدا! به من بیاموز! آن گاه پیامبر (ص) به او سوره ی امّ الکتاب را آموخت. سپس فرمود: جابر! آیا می خواهی در مورد فضایل آن برایت بگویم؟ عرض کرد: آری! پدر و مادرم به فدای تو باد! مرا آگاه نما! فرمود: سوره ی حمد، درمانگر ِ هر دردی ست جز مرگ.»۱۴

۱۳٫ سلمه بن محمّد از امام صادق (ع) نقل می کند:

«هرکه را سوره حمد بهبودی نبخشد، چیز دیگری او را بهبودی نمی بخشاید.»۱۵

۱۴٫ ابوبکر خضری از امام صادق (ع) نقل می کند:

«هرگاه حاجتی داشتی، مثانی و سوره ی دیگری را بخوان و دو رکعت نماز به جا آور و با خداوند راز و نیاز کن. عرض کردم: خداوند خیرت دهد! مثانی چیست؟ حضرت فرمود: فاتحه الکتاب.»۱۶

۱۵٫ سلیمان جعفری از امام هادی (ع) نقل می کند:

«هرگاه یکی از شما خواست با همسرش درآمیزد، باید نخست از در ِ ملاطفت درآید؛ زیرا این کار دل را رام می سازد و باعث دلتنگی ِ او نمی گردد؛ و اگر خواست حاجتش برآورده شود، سه مرتبه بگوید بسم الله، و اگر آیه یی از قرآن به ذهنش رسید، آن را نیز بخواند، در غیر این صورت، فقط نام خدا را به زبان آورد و ادامه ی آن.»۱۷

۱۶٫ شیخ صدوق در کتاب الأمالی از امام صادق (ع) نقل می کند:

«هرکه دچار بیماری شود، هفت مرتبه سوره ی حمد را در گریبان خود بخواند، بهبود خواهد یافت. در غیر این صورت، اگر هفتاد بار آن را بخواند، من ضامن ِ سلامتی ِ او خواهم بود.»۱۸

۱۷٫ در جامع الأخبار از ابن مسعود، از پیامبر (ص) روایت شده:

«هرکه بخواهد خداوند او را از عذاب فرشتگان ِ نوزده گانه محفوظ دارد، سوره ی حمد را تلاوت نماید؛ زیرا این سوره شامل نوزده حرف است و خداوند به ازای هر حرف، یکی از آنان را دور می سازد..» نیز ابن مسعود از پیامبر (ص) نقل می کند: «هرکه سوره ی حمد را تلاوت کند، خداوند به ازای هر حرف ِ آن، چهار هزار حسنه و ثواب برای او مقرّر می دارد و چهار هزار گناه از او می بخشاید، و بر مقام او چهار هزار مرتبه می افزاید.»۱۹

۱۸٫ از پیامبر (ص) روایت شده:

«هرکه سوره ی حمد را تلاوت نماید، خداوند در بهشت هفتاد هزار قصر از یاقوت ِ سرخ برای او بنا می کند، که در هر قصری، هفتاد هزار خانه از مروارید سفید می باشد، و در هر خانه یی، هفتاد هزار تخت از زبَرجَد سبز و روی هر تخت، هفتاد هزار بستر از جنس دیبا و حریر، و بر روی آن، همسری زیبا از حورالعین، دارای هفتاد هزار گیسوی مزّین شده با مروارید یاقوت، که بر گونه ی راست او، کلمه ی محمّد رسول الله و بر گونه ی چپ او علیّ ولی الله و بر پیشانی او حسن و برانه ی او حسین و بر لب های او بسم الله الرّحمن الرّحیم نوشته شده است. عرض کردم: رسول خدا! این مقام و بزرگی از آن ِ کیست؟ فرمود: برای آن که سوره ی حمد را با احترام و عظمت تلاوت نماید.»۲۰

۱۹٫ پیامبر (ص) فرمود:

«اگر مؤمن در هنگام عبور از پل ِ صراط بگوید: (بسم الله الرّحمن الرّحیم) شعله های آتش خاموش می گردد و آتش به او می گوید: این مؤمن! این پاداش ِ توست، زیرا نور ِ تو شعله های آتش مرا خاموش گردانید.»۲۱

۲۰٫ پیامبر (ص) فرمود:

«اگر معلـّمی به کودکی (بسم الله الرّحمن الرّحیم) بیاموزد و کودک آن را بگوید، خداوند گناهان ِ آن کودک و پدر و مادر و معلـّم را می بخشاید.»۲۲

۲۱٫ نقل شده که شخصی به نام عبدالرّحمان در مدینه آموزگار پسران بود و به یکی از فرزندان امام حسین (ع)، به نام جعفر سوره ی حمد را آموخت. هنگامی که، جعفر آن سوره را برای پدرش حسین (ع) تلاوت نمود، حضرت معلـّم را نزد خود فراخواند و به او هزار دینار و هزار پوشش ِ فاخر هدیه داد و دهان او را پر از مروارید و جواهر نمود. عبدالرّحمان دلیل این کار را از حضرت پرسید، حضرت فرمود: هنوز نتوانسته ام پاداشی به تو بدهم تا با سوره یی که به فرزندم آموختی، برابر باشد.»۲۳

۲۲٫ زمخشری در کتاب ربیع الابرار از پیامبر (ص) نقل می کند:

«دعایی که ابتدای آن با (بسم الله الرّحمن الرّحیم) آغاز شود، بی جواب نمی ماند؛ و بدانید که امّت من روز قیامت با گفتن ِ (بسم الله الرّحمن الرّحیم) می آیند و حسنات آنان در ترازوی اعمال سنگین تر می شود و دیگر امّت ها می گویند: ترازوی نیکی های امّت محمّد (ص) چه سنگین است! پیامبران دیگر می فرمایند: در ابتدای کلام آنان، سه نام از نام های خداوند متعال می باشد، که اگر در کفه ی ترازو قرار گیرد و گناهان تمام مخلوقات در کفه ی دیگر، حسنات آنان سنگین تر خواهد بود.»۲۴

۲۳٫ سوره ی حمد شرف و بزرگی ِ پیامبر (ص) است. قرآن کریم در مورد سوره ی حمد به عنوان عطیه یی الهی با پیامبر ِ کریمش سخن می گوید و آن را با تمام قرآن مقایسه می نماید و می فرماید: «به راستی که به تو سبع المثانی و همگی ِ قرآن بزرگ را بخشیدیم.»۲۵

۱٫ التهذیب، ج ۲، ص ۲۸۹، ح ۱۱۵۷٫

۲٫ همان، ج ۲، ص ۲۸۹، ۱۱۵۹٫

۳٫ یعنی: «و به راستی که به تو سبع المثانی و ـ همگی ِ ـ قرآن عظیم را بخشیدیم.» سوره ی حجر، آیه ی ۸۷٫

۴٫ سوره ی نمل، آیه ی ۳۰- ۲۹٫

۵٫ عیون أخبار الرّضا (ع)، ص ۲۷۰، ح ۵۹- ۶۰٫

۶٫ اصول کافی، ج ۲، ص ۶۲۳، ح ۱۶و۱۵و۲۲٫

۷٫ همان، ج ۲، ص ۶۲۳، ح ۱۶و۱۵و۲۲٫

۸٫ همان، ج ۲، ص ۶۲۳، ح ۱۶و۱۵و۲۲٫

۹٫ ثواب الأعمال، شیخ صدوق، ص ۱۳۲٫

۱۰٫ تفسیر القمی، ج ۱، ص ۳۹- ۴۰٫

۱۱٫ تفسیرالعیاشی، ج ۱، ص ۳۳، ح ۱- ۴٫

۱۲٫ همان، ج ۱، ص ۳۳، ح ۱- ۴٫

۱۳٫ همان، ج ۱، ص ۳۴، ح ۷- ۸٫

۱۴٫ همان، ج ۱، ص ۳۴، ح ۹- ۱۰٫

۱۵٫ همان، ج ۱، ص ۳۴، ح ۹- ۱۰٫

۱۶٫ همان، ج ۱، ص ۳۴، ح ۱۱٫

۱۷٫ همان، ج ۱، ص ۳۵، ح ۱۲- ۱۳- ۱۴- ۱۶٫

۱۸٫ امالی شیخ طوسی، ج ۱، ص ۲۹۰٫

۱۹٫ جامع الأخبار، ص ۴۲، فصل ۲۲، چاپ الاعلمی، بیروت.

۲۰٫ همان، ص ۴۲، فصل ۲۲٫

۲۱٫ همان، ص ۴۲٫

۲۲٫ همان، ص ۴۲٫

۲۳٫ مناقب ابن شهرآشوب، ج ۴، ص ۶۶٫

۲۴٫ البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۱۰۴٫

۲۵٫ تفسیر الأمثل، ج ۱، ص ۲۱٫

www.ahsanolhadis.i


more post like this